جهان ،چشم به راه كپنهاگ

مركز بلا در شهر كپنهاگ دانمارك، بزرگترين مركز اجتماعات در منطقه اسكانديناوي است؛ مركزي كه در مساحتي به ابعاد 121800 متر مربع بنا شده و ميتواند ميزباني 20 هزار و 200 نفر را بر عهده بگيرد. اين مركز از زماني كه اولين بخش آن در سال 1965 ساخته شد تاكنون ميزبان رويدادهاي بزرگي بوده است؛ از مجمع اتحاديه اروپا گرفته تا كنگره جهاني المپيك و حتي مراسم اهداي جوايز موسيقيMTV در سال 2006. اما آنچه كه اين مركز در فاصله 7 تا 18 دسامبر (16 تا 27 مهرماه) شاهد آن خواهد بود شايد مهمترين مجمعي باشد كه تاكنون نهتنها در اين مركز كه در سراسر سياره ما برگزار ميشود.
شايد اين جمله به نظر غلوآميز بيايد، اما اين كنفرانس ميتواند سرنوشت آينده زمين را تعيين كند. اگر تصميمي جدي و با پشتيباني شركتكنندگان در آن اتخاذ شود شايد زمين بتواند نفسي به آسودگي بكشد و در غير اين صورت، جهان با سرعت بيشتري به سوي مصيبتهايي خواهد رفت كه انسان عامل به وجود آمدن آنها بوده است. در مركز بلا در كپنهاگ، نهتنها كارشناسان درباره راههاي مقابله با گرمايش زمين بحث خواهند كرد كه مقامات رسمي كشورهاي مختلف در عاليترين سطوح خود به بحث و بررسي درباره تصميماتي خواهند پرداخت كه روش عمل جهانيان در مقابل يكي از مهمترين چالشهاي پيش روي بشر را در تمام تاريخش مشخص خواهد كرد. اين نشست اگرچه پانزدهمين كنفرانس عمومي در چارچوب تغييرات اقليم سازمان ملل متحد و پنجمين كنفرانس بررسي شرايط توافقنامه كيوتوست، اما از آنجا كه قرار است تصميمات سياسي در قبال رفتار كشورهاي عضو پس از سال 2012 در برابر مساله توليد گازهاي گلخانهاي و گرمايش زمين و تغييرات اقليم در آن اتخاذ شود، اهميتي دوچندان دارد. جهان با بيم و اميد روزهاي تقويم را تا رسيدن به اين نشست خط ميزند تا شاهد تصميماتي باشد كه شايد بتواند سياره ما و به طور مشخصتر انسان را در برابر خطري كه با آن مواجه است حفظ كند. اما هرچقدر كه اميدها زياد است، نگرانيها هم بالاست. آيا سياستمداران قادر خواهند بود اين بار دعواها و منافع سياسي و اقتصادي را كنار بگذارند و به تعهدي مسوولانه تن در دهند كه آينده تمدن انسان را تضمين ميكند يا بار ديگر منافع اقتصادي و سياسي، مانع نگاه دقيق و واقعگرايانه به آينده خواهد شد؟
گفته ميشود بشر امروز با 3 بحران واقعي مواجه است؛ بحرانهايي كه ميتواند نقطه پاياني بر حضور انسان بر اين سياره بگذارد و به حيات تنها گونه هوشمند سياره زمين در تاريخ حياتش پايان دهد. اين بحرانها انفجار جمعيت، بحران آب و غذاي جهاني و از همه مهمتر تغييرات اقليم است. انفجار جمعيت باعث كاهش منابع آب و غذاي سالم شده و تغييرات اقليم باعث تغيير الگوي زندگي بر سياره ما شده است. آنچه حل آن نيازمند سياستهاي فراملي است و هيچ فرد و كشوري نميتواند به تنهايي با آن مبارزه كند، گرمايش جهان است. اما گرمايش زمين چيست؟
سياره زمين يكي از نقاط استثنايي منظومه شمسي است. اين سياره در فاصله مشخصي از خورشيد قرار گرفته كه آن را منطقه كمربند حياتي مينامند. اگر زمين اندكي به خورشيد نزديكتر بود افزايش دما باعث ميشد بذر حيات پيش از بارور شدن بر اين سياره خشكيده شود و اگر اندكي دورتر از جاي فعلي خود بود، زمهرير در زمين شكل ميگرفت كه بذرهاي حيات را منجمد ميكرد. زمين در جاي مناسبي براي شكلگيري حيات قرار گرفته است و حيات توانست بر اين سياره شكوفا شود و رشد و تحول پيدا كند اما در كنار اين فاصله مناسب و وجود منابعي مانند آب و مواد معدني و هزاران عامل ريز و درشت ديگر اين جو يا اتمسفر زمين است كه تضميني بر ادامه حيات به شمار ميرود. جو زمين نهتنها لايهاي از گازهايي مانند نيتروژن و اكسيژن است كه حيات را براي ما فراهم ميآورد و فشار لازم براي ادامه حيات موجوداتي مانند ما را تامين ميكند اما وظيفههاي ديگري نيز بر عهده دارد. يكي از اين وظايف محافظت از زمين در برابر پرتوهاي كيهاني و تابشهاي فرابنفش مضري است كه از طرف خورشيد و فضا به سمت زمين ميآيد و اگر ما به طور مستقيم در معرض آن قرار بگيريم، از بين خواهيم رفت. چندي پيش كه لايه ازن زمين به دليل آزاد شدن برخي تركيبات گازي در جو رقيق شده بود، تعداد زيادي از ساكنان نيمكره جنوبي دچار سرطان پوست شدند. يكي ديگر از كارهايي كه جو زمين انجام ميدهد، كنترل دماي سياره است. اگر زمين جو نداشت، در طول روز كه در مقابل تابش مستقيم پرتوهاي خورشيد قرار ميگرفت دما بشدت بالا ميرفت و در شب يكباره دماي زمين تا دهها درجه زير صفر كاهش پيدا ميكرد. در چنين شرايطي از نظر تفاوت دماي شبانهروز كمتر موجود زندهاي ميتواست دوام بياورد. نمونه چنين رفتاري را در سياره عطارد و يا سطح ماه ميتوانيم ببينيم. اما جو زمين پديدهاي به نام پديده گلخانهاي به وجود ميآورد كه با متعادل نگاه داشتن دماي زمين در شب و روز امكان ادامه فعاليتهاي حياتي را ممكن ميكند. جو زمين به دليل وجود گازهايي كه به آنها گازهاي گلخانهاي ميگويند و مهمترين آنها دياكسيد كربن است. وجود اين گازها شرايطي مانند يك گلخانه را به وجود ميآورد. تابشهاي گرمايي كه به زمين ميرسد از جو زمين عبور ميكند. گازهاي جو زمين در برابر بخشي از پرتوهاي گرمايي و همچنين در برابر نور مرئي طيف الكترومغناطيس شفاف است. اما اين پرتوها پس از برخورد با سطح زمين و هنگام بازتاب، دچار تغيير طول موج ميشوند و اين لايه گازهاي گلخانههاي اجازه عبور مجدد اين پرتوهاي گرمايي را نميدهد و راه بخشي از آنها را سد ميكند. گرما درون لايه گرما كره باقي ميماند و هنگام شب نيز دماي ميانگين بالا باقي ميماند. به اين ترتيب حيات ما وابسته به وجود اين گازهاي گلخانهاي است، اما شرايط سياره ما خلاف آنچه به نظر ميآيد، بسيار شكننده است. تعادلي بسيار ظريف شرايط حيات روي اين سياره زيبا را به وجود آورده است و اندكي تغيير در اين تعادل، ميتواند همه شرايط را بر هم بزند و باعث شود عواملي كه باعث بقاي حيات روي زمين هستند تبديل به عوامل مرگبار شوند.
انفجار جمعيت، بحران آب و غذاي جهاني و از همه مهمتر تغييرات اقليم مشكلاتي هستند كه بشر امروزه با آنها روبهرو است
گازهاي گلخانههاي نيز چنين هستند. اگر حجم گازهاي گلخانهاي در جو زمين افزايش يابد، آنگاه اين لايه مانع خروج بخشهاي بيشتري از پرتوهاي گرمايي از جو زمين ميشود و با انباشته شدن گرماي بيشتر، كمكم دماي ميانگين زمين افزايش پيدا ميكند. اين اثر است كه از آن به تشديد اثر گلخانهاي و افزايش دماي ميانگين سياره و در نتيجه گرمايش زمين ميانجامد. اين اتفاقي است كه در نهايت باعث ميشود تا چرخه متعادل سيستمهاي اقليمي روي زمين دستخوش تغيير شود و در نهايت حيات ما را روي زمين دستخوش تغيير كند.
پس از انقلاب صنعتي كه در نتيجه آن انسان رو به استفاده بيش از پيش از سوختهاي فسيلي از جمله ذغالسنگ و بعدها نفت و مشتقات آن آورد، روند توليد گازهاي گلخانههاي نيز افزايش يافت.
سوختهاي فسيلي، از بقاياي موجودات زنده دوران قديم زمين به وجود آمدهاند و سوزاندن آنها همراه با آزاد كردن مقدار بسياري زيادي از گازهاي گلخانههاي و بخصوص دياكسيد كربن است. اگر نگاهي به فعاليتهاي روزانه خود بيندازيم، ميبينيم كه تا چه حد روند توليد اين گازها افزايش پيدا كرده است. چراغ برقي كه در خانه ما روشن ميشود، راديو، تلويزيون يا هر ابزار الكتريكي ديگر، نيازمند مصرف برقي است كه عمده آن در نيروگاههايي توليد ميشود كه با سوختهاي فسيلي كار ميكنند. بنابراين هر كاربري برقي به طور مستقيم و غيرمستقيم در توليد گازهاي گلخانههاي نقش ايفا ميكند. در كنار آن ماشينها، هواپيماها، اجاقهاي خوراكپزي و گرمايشي، به طور مستقيم از مشتقات نفتي استفاده ميكنند و به طور مستقيم گازهاي گلخانههاي را به جو زمين ميفرستند و باعث گرمايش زمين ميشوند. در چند قرن اخير، اين فرآيند كمكم خود را به شكل مشهودي نشان داده است و در 50 سال اخير بود كه دانشمندان متوجه مسيري شدند كه با افزايش اين گازها پيش روي ما قرار گرفته است. بنابر نظر اين دانشمندان، با افزايش توليد و آزادسازي اين گازها كه خود نتيجه نوع سبك زندگي و فعاليتهاي صنعتي ماست، دماي ميانگين سياره ما نيز افزايش مييابد. با افزايش اين دما، ماشه مجموعهاي از رويدادهاي مرگبار چكانده ميشود و سيل اتفاقات بعدي دومينووار جاري ميشود. با افزايش دماي ميانگين زمين، چرخه حياتي آب و هوا روي زمين دچار تغيير ميشود. جريانهاي آبي كه باعث تعادل دماي آبي ميشوند، در اثر اين رويداد تغيير ميكنند و با اين تغيير، زندگي برخي گونههاي كوچك دريازي كه در سر حلقه زنجيرههاي غذايي بزرگتر قرار دارند نابود ميشوند. در كنار آن، اين فرآيند با آب شدن يخهاي قطبي همراه خواهد بود. با آب شدن يخهاي بيشتر و شناور شدن آنها در اقيانوسها، همزمان 2 اتفاق رخ ميدهد؛ نخست كاهش دماي اقيانوسها كه در نتيجه آن هاريكنها با قدرت بيشتر و در كمربندهاي وسيعتري از مناطق زمين رخ ميدهند. اين آب شدن يخها باعث ميشود تا سطح آبهاي آزاد افزايش پيدا كند. از هماكنون، اثرات اين آب شدن يخها را ميتوان مشاهده كرد. برخي از محققان پيشبيني ميكنند كه اگر جلوي اين فرآيند گرفته نشود، برخي از كشورها به طور كامل و براي هميشه زير آب فرو خواهند رفت. مقامات كشور مالديو از هم اكنون نگران آينده كشورشان در چند دهه آينده هستند و همين چند ماه پيش بود كه رئيسجمهور و اعضاي هيات دولت آن جلسه خود را زير آب برگزار كردند تا توجه جهانيان را به خطرات ناشي از گرمايش زمين جلب كنند. اين خطر تنها متوجه مالديو نيست؛ مناطق ساحلي كه اتفاقا بيشترين جمعيت جهان را در خود جاي دادهاند در خطر جدي قرار دارند. ايالات متحده، ژاپن، كانادا، استراليا، چين و بسياري ديگر از كشورها در صورت چنين رويدادي با جمعيت ميلياردي آوارگان مواجه خواهند شد.
آب شدن يخها در برخي از مناطق ميتواند اثرات مخرب تري به جاي بگذارد. اگر صفحه يخي گرينلند آب شود (كه هم اكنون شكست آن آغاز شده است)، احتمالا جريان آبي موسوم به جريان خليج از كار ميافتد و روندي پيچيده كه به نوعي كنترلكننده دماي آبهاي زمين و سيستم هوايي آن است، از كار خواهد افتاد و به اين ترتيب، انسان با چهرهاي خشن از رفتارهاي آب و هوايي زمين مواجه ميشود.
اين تغييرات دما همچنين باعث انقراضهاي گستردهاي خواهد شد؛ انقراضهايي كه از هم اكنون آغاز شده است. برخي موجودات مانند خرسهاي قطبي از هم اكنون دچار مصيبت شدهاند و به دليل نبودن قطعات يخ شناور، براي اولين بار در قرنهاي اخير، مردم جنازههاي شناور خرسهاي قطبي را در آبهاي شمالي پيدا ميكنند. البته موجوداتي كه منقرض ميشوند بسيار بيشتر و متنوعتر از خرسها هستند. بسياري از سرحلقههاي زنجيرههاي غذايي بشدت به دماي ميانگين زمين حساسند و با تغيير آن نابود ميشوند و نابودي اين موجودات كوچك باعث از بين رفتن تمام زنجيرهاي خواهد شد كه از آنها سرمنشأ ميگيرد.
هماكنون گرمايش زمين چهره سياره ما را تغيير داده و برفهاي كليمانجارو به افسانهها پيوسته است. شايد تا 40 سال ديگر هيچ نشاني از يخهاي كلاهك قطبي شمال زمين نباشد. به هر جا كه نگاه ميكنيد، اثرات اين پديده ديده ميشود و گويي زمين و زمان به ما هشدار ميدهد.
چنين چهره تاريكي از زمين، حاصل فعاليتهاي بيمنطق انسان و استفاده نامحدود آن از منابع سوخت فسيلي است. انسان در برابر بزرگترين خطري قرار گرفته است كه از آغاز پيدايشش روي زمين تا كنون با آن مواجه بوده است. اگرچه تصور ميشد اگر مردم بدانند در برابر چنين خطري قرار گرفتهاند، بلافاصله همه امكانات خود را براي مقابله با آن به كار ميگيرند، اما انسان اين گونه عمل نكرد و با مطرح شدن اين داستان ابتدا دست به انكار زد. بسياري از سياستمداران و دانشمندان گفتند زمين بزرگتر از آن است كه دستكاري ما چنين اثر مرگباري بر آن بگذارد. برخي گفتند كه در تاريخ بارها چنين اتفاقي افتاده و خود زمين راهحلش را پيدا ميكند. البته شكي در اين نيست كه زمين از اين فرآيند جان سالم به در خواهد برد، اما بعيد است انسان در چنين زميني جايگاهي براي زيست داشته باشد. زماني كه خطر جدي شد، سياستمداران و دانشمندان به فكر افتادند كه يكي از مهمترين آنها برگزاري اجلاس كيوتو بود كه در سال 1997 ميلادي برگزار شد و در آن همه كشورهاي جهان توافق كردند تا توليد گازهاي گلخانهاي خود را كاهش دهند. اما چنين چيزي رخ نداد و برخي از بزرگترين كشورها مانند استراليا، آمريكا و چين به آن نپيوستند؛ درحالي كه بزرگترين توليدكنندههاي گازهاي گلخانهاي بودند.
سياستمداران و اقتصاددانان استدلال ميكردند كه اگرچه توليد گازهاي گلخانهاي زيانبار است، اما تبديل صنايع به صنايع غيرآلاينده هزينهبر است و مانع رشد اقتصادي كشورها ميشود و كشورهاي ضعيفتر هم استدلال كردند كه چون اقتصادهاي بزرگ مسوول چنين رفتاري هستند، پس خود آنها هم بايد راهحلي پيدا كنند.
موعد اجرايي پروتكل كيوتو در حالي به پايان ميرسد كه نتوانسته به اهداف خود دست پيدا كند. در ماههاي اخير، چندين جلسه در سطح مقامات ارشد برگزار شد تا در اين باره تصميمگيري كنند؛ اجلاسي مانند سران اروپا و سران اپك كه در هيچكدام از آنها توافقي جدي صورت نگرفت و با اينكه در همان روزها صحبت از شكست لايه يخي گرينلند و افزايش سرعت آب شدن يخهاي قطبي منتشر ميشد، همه آنها همه چيز را به اجلاس كپنهاگ واگذاشتند.
همانطور كه در نمودار روبرو ميبينيد درجه حرارت زمين چه براساس اطلاعات ايستگاههاي هواشناسي و چه حرارت آبهاي آزاد در حال افزايش است. هرچند در بعضي سالها كاهش كمي را نشان ميدهد اما در كل ميانگين منحني صعودي است.
اينك سالن بلا در شهر كپنهاگ خود را براي اجلاسي آماده ميكند كه بايد در آن سران كشورهاي جهان تصميمات خود را براي كاهش ميزان توليد گازهاي گلخانهاي در افق سال 2012 و پس از آن اعلام كنند. 2012 در تاريخ اقوام باستاني ماياها به عنوان پايان دنيا مطرح شده است و شايد اگر تصميمات اين اجلاس و تلاشهاي مشابه به نتيجه نرسد، اين سال به راستي آغاز نابودي زمين باشد.
اجلاس كپنهاگ موفق نخواهد شد مگر اينكه همه سياستمداران براي يك بار فراموش كنند كه روساي دولتهايي متفاوت هستند و به ياد بياورند با همه اختلاف نظرهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي، همه سرنشينان يك كشتي به نام زمين هستند. اگر زمين نباشد و حيات انسان روي آن نابود شود، ديگر چيزي هم به نام كشورها يا فرهنگها يا قدرتهاي اقتصادي باقي نخواهند ماند كه با هم به نزاع برخيزند. كپنهاگ تنها در شرايطي موفق است كه هم سران و هم مردم عادي خود را سرنشينان اين كشتي فرض كنند. مسووليتهاي دولتها آسان نخواهد بود، اما تنها راه براي بقاست. از سوي ديگر، تكتك شهروندان سياره هم بايد مسووليت خود را بپذيرند. اگر دولتهاي بزرگ بايد با تصميماتي شجاعانه تعهد خود را به كاهش سريع توليد گازهاي گلخانهاي بيان و به آن عمل كنند،شهروندان عادي هم بايد با تغيير روش زندگي خود به حل اين مساله كمك كنند.كارهاي سادهاي مانند استفاده كمتر از كيسههاي پلاستيكي، استفاده از وسايل نقليه عمومي، خاموش كردن چراغهاي غيرضروري يا حتي خاموش كردن رايانههاي شخصي به جاي استندبايگذاشتن آنها، در كنار كارهاي بزرگ سياره ما را نجات خواهد داد.
زمين سياره ماست و ما را بدون توجه به فرهنگها، سياستها يا نژاد و زبانمان روي خود جاي داده است و اگر بخواهيم بازهم برآن زندگي كنيم، بايد خود را شهرونداني مسوول در برابر سياره خود بدانيم. اين مبارزهاي است كه اگر همه بشريت در آن شركت نكنند، قطعا شكست خواهند خورد.
اينك زمين تبدار ما با چشماني نگران به كپنهاگ مينگرد. آيا بشر اين بار حاضر خواهد شد مسووليت خود را بپذيرد؟