آخرین فرصت برای نجات بشریت

آخرین فرصت برای نجات بشریت


گویا جیمز لاولاک که نودمین تولدش را در تیرماه آینده جشن خواهد گرفت، تصمیم ندارد پیری را بپذیرد. سفری برنامه‌ریزی شده به فضا در تابستان و مراسم رونمایی از آخرین کتابش در ماه آتی، بخش‌هایی از برنامه او برای سال آینده را تشکیل می‌دهند که به نظر می‌رسد سالی مملو از هیجان باشد. ولی مبتکر نظریه گایا، چندان به آینده بشریت خوشبین نیست. نظریه گایا، زمین را یک سیاره خود تنظیم‌کننده تعریف می‌کند. به نظر آقای لاولاک، ما تنها یک راه برای نجات نوع بشر داریم که صد البته، این هیچ ربطی به انرژی هسته‌ای ندارد.

کار شما روی کلوروفلوئوروکربن‌ها یا همان سی.اف.سی‌ها در جو، در نهایت به ممنوعیت جهانی استفاده از سی.اف.سی منجر شد و ما را از خطر نابودی بیشتر لایه ازن نجات داد. آیا ما به اندازه کافی فرصت داریم تا با انجام کار مشابهی در مورد انتشار کربن، خطر تغییرات آب‌وهوایی را پشت سر بگذاریم؟
مطلقا هیچ شانسی نداریم. بیشتر تبلیغات حول فناوری‌های سبز یک کلاهبرداری وحشتناک به نظر می‌رسد. تجارت کربن و کمک‌های بسیار بزرگ دولتی به آن، تنها چیزی است که صنایع و تجار می‌خواستند. این قضیه هیچ ربطی به آب‌وهوا ندارد و هیچ کاری هم برای تغییرات آب‌وهوا نمی‌کند؛ ولی در عوض پول خیلی زیادی برای تعداد زیادی از مردم فراهم می‌کند و زمان حساب پس‌دادن را به تعویق می‌اندازد. من مخالف انرژی‌های تجدیدپذیر نیستم، ولی به تاراج بردن و نابودی تمام مناظر طبیعی و ییلاق‌های انگلستان برای ساختن نیروگاه‌های بادی مرا عصبی می‌کند. اصلا نیازی به این کار نیست، و مهم‌تر از آن، این‌که تولید تنها یک گیگاوات برق (معادل با هزار مگاوات) از این نیروگاه‌های بادی نیاز به 2500 کیلومتر مربع فضای باز دارد که برابر تمام ییلاقات انگلستان است.

در مورد کار روی حذف و کاهش دی‌اکسید کربن چه می‌گویید؟
این تنها یک اتلاف وقت است، یک فکر احمقانه و خطرناک! این کار زمان بسیار زیادی می‌برد و انرژی خیلی زیادی را تلف می‌کند و نهایتا هم عملی نخواهد شد.

آیا شما هنوز هم از انرژی هسته‌ای به عنوان راه مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی حمایت می‌کنید؟
این راهی است که بیشتر کشورها می‌تواند مشکل انرژی خود را حل کنند؛ ولی در مقیاس جهانی، این کار درمان مشکل تغییرات آب‌و‌هوا نیست. برای اقدام به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای دیگر خیلی دیر شده است.

پس در این صورت آیا ما محکوم به فناییم؟
تنها یک راه وجود دارد که بتوانیم از طریق آن خود را نجات دهیم و آن‌؛ دفن زغال چوب در مقیاس خیلی وسیع است. این به این معناست که کشاورزان باید تمام دورریزهای کشاورزی را که مملو از کربنی است که گیاهان در تمام مدت تابستان جمع‌آوری کرده‌اند، به زغال چوب تجزیه‌ناپذیر تبدیل و در خاک دفن کنند. بدین ترتیب شما خواهید توانست مقادیر خیلی زیادی از کربن را در مدت کوتاهی از چرخه خارج کنید و مقدار گاز کربنیک موجود را به سرعت به حدی پایین‌تر از میزان خطر برسانید.

آیا این کار به تغییری قابل توجه و به حد کفایتی منجر خواهد شد؟
بله! بیوسفر سالانه 550 گیگاتن کربن را از چرخه خارج می‌کند. ما تنها 30 گیگاتن کربن در سال تولید می‌کنیم. نود و نه درصد کربن باقی‌مانده توسط گیاهان نگهداری می‌شود و در عرض یک سال توسط مصرف‌کنندگانی نظیر باکتری‌ها، کرمک‌ها و کرم‌ها به جو زمین برمی‌گردد. کاری که ما می‌توانیم بکنیم، این است که مواد اولیه مورد نیاز این باکتری‌ها را از دسترسشان خارج کنیم و این کار نیز با ترغیب کشاورزان به سوزاندن دورریزهای کربنی در سطوح خیلی پایین اکسیژن و تبدیل آن‌ها به زغال چوب ممکن می‌شود. سپس کشاورزان باید این زغال‌ها را در زمین دفن کنند. مقدار کمی گاز کربنیک آزاد می‌شود، ولی بخش اعظم آن به کلی از چرخه کربن خارج می‌شود. مقدار کمی از سوخت زیستی نیز محصول جانبی سوختن این مواد خواهد بود که کشاورزان می‌توانند با فروش آن پولی نیز بدست آورند. این طرح نیاز به هیچ کمک دولتی ندارد، چراکه کشاورز از کار خود سود مالی می‌برد. این تنها کار موثری است که ما می‌توانیم انجام دهیم، ولی من اطمینان دارم که آن‌ها این کار را انجام نمی‌دهند.

آیا فکر می‌کنید ما نجات می‌یابیم؟
من یک بدبین خوشبین هستم! به نظر من این اشتباه است که فکر کنیم با 2 درجه گرم شدن کره زمین نجات می‌یابیم و هیچ مشکلی پیش نمی‌آید: همین حالا هم زمین بیش از اندازه جمعیت دارد. با 4 درجه گرم شدن زمین حتی یک دهم از جمعیت فعلی زمین هم نجات نمی‌یابند. دلیلش هم این خواهد بود که ما به اندازه کافی غذا نخواهیم داشت، لا اقل نه تا وقتی که این مشکل را حل نکنیم. به این دلیل تا پایان این قرن تا نود درصد جمعیت زمین حذف و تنها ده درصد گلچین خواهند شد. تعداد جمعیت زمین در پایان این قرن چیزی در حد یک میلیارد نفر یا کمتر خواهد بود. البته این امر قبلا نیز اتفاق افتاده است: بین دوره‌های یخبندان، زمانی رسیده بود که تنها 2000 نفر از نسل بشر باقی مانده بودند. این حادثه دوباره در حال اتفاق افتادن است.

من گمان نمی‌کنم که انسان‌ها به اندازه کافی سریع عمل کنند یا به اندازه کافی باهوش باشند تا آن‌چه را در شرف وقوع است، مدیریت کنند. پیمان کیوتو 11 سال پیش امضا شد و در این مدت در عمل هیچ چیزی بجز سخنرانی‌ها و جلسات بی‌انتها رخ نداده است.

چشم انداز ناامید کننده‌ای است!
نه الزاما. به نظر من 9 میلیارد از 1 میلیارد بهتر نیست. به نظر من انسان‌ها بیشتر شبیه فتوسنتزکننده‌های اولیه هستند. هنگامی که برای اولین بار روی سیاره ظاهر شدند، با آزاد کردن گاز اکسیژن سبب نابودی عظیمی شدند، چرا که آن زمان گازی نامطبوع و سمی بود! به نظر من وضع فعلی انسان خیلی شبیه آن‌ها است. برای اولین بار در طول عمر 3.5 میلیارد ساله حیات روی زمین، این سیاره یک گونه هوشمند با قابلیت ارتباط برقرار کردن دارد که می‌تواند کل سیستم را در نظر بگیرد و حتی برای تغییر آن نیز برنامه‌ریزی کند؛ هرچند که هنوز به اندازه کافی باهوش نیست! انسان‌ها هنوز باید تا حدی تکامل بیابند، ولی می‌توانند به یک همکار خیلی خوب برای بهبود وضع زمین تبدیل شوند.

پس از این آخرالزمان آب‌وهوایی، چقدر از تنوع زیستی زمین باقی خواهد ماند؟
در دوره‌ زمین شناسی بین پالیوسن و ایوسن که حدود 55 میلیون سال پیش بود، نمونه‌ای از بیشترین دمای زمین را داریم. در آن زمان، مقدار گاز کربنیک موجود در جو تقریبا همان اندازه‌ای بود که امروز ما در حال انتشار آن هستیم؛ دمای زمین 5 درجه بالا رفت و برای حدود دوهزار سال در آن حد ماند. بیشتر سطح زمین به بیابان تبدیل شد و حتی محدوده‌های قطبی به مناطق حاره‌ای تبدیل شدند. بیشتر موجودات زنده در زمین به سمت شمال رفتند تا زنده بمانند و تا وقتی که هوا دوباره سرد شد، همان‌جا ماندند. در نتیجه هیچ‌گاه انقراض گسترده ای رخ نداد. الان هم دوباره حرکت شروع شده است. اگر در مناطق برون‌شهری و روستایی زندگی کنید، شما هم مانند من شاهد این تغییرات خواهید بود، حتی در انگلستان!

اگر جوان‌تر بودید، آیا این منظره شما را نمی‌ترساند؟
نه. من پیش از این هم درگیر چنین مسایل احساسی بوده‌ام. این مساله مرا به یاد زمانی می‌اندازد که 19 ساله بودم و جنگ جهانی دوم شروع شد. ما خیلی ترسیده بودیم، ولی تقریبا همه خوشحال‌تر از حالت عادی بودند. ما با چنین شرایطی خیلی راحت‌تر کنار می‌آییم تا در زمان صلح. هنگامی که شرایط سخت می‌شود، همه چیز آن‌قدرها هم بد نیست. من در تیر ماه 90 ساله می‌شوم! من خیلی بیشتر از شما به مرگ نزدیکم، ولی نمی‌ترسم. من به دنبال جشن گرفتن صد سالگی‌ام هستم.

آیا برای سفرتان به فضا اشتیاق هم دارید؟
خیلی زیاد. من از همین الان دوربینم را آماده کرده‌ام.

آیا باید آموزش خاصی ببینید؟
من باید به سانتریفیوژ (دستگاه گریز از مرکز) بروم تا ببینم آیا می‌توانم فشار g را تحمل کنم یا نه. فکر نمی‌کنم مشکلی پیش بیاید، چون قسمت عمده‌ای از زندگی علمی‌ام را روی کشتی‌ها و در اقیانوس‌های ناآرام سپری کرده‌ام و هیچ‌گاه، حتی اندکی هم دچار عارضه دریاگرفتگی نشده‌ام. در نتیجه فکر نمی‌کنم در فضا دچار مشکلی شوم. آنها مرا تحت یک آزمایش گران‌قیمت توریوم 201 قرار دادند و سپس مرا روی دوچرخه نشاندند. بعد از آزمایش‌ها گفتند قلب من مانند یک جوان 20 ساله معمولی کار می‌کند.

مطمئنم که همسرتان عصبی و ناراحت است!
نه، اتفاقا او مرا تشویق می‌کند. البته این به خاطر این نیست که من بیمه عمر گران‌قیمتی دارم، چون چنین بیمه‌ای ندارم!

زندگینامه:
جیمز لاولاک شیمیدان، مخترع و زیست‌محیط شناس انگلیسی است. شهرتش به‌خاطر فرضیه بحث‌برانگیز گایا است که در دهه 1970 مطرح کرد. این فرضیه بیان می‌دارد که موجودات زنده با سطح و جو زمین تعامل برقرار می‌کنند و ویژگی‌های آن را تنظیم می‌کنند. تابستان آینده قرار است به عنوان مهمان افتخاری ریچارد برنسون، سوار بر کشتی فضایی ویرجین گالکتیک2 شود و به فضا سفر کند!

کربن در جنگل‏های آفریقا غرق می‏شود

کربن در جنگل‏های آفریقا غرق می‏شود

 آیا افزایش درختان در جنگل‌های دست‌نخورده استوایی ، نشانه تغییرات جوی است یا بهبودی از آسیب‏های پیشین ؟

پوشش گیاهی انبوه جنگل‏های استوایی، انباری بزرگ و قابل توجه برای ذخیره کربن در جهان است. جنگل‏های استوایی نسبت به پوشش‏های گیاهی دیگر، کربن بیشتری در واحد سطح دارند که با قطع کردنشان، تمامی‏ این کربن را در جو آزاد می‏کنیم. به همین دلیل نیز رشد جنگل‏ها، کربن هوا را می‏گیرد و جو را پاک می‏کند. البته هیچ درخت و جنگلی نمی‏تواند برای همیشه رشد کند. حتی در غیاب اتفاقاتی که درختان را به طور انبوه از بین می‏برد؛ نظیر آتش‌سوزی، طوفان‏های سخت و قطع درختان برای الوارسازی؛ هر جنگلی در نهایت به نقطه‏ای می‏رسد که رشد و مرگ درخت در موازنه قرار می‏گیرد و دراین حالت، میانگین تغییر در میزان کربن موجود در درخت به صفر می‏رسد.

با این وجود، در حال حاضر جنگل‏های استوایی به طرز حیرت‌انگیزی هم‌چنان سرحال به نظر می‏رسند و خبری از رسیدن به آن موازنه مورد بحث نیست. اگر شما تعداد و اندازه درختان را در یک مساحت مشخص، ثبت و مقدار ذخیره کربنشان را محاسبه کنید، و چند سال بعد دوباره این عمل را برای همان منطقه تکرار کنید، خواهید دید که جنگل به طور میانگین کربن بیشتری را نسبت به گذشته در خود نگه می‏دارد. این مطلب اولین بار برای جنگل‏های استوایی آمازون بررسی و منتشر شد. این امر، هم‌چنین نشان می‏دهد که جنگل‏های استوایی که محل ذخیره کربن به شمار می‏روند، رو به افزایشند.

حالا این میزان که درباره آن صحبت می‏کنیم، دقیقا چقدر است؟

با استفاده از داده‏های جمع‌آوری شده در افریقا، بین سال‏های 1347 / 1968 و1386 / 2007، به این نتیجه رسیده‏ایم که درختان سالیانه به طور متوسط 0.63 تن کربن در هر هکتار ذخیره می‏کنند. با دانستن این که تقریبا نصف بخش خشک در هر درخت را کربن تشکیل می‏دهد، مقدار چوب سالیانه اضافه شده به هر هکتار جنگل افریقا به طور انبوه برابر با جرم یک خودروی کوچک است. در مقایسه، میزان میانگین کربن جمع شده در جنگل‏های استوایی دور تا دور دنیا در سال، 0.49 تن کربن در هر هکتار بوده است. با انجام برآوردها و در نظر گرفتن عوامل مختلف همچون مرگ درختان، لویس ات‌آل تخمین می‏زند که جنگل‏های قدیمی ‏میزان 1.3 میلیارد تن کربن را سالیانه در سراسر دنیا جذب می‏کنند.

دو نوع توضیح احتمالی برای چنین یافته‏ای وجود دارد. یکی آن که جنگل‏های استوایی که ما به عنوان جنگل‏های دست نخورده و سالم نگاه می‏کنیم، در واقع صدمات عمده‏ای را در گذشته نه چندان دور دیده‏اند و هم‌چنان برای رسیدن به حالت قبل، در فرایند رشد هستند. این فرایند بهبودی به عنوان یک توالی شناخته می‏شود و چند صد- یا حتی چند هزار- سال طول می‏کشد. توالی، نه نتها شامل رشد اولیه برای ایجاد سایبان‏های بلند گیاهی است، بلکه باعث تغییرات تدریجی در ترکیبات گونه‏های خاص گیاهی هم می‏شود. آسیب‏های گذشته، می‏توانسته طبیعی یا بر اثر برخورد نامناسب بشر با طبیعت بوده باشد. رویدادهای احتمالی، شامل خشک‌سالی و آتش‌سوزی، ال‌نینو (گرم شدن زیاد آب اقیانوس و پیشرفت آن به سمت خشکی) و تغییراتی است که در زمین‏هایی انجام می‏گیرد که یک بار پاکسازی شده‏اند و دوباره برای کاشت درختان و ایجاد جنگل آماده می‏شوند.

در حقیقت، مدارک بوم‎شناسی و باستان شناسی نشان می‏دهد که تاریخچه بلندی از آسیب‏هایی که به جنگل‏های به اصطلاح دست نخورده امروزی وارد آمده، موجود است. آتش‌سوزی‏های بزرگ بسیاری در جنگل‏های آمازون در طی هزاره گذشته رخ داده که زمان هر کدام، هم به شرایط آب‌و‌هوایی و هم به جمعیت انسانی وابسته است. بسیاری از زمین‏های وحشی و بکر یا از بین رفته‏اند یا در گذشته به شدت مورد استفاده و بهره‌برداری انسان‏ها قرار گرفته‏اند. این می‏تواند دلیلی باشد بر این که کربن جایی بهتر از جنگل‏های استوایی را برای مخفی شدن پیدا نمی‏کند.

دومین دلیل برای یافته‏های مقاله لویس، این است که توازن قبلی جنگل‏های استوایی توسط شرایط جدید آب‌وهوایی جهانی به هم خورده است. اکنون آن‏ها در مرحله انتقال به موقعیتی با سطح بالاتر کربن هستند. برای مثال، شاید افزایش مقدار دی‏اکسیدکربن جو به طور موثر رشد درختان استوایی را پربارتر می‏کند. تحت این شرایط، درختان به طور میانگین قبل از این که بمیرند، رشد بیشتری خواهند داشت و ذخیره کربن درخت افزایش خواهد یافت. ذخیره کربن در جنگل‏های استوایی به طور گسترده‌ای به عواملی چون آب‌وهوا، نوع خاک و مکان وابسته است و به همین خاطر میزان آن متغیر است. بنابراین، تغییرات موقتی در آب‌و‌هوا می‏تواند در بلند مدت تاثیر زیادی بر آن داشته باشد.

دو مکانیزم که ممکن است برای مشاهدات محققان نشریه لویس و همکارانش به کار بیاید، الگوهای مبتنی بر تفاوت‏های مکانی و زمانی است که بر جذب کربن توسط درخت اثر می‏گذارد. ولی دانش ما درحال حاضر اجازه پیش‏بینی این الگوها را به ما نمی‏دهند. حتی نمی‏توانیم بگوییم که کدام مکانیزم دارد در افریقا رخ می‏دهد. در طی یک دوره توالی، ذخیره کربن درخت با آهسته‏ترین سرعت، به آهستگی دوره توقف رشد، زیاد می‏شود. بنابراین، ما انتظار داریم که ذخیره کربن در درخت، سرعت تغییر مقدار آن و دوران توقف رشد، ارتباط تنگاتنگی با نوع بافت هر جنگل داشته باشد. در جنگل‏های معتدل و شمالی، جایی که دوره توقف رشد به طور کلی شناخته شده، ذخایر کربن و تغییرات پی‏درپی، حقیقتا یک ارتباط قوی را با دوره توقف رشد نشان می‏دهد. اما اطلاعات ما درباره ارتباطات دقیق بین سرعت رشد و توازن ذخایر کربن با آسیب‏های گذشته، باران‏های سیل‌آسای منطقه و خاک و دما و عوامل دیگر، هنوز کافی نیست.

افراد ممکن است این تصور را داشته باشند که غلظت گاز دی‏اکسیدکربن در همه نقاط دنیا به یک میزان افزایش می‏یابد؛ پس چطور چنین تاثیری را فقط در جنگل‏های استوایی می‏بینیم. در حقیقت باید اینطور نتیجه‌گیری کرد که تاثیر این گاز بر رشد و نمو جنگل‏های استوایی، به شدت به عوامل متنوعی چون ترکیبات خاک این مناطق و همچنین تغییرات بومی ‏آب‌وهوایی بستگی دارد.

در مطالعه‏ای که سال گذشته منتشر شد، اشاره شده بود که از هر 10 جنگل دست نخورده استوایی، در 9 تای آنها گونه‏هایی از درختان با سرعت رشد کمتر، مخالف آن‌طور که انتظار می‏رود درحال افزایش هستند. ولی لویس ات‌آل هنوز هیچ ارتباطی را بین تراکم چوب یک گونه خاص و سرعت تغییر تعدادشان در سرتاسر نقاط افریقا پیدا نکرده است.

آن‌چه واضح است، این که ما به درک بهتری از تغییرات کربنی در جنگل‏های استوایی نیاز داریم تا علل افزایش‏های مشاهده شده در ذخایر کربن درختان استوایی را تعیین کنیم و حیاتی‏تر از آن، خط سیر آینده این ذخایر را تحت تاثیر تغییرات جهانی پیش‏بینی کنیم. از این گذشته، ما نه تنها باید به خود درخت توجه کنیم، بلکه خاک را هم باید مورد بررسی قرار داد: خاک‏های جنگل‏های استوایی حداقل به اندازه درخت‏ها، کربن در خود دارند. برخلاف ذخایر کربن درخت، ذخایر کربن خاک به طور بالقوه‌ای می‏تواند نامحدود افزایش یابد. ولی پیش‏بینی غالب این است که بالارفتن دما، سرعت تجزیه را بالا می‏برد و ذخایر کربنی خاک را کم می‏کند.

آیا در آینده، درختان استوایی و خاک آن به عنوان چاهک‏های کربنی عمل می‏کنند و از این طریق اثر منفی تغییر آب‌وهوایی را کند می‏کنند؟ برای پاسخ‌گویی به این پرسش و آشکارشدن دیگر ابهامات هم‌چنان ارزیابی‏های بسیاری باید انجام شود.

مورچگان، پیشرو در تولید سوخت زیستی

مورچگان، پیشرو در تولید سوخت زیستی

 مورچه‌های برگ‌خوار برای حمایت از قارچ‌های خوراک خود، آنتی‌بیوتیک تولید می‌کنند و با هضم سلولز، سوخت زیستی و پاک می‌سازند

در یک همزیستی مسالمت‌آمیز و سودمند، مورچههای برگ‌خوار نوعی قارچ را پرورش می‌دهند و باغبانی می‌کنند. این مورچه‌های کشاورز با ایجاد محیطی امن برای رشد قارچ‌ها، زمینه رشد مناسب آنها را فراهم می‌کنند و در عین حال، از آنها به عنوان یک منبع غذایی خوب استفاده می‌کنند.

اما این‌طور که تحقیقات جدید نشان می‌دهند، به نظر می‌آید این هم‌زیستی 50 میلیون ساله برای انسان‌ها هم منافعی در بر داشته باشد. میکروبهای دخیل در این فرایند می‌توانند راهی تازه برای دست‌یابی دانشمندان به آنتی‌بیوتیک‌های جدید و تولید سوخت‌های زیستی نشان دهند.

10 سال پیش، کامرون کاریه که در آن زمان محقق بومشناسی میکروبی دانشگاه تورنتو در اونتاریوی کانادا بود، در مورد مورچههای برگخوار به کشف جالبی دست یافت. او متوجه شد این مورچه‌ها، کلونی‌هایی از اکتینومیست‌ها را در بدنشان حمل می‌کنند، باکتری‌هایی که با تولید آنتی‌بیوتیک‌های خاص، قارچ‌های کشت شده توسط مورچه‌های کشاورز را در برابر قارچ‌های انگلی مانند Escovopsis محافظت می‌کند.

اوایل فروردین ماه جاری، کاریه، جان کلاردی و همکارانش در دانشکده پزشکی هاروارد واقع در بوستون، از جداسازی یکی از این ترکیبات ضد قارچ خبر دادند. آنها این ماده را که از لحاظ شیمیایی تاکنون ناشناخته مانده بود، «دنتی جرومیسین» نامیدند. این ترکیب توانسته بود سرعت رشد رشته‌های مقاوم به مواد ضد قارچی شناخته شده را در «کاندیدا آلبیکانس» که عامل عفونت‌های مخمری در انسان است، کندتر کند.

از آنجا که گونه‌های مختلف مورچه‌های کشاورز انواع متفاوتی از قارچ‌ها را پرورش می‌دهند و هر کدام انگل‌های خاص خودشان را دارند، محققان امیدوارند با مطالعه سیر تکاملی باکتری‌ها، به نحوه سازگاری آنها با محیط و ساخت آنتی‌بیوتیک‌های اختصاصی در مبارزه با هر انگل خاص دست پیدا کنند.

سوخت مورچه‌ای
کاریه که در حال حاضر در دانشگاه ویسکانسین، مدیسون به کار و تحقیق مشغول است، در این مورد می‌گوید: «این مورچهها کارخانه‌های داروسازی متحرک هستند». جالب است بدانید که قابلیت‌های عجیب این مورچه‌ها به همین‌جا ختم نمی‌شود. هر کلونی از مورچه‌های کشاورز همانند رآکتور بسیار کوچکی مشغول تولید سوخت زیستی است.

این مطلب تازه را کاریه در سومین روز فروردین ماه در نشست «اثرات ژنومیک محیط زیست و انرژی» در انستیتو مشارکتی ژنوم گزارش داد و عنوان کرد مورچههای هر کلونی، سالانه به تنهایی حدود 400 کیلوگرم برگ را برای تغذیه قارچ‌هایی که پرورش داده‌اند، مصرف می‌کنند. اما این‌که چطور قارچ‌ها این میزان برگ را هضم می‌کنند، هنوز بی‌جواب مانده؛ چرا که نمونه‌های قارچ کشت داده شده در ظروف آزمایشگاهی قادر به شکستن مولکول پیچیده و سخت سلولز موجود در ساختار سلول‌های گیاهی نیستند.

دانشمندان به شکستن ساختار مولکولی سلولز بسیار علاقه‌مندند، زیرا این امکان وجود دارد که شکست ساختار این مولکول به آنها برای دست‌یابی به سوخت‌های زیستی با بهره‌وری به مراتب بالاتر نسبت به مواد قندی مانند ذرت کمک کند. برای یافتن جواب، کاریه و همکارانش قطعات کوچکی از دی.ان.ای باکتری‌ها و سایر میکروارگانیسم‌های موجود در محل تولید قارچ‌ها را جدا کردند و به بررسی توالی رشته‌های آنها در سه کلونی مورچه‌های برگ‌خوار منطقه پاناما پرداختند . سپس آنها این توالی‌ها را با بانکهای اطلاعاتی موجود مطابقت دادند تا گونه‌های ساکن در محل تولید قارچ را شناسایی کنند و ببینند آنها از چه ژنهایی تشکیل شده‌اند.

این آزمایش‌ها نشان داد گونه‌های بسیاری از باکتری‌های موجود در محل‌های کشت قارچ، قادر به شکستن مولکول‌های سلولز هستند. این تیم علاوه بر این موفق به شناخت نشانه‌های ژنتیکی از آنزیم‌های قارچی شدند که قادر به شکستن سلولز است، اما باز هم این سئوال مطرح شد که چرا قارچ‌های کشت داده شده توسط انسان قادر به شکستن سلولز نیست.

کاریه احتمال می‌دهد این آنزیم‌های تازه شناخته شده در باکتری‌ها و قارچ‌های قادر به شکستن سلولز، به دلیل قرن‌ها هم‌زیستی با مواد ضد قارچ تکامل پیدا کرده باشند و بتوانند خود را با این شرایط خاص تطبیق دهند. اما این قضیه می‌تواند شکل دیگری هم داشته باشد، مثلا قارچ‌ها صرفا قادر به شکستن سلولز به اجزای کوچک‌تر باشند و سایر آنزیم‌های کشف شده توسط کاریه از جایی بیرون از این محیط به آن وارد شده باشد. کاریه می‌گوید: « شاید شناخت تاریخ تکاملی بلند مدت مورچه‌ها به ما در تلاش برای شکستن زیستتوده‌های گیاهی کمک کند». محققان دیگر نیز به یافتههای کاریه علاقمند هستند، اما می‌گویند آنها به تحلیل دقیق‌تر اطلاعات و نتایج حاصل از آن نیاز دارند.

جان تیلور، قارچ‌شناس دانشگاه کالیفرنیا در برکلی می‌گوید: « این بسیار جالب است که او آنزیم‌های قارچی را در محیط‌هایی شناسایی و جدا کرده که بر اساس نظریه‌اش (قارچ‌ها به تنهایی قادر به شکستن سلولز هستند) احتمال وجود آنها صفر بوده است. اگر کاریه به تحقیق موشکافانه در زندگی مورچه‌ها ادامه دهد، احتمالا به شبکه‌ای درهم از برهم‌کنش‌های مختلف ضروری برای ادامه حیات هر یک از گونه‌ها دست خواهد یافت. من فکر می‌کنم جذاب‌ترین بخش این تحقیق، این است که شما برای شناخت یک ارگانیسم، کار را شروع می‌کنید و هرقدر پیش می‌روید، با دیگر ارگانیسم‌های درگیر مواجه می‌شوید و این روابط مرتب پیچیده‌تر می‌شود». به نظر می رسد شکستن سلولز پیچیده‌تر از این حرف‌ها باشد.

ترمیم لایه ازن به بهای گرم‌تر شدن زمین؟

 

ترمیم لایه ازن به بهای گرم‌تر شدن زمین؟

دانش  - کشورهای بسیاری برای مقابله با افزایش دمای زمین، در پی مواد شیمیایی جدیدی هستند که اثرات کمتری بر محیط زیست داشته باشند.

متخصصان لایه ازن در پی راه‌هایی هستند که بتوانند تحت پروتکل مونترآل، ‌از انتشار گازهای گلخانه‌ای قوی جلوگیری کنند. آن‌ها خواستار این هستند که از طریق یک معاهده جهانی به قوانین مشخصی دست یابند که با آن‌ها به راهکارهایی سریع‌تر و ارزان‌تر برای جایگزینی سوخت‌های کربنی برسند.

پروتکل مونترآل پیش‌نویس محکمی در راستای این رویکرد تنظیم کرده که در آن تقریبا به طور کل تولید کلروفلوروکربن‌‌ها یا سی.اف.سی‌ها را حذف کرده است. این مواد که در یخچال‌ها، محرک‌ها و حلال‌ها استفاده می‌شد،‌ در ابتدا با ماده‌ای دیگر به نام هیدروکلروفلوروکربن‌ها (HCFC) جایگزین شد؛ اما اکنون تولیدکنندگان محصولات شیمیایی به نسل سوم جانشین با عنوان هیدروفلوروکربن‌ها (اچ.اف.سی)‌ روی آورده‌اند. این مواد ارزان‌قیمتند و خوب جواب می‌دهند،‌ اما از گازهای قوی گلخانه‌ای محسوب می‌شوند. درست است که مواد جدید در مقایسه با انواع پیشین، اثر گلخانه‌ای ضعیف‌تری دارند، ‌اما باز هم در گرم شدن هوا تاثیری هزاران برابر دی‌اکسید کربن دارند.

از آنجاکه این مواد نسل سومی خود لایه ازن را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند،‌ مشمول پروتکل مونترآل نمی‌شوند، اما از آن‌جاکه گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شوند،‌ تحت پوشش پروتکل کیوتو قرار می‌گیرند. بسیاری معتقدند اگر بتوان این گازها را هم در موارد مشمول پروتکل مونترآل جای داد، حذف آن‌ها سریع‌تر و با هزینه کم‌تری امکان‌پذیر خواهد بود، چراکه توافق‌نامه مونترآل با متخصصان خود در سراسر دنیا و 20 سال سابقه در زمینه این نوع مواد شیمیایی،‌ پوشش بین‌المللی گسترده‌ای دارد.

دروود زلک،‌ مدیر موسسه کنترل و رشد طولانی‌مدت، از حامیان این برنامه است. وی می‌گوید:«‌ ما خودمان این مواد را ساخته‌ایم و خودمان هم می‌توانیم از شر آن‌ها خلاص شویم. ما هم فناوری لازم و هم مواد شیمیایی مورد نظر را در اختیار داریم. هر آن‌چه لازم باشد نیز در عهدنامه قید شده است. اما‌ مشکل واقعی در مدیریت است.» ‌

اگرچه سال‌هاست که این ایده در مجامع محیطی مطرح است،‌ اما بالاخره در آبان / نوامبر گذشته، کشورهای آرژانتین،‌ ایالات متحده و برخی دیگر موفق شدند حمایت لازم را برای برخورد رسمی با این مساله جلب کنند تا در کنفرانس سالانه پروتکل مونترآل که در دوحه قطر برگزار شد،‌ مطرح شود. در حال حاضر گروه مشاور فنی این عهدنامه در حال بررسی مساله است و نمایندگان دولت، ‌از صاحب‌نظران مسائل آب و ‌هوایی دعوت کرده‌اند که در تیر / جولای آینده در شهر ژنو سوییس،‌کارگاهی در این مورد برگزار کنند. پس از آن، کارگاه دیگری نیز با موضوع جمع‌آوری و نابودی مواد مضر برای لایه ازن از انبارهای یخچال‌های قدیمی و سایر وسایل مشابه، ‌برگزار خواهد شد.

پروتکل مونترآل برای حفاظت از لایه ازن تنظیم شد، چرا که احتمالا اکنون تنها زمانی است که می‌توان به ترمیم این لایه امید داشت. اما انتشار برخی از مواد مخرب لایه ازن تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت و حتی تا سال 2100 نیز سی.اف.سی‌ها از اصلی‌ترین مواد مخرب ازن باقی خواهند ماند. البته برای این که این مواد را بتوان از این چرخه خارج کرد، ‌برنامه‌هایی در حال اجرا است. دیوید فاهی،‌ از فیزیک‌دانانی است که در آزمایشگاه پژوهش سیستم زمین برای بخش مدیریت اقیانوسی و جوی ملی آمریکا مشغول به کار است. وی می‌گوید:‌» داستان لایه ازن کم‌کم به پایان می‌رسد. حالا تغییرات آب‌‌وهوایی است که پروتکل مونترآل را گسترش می‌‌دهد.»

در حقیقت ارتباط عهدنامه مونترآل با افزایش دمای کره زمین،‌ آن را به اهداف اولیه‌اش برمی‌گرداند. یعنی این که در تحلیل مواد شیمیایی باید اثرات بالقوه آن‌ها را روی آب‌وهوا و جو در نظر گرفت. به گفته فاهی،‌ متخصصان پروتکل مونترآل در این زمینه خوب عمل کرده‌اند. در مقاله‌ای که وی به همراه گروهی دیگر از نویسندگان در سال 1386 / 2007 منتشر کرد، چنین تخمین زده شد که تا سال 1389 / 2010،‌ کاهش سالانه انتشار گازهایی که در برنامه پروتکل مونترآل در نظر گرفته شده‌اند به میزانی برابر با 11 میلیارد تن دی اکسید کربن خواهد رسید و در همین سطح قفل خواهد شد. در حالی که برای برنامه‌های پروتکل کیوتو این رقم تنها 2 میلیارد تن تخمین زده می‌شود. تیمی که در این زمینه در آژانس ارزیابی محیطی هلند به مدیریت گاس ولدر مشغولند امیدوارند که تابستان امسال در کارگاه ژنو به تحلیل جدیدی از اچ.اف.سی دست یابند.

در سپتامبر 2007، ‌این مقاله تبدیل به هسته اصلی مباحثات شد و در همان زمان بود که نمایندگان مونترآل به توافق رسیدند تا طی یک دهه،‌ یعنی تا سال 2030، خارج کردن Hسی.اف.سیها از دور را تسریع کنند. در واقع به روشنی اعلام کردند که خواهند کوشید تا گازهای گلخانه‌ای را بسیار کاهش دهند. آژانس حفاظت محیطی آمریکا اعلام کرده است که میزان کاهش در گازهای گلخانه‌ای،‌ معادل 2.6 میلیارد تن خواهد بود. این مقدار با خارج کردن 68 میلیون وسیله نقلیه از خیابان‌ها برای مدت 30 سال برابری می‌کند. البته بستگی دارد به این که چه ماده شیمیایی جدیدی جای مواد فعلی را بگیرد.

اما چرا گروه‌های فعال در پروتکل مونترآل تصمیم گرفته‌اند که در حال حاضر روی اچ.اف.سی‌ها متمرکز شوند؟ درست است که این مواد کم‌تر از 1 درصد گازهای گلخانه‌ای را تشکیل می‌دهند، اما سالانه 15 درصد به میزان انتشار آن‌ها اضافه می‌شود. این رقم خصوصا با رشد تقاضای سیستم‌های تهویه هوا و یخچال در کشورهایی مانند چین رو به افزایش است. اگر این میزان انتشار کنترل نشود، جایگزینی اچ.اف.سی‌ها با اچ.سی.اف.سی‌ها در کشورهای در حال توسعه، این رقم رشد را ‌به سرعت بالا خواهد برد.

سارما، منشی اجرایی سابق پروتکل مونترآل که اکنون از مشاوران شرکت چنی (Chennai) ‌در هندوستان است، می‌گوید: «گر الان این کار صورت نگیرد، در آینده با مشکلی بسیار بزرگ‌تر روبه رو خواهیم بود». ‌این عهدنامه که به امضای 193 کشور خارجی رسیده، پیش از این 5 بار اصلاح شده است و به گفته وی، ‌اصلاح پروتکل برای ششمین بار به منظور تحت پوشش قرار دادن اچ.اف.سی‌ها امکان‌پذیر است.

شاید می‌شد با مساله اچ.اف.سی‌ها در بازار جهانی کربن نیز به نوعی کنار آمد، ‌اما مشکل این‌جاست که این مواد اغلب هزاران بار قوی‌تر از دی‌اکسید کربن هستند که این امر برای این بازار هزینه‌ای بسیار گران‌تر از هزینه‌ کنترل آن‌ها در بر خواهد داشت. درنمونه‌ای بسیار جنجال برانگیز،‌ کشورهای صنعتی انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را با پرداخت پول به کارخانه‌های کشورهای در حال توسعه برای مصرف ماده شیمیایی اچ.اف.سی32 کاهش داده بودند. تاثیر این ماده به عنوان یک گاز گلخانه‌ای، تقریبا 12هزار بار قوی‌تر از دی‌اکسید کربن است. دونیگر، از سیاست‌گذاران انجمن محافظت از منابع طبیعی واقع در واشنگتن می‌گوید:‌ «در نهایت آن‌ها برای کاری که می‌توانستند با چند میلیون دلار انجام دهند، میلیارد‌ها دلار هزینه می‌کنند‌.»

اما برخی پژوهشگران مانند میشل وارا که در دانشگاه استنفورد مشغول به کار است،‌ هنوز متقاعد نشده‌اند که پروتکل مونترآل باید اچ.اف.سی‌ها را تحت پوشش قرار دهد. وی معتقد است باید ساختار جایگزین دیگری بین پروتکل کیوتو و چارچوب کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد تغییرات جوی (UNFCCC) تنظیم شود تا ناچار به پرداخت کل هزینه‌ها برای اچ.اف.سی‌ها نباشیم. وی می‌گوید:« از نظر من خیلی معنادارتر است که به این مساله در قالب UNFCCC پرداخته شود.»

حتی کسانی هم که با این کار موافقند، می‌دانند که این پروتکل هنوز آمادگی چنین کاری ندارد. به زودی،‌ آمریکا میزبان جلساتی با دانشمندان، ‌محیط‌شناسان و بازرگانان خواهد بود تا ملزومات این تغییر را بررسی کنند. ریفسنیدر، مسئول بخش مسائل مربوط به لایه ازن در آمریکا، ، ‌این جریان را نوعی فرایند آموزشی توصیف می‌کند. وی می‌گوید زمانی که او و دیگران در جلسه اخیر سازمان ملل در شهر پروزان، در مورد شرایط جوی ‌این مساله را عنوان کردند، به خوبی مورد استقبال قرار گرفتند. وی در مورد این جلسه می‌گوید: «در جلسه نگرانی زیادی در این مورد دیده می‌شد و البته قدری تردید در مورد کارهایی که انسان‌ها انجام می‌دهند و این که چرا دست به چنین اقداماتی زده می‌شود.»

با همه این اوصاف،‌ این ایده حامیان قدرتمندی دارد. دوپونت‌ از تولیدکنندگان بزرگ مواد شیمیایی، بیشتر نگران اچ.اف.سی به کار رفته در صنعت یخچال‌سازی است تا گازهایی که ممکن است بر حسب تصادف در محصولات دیگر استفاده شود. این کارخانه، کنترل بر محصولاتش را داوطلبانه بر عهده گرفته است. به گفته مک‌فارلند، مدیر امور بین‌الملل و زیست محیطی این کارخانه در تجارت مواد شیمیایی بر پایه فلوئور،‌ سیاست‌گذاران زمانی به فکر این مسائل افتاده‌اند که اچ.اف.سی‌ها کاملا با بازار کربن آمیخته شده‌اند.

وی ماجرا را این‌گونه شرح می‌دهد:‌ «هر تن کربن در آمریکا 25 دلار قیمت دارد. اما هزینه اچ.اف.سی لازم برای یک سیستم تهویه هوای خانگی متوسط، 150 دلار ‌می‌شود و این یعنی ضربه‌ای 450 تا 600 دلاری برای مصرف‌کننده». این در حالی است که قانون لیبرمن- وارنر که سال گذشته به مجلس سنای آمریکا ارائه شد، به‌طور جداگانه خواستار کاهش اچ.اف.سی‌ها قبل از هر گاز گلخانه‌ای دیگر شده بود. بنا به تخمین دوپونت، ‌این کار تنها 2 تا 3 دلار به قیمت هر واحد می‌افزاید که برای مصرف‌کننده تنها 4 تا 6 دلار اضافه قیمت در بر خواهد داشت.

به گفته مک‌فرلاند،‌ حتی همین تغییر جزیی قیمت هم برای فرایند صنعتی بهتر،‌ تغییر بازیافت، و در نهایت ایجاد مواد شیمیایی جدید و مناسب‌تر برای محیط زیست کافی است. وی می‌افزاید:« ما امیواریم بتوانیم گامی به جلو برداریم و سهم خود را انجام دهیم.» با توجه به این که اگر بتوان اچ.اف.سی‌ها را وارد پروتکل مونترآل کرد، ‌امکان ایجاد تمامی این تحولات در کشورهای در حال توسعه نیز فراهم خواهد شد که‌ به عقیده وی، این تلفیق بسیار مناسبی خواهد بود. بسیاری حتی موافقند که پروتکل مونترآل از این هم فراتر رفته و خود عهدنامه یا چارچوب آن را در مورد سایر گازهای گلخانه‌ای مانند پرفلوروکربن‌ها (PFC) و سولفورهگزافلوراید (SF6) نیز به کار گیرد. هر دوی این مواد در حال حاضر تحت پوشش توافق‌نامه کیوتو هستند. انتشار این گازها محدود به منطقه‌های صنعتی نسبتا کوچک و خاصی است که تحت ارزیابی فنی سریع و تغییر فناوری از طرف مجریان پروتکل مونترآل هستند.

در پروزان، گروهی متشکل از 77 کشور در حال توسعه به همراه چین،‌ در مورد ایجاد تغییر در فناوری‌های موثر بر شرایط جوی و مسایل اقتصادی آن،‌ چارچوبی بر پایه پروتکل مونترآل پیشنهاد کردند، با همان هیات مدیره و همان شرایط عضویت برابر برای کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته جهت مباشرت در تصمیم‌گیری‌های مربوط به گسترش و به کارگیری فناوری‌های مختلف. آن‌ها هم‌چنین پیشنهاد کرده‌اند که کشورهای در حال توسعه 0.5 تا 1 درصد از تولید ناخالص ملی خود را به بهبود شرایط جوی و دمایی اختصاص دهند و از این طریق، فعالیت‌های خود و سایرین را به طور سالانه حمایت کنند.

به گفته وارا،‌ این ارقام فراتر از میزانی است که اغلب کشورها مایلند در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند. به همین دلیل نیاز به بازاری داریم که هزینه لازم را برای تنظیم مجدد سیستم انرژی جهانی فراهم کند. برخی معتقدند به کارگیری یک سیستم تجاری در کنار این رویکرد، از طریق پرداخت برای نمایش پروژه‌ها یا فناوری‌های قابل استفاده یا حتی تامین حمایت مستقیم برای پروژه‌های کارامد، جواب خواهد داد.

استیو رینر،‌ مدیر موسسه علم و تمدن جیمز مارتین، واقع در دانشگاه آکسفورد، این ایده را شایسته می‌داند. وی نگران است که بازار کربن در ایجاد تغییرات در فناوری ‌بسیار کند باشد و نتواند از پیش‌آمدن وضعیتی بسیار بدتر برای شرایط جوی زمین پیش‌گیری کند. وی می‌گوید:‌» هر چه بتوانیم ارتباط سرمایه‌ها را ساده‌تر و مستقیم‌تر کنیم،‌ در ایجاد و کاربرد فناوری‌ها موفق‌تر خواهیم بود.»

پیمان کیوتو

 
 
 

پیمان کیوتو

(انگلیسی: Kyoto Protocol)

 پیمانی است بین‌الملی به منظور کاهش صدور گازهای گل‌خانه‌ای، که عامل اصلی گرمایش زمین در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. این پیمان‌ که پیمان‌نامهٔ ریو را تکمیل و ترمیم می‌کند در چارچوب سازمان ملل متّحد شکل گرفت. طی سالهای اخیر با افزایش گازهای گلخانه‌ای نظیر متان، دی اکسید کربن، بخار آب و اکسید نیتروژن در جو زمین، دمای کره در حال افزایش می‌باشد که این امر باعث ایجاد تغییرات ناخوشایند در محیط زیست خواهد شد. از این رو در سال ۱۹۹۷ طی پیمانی معروف به کیوتو کشورهای صنعتی متعهد شدند که ظرف ده سال آینده میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را ۵٪ گاهش دهند و به کشورهای در حال توسعه کمک‌های مالی برای افزایش ضریب نفوذ استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر نظیر انرژی خورشیدی و بادی، اعطا نمایند. البته CFC که از گازهای صنعتی می‌باشد نیز از جمله گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شود، این گاز در گذشته بطور وسیع در کندانسورهای یخچال و بمنظور خنک کردن درون یخچال بکار می‌رفت، اما امروزه به دلیل ایجاد اثر گلخانه‌ای، استفاده از آن در بسیاری از کشورها ممنوع شده‌است. گفتنی است که ایالات متحده نقش فعالی نداشته‌است.

همون طور که از نمودار برمیاد آمریکا و کانادا بیشترین تولید کننده گازهای گلخانه ای در دنیا هستن و آفریقا در این میان کمترین سهم رو داره !

year2012

دكتر دیوید كینگ

دكتر دیوید كینگ
 
 
ذوب شدن یخ های قطبیدكتر دیوید كینگ ، مشاور ارشد دولت انگلستان در تحقیقات علمی، اخیرا نتیجه تحقیقات جدید تیم دانشمندان خود را اعلام كرده كه بر اساس آن رابطه بین میزان دی اكسید كربن جو و گرمای كره زمین در 740 هزار سال گذشته به اثبات رسیده است. آنها یك قطعه یخ قطب جنوب را تا عمق 3 كیلومتر حفر كرده اند و عمر لایه های مختلف را تعیین كرده و نیز غلظت دی اكسید كربن آنها را اندازه گرفته اند. قدیم ترین لایه این قطعه یخ 740 هزار سال قدمت داشته است . نتیجه ای كه به دست آمده آن است كه در تمام این740 هزار سال غلظت دی اكسید كربن بین 200 تا 270 قسمت در میلیون نوسان داشته و هیچ گاه بالاتر نرفته است حال آن كه غلظت آن در سال 2004 میلادی 377 قسمت در میلیون بوده است. در این 740 هزار سال چندین بار عصر یخ روی داده و دوباره هوا گرم شده اما در تمام سال های عصر یخ غلظت دی اكسید كربن حدود 200 بوده و در گرم ترین سال ها نیز هیچ گاه بالاتر از 270 نبوده است.

هنگامی كه انقلاب صنعتی شروع شد ، یعنی در قرن هجدهم، غلظت دی اکسید کربن ( گازکربنیک ) جو زمین 270 قسمت در میلیون بود و اكنون غلظت آن به 377 قسمت در میلیون رسیده است . این مقدار نه تنها در740 هزار سال گذشته بلكه احتمالا از 55 میلیون سال پیش تا كنون سابقه ندارد. 55 میلیون سال پیش كره زمین یك سیاره گرمسیری بود. قطب شمال و جنوب وجود نداشت و سطح دریا ها 80 متر بالاتر از امروز بود. این شرایط برای حیات انسان مناسب نبود. در واقع این شرایط از بین رفت تا انسان توانست به وجود بیاید، اما اكنون بشر با دست خود این شرایط را دوباره شكل می دهد. این یكی از مهم ترین مسایلی است كه بشریت با آن روبروست اما حواس او بیشتر متوجه فوتبال است و تا این گونه مسایل حیاتی.

گرمايش زمين؛ يك تراژدي غم‌فزا  

گرمايش زمين امروزه به يكي از مهمترين مشكلات بشر تبديل شده است. پديده‌اي كه هنوز بسياري آن را جدي تلقي نمي‌كنند، در حالي كه حتي در گران شدن مواد غذايي سهمي انكارناپذير پيدا كرده است. وقتي كارشناسان محيط‌زيست، پيوسته در همه جاي جهان هشدار مي‌دادند كه بايد به زمين و هر چه دروست بيشتر توجه كرد، گروه كثيري از دولتمردان و صاحبان صنايع در تمام نقاط جهان و از جمله ايران با لبخندي مليح از كنار موضوع گذشتند. اما وضعيت امروز زمين، مجالي براي لبخند زدن باقي نمي‌گذارد.
در ميان كشورهاي جهان، آمريكا مهمترين و بيشترين نقش را در افزايش دماي جهاني داشته و رتبه نخست جهان را در  توليد گاز دي‌اكسيد كربن  از آن خود كرده است. چين در اين ارتباط بر جايگاه دوم تكيه زده است و هر دو كشور حدود 40 درصد از گازهايي را توليد مي‌كنند كه سبب افزايش دماي كره زمين مي‌شوند. بر اساس گزارش توسعه انساني ‪ ۲۰۰۷ -  ۲۰۰۸ سازمان ملل متحد، پس از آمريكا و چين، به ترتيب كشورهاي روسيه، هند، ژاپن، آلمان، كانادا، انگليس، كره جنوبي، ايتاليا، مكزيك و آفريقاي جنوبي قرار گرفته‌اند و در اين رده‌بندي ايران سيزدهمين كشور جهان شناخته شده و در آسيا البته به رتبه چهارم دست يافته است.


تمام زنگ‌هاي خطر
ادامه روند توليد گازهايي كه باعث گرم شدن كره زمين مي‌شود، و به گازهاي گلخانه‌اي مشهورند، مي‌تواند به بزرگ‌ترين فاجعه در طول تاريخ بشريت بدل شود؛ فاجعه‌اي كه فرا رسيدن آن چندان دور از ذهن و دير سال نخواهد بود. در اين ميان لازم است كشورهاي ثروتمند در وهله نخست و بعد ساير ممالك موجود بر روي كره خاكي با بهره‌گيري از روش‌هايي نوين نسبت به كاهش اين گازها اقدام‌هاي لازم را انجام دهند، اما آمريكا به عنوان طلايه‌دار اين تخريب حاضر نيست پا پيش بگذارد و قدمي براي بهبود شرايط موجود بردارد. عدم توجه آمريكا به اين مساله البته باعث نشده كه ديگر كشورها سهم و نقش خود را براي نجات زمين به فراموشي بسپارند و در اكثر نقاط جهان تلاش‌هايي انجام مي‌شود تا مردم دريابند كه آنان نيز مي‌تواند در برون‌رفت از وضع موجود نقش داشته باشند؛ از اين رو تمامي زنگ‌هاي خطر به صدا درآمده است.
 مراسم روز جهاني بهداشت، امسال با شعار «حفظ سلامت در برابر تغييرات آب‌وهوايي» برگزار شد. در مراسمي كه به مناسبت اين روز در ايران برگزار شد، وزير بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشكي گفت كه در دهه گذشته 600 هزار نفر در جهان مستقيما به علت تغييرات آب و هوايي جان خود را از دست داده‌اند. سخنان كامران باقري لنكراني البته به نكته‌اي ديگر نيز اشاره داشت: «آمادگي در برابر بروز و شيوع بيماري‌هاي عفوني، ‌تامين غذايي سالم و واكسيناسيون از جمله اقداماتي است كه براي مقابله با كاهش اثرات نامطلوب تغييرات و آب و هوا بايد صورت گيرد». زاويه نگاه او به مساله‌اي چنين با اهميت و جهاني از منظر درمان بود در حالي كه لازم است اقداماتي براي بهبود شرايط در نظر گرفته شود اما در ايران قرار است هر مشكلي به صورت بخشي مورد توجه قرار گيرد و روشي جامع‌نگر براي حل يك مساله هنوز نهادينه نشده است.
گرمايش زمين به موضوعي چنان پر اهميت بدل شده كه حتي برگزار كنندگان روز نجوم نيز نتوانستند آن را ناديده بگيرند. گرچه «نجوم را به ميان مردم ببريم» شعار اصلي روز نجوم است،  اما امسال كميته برگزاري هفته نجوم در كشور تصميم گرفته است با توجه به تغييرات آب‌وهوايي گسترده در زمين و بخصوص تغييرات اقليمي سال گذشته، توجه عموم مردم را به اين تغييرات جلب كند؛ از اين رو‌، شعار روز نجوم امسال با رويكرد تغييرات اقليمي زمين انتخاب شد:‌ زمين، تنها سياره براي زيستن.
اهميت اين پديده به حدي است كه حتي شورای حقوق بشر سازمان ملل در 28 مارس قطعنامه‌ای را تصویب کرد که بر اساس آن تغییر آب و هوای کره زمین به طور رسمی یک موضوع حقوق بشري محسوب مي‌شود. این قطعنامه به‌وسیله کشور مالدیو پیشنهاد شده بود و بدون رای‌گیری و به صورت اجماعی پذیرفته شد، در اين قطعنامه آمده است که مردمان فقیر جهان بیش از همه در برابر این مساله زیست‌محیطی آسیب‌پذیر هستند، چرا که دارای منابع محدودی برای کنارآمدن با گرمایش جهانی هستند.
بدين‌ترتيب عدم الحاق آمريكا به پيمان كيوتو  را مي‌توان نقض حقوق بشر جهاني لقب داد. به موجب پيمان كيوتو كشورها متعهد مي‌شوند ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي را به حداقل برسانند.

                                 earth

اهميت مساله
مساله گرمايش كره زمين، تنها به افزايش دما در نقاط مختلف محدود نمي‌شود. امروزه ثابت شده يكي از دلايل جاري شدن سيل‌ها و بروز خشكسالي‌ها پديده گلخانه‌اي شدن زمين است. اين مساله از زوايايي ديگر نيز قابل بررسي است: تعدادي از گونه‌هاي گياهي و جانوري نيز به دليل گرم شدن كره زمين از بين خواهند رفت. با ذوب شدن يخ‌هاي قطب سطح آب‌ اقيانوس‌ها و درياها نيز بالا خواهد رفت و بسياري از مناطق در آب غرق مي‌شوند. هيات بين‌ دولتي تغييرات جوي سازمان ملل متحد پيش‌بيني كرده بود سطح آب درياها در قرن 21 تا حدود 81 سانتيمتر افزايش مي‌يابد اما نتايج تحقيقات دانشمندان كه در مجله نيچر منتشر شد حاكي از آن است كه احتمال دارد سطح آب‌ها تا 163 سانتيمتر بالا بيايد.
يكي از كشورهايي كه پيش‌بيني مي‌شود تمامي مساحت آن زير آب برود، مالديو است. بسياري از ايرانيان مالديو را به شكست در مقابل تيم فوتبال ملي ايران به ياد مي‌آورند،‌ اين در حالي است كه مالديو كشوري است كه به سبب برخورداري از حدود 1200 جزيره، يكي از توريستي‌ترين كشورهاي جهان است. دولت استراليا چند سال پيش اعلام كرد كه اگر مالديو غرق شود،‌ حاضر است به مردم بي‌سرزمين آن، محلي براي سكونت اعطا كند. اما تنها مالديو نيست كه پيش‌بيني مي‌شود چنين بلايي را تجربه خواهد كرد.
بر اساس گزارشي كه از سوي سازمان بين‌المللي مهاجرت در ماه فوريه سال جاري منتشر شد، اين سازمان هشدار داده است كه به دليل تغييرات آب‌وهوايي و پديده‌هاي زيست‌محيطي مرتبط با آن، تا سال2025 ميلادي 200 ميليون نفر در سراسر جهان بي‌خانمان  و پناهنده خواهند شد. اين تمام ماجرا نيست. در سال ۲۰۰۶ بيش از ۳۶ درصد از کودکان سرتاسر جهان به کم وزني شديد و يا متوسط مبتلا بودند. سال گذشته گزارش ميان دولتي سازمان ملل در مورد تغييرات آب و هوا نشان داد که سوءتغذيه و اختلالات مربوط به آن، از جمله تأثير منفي بر رشد و تکامل کودک، با تغييرات آب و هوا در سطح جهان افزايش خواهد يافت. در ايران نيز اثرات ناخوشايند تغييرات اقليمي بروز كرده است اما توجه به مسائلي ديگر باعث شده ميزان توجه به آن كافي نباشد. به گفته شيدا ملك افضلي، مسئول برنامه‌هاي بهداشت هوا و كارشناس ارشد مركز سلامت و محيط وزارت بهداشت و درمان، تغييرات آب و هوايي ايران كه در 5 سال اخير اتفاق افتاده است، مواردي از بروز بيماري التور، مالاريا، بيماري‌هاي تنفسي و كاهش محصولات كشاورزي را نشان مي‌دهد و با توجه به مقابله با خشكسالي‌هاي به‌وجود آمده، در سازمان‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي برنامه‌هايي از جمله استفاده بهينه از منابع آب به كمك احداث سدها و طرح‌هاي آبخيزداري، بيابان زدايي، مقابله با توفان‌هاي شن و ماسه و فرسايش خاك پيش‌بيني شده است.

درماني دشوار و صعب
براي مقابله با بحراني قريب‌الوقوع تنها با مشاركت جمعي تمام سرنشينان اين سياره خاكي امكان‌‌پذير است. گرچه آمريكا به عنوان بزرگ‌ترين توليد كننده گازهاي گلخانه‌اي هنوز به پيمان كيوتو ملحق نشده است اما اين امر نبايد بهانه‌اي باشد براي بي‌توجهي به پديده مهلك گرمايش زمين. گرچه اين كشورهاي توسعه يافته هستند كه متعهد شده‌اند ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي خود و به ويژه دي‌اكسيد كربن را به ميزان قابل ملاحظه‌اي كاهش دهند، اما هر شهروند مي‌تواند نقشي غيرقابل جايگزين در كاهش توليد گازهاي گلخانه‌اي داشته باشد. ايفاي اين نقش تنها يك راه حل كليدي دارد؛ پرهيز از مصرف‌گرايي. حتي خاموش كردن يك لامپ يا صرفه‌جويي در مصرف سوخت و آب تصفيه شده مي‌تواند در كاهش ميزان گازهاي گرم‌كننده زمين موثر باشد. بي‌توجهي به اين نقش انكار‌ناپذير و ادامه روند كنوني پايان آن داستان مشهور است كه يكي در زورقي سوراخي ايجاد مي‌كرد تنها به اين بهانه كه به سهم خود آسيب مي‌رساند. سرنشينان زورقي به نام زمين براي نجات خود ناگزيرند دست‌به دست هم دهند.

واكنش هاي زيستي غم انگيز به گرم شدن زمين در قطب شمال

 
   

واكنش هاي زيستي غم انگيز به گرم شدن زمين در قطب شمال






 





































 

قطب شمال به زودي تنها قطعه اي از تاريخ خواهد بود. اين گفته ي  اريك پست، پروفسور زيست شناس  دانشگاهPenn State  است كه يك تيم بين المللي بزرگ را رهبري مي كند كه مطالعات اكوسيستم حيات وحش را در مورد واكنش زيستي به گرم شدن قطب شمال در طول چهارمين سال قطبي بين المللي كه سال گذشته پايان يافت انجام مي دهند.

مردم به قطب مانند يك اكوسيستم نسبتا ساده كه به راحتي قابل درك است نگاه مي كنند اما در حقيقت خيلي پيچيده است.همه ي جمعيت هاي درون يك گونه به طور مشابه به پديده ي گرم شدن واكنش نشان نمي دهند بلكه به دليل مشخصه هاي فيزيكي و محيطي كه متقابلا روي آب و هوا اثر گذارند،اين واكنش ها مي تواند منطقه به منطقه بسيار متفاوت باشد.

دانشمندان دريافته اند كه افزايش متوسط  دماي سطح ساليانه ي قطب شمال  در حدود يك درجه،در طول  150 سال گذشته تاثيرات غم انگيزي داشته است.در طول 20 تا 30 سال كمينه ي پوشش فصلي يخ دريا به طور متناوب 45000 كيلومتر مربع در هر سال كاهش يافته است.به طور مشابه وسعت پوشش برف خاكي به طور ثابت با ذوب شدن و شكسته شدن و شروع  فصل رويش اخير كاهش يافته است.

گونه هاي زميني و دريايي ساكن در عرض هاي جغرافيايي مايل ها دور تر، از نتايج مضر رفتار بشر صدمه مي بينند.

مطالعاتي كه  توسط پست رهبري مي شود نشان مي دهد بسياري از گونه هاي قطبي كه به پايداري و ماندگاري يخ دريا وابسته اند به سختي گذران مي كنند .كاهش زيستگاه هاي يخي قطبي باعث كاهش سريع تعداد حيواناتي نظير مرغ نوروزي قطبي(ivory gull)،شير ماهي اقيانوس آرام(Pacific walrus)، فوك حلقه دار و پرز دار(ringed seal and hooded seal)،نهنگ دريايي قطب شمال(narwhal) و خرس قطبي(polar bear) شده است. محققان دريافته اند كه دو گونه ي خرس قطبي و فوك حلقه دار كه بچه هايشان را درلانه ها يا حفره هاي  زير برف به دنيا مي آورند بسياري از توله هاي تازه به دنيا آمده ي خود را وقتي كه لانه ها در باران هاي بهاري زودهنگام  و غير معمول فرومي ريزند، از دست مي دهند. اين گونه ها ممكن است در راس انقراض باشند.

محققان همچنين اعلام كرده اند كه گونه ها يي كه قبلا تا نواحي جنوبي تر محدود شده بودند حالا به سمت شمال حركت مي كنند.از جمله قابل رويت ترين مهجمان روباه قرمز است كه در مناطقي كه قبلا براي روباه هاي قرمز خيلي سرد بود جا نشين روباه هاي قطبي شده اند. برخي از مهجمان كم جلوه تر نيز به سمت شمال حركت مي كنند مانند بيد برفي  كه جنگل هاي توس كوهستاني(mountain birch forests) را  لخت و بي برگ مي كنند و درخت ها  و درختچه هاي كوتاه قطبي (Low Arctic trees ) كه روي ديناميك مبادلات گازي  اثر مي گذارند.

وجود درختچه ها و درختان بيشتر، تراكم  برف عميق را بالا برده و با افزايش دماي خاك در طول زمستان و فعاليت هاي باكتريايي بيشتر در خاك ،دوباره بستر را براي درختچه ها مناسب تر مي سازد.افزايش پوشش درختچه ها ممكن است دوره ي زماني فصل رويش گياهان را در زماني كه تندرا به عنوان چاه دي اكسيد كربن عمل مي كند طولاني كند.

در مقابله با اين تغيير، آهو و گوزن شمالي كه از درختچه ها تغذيه مي كنند به سمت شمال در حال گسترشند. چريدن زمين و لگد كوب شدن و كود دهي آن  به وسيله ي اين گياه خواران علف را در زمين مي گستراند كه اين نيز غاز ها را جذب مي كند.در اين دورغاز ها روي درياچه ها يعني جايي كه استراحت و تغذيه مي كند تاثير مي گذارند.محققان نشان داده اند كه آبزيان هم تافت، و بافت غذا هاي دريايي نظير آن به علت تغييرات دما، رطوبت و ارزش مواد غذايي زمين  به شدت در معرض آسيب هستند.

 مقاله ي تيم تحقيقاتي پست نشان مي دهد اثرات گرم شدن قطب تا به حال غم انگيز بوده اند  و پيش بيني اين كه با گرمايش 6 درجه اي پيش بيني شده درپايان قرن آينده، چه اتفاقي خواهد افتاد بسيار مشكل است.

اما ناهماهنگي در پاسخ به پديده ي گرم شدن نيز جالب توجه است.براي مثال مطالعات نشان مي دهد كه گوزن شمالي نروژ اتفاقا از ذوب شدن برف در طول زمستان  و كاهش فصلي  زود هنگام پوشش برف  و در نتيجه سود مي برد . توانايي اين گوزن شمالي نا مهاجر براي زاد و ولد با طولاني تر شدن فصل رويش و افزايش فراواني گياهان  افزايش و مرگ و مير كاهش مي يابد.

برعكس شمار گوزن هاي آمريكاي شمالي مهاجر در گرينلند شمالي  و جاهاي ديگر رو به كاهش است.گوزن آمريكاي شمالي نمي تواند فصل زاد و ولد خود را با تغييرات رويشي گياهان تنظيم كند.بنابر اين زماني كه ماده ها غذاي بيشتري احتياج دارند با زماني كه غذاي زيادي در دسترسا ست همخواني ندارد. در نتيجه بچه هاي كمتري زنده مي مانند.همچنين تابستان هاي گرم تر مي تواند منجر به افزايش حشرات و انگل هايي  گردد كه گوزن هاي آمريكاي شمالي را قرباني مي كنند.

اسكيمو هاي شكارچي آمريكا در گرينلند شكار گوزن هاي آمريكايي را در آنجا رها كرده اند.تكه ي بعدي شيوه ي زندگي سنتي آن ها براي ناپديد شدن چه خواهد بود؟شيوه اي از زندگي كه هزاران سال قدمت دارد.

به دليل وجود گونه هاي نسبتا  كمتر در قطب، اكوسيستم ها در اين منطقه احتمالا نسبت به تغييرات آسيب پذير تر هستند. يك شيفت نسبتا كوچك در فراواني يا گستره ي گونه ها مي تواند به تغييرات اساسي در يك اكوسيستم منحصر به فرد كه براي گردشگري و فرهنگ هاي سنتي هم مهم است منجر شود.

چرا به نظر مي رسد كه برخي از قسمت ها ي اكوسيستم از افزايش دما تاثير نمي پذيرند در حالي كه ديگران در راس نابودي هستند؟براي مثال جدا از براشت سنگين و تغيير شرايط محيطي، توليد ماهي ساكي(sockeye salmon) در خليج بريستول در آلاسكا نسبتا ثابت مانده است و حتي در طول قرن گذشته افزايش يافته است.

از مدت ها پيش فرض بر اين بوده است كه بيشترين فعاليت هاي زيستي در قطب در طول فصل رشد اتفاق مي افتند اما كار مشخص تيم پست طور ديگري نشان مي دهد.در گذشته يك بارگرم شدن طبيعي زمستان درپايين قطب منجر به آسيب ديدن زندگي گياهي شد به طوري كه توليدات گياهي در تابستان پس از آن در حدود 26 درصد در طول  يك ناحيه ي حد اقل 1400 كيلومتر مربعي كاهش يافت. در يك ناحيه ي ديگر در شروع يخ زدن پاييزي زمين  مقدارغيره منتظره اي گاز متان در جو رها شد.اگر چه كار كردن در قطب در پاييز و زمستان داراي مشكلات لجستيكي است، اما يافته ها نشان مي دهند مانيتورينگ حركات اكوسيستم در طول سال اهميت دارد.

اين مقاله حاصل همكاري مجموعه ي بزرگي از زيست شناسان،بوم شناسان،جغرافي دانان،گياه شناسان،انسان شناسان،و كارشناسان حيات وحش و دانشگاه هاي بزرگ دنيا است.

عاقبتهاي عجيب گرم شدن زمين

عاقبتهاي عجيب گرم شدن زمين

يكي از موضوعات مورد بحث در سالهاي اخير گرم شدن آب و هواي كره

 زمين است .

 گرم شدن زمين، نتيجه وارد شدن گازهاي کربن‌دار مانند دي‌اکسيدکربن به جو زمين از طريق وسايل نقليه، کارخانه‌ها و ساير منابع آلاينده است و پيش‌بيني‌هاي مختلفي درباره تاثيرات اين پديده (مانند آب شدن يخ‌هاي قطبي، بالاآمدن سطح آب درياها، به زير آب رفتن بعضي از خشکي‌ها و توفان‌هاي شديد) به عمل آمده است.

 

 اما تغييرات آب و هواي کره زمين از هم اکنون به بعضي از شيوه‌هاي عجيب‌تر هم تاثيرات خود را نشان داده است.

 

بنابراين خودتان را آماده بروز اثرهاي عجيبي مانند آتش‌‌سوزي‌هاي جنگلي شديد، ناپديدشدن درياچه‌ها، آلرژي‌هاي غيرعادي و احتمال بروز مجدد بيماري‌هايي که از مدت‌ها پيش ناپديد شده بودند، کنيد.

 

1- آلرژي‌هاي عجيب و غريب مي‌آيندآيا حملات عطسه و خارش‌ چشم‌‌ها که در هر بهار آزارتان مي‌دهد، در سال‌هاي اخير بدتر شده است؟ در طول چند دهه گذشته تعداد بيشتر و بيشتري از آمريکاييان به آلرژي‌هاي فصلي و آسم مبتلا شده‌اند.

 

اگرچه تغييرات سبک زندگي و آلودگي محيطي ممکن است نهايتا افراد بيشتري را به عوامل آلرژي‌زايي که به وسيله هوا منتقل مي‌شوند، مستعد کند، پژوهش‌ها نشان داده‌اند ميزان بالاتر دي‌اکسيد کربن و گرم شدن آب وهواي کره زمين باعث مي‌شود که گياهان زودتر شکوفا شوند و گرده‌هاي بيشتري توليد کنند. باوجود اين مواد آلرژي‌زاي بيشتر، فصل آلرژي مي‌تواند بيشتر به طول انجامد.

 

2- درياچه‌ها خشک مي‌شوند125 درياچه در مناطق قطبي در چند دهه گذشته ناپديد شده‌اند و اين وضعيت نشان مي‌دهد که گرم شدن کره زمين در نواحي نزديک قطب به سرعت دارد عمل مي‌کند.

 

پژوهش‌ها در مورد اينکه اين آب‌هاي ناپديدشده به کجا رفته‌اند اين احتمال را مطرح مي‌کند که اين درياچه‌ها به زمين زير خود فرورفته‌ا‌ند. هنگامي که دما بالا مي‌‌رود زمين‌هاي دايما يخ‌زده باز مي‌شوند و آب درياچه مي‌تواند از طريق خاک نشت کند و آب درياچه خالي شود. يک پژوهشگر اين پديده را به درآوردن توپي وان آب تشبيه مي‌کند.

 

هنگامي درياچه‌ها ناپديد مي‌شوند، جاندراني که در آنها زندگي مي‌کنند، نيز زيستگاه خود را از دست مي‌دهند و مي‌ميرند.

 

3- گياهان در قطب‌ها مي‌رويندگرچه ذوب شدن يخ‌ها در مناطق قطبي باعث مشکلاتي براي گياهان و حيوانات در عرض‌هاي جغرافيايي پايين‌تر مي‌شود، گياهان خود مناطق قطبي که معمولا در طول سال در ميان يخ و برف قرار دارند، با شروع زودتر بهار فرصت بيشتري براي رشد پيدا مي‌کنند.

 

پژوهش‌ها نشان داده‌اند در خاک‌هاي جديد در اين مناطق نسبت به خاک‌هاي قديمي ميزان بالاتري کلروفيل- که فراورده فتوسنتزاست- ديده مي‌شود.

 

4- صدف حيوانات دريايي ضخيم مي‌شوديک نگراني مرتبط با افزايش ميزان دي‌اکسيدکربن جو افزايش همزمان ميزان اين گاز در آب اقيانوس‌هاست، زيرا آب اقيانوس‌ها اين گاز را از هوا در خود حل مي‌کنند. افزايش ميزان دي‌اکسيدکربن آب اقيانوس‌ها را اسيدي‌تر مي‌کند و در نتيجه بعضي از جانداران صدف‌دار دريايي مجبور مي‌شوند، زره‌ محافظتي‌شان را تقويت کنند.

 

در مقابل يک بررسي نشان داده است بعضي از اين جانداران صدف‌دار در هنگام وجود دي‌اکسيدکربن بيشتر در آب دريا، راحت‌تر غلاف‌هاي‌شان را مي‌‌سازند. بنابراين آثار دي‌اکسيدکربن ممکن است بر حسب نوع حيوان دريايي متفاوت باشد.

 

5- آثار باستاني نابود مي‌شوددر سراسر جهان،‌ معابد، ساختمان‌هاي باستاني و ساير مکان‌هايي که به عنوان يادگارهاي تمدن‌هاي گذشته وجود دارند، تا به حال توانسته‌اند در برابر انواع عوامل مخرب در امان بمانند، اما آثار فوري گرم شدن کره زمين ممکن است نهايتا آنها را ويران کند.

 

 افزايش سطح درياها و تحولات جوي شديدتر بالقوه مي‌تواند اين مکان‌هاي غيرقابل‌جايزيگزيني را تخريب کند. سيلاب‌هاي ناشي از گرم شدن کره زمين از هم اکنون در تايلند، به يک محل با تاريخ 600 ساله، به نام سوکوتايي،‌ را که زماني پايتخت پادشاهي تايي (تايلند باستاني)‌ بود، آسيب رسانده است.

 

6- تنازع بقا دستخوش تغيير مي‌شوددر حالي‌که گرمايش جهاني باعث مي‌شود بهار شروع شود، پرنده‌اي که زودتر از تخم درآمده است، نه تنها کرم‌هاي بيشتري براي تغذيه نصيب خود مي‌کند، بلکه با احتمال بيشتري ممکن است ژن‌هايش را به نسل بعدي هم منتقل کند.

 

ازآنجايي که گياهان زودتر شکوفا مي‌شوند، براي حيواناتي که با تغيير دما مهاجرت مي‌کنند، بهتر خواهد بود که در آن منطقه بمانند.

 

آن جانوراني که بتوانند ساعت دروني زيستي‌شان را دوباره تنظيم کنند و به جلو بکشند،‌ بخت بهتري براي توليد بچه‌هايي دارند که مي‌توانند زنده بمانند و اطلاعات ژنتيکي‌شان را منتقل کنند و به اين ترتيب، مشخصات ژنتيکي کل جمعيت آنها تغيير مي‌کند.

7- گونه‌هاي جانوري کوچک مي‌شوندهمراه با افزايش درجه حرارت کره زمين، به نظر مي‌رسد بعضي از گونه‌هاي حيواني در حال کوچک‌تر شدن هستند.

 

به نظر مي‌رسد اين تغيير در مقياس کل اجتماعات جانوري و نيز گونه‌هاي منفرد حيوانات در حال رخ دادن است. گونه‌هاي کوچک‌تر در رقابت با گونه‌هاي بزرگ‌تر برنده مي‌شوند؛ در جمعيت‌هاي جانوران حيوانات کم‌سن‌تري مشاهده مي‌شوند و اندازه بعضي از حيوانات براي سن آنها، کوچک‌تر شده است. اين پديده در گونه‌هاي مختلف جانوري از ماهي گرفته تا گوسفند استراليايي ديده شده است.

 

8- سرعت ماهواره‌ها تغيير مي‌کندبالارفتن ميزان دي‌اکسيد کربن در جو زمين حتي آثاري در فضا داشته است. هوا در بيروني‌ترين لايه اتمسفر بسيار رقيق است، اما مولکول‌هاي هوا هنوز کششي ايجاد مي‌کنند که سرعت ماهواره‌ها را کند مي‌کند و مهندسان را وامي‌دارد تا به‌طور دوره‌اي اين ماهواره‌ها را به مدار مناسب‌شان باز گردانند.

 

 اما ميزان دي‌اکسيدکربن در اتمسفر در حال افزايش است. هنگامي که مولکول‌هاي دي‌اکسيد کربن در لايه‌هاي پايين‌تر جو هنگام برخورد با يکديگر انرژي را به‌صورت حرارت آزاد مي‌کنند، هوا گرمتر مي‌شود، اما در بيروني‌ترين لايه اتمسفر مولکول‌‌ها پراکنده به ندرت به هم برخورد مي‌کنند و انرژي خود را به صورت پرتوهايي به خارج از جو مي‌فرستند و به اين ترتيب هواي اطراف‌شان را سرد مي‌کنند.

 

هنگامي که دي‌اکسيدکربن بيشتري در اين لايه فوقاني اتمسفر وجود داشته باشد، اين پديده سرد شدن شدت مي‌گيرد و باعث مي‌شود هوا به سمت پايين بيايد. بنابراين اتمسفر در اين ناحيه رقيق‌تر مي‌شود و ماهواره که با اصطکاک کمتري روبه‌رو است،‌ سرعت بيشتري پيدا مي‌کند.

 

9- کوه‌ها بلند مي‌شوندگرچه يک کوهنورد معمولي متوجه تغيير تدريجي ارتفاع کوه‌ها نمي‌شود، ‌اما کوه‌هاي آلپ و ساير رشته‌ کوه‌هاي جهان در طول قرن گذشته دچار افزايش تدريجي ارتفاع شده‌اند که در نتيجه ذوب شدن يخچال‌هاي روي آنهاست. براي هزاران سال وزن اين يخچال‌ها روي سطح زمين فشار مي‌آورده و آن را به پايين مي‌رانده است.

 

 هنگامي که يخچال‌ها ذوب مي‌شوند، اين وزن آزاد مي‌شود و سطح زمين به تدريج به بالا باز مي‌گردد. به علت اينکه گرم شدن آب و هواي کره زمين ذوب اين يخچال‌ها را سرعت بخشيده است، اين کوه‌ها با سرعت بيشتري بالا مي‌آيند.

 

10- جنگل‌ها آتش مي‌گيرندگرم شدن کره زمين، علاوه برذوب کردن يخچال‌ها و ايجاد توفان‌هاي گرمسيري شديدتر، ايجاد آتش‌سوزهاي جنگلي را هم افزوده است. در ايالات غربي آمريکا و نيز در اروپا در طول چند دهه گذشته، آتش‌سوزي‌هاي جنگلي بيشتري رخ داده و مناطق وسيع‌تري را براي مدت طولاني‌‌تري سوزانده است.

 

 دانشمندان اين آتش‌سوزي‌ها را به درجه‌حرارت‌هاي بالاتر و ذوب زودرس يخ‌ها مرتبط مي‌دانند. هنگامي که بهار زودتر شروع شود و يخ‌ها زودتر ذوب شوند، مناطق جنگلي خشک‌تر مي‌شوند و براي مدت طولاني‌تري به اين حال باقي مي‌مانند و در نتيجه احتمال آتش‌سوزي‌ آنها افزايش مي‌يابد.

سال 2012 و گرم شدن زمین

گرم شدن زمین

year2012

year2012

year2012

year2012

year2012

شهاب سنگها و زمین

شهاب سنگها و برخوردشان با زمین

فعالیت خورشید و گرم شدن زمین

فعالیت خورشید و گرم شدن زمین

به نظر می‌رسد یکی از عواملی که باعث مشکلات ناشی از خاکستر آتشفشان ایسلند در اروپا شده است،‌ تغییرات الگوهای آب و هوایی باشد. هوای مملو از خاکستر قطب شمال دارد به طرف اروپا می‌وزد، چون که یک سیستم آب و هوایی پرفشار، جلوی بادهای غربی معمول را گرفته است و این مسئله امروزه خیلی زیاد شده است. در واقع شواهد نشان می‌دهد که گرمایش زمین باعث شده که این گونه جریان‌های هوایی با فراوانی و طول مدت بیشتری دچار وقفه بشوند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، کریستف کاسو از مرکز مطالعه و توسعه آموزش در محاسبات علمی اروپا،‌ واقع در فرانسه، به اتفاق همکارانش مدلی از جریان هوا ساخته است که نشان می‌دهد گرمایش زمین باعث بالا رفتن میزان وقفه در جریان‌های هوایی تابستانی اروپا بشود.

این وقفه‌ها زمانی اتفاق می‌افتند که جریان هوای جت استریم (جریان بادی در طبقه تروپوسفر اتمسفر که فشار و سرعت زیادی دارد- م) که باید بادها را از سمت غرب بیاورد، ‌ناگهان کند می‌شود و شروع به چرخیدن می‌کند. گاهی این چرخش در خود تشدید می‌شود و باعث می‌شود که بادهای شمال شرقی، جای خالی بادهای معمول را پر کنند.

وقتی فعالیت خورشیدی کم باشد،‌ این در خود تشدید شدن با گذر از اقیانوس اطلس به سمت شرق می‌رود و باعث ایجاد وقفه در بادهای اروپا می‌شود. به نظر می‌رسد دلیل این پدیده به فعالیت خورشیدی برمی‌گردد. بدین ترتیب که فعالیت خورشیدی روی بادهای سطوح بالای استراتوسفر اثر می‌گذارد و این تاثیر به لایه تروپوسفر منتقل می‌شود، ‌یعنی به خاستگاه جریان جت استریم.

مایک لاکوود از دانشگاه ریدینگ انگلستان توضیح می‌دهد که فعالیت خورشیدی به مدت 300 تا 400 سال بالا می‌رود و بعد طی 100 سال دوباره کاهش می‌یابد و ما الان درست در زمانی هستیم که فعالیت خورشیدی از نقطه اوج خود شروع به پایین آمدن کرده است. در نتیجه،‌ طی قرن آینده جریان‌های هوایی اروپا با وقفه‌های بیشتری رو‌به‌رو خواهند شد.

به علاوه،‌ گرمایش زمین هم به این مشکل می‌افزاید. بر اساس توضیحات ژولیت هانت،‌ دانشمند آب و هوا در دانشگاه لندن،‌ وقتی لایه تروپوسفر گرم‌تر بشود،‌ آمیختگی هوایی به طور عمودی ساده‌تر و برعکس، آمیختگی هوایی به طور افقی مشکل‌تر می‌شود. بنابراین، احتمال وقفه در جریان‌های هوایی معمول بالا می‌رود. همچنین، فقدان آمیختگی هوایی به طور افقی، ‌خود باعث می‌شود که سیستم‌های آب و هوایی بیشتر در یک منطقه باقی بمانند.

چنان که مطالعات هانت نشان می‌دهد، این مسئله در تابستان حادتر می‌شود و یک وقفه در جریان هوا بر روی اروپا،‌ ممکن است 20 روز یا بیشتر طول بکشد.

بزرگترین چالش



كشف فوران كوه آتشفشان در زير يخهاي قطب جنوب . 
                 
   دانشمندان مي‌گويند يك كوه آتشفشاني قدرتمند در زير صفحه يخ غرب قطب جنوب كه
 حدود دو هزار سال پيش فوران كرده است ممكن است امروزه هم فعال باشد.
اين كشف سوالاتي را در مورد ذوب يخها در اين قاره مطرح مي‌كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس، اين انفجار كه در درجه‌بندي مقياس جهاني قدرت
 آتشفشاني، "شديد" تا "فاجعه‌بار" رتبه بندي شده است شكاف عظيمي در صفحه يخ
 پديده آورد و تلي از خاكستر را تا ارتفاع ? ???هزار متر در آسمان پراكند.
 
بيشتر بخشهاي قطب جنوب از نظر فعاليت زمين‌شناسي پايدار است. اما بخش غربي
 آن كه روي شكافي در پوسته زمين قرار دارد و باعث فعاليت آتشفشاني گاه و بيگاه
 مي‌شود، در حاشيه ساحلي قطب جنوب واقع شده است.

اين اولين شواهد دال بر وقوع يك انفجار در زير صفحه يخ است. صفحه يخ قطب جنوب
 لايه‌اي آب منجمد است كه ضخامت آن در برخي قسمتها به صدها متر مي‌رسد و
 بيشترين ذخاير آب شيرين جهان را در خود نگه داشته است.
محققان سازمان نقشه برداري قطب جنوب انگليس ? BAS?اين كشف را بي‌نظير توصيف
 كردند.
اين يافته‌ها در نشريه "? "Nature Geoscience?منتشر شده است.
اين كشف محدوده آتشفشاني را در قطب جنوب ? ????كيلومتر وسعت مي‌بخشد و و اين
 سوال را مطرح مي‌كند كه آيا اين آتشفشان يا آتشفشانهاي ديگر زير يخچالها باعث ذوب
 يخ‌ها و در نتيجه بالا آمدن سطح آب درياها شده‌اند؟ اين كوه آتشفشاني در كوههاي
 هادسن قرار دارد كه حدود سال ? ????قبل از ميلاد (بعلاوه يا منهاي ? ????سال) فوران كرد.
شواهد بدست آمده مربوط به نقشه‌برداري ژئوفيزيك آمريكا و انگليس است كه در سال ? ?????و ? ?????با استفاده از رادار اعماق زير صفحه يخ بررسي شد تا نقشه زمين زير آن تهيه شود.
اين محققان در منطقه‌اي به وسعت ? ???هزار كيلومتر مربع متوجه بازتاب‌هاي غيرعادي راداري شدند.
اين علايم نشانه وجود لايه ضخيمي از خاكستر، سنگ و شيشه است كه از سيليس گداخته تشكيل شده و بيانگر فوران كوه آتشفشاني است.
با توجه به اينكه حجم اين مواد ? ?/???كيلومتر مكعب است، شدت فوران آتشفشاني در شاخص انفجار آتشفشاني ? VEI?بين سه تا چهار تعيين شده است.
بطور مقايسه شدت انفجار آتشفشاني كوه سنت هلن در سال ? ?????در اين شاخص نمره پنج و كوه پيناتوبو در سال ? ?????نمره شش را بدست آورده‌اند.
محققان معتقدند اين فوران آتشفشاني بزرگترين انفجار در قطب جنوب طي ? ???هزار سال گذشته بوده است.
 
اين انفجار حفره بزرگي در صفحه يخ ايجاد كرد و تلي از خاكستر و گاز را تا ارتفاع ? ???كيلومتر در فضا پراكند.
اين انفجار در نزديكي جزيره يخچالي پاين رخ داده است. حركت صفحه يخ در اين منطقه به سمت دريا طي دهه‌هاي اخير به طور هشداردهنده سرعت گرفته است.
ديويد وگان استاد ? BAS?مي‌گويد امكان دارد گرماي آتشفشان اين حركت را سرعت بخشيده باشد. او تاكيد مي‌كند درحال حاضر گرمايش زمين محتمل‌ترين علت براي اين پديده است.
گرماي آتشفشاني نمي‌تواند كوچك شدن يخچالهاي غرب قطب جنوب را توضيح دهد. ذوب اين يخچالها هر ساله ? ?/??ميلي‌متر سطح آب درياها را بالا مي‌برد.
اين تغيير گسترده به احتمال زياد نشات گرفته از گرم‌شدن آبهاي اقيانوس دارد.
 
 
كشف فوران كوه آتشفشان در زير يخهاي قطب جنوب . 
                 
   دانشمندان مي‌گويند يك كوه آتشفشاني قدرتمند در زير صفحه يخ غرب قطب جنوب كه حدود دو هزار سال پيش فوران كرده است ممكن است امروزه هم فعال باشد.
اين كشف سوالاتي را در مورد ذوب يخها در اين قاره مطرح مي‌كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس، اين انفجار كه در درجه‌بندي مقياس جهاني قدرت آتشفشاني، "شديد" تا "فاجعه‌بار" رتبه بندي شده است شكاف عظيمي در صفحه يخ پديده آورد و تلي از خاكستر را تا ارتفاع ? ???هزار متر در آسمان پراكند.
بيشتر بخشهاي قطب جنوب از نظر فعاليت زمين‌شناسي پايدار است. اما بخش غربي آن كه روي شكافي در پوسته زمين قرار دارد و باعث فعاليت آتشفشاني گاه و بيگاه مي‌شود، در حاشيه ساحلي قطب جنوب واقع شده است.
 
اين اولين شواهد دال بر وقوع يك انفجار در زير صفحه يخ است. صفحه يخ قطب جنوب لايه‌اي آب منجمد است كه ضخامت آن در برخي قسمتها به صدها متر مي‌رسد و بيشترين ذخاير آب شيرين جهان را در خود نگه داشته است.
محققان سازمان نقشه برداري قطب جنوب انگليس ? BAS?اين كشف را بي‌نظير توصيف كردند.
اين يافته‌ها در نشريه "? "Nature Geoscience?منتشر شده است.
اين كشف محدوده آتشفشاني را در قطب جنوب ? ????كيلومتر وسعت مي‌بخشد و و اين سوال را مطرح مي‌كند كه آيا اين آتشفشان يا آتشفشانهاي ديگر زير يخچالها باعث ذوب يخ‌ها و در نتيجه بالا آمدن سطح آب درياها شده‌اند؟ اين كوه آتشفشاني در كوههاي هادسن قرار دارد كه حدود سال ? ????قبل از ميلاد (بعلاوه يا منهاي ? ????سال) فوران كرد.
شواهد بدست آمده مربوط به نقشه‌برداري ژئوفيزيك آمريكا و انگليس است كه در سال ? ?????و ? ?????با استفاده از رادار اعماق زير صفحه يخ بررسي شد تا نقشه زمين زير آن تهيه شود.
اين محققان در منطقه‌اي به وسعت ? ???هزار كيلومتر مربع متوجه بازتاب‌هاي غيرعادي راداري شدند.
اين علايم نشانه وجود لايه ضخيمي از خاكستر، سنگ و شيشه است كه از سيليس گداخته تشكيل شده و بيانگر فوران كوه آتشفشاني است.
با توجه به اينكه حجم اين مواد ? ?/???كيلومتر مكعب است، شدت فوران آتشفشاني در شاخص انفجار آتشفشاني ? VEI?بين سه تا چهار تعيين شده است.
بطور مقايسه شدت انفجار آتشفشاني كوه سنت هلن در سال ? ?????در اين شاخص نمره پنج و كوه پيناتوبو در سال ? ?????نمره شش را بدست آورده‌اند.
محققان معتقدند اين فوران آتشفشاني بزرگترين انفجار در قطب جنوب طي ? ???هزار سال گذشته بوده است.
 
اين انفجار حفره بزرگي در صفحه يخ ايجاد كرد و تلي از خاكستر و گاز را تا ارتفاع ? ???كيلومتر در فضا پراكند.
اين انفجار در نزديكي جزيره يخچالي پاين رخ داده است. حركت صفحه يخ در اين منطقه به سمت دريا طي دهه‌هاي اخير به طور هشداردهنده سرعت گرفته است.
ديويد وگان استاد ? BAS?مي‌گويد امكان دارد گرماي آتشفشان اين حركت را سرعت بخشيده باشد. او تاكيد مي‌كند درحال حاضر گرمايش زمين محتمل‌ترين علت براي اين پديده است.
گرماي آتشفشاني نمي‌تواند كوچك شدن يخچالهاي غرب قطب جنوب را توضيح دهد. ذوب اين يخچالها هر ساله ? ?/??ميلي‌متر سطح آب درياها را بالا مي‌برد.
اين تغيير گسترده به احتمال زياد نشات گرفته از گرم‌شدن آبهاي اقيانوس دارد.
 
 
اگر گرمايش كره زمين را بزرگترين چالش زيست محيطي قرن حاضر بناميم,چيزي به گزافه نگفته ايم.دانمشندان معتقدند درصورت غفلت از اين امر خطير حيات موجودات زنده به خطر خواهد افتاد. ترجمه حاضر تصويري كلي وقابل فهم ازآنچه به گرمايش جهاني(Global warming) موسوم است مي باشد.
گرمايش جهاني چيست؟
ما گرمايش جهاني را يك معلول مي ناميم در حاليكه خود علت يك سري تغييرات در آب وهواي كره زمين يا الگوهاي بلندمدت هوا مي باشد كه از نقطه اي به نقطه ديگر متفاوت است.همزمان باگردش كره زمين,گرماي تازه با آن ميگردد,رطوبت را ازسطح اقيانوسها جدا كرده,از جايي بلند كرده ودر جاي ديگر پايين مي آورد.اين كار آهنگ آب وهوا را كه حيات همه موجودات زنده به آن وابسته است تغيير مي دهد.درحاليكه ما در تلاش براي سنجش آن هستيم,سطح زمين ,آن طور كه مي شناسيم-سواحل ,جنگلها, مزارع وكوههاي پوشيده از برف-نيازمندووابسته به تعادل هستند.
اثر گلخانه اي:
اثر گلخانه اي گرمايشي است كه زماني كه گازهاي معيني حرارت را به دام مياندازند اتفاق مي افتد.اين گازها همانند ديواهاي شيشه اي يك گلخانه اجازه ورود نور را ميدهند اما ازخروج آن جلوگيري مي كنند.
ابتدا نور خورشيد بر سطح زمين مي تابد, كه جذب مي شود وسپس به صورت حرارت به اتمسفر برميگردد.در اتمسفر,گازهاي گلخانه اي مقداري از اين حرارت را نگه ميدارند, وبقيه را به فضا آزاد مي كنند.هر قدر ميزان گازهاي گلخانه اي درجو بشتر باشد,حرارت بيشتري به دام مي افتد.دانشمندان درباره اثر گلخانه اي از سا 1824 آگاهي يافته اند,زمانيكه جوزف فوريه دريافت كه زمين در صورت نبوداتمسفر بسيارسردترمي بود.اين اثر  گلخانه اي چيزي است كه هواي زمين را قابل زيست گردانيده است.بدون آن سطح كره زمين بطور ميانگين حدود 60 درجه فارنهايت خنك تر مي بود.در سال 1895,شيميدان سوئدي ,سوانت آرنيوس كشف كرد كه بشر مي تواند اثر گلخانه اي را از طريق توليد دي اكسيد كربن ,گاز گلخانه اي,افزايش دهد.او آغازگر يك تحقيق صد ساله در آب وهوا بودكه يك فهم پيچيده وپيشرفته از گرمايش جهاني به ما ارائه كرده است.
سطوح گازهاي گلخانه اي (GHGs)در تاريخ كره زمين بالا وپايين رفته است ,اما در چند هزار سال گذشته بطور نسبي ثابت بوده است. بواسطه سوختن سوختهاي فسيلي وآزلد شدن ديگر گازهاي گلخانه اي,بشر در حال افزايش اثر گلخانه اي وگرمايش كره  زمين است

عجیب اما واقعی! فوران آتشفشان ایسلند میزان co2 ورودی به جو را کاهش داده است!

عجیب اما واقعی! فوران آتشفشان ایسلند میزان co2 ورودی به جو را کاهش داده است!

 

این روز ها سر خط خبر ها مربوط به فوران آتشفشان در ایسلند و مختل شدن پرواز هواپیماها بر فراز اروپا  به علت پخش شدن خاکستر های اتشفشانی هستش ،

به نظر شما فوران این آتشفشان چقدر گاز دی اکسید کربن وارد جو کرده  و آیا میتونه روی پدیده هایی مانند گرمایش جهانی اثر بگذاره؟

در جواب باید گفت برخلاف تصور اولیه فوران این آتشفشان بطور غیر مستقیم نه تنها دی اکسید کربن وارد شده به جو رو  افزایش نداده بلکه منجر به کاهش میزان اون شده!!!!

باورنمی کنید؟ شکل زیر رو ببینید

همانطور که در این شکل نشان داده شده که  صنعت هوانوردی اروپا باعث ورود روزانه حدود ۳۴۵ هزار تن دی اکسید کربن به جو میشه در حالی که دی اکسید کربن تولیدی از آتشفشان تنها ۷۴۰۰ تن هستش!  دقت کنید که با فوران اتشفشان تقریبا ۶۰ درصد پرواز ها در اروپا مختل شده و این باعث شده روزانه ۲۰۶ هزار تن کمتر دی اکسید کربن از طریق سیستم حمل و نقل هوایی اروپا وارد جو بشه بنابراین فوران اتشفشان ایسلند بطور غیر مستقیم باعث میزان دی اکسید کربن ورودی به جو شده !! اینجا شاید طرفداران زمین باید آرزو کنند فوران این اتشفشان حالا حالا ها ادامه پیدا کنه!! 

همانطور که در این شکل نشان داده شده صنعت هوانوردی اروپا باعث ورود روزانه حدود ۳۴۵ هزار تن دی اکسید کربن به جو میشه در حالی که دی اکسید کربن تولیدی از آتشفشان تنها ۷۴۰۰ تن هستش!  دقت کنید که با فوران اتشفشان تقریبا ۶۰ درصد پرواز ها در اروپا مختل شده و این باعث شده روزانه ۲۰۶ هزار تن کمتر دی اکسید کربن از طریق سیستم حمل و نقل هوایی اروپا وارد جو بشه بنابراین فوران اتشفشان ایسلند بطور غیر مستقیم باعث میزان دی اکسید کربن ورودی به جو شده !! اینجا شاید طرفداران زمین باید آرزو کنند فوران این اتشفشان حالا حالا ها ادامه پیدا کنه!!

پازل معماگونه عصر يخبندان زمين تكميل مي‌شود

پازل معماگونه عصر يخبندان زمين تكميل مي‌شود
نقش آتشفشان‌ها در انقراض‌ گونه‌هاي حياتي زمين
جام جم آنلاين: غرش‌هاي مملو از راز و رمز زمين، در هر نقطه‌اي از زمين كه آتشفشاني ديده مي‌شود، هرچند سال‌ها خاموش بوده و خبري از فعاليت‌هاي آتشفشاني در آن ديده نمي‌شود، اما باز هم دانشمندان بيكار نمي‌نشينند و به تجزيه و تحليل آن مي‌پردازند.

 از بعد جغرافيايي و علوم زمين‌شناختي، آتشفشان‌ها از جمله عوارض مهم زمين به شمار مي‌آيند كه فعاليت و ساختار كلي آنها با علوم و پديده‌هاي ديگري نظير ديرينه‌شناسي در هم گره خورده است.

همواره اين عقيده وجود داشته است كه برخوردهاي شهاب‌سنگي مهم‌ترين نقش را در انقراض نسل‌هاي مختلف روي زمين داشته‌اند و شايد كمتر كسي به آتشفشان‌ها به عنوان فاكتوري همپاي شهاب‌سنگ‌هاي آسماني فكر مي‌كرده، اما تحقيقات اخير دانشمندان نشان مي‌دهد آتشفشان‌ها نقش كليدي در تغيير و تحولات عصر يخ داشته و مي‌توان از آنها به عنوان فاكتورهاي تاثيرگذار در انقراض نسل‌هاي دوره‌هاي بسيار دور زمين نام برد. در حقيقت اكنون مشخص شده است كه اين آتشفشان‌ها بوده‌اند كه مقدمات لازم براي سرد شدن زمين و آغاز عصر يخبندان را فراهم كرده‌اند، عصري كه در آن بسياري از گونه‌هاي حياتي زمين از ميان رفته‌اند.

450 ميليون سال از آن دوران مي‌گذرد، دوراني كه از آن به عصر يخ زمين ياد مي‌شود، دوراني كه دانشمندان از آن به عنوان يكي از جالب توجه‌ترين و در عين حال مرموز‌ترين دوره‌هاي زمين‌شناسي ياد مي‌كنند. تحقيقات گسترده‌اي كه درخصوص اين دوره از حيات زمين صورت گرفته اكنون با كشفيات جديد دانشمندان وارد مرحله جديد و حساسي شده است. گروهي از محققان دانشگاه اوهايو دريافته‌اند آتشفشان‌ها در عصر يخ زمين نقش كليدي در تغيير و تحولات و نوسانات آن دوران زمين داشته‌اند. نوسانات آب و هوايي و جغرافيايي عمدتا با انقراض نسل‌هاي گسترده همراه بوده است. گمانه‌زني‌ها درباره آتشفشان‌ها و نقش آنها در دوره‌هاي مختلف زمين همواره براي دانشمندان جذاب بوده است. برخي حتي آنها را نخستين فاكتورهاي گرمايش زمين و دليل چنين ادعايي را انتشار مقادير قابل توجه گاز دي‌اكسيدكربن به اتمسفر زمين عنوان مي‌كنند. وقتي فعاليت عمده و هميشگي آتشفشان‌ها نيز به پايان رسيد، اوضاع جوي زمين با بي‌ثباتي گسترده همراه شد كه در نتيجه آن يخ‌هاي زمين شروع به آب شدن كردند. اين يافته جالب توجه، بار ديگر اهميت پرداختن به كربن در چرخه آب و هوايي امروز زمين را نشان مي‌دهد.

تا پيش از اين محققان دانشگاه اوهايو چنين نظريه‌اي را درخصوص عصر يخ زمين به پيدايش كوه‌هاي آپالاچ (در شرق آمريكاي شمالي) مرتبط كرده بودند. همزمان با اين‌كه صخره‌هاي اين كوه‌ها در معرض جريان‌هاي آب و هوايي قرار مي‌گرفتند، واكنش‌هاي شيميايي مخصوصي كربن را از اتمسفر زمين خارج مي‌كردند كه در نتيجه زمين با سرمايش كلي روبه‌رو شد و در نهايت حدود دوسوم تمام ‌گونه‌هاي حياتي روي زمين نابود شدند. اما اين تنها نيمي‌ از داستان مرموز 450 ميليون سال پيش و نقش تحولات آب و هوايي صورت گرفته در انقراض نسل‌هاي مختلف بوده است. اكنون محققان نيمه ديگر اين داستان را ارائه مي‌كنند. آتشفشان‌هاي غول‌پيكري كه در طول بسته شدن مراحل نخستين اقيانوس اطلس شكل گرفته بودند و به اقيانوس Iapetus شهرت داشته است مقدمات لازم براي پيدايش و بالا آمدن كوه‌هاي آپالاچ و عصر يخ كه به دنبال آن زمين را در برگرفته بود فراهم نموده بودند.

دكتر سالتزمان از دانشگاه اوهايو كه در را‡س اين پروژه تحقيقاتي قرار دارد، مي‌گويد: مدل‌هاي جديدي كه در نتيجه اين بررسي‌ها ‌ترسيم كرده‌ايم نشان مي‌دهند آتشفشان‌هاي آتلانتيكي دقيقا در همان زماني مقادير قابل توجه كربن را روانه اتمسفر زمين مي‌كردند كه كوه‌هاي آپالاچ آنها را از اتمسفر زمين خارج مي‌كردند. وي اين‌گونه ادامه مي‌دهد: براي تقريبا 10 ميليون سال، اوضاع جوي زمين در بن‌بست عجيبي گرفتار شده بود. اما زماني كه فوران‌هاي آتشفشاني با توقف ناگهاني همراه شدند، سطوح كربني اتمسفر زمين به زير سطحي كاهش يافتند كه تا پيش از فعاليت‌هاي آتشفشاني وجود داشته است. در نتيجه دوران عصر يخ زمين آغاز شد.

تحقيقات اخير دانشمندان نشان مي‌دهد آتشفشان‌ها نقش كليدي در تغيير و تحولات عصر يخ داشته و مي‌تواناز آنها به عنوان فاكتورهاي تاثيرگذار در انقراض نسل‌هاي دوره‌هاي بسيار دور زمين نام برد

اين نخستين يافته مستند علمي ‌است كه نشان مي‌دهد كاهش در حجم كربن متصاعد شده از آتشفشان‌ها در‌ تركيب با تداوم در معرض هوا قرار گرفتن كوه‌هاي آپالاچ موجب شكل‌گيري دوران مرموز زمين‌شناسي اوردوويشن (بخش دوم دوران پالئوزوئيك) و انقراض نسل مربوط به آن شده است.

اكنون و با تكيه بر چنين اطلاعاتي، دانشمندان تصور كلي از آنچه در اين فرآيند روي داده است را ‌ترسيم مي‌كنند: 460 ميليون سال پيش و در دوران زمين‌شناسي اوردوويشن آتشفشان‌هاي حاشيه منطقه‌اي از جهان كه اكنون به آن اقيانوس اطلس گفته مي‌شود، مقادير عظيمي‌ از دي‌‌اكسيد كربن را راهي اتمسفر زمين مي‌كردند كه در نتيجه زمين به «خانه‌اي داغ» تبديل شده بود. در ادامه گدازه‌هاي آتشفشاني اين كوه‌هاي آتشفشاني با منطقه آمريكاي شمالي برخورد كرده كه اين برخورد عظيم به شكل‌گيري كوه‌هاي آپلاچ منجر مي‌شود.

باران‌هاي اسيدي كه غني از دي‌اكسيد كربن بوده‌اند بر سطح صخره‌هاي تازه شكل گرفته كوه‌هاي آپالاچ برخورد كرده و آنها را از هم پاشيدند. از سوي ديگر واكنش‌هاي شيميايي نيز ذرات كربن را در رسوبات شكل گرفته به دام مي‌انداختند كه خود آبسنگ‌ها يا صخره‌هاي زير آبي را در سطح وسيعي از بستري تشكيل مي‌دادند كه سراسر آمريكاي شمالي را مي‌پوشاندند.

براي 10 ميليون سال كوه‌هاي آتشفشاني كاري جز افزودن كربن به اتمسفر زمين نداشته‌اند و اين در حالي بوده است كه كوه‌هاي آپالاچ آنها را از اتمسفر خارج مي‌كرده‌اند. بنابراين وضعيت «زمين داغ» براي مدت‌هاي بسيار طولاني حالتي پايدار داشته است. بتدريج حيات در اقيانوس‌هاي گرم شكل مي‌گيرد، حياتي كه از آن جمله مي‌توان به گونه‌هاي فراواني از ‌تريلوبيت‌ها (رده Trilobita از بندپايان منقرض شده) و بازوپاها (از شاخه بازوپايان)Brachiopoda اشاره كرد.

در ادامه حدود 450 ميليون سال پيش فوران‌هاي آتشفشاني متوقف مي‌شود، اما كوه‌هاي آپالاچ همچنان در معرض اوضاع جوي و آب و هوايي زمين قرار دارند و نقش غيرقابل انكار خود در كاهش سطوح كربني اتمسفر را ادامه مي‌دهند. در نتيجه اين فرآيند زمين از وضعيت زمين داغ خارج و وارد مرحله عصر يخبندان مي‌شود. تا 445 ميليون سال پيش توده‌هاي يخ قطب جنوب زمين را در نوك ابرقاره Gondwana پوشانده بودند. (كه البته نهايتا ابرقاره Gondwana از هم پاشيده شده و قاره‌هاي نيم‌كره جنوبي زمين تشكيل مي‌شود.) در خلال اين دوران بوده است كه دوسوم از تمام ‌گونه‌هاي زمين منقرض مي‌شوند.

البته تا پيش از آغاز اين تحقيقات، محققان دانشگاه اوهايو از اين نكته آگاه بوده‌اند كه آب و هواي زمين بايد در پايان دوران زمين‌شناسي اوردوويشن با تغييرات قابل توجهي روبه‌رو شده باشد، اما هيچ‌گاه دقيقا تصور نمي‌كردند آتشفشان‌ها نقش كليدي در اين ميان داشته‌اند. آنها حتي چنين تصور و پيش‌بيني قبلي را نيز نداشته‌اند اما زماني كه قطعات مختلف اين پازل گيج‌كننده در كنار يكديگر قرار گرفتند، چنين داستاني شكل گرفت.

10 تاثير عجيب گرمايش جهاني بر زندگي ما

10 تاثير عجيب گرمايش جهاني بر زندگي ما
گرمايش جهانی- حتماً چيزهايي در مورد گرمايش جهاني شنيده‌ايد: افزايش دما، آب شدن يخ‌ها و افزايش سطح آب درياها در آينده‌اي نزديك. اما تغيير آب و هواي زمين حتي حالا هم اثرات عجيبش را بر زندگي ما گذاشته است.

آيا در اين چند سال اخير حس نمي‌كنيد كه عطسه‌ها و آبريزش چشمانتان كه هر سال بهار به سراغتان مي‌آمد، شديدتر شده است؟ اگر جوابتان به اين سوال مثبت است بدانيد كه گرمايش جهاني مي‌تواند دليلي براي اين شدت بيماري شما باشد.

به گزارش لايو ساينس، در دهه‌هاي اخير هر روز بر تعداد كساني كه در آمريكا از حساسيت‌هاي فصلي و آسم رنج مي‌برند افزوده مي‌شود.

هرچند تغيير شيوه‌هاي زندگي هم در اين ميان موثر بوده است و آلودگي هوا هم باعث مي‌شود حساسيت‌هاي تنفسي افزايش يابد، اما تحقيقات نشان مي‌دهد افزايش ميزان دي‌اكسيد كربن و دماي بيشتر هوا كه برمي‌گردد به مسئله گرمايش جهاني، سبب مي‌شود گياهان زودتر برسند و گرده‌‌هاي بيشتري هم توليد كنند.

زماني كه مواد حساسيت‌زا زودتر توليد شوند، فصل حساسيت هم طولاني‌تر خواهد بود. پس دستمال كاغذي‌هايتان را آماده نگه داريد. زمين گرم مي‌شود.

كوه‌ها بازسازي مي‌شوند. بله. اين هم يكي از اثرات گرمايش جهاني است. ممكن است هيچ يك از كوهنوردان حرفه‌اي هم متوجه نشده باشند اما رشته كوه آلپ و ديگر كوه‌ها در يك قرن گذشته در حال افزايش قد و بازسازي خود هستند. اما علت چيست؟

براي ساليان طولاني يخچال‌هاي طبيعي روي شانه زمين سنگيني مي‌كردند و زير اين بار سنگين، زمين توان زايش كوه نداشت. با افزايش سرعت گرمايش جهاني اين بار دارد كم‌كم از روي دوش زمين برداشته مي‌شود و در نتيجه كو‌ها فرصت رشد مي‌يابند.

براي كساني كه در كشوري چون ايران با اين همه آثار باستاني زندگي مي‌كنند خبر گرم شدن زمين از احداث سد روي آثار باستاني هم بدتر است.

بالا آمدن سطح درياها و شدت گرفتن فصل‌ها خطرات زيادي براي آثار تاريخي در سراسر جهان به وجود مي‌آورد.

سيل كه يكي از اثرات بي‌شمار گرمايش جهاني است، تهديد مهمي براي آثار تاريخي است.

حتي همين حالا هم سيلي ناشي از گرمايش جهاني باعث از بين رفتن يك اثر تاريخي شده است: معبدي 600 ساله در تايلند به نام سوكوتاي.

درست همان زماني كه يخ‌ها آب مي‌شوند و توفان‌هاي شديد دنيا را درمي‌نوردد، يك اثر ديگر هم از گرمايش جهاني در گوشه و كنار جهان ديده مي‌شود: آتش‌سوزي در جنگل‌ها.

وقتي بهار زودرس فرا مي‌رسد و برف‌ها زودتر از هميشه آب مي‌شوند، مناطق جنگلي بيشتر از هميشه خشك مي‌مانند. همين امر باعث بالا رفتن درصد ريسك آتش‌سوزي در جنگل‌ها مي‌شود.

از اوايل قرن بيستم ميلادي بود كه انسان‌ها مجبور شدند براي ديدن موش خرماها، موش‌ها و سنجاب‌ها به مناطق مرتفع‌تر بروند. پژوهشگران دريافته‌اند كه بسياري از اين حيوانات به مناطق مرتفع‌تر نقل مكان كرده‌اند، يعني قبلا در مناطقي كم ارتفاع‌تر زندگي مي‌كردند. اين تغيير احتمالا نتيجه دگرگوني محيط طبيعي زندگي آنها به خاطر گرمايش جهاني بوده است.

تغيير مشابهي در محيط طبيعي قطب به خاطر آب شدن يخ‌ها در حال روي دادن است و زندگي حيوانات منطقه به ويژه خرس‌هاي قطبي را تهديد مي‌كند.

زماني كه آب شدن يخ‌هاي قطبي زندگي حيوانات و گياهان را در عرض‌هاي جغرافيايي كمتر و نزديك به قطب تهديد مي‌كند، اشعه‌هاي خورشيد موقعيت خوبي را براي حيات قطبي برخي ديگر پديد مي‌آورد.

گياهان قطبي معمولا در اغلب روزهاي سال در ميان يخ‌ها اسير هستند. اين روزها وقتي كه يخ‌ها در بهار زودتر آب مي‌شوند، به نظر مي‌رسد كه گياهان مشتاقند برويند. تحقيقات نشان مي‌دهد در خاك‌هاي جديد آن گونه‌اي از فتوسنتز كه كلروفيل‌ توليد مي‌كند بيشتر از خاك‌هاي قديمي يافت مي‌شود كه همين امر نشان دهنده توسعه حيات در منطقه قطب طي دهه‌هاي گذشته است.

اين مسئله كه 125 درياچه در همين چند دهه گذشته در قطب ناپديد شدند و از بين رفتند، نشان مي‌دهد كه اثرات گرمايش جهاني در قطب از هر جاي ديگر كره زمين بيشتر است.

اين مسئله تحقيقات را از گم شدن آب‌ها به اين نكته رساند كه ممكن است لايه منجمد دائمي زير اين درياچه‌ها آب شده باشد. وقتي اين لايه دائمي يخ زده آب شود، آب درياچه‌ها مي‌تواند در خاك نفوذ كند و در نتيجه درياچه‌ها خشك مي‌شوند.

يكي از محققان اين جريان را به وان پر از آبي تشبيه كرد كه سوراخ تخليه آب آن را باز كنند. وقتي درياچه‌اي از بين برود، اكوسيستمي هم كه به آن وابسته است نابود مي‌شود.

بالا رفتن دماي زمين نه تنها باعث آب شدن يخچال‌هاي طبيعي مي‌شود بلكه لايه خاك يخ زده زير سطح كرده زمين را هم آب مي‌كند.

اين آب شدن سبب مي‌شود پوسته زمين جمع شود و ناهمواري‌هايي در سطح آن ايجاد شود. ايجاد حفره و آسيب رسيدن به زيرساخت‌هايي چون راه‌ها و خطوط راه‌آهن، بزرگراه‌ها و حتي خانه‌ها از جمله عوارض اين جمع شدن پوسته زمين است.

بي‌ثبات شدن لايه يخ‌زده زير پوسته زمين به دليل آب شدن آن، در ارتفاعات بالا مانند كوه‌ها باعث ريزش سنگ و گل مي‌شود.

وقتي گرمايش جهاني بهار زودرس را براي زمين به ارمغان مي‌آورد، آن پرنده‌هايي كه زودتر از هميشه مهاجرت مي‌كنند و به سرزمين‌شان باز مي‌گردند، نه تنها كرم‌ها را به دست مي‌آورند،بلكه ممكن است اين بازگشت زودهنگام به سرزمين اصلي را در ژن خود به نسل‌هاي بعدي منتقل كنند.

از آنجايي كه گياهان  زودتر شكوفه مي‌دهند، احتمالا حيواناتي كه بر اساس زمان‌بندي طبيعي بدنشان مهاجرت مي‌كنند، آذوقه‌اي نمي‌يابند. آنهايي كه مي‌توانند ساعت طبيعي بدنشان را با دوباره بازسازي كنند، احتمالا شانس بيشتري براي زنده ماندن و بقا دارند.

آنها با انتقال اين تغيير ساعت در ژن‌هايشان به نسل بعدي، تغييري ژنتيكي در همه هم‌نوعانشان ايجاد خواهند كرد.

يكي از نتايج اوليه گرم شدن زمين و اثر گاز دي‌اكسيد كربن، اين است كه مي‌توان سريع‌تر از هميشه به فضا رسيد. هوا در خارجي‌ترين لايه اتمسفر بسيار نازك است.

با اين حال مولكول‌هاي هوا همچنان در براي شاتل‌هاي فضايي و ماهواره‌ها اصطكاك ايجاد مي‌كنند و از سرعت آنها مي‌كاهند. همچنين باعث مي‌شوند براي نگه داشتن آنها در مدارشان به موتورهاي كمكي نياز باشد.

اما ميزان دي‌اكسيد كربن در هوا در حال افزايش است و تا زماني كه مولكول‌هاي دي‌اكسيد كربن در لايه پايين‌تر جو به هم برخورد مي‌كنند و گرما توليد مي‌كنند و در نتيجه دماي جو بالا مي‌رود. اين بالا رفتن دما سبب مي‌شود در بيروني‌ترين لايه جو مولكول‌ها با شدت بيشتري از خود انرژي متساعد كنند و از هم دور شوند تا بتوانند خود را خنك كنند.

هر چه دي‌اكسيد گربن بيشتري در هواي بالاي سر ما باشد، مولكول‌هاي لايه خارجي جو هم بيشتر تلاش مي‌كنند خود را خنك كنند و در نتيجه اصطكاك در آن لايه كمتر و كمتر مي‌شود.

شناسایی الگوی جدید انقراض نسل حیوانات بر اثر گرمایش زمین

شناسایی الگوی جدید انقراض نسل حیوانات بر اثر گرمایش زمین

 تحقیقات جدید روی پروانه‌ها بهترین الگوی شناسایی شده برای نشان دادن واکنش حیوانات به گرمایش زمین را ارائه داده است.
تحقیقی که طی 35 سال گذشته در مورد جمعیت پروانه‌ها در سیه را نوادای کالیفرنیا انجام شده است نشان داده که چندین گونه از پروانه‌ها برای فرار از گرمایش زمین به ارتفاعات بالاتر مهاجرت می‌کنند.
آرتور شاپیرو از زیست شناسان دانشگاه دیویس کالیفرنیا که این داده ها را جمع آوری کرده است به یو اس ای تودی می‌گوید: پروانه‌هایی که پیش از این هم در ارتفاعات بالاتر زیستگاه اختیار کرده بودند نمی‌توانند خود را با گرمایش زمین وفق دهند و جای دیگری برای رفتن ندارند.
مدتهاست که پروانه‌ها به عنوان یکی از بارزترین نشانه‌های گرمایش زمین قلمداد می‌شوند. چرخه حیاتی کوتاه و حساسیت زیاد آنها به دما آنها را در برابر تغییرات آب و هوایی به شدت آسیب پذیر کرده است.
متیو فویتسر زیست شناس دانشگاه نوادارنو نیز می‌گوید: پروانه‌های ساکن ارتفاعات بالا مانند خرس‌های قطبی وضعیت بغرنجی دارند و هیچ گزینه دیگری در اختیار آنها نیست. وی معتقد است که در سال‌های اخیر به دلیل نابودی زیستگاه و سرعت توسعه مناطق شهری و افزایش دما کاهش جمعیت پروانه‌ها بیشتر بوده است.
وی افزود: سرعت تغییرات محیطی به حدی افزایش یافته که آنها دیگر قادر به تطبیق دادن خود با محیط نیستند.
مطالعه‌ای که اخیراً در مجله آکادمی ملی علوم منتشر شد 159 گونه از پروانه‌ها در 10 نقطه زمین را در معرض انقراض اعلام کرد.

روز زمین

روز زمین

پرچم غیر رسمی روز زمین توسط جان مک‌کانل
نماد رسمی روز زمین

روز زمین، روزی برای افزایش آگاهی و قدردانی نسبت به محیط زیست کره‌ی زمین است. این روز دو بار در سال٬ یک بار در طول فصل بهار در نیمکره شمالی و در طول فصل پاییز در نیمکره جنوبی (که فصل بهار آن نیمکره محسوب می شود) برگزار می‏شود.
سازمان ملل متحد نیز هر سال در اعتدال بهاری ٬ این روز را جشن می‏گیرد. این رسمی بود که توسط فعال صلح یعنی جان مک‏کانل در سال ۱۹۶۹ در اجلاس یونسکو معرفی شد و توسط سناتور آمریکایی گیلورد نلسون به عنوان یک جلسه‌ی آموزشی در مورد محیط زیست بنیان گذاشته شد. در خیلی از کشورها روز ۲۲ آوریل هم زمان با ۲ اردیبهشت روز زمین است و جوامع بسیاری نیز هفته‌ی زمین را با آغاز روز زمین جشن می‌گیرند و تمام هفته را به فعالیتهای زیست محیطی اختصاص می‌دهند.