طوفان خورشیدی

طوفان خورشیدی

طوفان خورشیدی

ابراز نگرانی ناسا از توفان خورشیدی سال 2012

ابراز نگرانی ناسا از توفان خورشیدی سال 2012
ناسا در هشداری اعلام کرد یک توفان خورشیدی که در سال ۲۰۱۲ به زمین می‌رسد که ممکن است خسارات جدی به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی وارد کند.

از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی رو به افزایش می‌رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر ۱۱ سال یک‌بار به نقطه‌ای می‌رسد که در آن اوج پدیده‌های فوران‌های خورشیدی و پرتاب تاج‌های خورشیدی بزرگ مشاهده می‌شود. این پدیده‌ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می‌شود. این فوران‌ها می‌تواند به زمین نیز برسد و سبب ایجاد توفان‌های ژئومغناطیسی زمین شود. 

اتمسفر زمین می‌تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می‌کند.

ستاره‌شناسان این پدیده‌ها را از سال ۱۸۵۹ رصد کرده‌اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می ۱۹۲۱ توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.

در گزارش ۱۳۲ صفحه‌ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: “انرژی برق، کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساخت‌ها و سرویس‌ها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال ۱۸۵۹ امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارت‌های اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت.”

براساس گزارش ماهنامه نجوم به نقل از نیوساینتیست، در سال ۱۹۸۹ شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت ۹ ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که ۱۰ برابر ضعیف‌تر از توفان سال ۱۹۲۱ بود بدون برق ماندند. اگر حادثه‌ای مشابه آنچه که در سال ۱۹۲۱ رخ داد تکرار شود، تعداد افراد بدون برق به ۱۳۰ میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه‌ای مشابه سال ۱۸۵۹، دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.

 

به گفته دانشمندان ناسا، اوج بعدی این توفان‌های خورشیدی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده است.

خورشیدگرفتگی کلی 20 تیر نیمکره جنوبی زمین را تاریک می کند


خورشیدگرفتگی کلی 20 تیر نیمکره جنوبی زمین را تاریک می کند

خورشیدگرفتگی کلی سال 2010 روز یکشنبه 11 جولای (20 تیر) نیمکره جنوبی زمین و بخشهای جنوبی اقیانوس آرام را تاریک می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، این خورشیدگرفتگی کلی زمان اوج آن 5 دقیقه و 20 ثانیه به طول می انجامد. این خورشیدگرفتگی از ساعت 18:15:15 به وقت گرینویچ آغاز می شود و در ساعت 20:51:42 سایه آن به طور کامل از زمین خارج می شود.

منطقه سایه خورشیدگرفتگی در بیشترین میزان حدود 259 کیلومتر خواهد بود. خورشیدگرفتگی در نیمکره جنوبی و با عبور از اقیانوس آرام جنوبی اتفاق خواهد افتاد.

تصویر مناطق زیر پوشش خورشیدگرفتگی 11 جولای

استوانه سایه ماه روی اقیانوس آرام جنوبی را تاریک می کند در حالی که جزایر کوک و جزیره معروف ایستر تنها مناطق خشکی خواهند بود که به ملاقات خورشیدگرفتگی کامل می روند.

براساس گزارش Island Crisis ، مناطقی که در آنها خورشیدگرفتگی جزئی ایجاد شده از نیمسایه ماه دیده می شود فضای وسیعتری از اقیانوس آرام جنوبی و بخشهایی از آمریکایی جنوبی به ویژه آرژانتین، شیلی، پرو و بولیوی را می پوشاند.

خورشیدگرفتگی بعدی که از نوع جزئی است 4 ژانویه 2011 رخ می دهد.

پایان دنیا در سال 2012 ؟!

پایان دنیا در سال 2012 ؟!

ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!


خُب این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. واقعیت این است که تقویم مایا در سال 2012 به پایان می رسد، به همین دلیل مایاها به دنبال هر دلیل مذهبی، علمی، اخترگویانه و تاریخی می گردند تا بیابند که چرا این تقویم می گوید که جهان رو به پایان است. رسالت مایایی کسب قدرتی است که بتواند مردم را در تمام جوامع نگران کند.

متآسفانه من برای تمامی معتقدین به این تقویم خبرهای بدی دارم! هیچ رستاخیز عظیمی در 2012 روی نخواهد داد، ولی چرا؟

 

تقویم مایایی

تقویم مایا چیست؟ این تقویم توسط تمدنی پیشرفته به نام مایاها در حدود 250 تا 900 میلادی بوجود آمده است. شواهد مربوط به امپراطوری مایا به قسمتهای جنوبی مکزیک تا گواتمالا و اِل سالوادور می رسد.

آمریکای مرکزی
منطقه ی حضور مایاها

مردمی که در جامعه ی مایایی ساکن بودند، مهارت پیشرفته ای در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و مدنیت توانایی عجیبی پیدا کرده بودند. مایایی ها احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهای بزرگ دیگری که ساخته اند معروف شده اند.

اهرام
اهرام تمدن مایا

مردم مایا در فرهنگ امریکای مرکزی تأثیر زیادی داشته اند، نه فقط از طریق تمدن خویش، بلکه با جوامع بومی که در این منطقه تشکیل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار زیادی از مایاها هنوز زنده اند و سنن باستانی خود را ادامه می دهند.

مایاها

مایایی ها از تقویم های مختلفی استفاده می کردند و زمان را بعنوان گردش هایی روحانی درنظر می گرفتند. ازآنجایی که این تقویمها استفاده های عملی زیادی داشتند، مثل: کاربردهای اجتماعی، کشاورزی، اقتصادی و... ، به عنصر مذهبی قوی ای تبدیل شده بودند. این کاملا با تقویم میلادی جدید متباین است که تنها دارای معانی اجتماعی و اقتصادی است.

تقویم مایا

بیشتر تقویمهای مایایی کوتاه بودند. تقویم تزولکئین (Tzolk"in) در 250 روز تمام می شد و تقویم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر می گیرد.  مایایی ها این دو تقویم را با هم ترکیب کردند تا تقویمی به نام «گرد تقویم» (Calandar Round) تهیه نمودند: که برابر است با یک چرخه از 52 هاآب (تقریبا 52 سال که برابر طول تقریبی یک نسل است.) درون یک گرد تقویم چرخه های 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که این سیستم  تنها زمانی استفاده می شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگیریم. بعلاوه ی این سیستمها، مایایی ها چرخه ای داشتند به نام «چرخه ی زهره». ایشان با دقت زیاد تقویمی شکل دادند که بر اساس موقعیت زهره در آسمان شب بود. وهمچنین ممکن است که آنها تقویمهای مشابهی برای سیارات دیگر هم داشته اند.

تقویم مایا
تقویم مایایی

با استفاده از گرد تقویم هیچ گاه نمی توان سالی قدیمی تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه می توان تاریخ های طولانی را با استفاده از تقویم مایایی ها تعیین نمود؟

 

پایان شمارش طویل= پایان دنیا؟

مایاها برای حل این مشکل روشی ابتکاری بکار بردند. در نهایت تقویم آنها از دوره ی بلندی استفاده کرد که 5126 سال دارد. این دوره بر اساس ملاحظات مذهبی، دوران قاعدگی، محاسبات ریاضی روی اعداد 13 و 20 و همچنین اساطیر اخترگویانه ایجاد شده است.

تقویم
تقویم مایایی

ولی این تقویم چگونه کار می کند؟

سال مبدأ در شمارش طویل مایایی در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشاندهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است.

سنگ تراش
سه ستون نوشته شده توسط مایایی ها: ستون سمت چپ نشاندهنده ی تاریخ 8.5.16.9.9 یا 156 میلادی است.

واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد.

 

روز رستاخیز

زمانی که چیزی تمام می شود (حتی چیز بی خطری مثل یک تقویم باستانی)، مردم گمان می کنند که نهایی ترین احتمالات برای پایان تمدن روی خواهد داد. از طرف دیگر باستان شناسان و اسطوره شناسان معتقدند که مایایی ها یک عصر روشنگری را برای سال 13.0.0.0.0پیش بینی کرده اند. ولی واقعیت این است که شواهد کافی برای چنین رستاخیز عظیمی در آن روز در دست نداریم!!

تهدیدهایی برعلیه زمین و نوع بشر تا بحال مطرح شده اند: برخورد سیارکها، سیاهچاله ها، انفجارات پرتوگاما در کهکشانهای نزدیک، دوره ی یخبندان و جابجایی قطبین. ولی هیچ شاهدی برای روی دادن یکی از این اتفاقات در 2012 وجود ندارد. این اتفاقات هر زمانی می توانند روی دهند و هیچ ارتباطی با تاریخ خاصی ندارند. هر کدام از این تهدیدها نیاز به یک مقاله ی مستقل دارد که توضیح داده شود که چرا  دلیلی برای روی دادن آنها وجود ندارد.

برخورد سیارک

نکته ی جالب این است که باستان ستاره شناسان مایایی هنوز اختلاف نظر دارند که آیا پایان تقویم در 13.0.0.0.0 است یا 20.0.0.0.0(حدود سال 8000 میلادی).

هرم

در نتیجه، این قبیل پیش بینی ها نه تنها مبنای علمی ندارد بلکه از خرافات و اعتقادات اسطوره ای اقوام باستانی ریشه گرفته است. توجه مردم جهان به این قبیل خرافات نشان دهنده ی عمق خرافه پرستی و جهل علمی نسبت به یافته های دقیق و جهانی علمی امروز  است. در واقع پیشرفت علم و تکنولوژی تأثیر زیادی در سطح علمی و درک عمومی اقشار جوامع انسانی بازی نکرده است!!

اینکه چطور به نتایج عجیب و غریب یک تقویم باستانی گم نام چنین اطمینان و توجهی می شود، روحیه ی غیر علمی و نادقیق مردم تحصیل کرده ی امروز را نشان می دهد.

تقویم پیشگوئی در مورد سال 2012

سال 2012

year2012

دماوند با زلزله تهران، ‌بیدار می‌شود؟


مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته، نشان داده است زمین لرزه ها می توانند با به لرزه در آوردن ماگما منجر به انفجار آتشفشان ها شوند؛ پدیده ای مشابه تاثیری که تکان دادن بطری بر نوشابه گازدار می گذارد. این تحقیق نشان می دهد که فوران آتشفشان ها پس از یک زلزله بزرگ، 4 بار بیشتر از هنگامی بوده که عامل محرک زلزله وجود نداشته است.

به این ترتیب و با توجه به زلزله‌خیز بودن تهران، احتمال آتش‌فشانی دماوند نیز در اثر همین پدیده منتفی نیست.

 نوشابه‌ای گازدار، به اسم دماوندزمین‌شناسان می‌گویند تاثیرات زلزله می تواند صد ها مایل دورتر از کانون زلزله احساس شود و آن قدر قوی است که می تواند آتشفشان های خفته را بیدار کند. با این حال تامین فشار لازم برای ایجاد انفجار می تواند زمان زیادی را از یک جریان مذاب تلف کند، به طوری که بین تحریک و انفجار شاید ماه ها فاصله بیفتد.

ارتباط بین آتشفشان ها و زمین لرزه ها از گذشته محل بحث و تردید بوده است ولی اکنون مطالعه جدید اولین شواهد آماری را تامین کرده است. محققان در دانشگاه آکسفورد تاثیر پدیده «نوشابه گازدار» را در شیلی جنوبی شناسایی کرده اند، ناحیه ای که چارلز داروین اولین بار این ارتباط احتمالی را در آن مطرح کرد. آنها با بررسی الگوی انفجار ها رخ داده در 150 سال اخیر متوجه این نکته شده اند که تعداد آتش‌فشانی‌ها یک سال پس از زلزله به مقدار قابل توجهی افزایش داشته است.

آتشفشان تاپونگاتیتو یک سال پس از هر دو زلزله 1906 و 1960 فوران کرد؛ مشابه اتفاقی که برای آتشفشان های کالبوکو و والاریکا افتاد. آتشفشان های اوسورنو و پونتیاگودو هم به فاصله کمی از زمین لرزه 1837 شیلی فوران کردند.

سباستین وات، یکی از محققین این مطالعه به روزنامه تایمز می گوید: «غیر منتظره ترین بخش این یافته فاصله قابل توجه از محل گسیختگی زلزله، جایی که فوران ها رخ داده و مدت زمانی است که ما در آن افزایش فعالیت آتشفشانی را مشاهده کرده ایم، است.» این موضوع نشان می دهد که امواج لرزه ای، که از گسیختگی ناشی از زلزله متصاعد می شوند، ممکن است با تحریک و تکان دادن ماگمای موجود در زیر آتشفشان، ماشه انفجار را بچکاند.

در سال های اخیر در مورد فعالیت آتشفشان دماوند نیز دیده ها و شنیده هایی بازگو شده است. آخرین این موارد به سال گذشته و تقریبا در چنین ایامی از سال باز می‌گردد. سال گذشته، مشاهده خروج گاز وبخار از از دودکش دماوند و وقوع چند لرزه شائبه و نگرانی از فعالیت این دیو سپید را احیا کرد.

 از شیلی تا دماوندزمین لرزه بزرگ شیلی که دارای بزرگی 5/9 در مقیاس ریشتر بود، و یک نمونه شاخص از این تاثیر است، بزرگترین زلزله ثبت شده است. کشته های این حادثه بین 1655 تا 5700 نفر برآورد شده است، بسیاری از تلفات ناشی از برانگیخته شدن تی-سونامی در چند کشور بوده است.

دیگر زلزله ای که نمونه ای ویژه از پدیده مزبور است، زمین لرزه 1906 است، که فعالیت 6 آتشفشان را در پی داشت. این در حالی است که در متوسط یکسال فوران تنها یک آتشفشان مورد انتظار بوده است.

اهمیت تحقیق اخیر در این است که نشان می دهد ریسک انفجار آتشفشانی در پی زلزله های بزرگ در نقاط گوناگون دنیا، به طور چشمگیری افزایش می یابد؛ نظیر واقعه شیلی که تحت تاثیر این پدیده بود.

محققان ابراز امیدواری می کنند که این مطالعه با نمایان کردن نیاز به افزایش هوشیاری نسبت به فعالیت آتشفشانی پس از زلزله های بزرگ، بتواند در راستای مدیریت مخاطرات آتشفشانی توسط دولت ها و آژانس های امداد رسانی مفید واقع شود. اما آیا چنین هوشیاری‌ای در محققان و مسئولان حوادث غیرمترقبه در ایران وجود دارد؟

سال گذشته، اعلام شد نگرانی‌ها درباره فعالیت دماوند جدی نیست. به گفته گروهی از محققان دماوند یک سیستم آتشفشانی فعال است ولی طی سال های اخیر فعالیتش محدود به خروج گاز و بخار، چشمه های آب گرم، لرزه های خفیف و برخی نشانه های دیگر زمین شناسی بوده‌است. با این وجود عدم بروز نشانه های خطرناک مانع از این نمی شود که فعالیت این آتشفشان مثل هر آتشفشان فعال دیگر تحت نظارت و بررسی دقیق باشد. کما اینکه دکتر زارع -معاون پژوهشی و فناوری پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله- به بررسی ها و سنجش شاخص های گوناگون زمین شناختی و ژئوفیزیکی محدوده این سامانه توسط همکارانش در پژوهشکده اشاره می کند. وی در مصاحبه ای که در سال گذشته با ایسنا انجام داده است با اشاره به این که بروز چنین نشانه هایی مسبوق به سابقه است (به طور شاخص در سال 1367)، هیچ یک از بررسی های صورت گرفته را نمایانگر احتمال ایجاد یک انفجار آتشفشانی در قله دماوند یا پیرامون آن ندانسته،‌اما پایش دائمی سامانه دماوند از این نقطه نظر و انجام تحلیل های دقیق تر با بهره گیری از گردآوری حجم وسیعی از داده های مرتبط با شاخص های فعالیت آتفشانی را ضروری دانسته است.

 عجولانه قضاوت نکنیدگفته می‌شود 10 ایستگاه لرزه نگاری در منطقه دماوند وجود دارد و تا کنون فعالیت لرزه خیزی غیر عادی ثبت نشده است. نصب دوربین در اطراف دهانه آتشفشان خفته دماوند به منظور پایش مستمر هر گونه تغییر و فعالیت غیرعادی و برداشت و ارزیابی دقیق ژئوشیمیایی مواد مختلف از جمله گازها و بخارهای خروجی از دیگر روش‌های بررسی فعالیت‌های آتشفشانی از جمله در قله دماوند است.

البته محققان تاکید دارند مطالعه دقیق ژئومورفولوژی (زمین ریختی) منطقه با ابزارهای مختلف اندازه گیری، بررسی بخارات خروجی از لحاظ میزان، سرعت و سایر مولفه‌های مربوطه و ثبت کامل این اطلاعات، انجام تست‌های رسوب شناسی آزمایشگاهی و در نهایت مدل سازی عددی وضعیت آتشفشان به منظور پیش‌بینی علمی انفجار احتمالی آن از دیگر مطالعاتی هستند که برای رفتارسنجی دقیق فعالیت‌های آتشفشانی دماوند و هر گونه اظهار نظر علمی در مورد روند فعالیت آن ضروری است و بدون انجام بررسی‌های مذکور نمی‌توان به صرف اعزام چند کارشناس به منطقه و انجام چند بررسی و اندازه‌گیری در این خصوص اظهارنظر کرد.

به هرحال آنچه تحقیقات جدید نشان می‌دهد بر ارتباط مستقیم بین آتشفشان و زمین لرزه صحه می گذارد ولی اینکه آیا دماوند به عنوان تنها آتشفشان ایران که آخرین فعالیتش به حدود 36 هزار سال قبل باز می گردد،‌ چه زمانی ممکن است دوباره غرش کند، مساله‌ای است که زمین شناسان ترجیح می‌دهند درباره آن از هرگونه قضاوت عجولانه و هیجان انگیز پرهیز کنند.

توفان موسمی الكس به سواحل مكزیك رسید

توفان موسمی الكس به سواحل مكزیك رسید

 
مركز ملی توفان های آمریكا مستقر در میامی اعلام كرد: توفان الكس دیشب به سواحل شمال شرقی مكزیك در جنوب این كشور رسید.
       

مركز ملی توفان های آمریكا همچنین اعلام كرد: سرعت توفان استوایی الكس در خلیج مكزیك رو به افزایش است و این موضوع  عملیات پاكسازی آلودگی نفتی را در این منطقه تحت تاثیر قرار داده است. 

توفان "الكس " جزو گروه نخست توفان های موسمی است كه پیش تر كارشناسان درباره وقوع آنها و تاثیرشان در گسترش بحران نفتی در خلیج مكزیك هشدار داده بودند .

توفان فصلی " الكس " دیروز هم شركت بریتیش پترولیوم را مجبور كرد سرعت عملیات مهار لكه نفتی را در خلیج مكزیك كاهش دهد. 

این در حالی است كه در پی هشدار سازمان هواشناسی آمریكا مبنی بر نزدیك شدن توفان استوایی آلكس به تگزاس ساكنان این ایالت خود را برای مقابله با آن آماده می كنند . 

ساكنان این منطقه با نصب تخته های چوب و زدن چسب به شیشه ها خود را در برابر نخستین توفان حاره ای ایمن می كنند . 

بسیاری از جهانگردان نیز كه برای گذراندن تعطیلات به تگزاس آمده بودند این شهر را ترك كرده اند . 

به گفته سازمان های هواشناسی آمریكا توفان آلكس ابتدا به ایالت تگزاس و سپس شمال مكزیك خواهد رسید . 

كارشناسان هواشناسی می گویند توفان آلكس در روزهای آینده به گردباد تبدیل خواهد شد . 

در پی هشدار سازمان هواشناسی آمریكا درباره نزدیك شدن توفان الكس به تگزاس ، باراك اوباما رئیس جمهوری آمریكا هم در این منطقه وضع فوق العاده اعلام كرد . 

سرعت وزش باد ناشی از این توفان اكنون به 120 كیلومتر در ساعت می رسد . 

احتمال می رود توفان الكس به بارش سیل آسای باران و نیز سیل و رانش زمین درخلیج مكزیك منجر شود . 

توفان آلكس تا كنون در خلیج مكزیك جان 7 تن را گرفته است.

این توفان همچنین كشته شدن پنج تن در نیكاراگوئه و دو تن در گوآتمالا و السالوادور را سبب شده است و صدها نفر از ساكنان السالوادور نیز به ترك خانه های خود مجبور كرده است .

توفان دریایی آلکس به مکزیک و آمریکا رسید

توفان دریایی آلکس به مکزیک و آمریکا رسید

 


توفان دریایی آلکس بخش های گسترده ای از شرق مکزیک و برخی نواحی ایالت تگزاس آمریکا را فراگرفته است.

آلکس اولین توفان حاره ای است که عمدتا بین ماه های ژوئن و نوامبر در این منطقه رخ می دهد.

این توفان با وزش بادهایی به سرعت بیش از ۱۶۵ کیلومتر در ساعت، به سواحل ایالت تامالیپاس مکزیک واقع در شمال شرق این کشور، اصابت کرده است.

شرکت های نفتی فعالیت تعدادی از سکوهای استخراج نفت و گاز را متوقف کرده اند، اما گزارش می شود که باد و باران شدید آسیب جدی به منابع نفتی نرسیده است.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا پیشتر در ایالت تگزاس حالت اضطراری اعلام کرده بود.

به این ترتیب، منابع امدادی و مالی دولت فدرال به راحتی در اختیار مقام های ایالتی و محلی قرار می گیرد.

شهر برانزویل تگزاس در کنار شهر مجاور ماتامورس در مکزیک در معرض باد و باران شدید این توفان قرار دارد.

بسیاری در آمریکا نگران بودند که این توفان به سمت ایالت لوئیزیانا حرکت کند و عملیات شرکت بی پی در مهار نشت نفت را مختل کند.

اما مرکز این توفان صدها کیلومتر با محل چاه آسیب دیده بی پی در خلیج مکزیک فاصله دارد و بی پی روز پنجشنبه به تلاش خود برای مهار نشت و حفر چاه کمکی ادامه داد.

تغييرات اقليمي خزر ؛معضل امروز ، بحران فردا

 

 

 

درياي خزر بزرگترين بدنه آبي محصور در خشكي است كه با وسعت سطحي بيش از 370 ميليون متر مربع حدود 44% از آب هاي محصور در خشكي را در بر ميگيرد. باور بر اين است كه درياي خزر در بر دارنده ذخاير نفتي حدود 50 بيليون بشكه مي باشد كه وجود اين ذخاير عظيم نفتي و تعدد راههاي عبور بين قاره اي و نزديكي نسبي آن با خليج فارس بر اهميت جغرافياي سياسي و نقش استراتژيك آن افزوده است.
حدود 300 گونه از جانوران آبزي در اين دريا زندگي مي كنند كه از جمله آنها مي توان شش گونه از بهترين گونه هاي ماهيان خاوياري كه ارزش اقتصادي بالايي دارند را نام برد. تنوع زيست بوم غني منطقه شامل تالاب ها، جنگلها، رودخانه ها، دشت هاي گسترده و چراگاهها، خطوط زيباي ساحلي و دهانه رودخانه ها، موقعيت هاي مناسبي را براي اكوتوريسم فراهم كرده است كه مي توانند جاذبه هايي بالقوه براي گردشگران باشند.
فعاليت هاي انساني تاثير شديدي بر آب و هواي محلي دارند. شبكه هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مسئله هم مي تواند باعث تغيير كل رژيم آبي منطقه شود و هم دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت هاي اكتشاف نفت و گاز در درياي خزر، نه تنها باعث آلودگي آب و هوا مي شود بلكه به انتشار گازهاي گلخانه اي از جمله دي اكسيد كربن (CO2) و متان (CH4) كه موثر در افزايش دماي كره زمين هستند را نيز سبب مي شود. كارشناسان تخمين مي زنند توليد سوخت هاي فسيلي در دريا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 ميليون تن دي اكسيد كربن منتشر مي كنند، به اين ترتيب افزايش مورد انتظار در توليد سوخت، افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغييرات اقليمي و پيامدهاي ناخوشايندي به همراه خواهد آورد كه اين تغييرات مي توانند تاثيرات مخربي همچون كاهش دسترسي به آب شيرين ، كاهش حاصلخيزي زمينهاي كشاورزي بر اثر طوفانهاي شن و به طور كل تاثيرات منفي بسياري بر فعاليت هاي اقتصادي كشورهاي حاشيه درياي خزر بگذارند.

مقدمه :
پيشرفت فن آوري و دستيابي انسان به زندگي مدرن و پيشرفته امروزي به قيمت از بين رفتن و تخريب بسياري از منابع طبيعي و انقراض نسل تعداد زيادي از گياهان و جانوران تمام شده است. اما عليرغم پيشرفت بسيار سريع و غير قابل باور دانش بشري و حتي دستيابي انسان به كرات ديگر و اطلاعات حيرت آوري كه از دورترين كهكشانها بدست آورده است، هنوز كره زمين، تنها سياره قابل سكونت براي انسان و ديگر موجودات زنده به شمار مي آيد!
رشدسريع و بي مهار جمعيت بشر، بهره برداري بي وقفه از معادن، قطع درختان و نابودي جنگلها، كشتار بي رحمانه حيوانات، تخريب مراتع و پوشش هاي گياهي طبيعي زمين و تبديل آنها به مزارع، استفاده بي رويه از سموم كشاورزي، آلودگيهاي منابع آبي و هوا ناشي از فعاليت هاي صنعتي و بسياري از فعاليت هاي نامطلوب ديگر انسانها از ساليان گذشته تا امروز، چرخه زيستي خانه مشترك همه موجودات زنده، زمين را با خطر مواجه ساخته است. شايد انسان هيچ وقت مثل امروز به فكر جبران خساراتي كه به محيط زيست و سياره زمين وارد ساخته و همچنين حفاظت و مراقبت از منابع طبيعي و حياتي موجود بر روي اين كره خاكي نيفتاده باشد .
بد نيست بدانيد كه جديد ترين و شايد بحراني ترين تهديد زيست محيطي عليه كره زمين، كاملا نامحسوس بوده و به چشم نمي آيد! اين تهديد ناشي از يك ماده سمي نيست! تشعشعات راديواكتيو هم نيست! بلكه در واقع موضوع به ظاهر ساده تغييرات آب و هوايي است. خطرات ناشي از اين موضوع به سختي قابل درك است و حتي ممكن است بيشتر شبيه يك شوخي به نظر برسد. اما، مسئله و نكته مهم اينجاست : در قرن آينده، سياره زمين گرمتر خواهد شد بطوريكه احتمالا طي 30 يا 40 سال آينده آب و هواي زمين بطور ميانگين 5/4 درجه سانتيگراد گرمتر از آنچه امروز است خواهد شد.
ميزان تشعشعاتي كه زمين از خورشيد دريافت مي‌دارد يا فصلهاي مختلف سال ، عرض جغرافيائي و وضع هندسي مدار گردش زمين به دور خورشيد در ارتباط است و هر گونه تغييري كه در شدت و ضعف اين تشعشعات روي دهد، به دگرگونيهايي در دما و فشار جو زمين منتهي مي‌گردد و در نتيجه روي آب و هواي ميهن خاكي ما اثر مي‌گذارد.
باد كه بر اثر اختلاف فشار توليد مي‌گردد و هواي سرد و گرم و همچنين بخار آب را از جائي به جاي ديگر پراكنده مي‌سازد، از وضع توپوگرافي زمين به شدت متأثر است و پراكندگي قاره‌ها در شرايط اقليمي نقش آفريننده و كوهها موجبات تكائف و باروري بخار آب را فراهم مي‌سازند و اقيانوسها و درياها، شرايط اقليمي را به شدت تحت تأثير قرار مي‌دهند و همانند خازني دماي سطح زمين را در خويش ذخيره مي‌كنند و به آرامي آن را به هواي پيرامون خود منتقل مي‌سازند.

اقليم استان مازندران :
آب و هواي استان مازندران :
استان مازندران را بر اساس خصوصيات دما و بارش و توپوگرافي منطقه مي توان به دو نوع آب و هواي معتدل خزري و آب و هواي كوهستاني تقسيم كرد . آب و هواي كوهستاني خود بر دو نوع معتدل كوهستاني و سرد كوهستاني مي باشد .

1- آب و هواي معتدل خزري :
اين نوع اقليم جلگه هاي غربي و مركزي استان تا كوهپايه هاي شمالي البرز را شامل مي شود . در اين نواحي به دليل كمي فاصله كوهستان و دريا رطوبت تجمع مي يابد كه بعنوان پيامد آن مي توان بارش هاي قابل ملاحظه و دماي معتدل را ذكر كرد.
ميانگين بارندگي ساليانه در نوار ساحلي استان برابر با 977 ميليمتر است. توزيع مكاني آن از غرب به شرق با كاهش همراه است در حاليكه توزيع زماني آن وضعيتي كمابيش منظم دارد ( حداكثر بارندگي در پائيز و حداقل آن در بهار اتفاق مي افتد.)
در بررسي پارامتر درجه حرارت نيز مشاهده مي شود كه به دليل رطوبت نسبي بالا و زياد بودن تعداد روزهاي پوشيده از ابر ، دماي هوا معتدل و دامنه دمايي محدود مي باشد كه اين وضعيت منجر به تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل با يخبندانهاي اتفاقي مي گردد .

2- الف) آب و هواي معتدل كوهستاني :
با افزايش تدريجي ارتفاع از اراضي جلگه اي به سوي دامنه هاي شمالي ارتفاعات البرز و فاصله از دريا ، تغييرات خاصي در آب و هواي استان پديدار مي گردد. در نوار ارتفاعي 1500 تا 3000 متر ، شرايط آب و هوايي كوهستاني حاكم است كه از ويژگيهاي آن مي توان كاهش ميزان بارندگي ساليانه وهمچنين كاهش متوسط درجه حرارت ماهانه را ذكر كرد . علاوه بر آن زمستانهاي سرد همراه با يخبندانهاي طولاني و تابستانهاي كوتاه نيز از ديگر مشخصات اين اقليم است .

2- ب) آب و هواي سرد كوهستاني :
در نوار ارتفاعي بالاتر از 3000 متر كه شامل قلل كوهستانهاي دامنه شمالي البرز مي شود ، دماي هوا به شدت كاهش يافته و يخبندانهاي طولاني ايجاد مي شود . در اين مناطق ريزش ها غالبا به صورت برف است كه در دوره طولاني سرد سال روي هم انباشته شده و تا اواسط دوره كوتاه گرم سال نيز دوام دارند . در همين مناطق و در قله كوههاي دماوند ، علم كوه و تخته سليمان شرايط ايجاد يخچالهاي كوهستاني و انباشت دائمي برف فراهم شده است .

توده هواهاي موثر بر آب و هواي مازندران :
موقعيت جغرافيايي ويژه استان مازندران بعنوان يكي از استانهاي ساحلي درياي خزرسبب شده است كه در طول سال از اثرات آب و هوايي همسايگاني چون سرزمين پهناور سيبري ، درياي مديترانه و درياي خزر و فلات مركزي ايران بهره مند شود . در طول فصول مختلف سال توده هاي هواي متعددي وارد استان ميشوند كه عمده ترين آنها به قرار زير ميباشد .

الف) دوره سرد سال :
* توده هواي قطبي قاره اي (cP) كه ورود آن به استان از طريق گسترش زبانه سيستم پرفشار سيبري بر روي شمال شرق كشور مي باشد . اين توده هوا سرد و خشك بوده و با عبور از روي درياي خزر ضمن جذب رطوبت و گرما ناپايدار گشته و سبب بارشهاي قابل توجه بويژه در فصل پاييز ( بدليل اختلاف زياد دماي آب با دماي هوا ) در استان مي شود . شدت اين بارندگي بدليل طولاني بودن مسير حركت توده هوا بر روي دريا در غرب استان بيشتر از ساير قسمتهاي استان ميباشد .

* توده هواي قطبي دريايي تعديل يافته (mP ) با منشا اقيانوس اطلس كه بعد عبور از روي جنوب اروپاي شرقي از طريق درياي سياه به شرق درياي مديترانه وارد و سپس از طريق تركيه از سمت شمال غرب وارد ايران مي شود .

* توده هواي آركتيكي قاره اي (cA ) با منشا اسكانديناوي كه بعد از عبور از روي اروپا و از دست دادن رطوبت مجددا از درياي سياه كسب رطوبت كرده واز طريق تركيه وارد نوار شمالي كشور مي شود .

ب) دوره گرم سال :
* توده هواي حاره اي دريايي تعديل يافته (mT ) با منشا آزورس (جزيره آزورس در اقيانوس اطلس) كه بعد از عبور از روي درياي مديترانه و جنوب اروپا ، به شمال كشور وارد ميشود و گاهي نيز از طريق شمال آفريقا و عربستان ، نواحي جنوب و مركز ايران را مورد تهاجم قرار ميدهد و به شمال نيز نفوذ مي كند جبهه هاي حاصل از اين توده هوا هنگام رسيدن به درياي خزر از اين دريا رطوبت كسب كرده و سبب بارندگي در سواحل جنوبي آن ميشوند . بعلاوه در اوج روزهاي گرم هنگامي كه جت استريم جنب حاره به شمال درياي خزر نقل مكان مي كند توده هواي حاره اي قاره اي (cT ) كه در مركز ايران تشكيل مي شود و بسيار گرم و خشك مي باشد شمال كشور را نيز تحت تاثير قرار مي دهد .

اقليم استان مازندران :
1- بر اساس طبقه بندي هانسن ( Hansen ) اين استان در مدار معتدله گرم قرار گرفته است .
2- به روش ضريب اعتدال ( Temperateness Index ) اين استان بسيار معتدل و فوق معتدل است (منظور از ضريب اعتدال بدست آوردن دوري يا نزديكي يك منطقه به منطقه معتدله است ) .
3- بر اساس طبقه بندي دومارتن ( De Martounne ) نواحي غربي مازندران بسيار مرطوب ، نواحي مركزي مازندران مرطوب و نواحي شرقي مازندران مديترانه اي و نواحي كوهستاني مازندران نيمه مرطوب مي باشد .
4- بر اساس طبقه بندي دكتر كريمي ، نواحي غربي و مركزي داراي اقليمي مرطوب با تابستان گرم و زمستان كمي سرد ، نواحي شرقي نيمه مرطوب با تابستان گرم و زمستان نسبتا سرد و نواحي كوهستاني مازندران داراي اقليم مرطوب با تابستان معتدل و زمستان بسيار سرد مي باشد .
نگاهي به درياي خزر :

الف- تاريخچه، وضيعت جغرافيايي و آب و هوا :

در گذر زمان، درياي خزر با نام هاي بسياري شناخته شده و در پاره اي از موارد داراي چندين نام بطورهمزمان بوده است.
در گذشته دور اين دريا، اقيانوس هيركانيان و اقيانوس تتيس ناميده مي شد اما در زمان هاي اخيرترنام هاي كاسپين، خزر، آستراخان، خوالي و مازندران،كاربرد بيشتري داشته است. اين نام ها همواره بيانگر نام قبايل و تيره هاي ساكن در اطراف دريا و يا نام سرزمين آن ها بوده است. كاسپين، يكي از دو اسم رايج و معمول مورد استفاده براي درياست؛ كه از كلمه كاسپي ها گرفته شده است؛ قبيله اي از مردماني رنگ پريده كه هزاران سال قبل در جنوب زندگي مي كردند. نام معمول ديگر، يعني خزر از خزر ها گرفته شده، مردمان ترك زبان نيمه چادر نشين از مركز آسيا كه در قرن هفتم ميلادي، نزديك درياي كاسپين و قفقاز قلمرو مستقلي تشكيل داده و بر سرزميني حكومت كردند كه امروزه شرق اكراين و كريمه، آذربايجان و جنوب روسيه را شامل مي شود. قدرت خزرها، بعد از يك سري از جنگ ها رو به انقراض رفت. از نظر واژه شناسي، كلمه خزر به نظر مي رسد كه وابسته به كلمه تركي به معني سرگرداني است.
درياي خزر از تاريخ تكاملي قابل توجهي برخوردار است. درياي خزر باقيمانده تتيس قديمي، و يا دقيقأ بخشي از خليج كوچك پاراتتيس3 است. حدود 60-50 ميليون سال پيش، اقيانوس تتيس به اقيانوس هاي اطلس و آرام متصل مي شد ولي به علت جابه جايي تدريجي قطعات قاره اي، اتصال خودش با اقيانوس آرام و بعدها با اطلس را از دست داد. بستر آب حدود 5-7 ميليون سال پيش به دوبستر آبي كوچكتر تقسيم شد كه درياي سياه و درياي خزراند. قبل ازاينكه درياي خزر حدود 8/1 ميليون سال پيش از اقيانوس هاي جهان جدا و منزوي شود،اين دو دريا بارها به هم وصل و از هم جداگرديدند.
در حال حاضر درياي خزر بزرگترين بدنه آبي محصوردرخشكي است، كه حدود 44% از آب هاي محصور در خشكي روي زمين را دربرميگيرد مي شود، با وسعت سطحي متغير بيش از 370000 كيلومتر مربع، وسعت بيشتري از درياچه هاي بزرگ آمريكا يا درياچه ويكتوريا در آفريقاي شرقي دارد.

ب- اهميت جغرافياي سياسي:
اهميت جغرافياي سياسي درياي خزر به زمان هاي گذشته در تاريخ بر مي گردد. شبه جزيره ابشرون در غرب درياي خزر، از اولين مراكز شناخته شده توليد نفت و محصولات نفتي است. كتاب مقدس دربردارنده اشاراتي به محصولات نفتي در منطقه باكو، در آذربايجان است و حتي ماركو پولو2 در قرن 13 به صادرات اگرچه كم شن هاي آغشته به نفت و به خوراك لذيذ درياي خزر، يعني خاويار اشاره كرده است. درياي خزر بخشي از جاده ابريشم نيز بوده است.
منطقه خزر درقرن بيستم، طي تحريم نفت در سال 1973 و درجنگ خليج فارس در سال 1991 اهميت جغرافياي سياسي خود را نشان داد. افزون بر اهميت سياسي مربوط به اقتصاد و منطقه جغرافيايي، ذخاير بسيار غني نفت و گاز درياي خزر و تعدد راه هاي عبور بين قاره اي و نزديكي نسبي آن با خليج فارس، درياي خزر را در هر گونه نقشه جغرافيايي سياسي جهاني درخشان مي كند.

ج- تنوع زيستي:
تنوع زيستي درياي خزر ناشي از تاريخ طولاني و انزواي جغرافيايي آن است. تعداد جانوران آبزي بومي، كه بيش از 300 گونه است، بسيارچشمگير است. بيش از 100 گونه ماهي وجود دارد كه تعدادي از آن ها شيرين آبند و براي تخم ريزي از درياي خزربه رودخانه ها مهاجرت مي كنند. بهترين گونه شناخته شده از اين ماهيان شش گونه و زير گونه ازماهي هاي خاوياري اند، كه قرن ها منبع اقتصادي با ارزشي بوده اند. فك بومي درياي خزر يكي از تنها دو گونه فك آب شيرين در جهان است ( ديگري در درياچه بايكال يافت مي شود) و تنها پستانداري است كه در درياي خزر زندگي مي كند. تالاب هاي ساحلي و گودال هاي كم عمق موقتي و دائمي كه، بسياري از آن ها كه شورآبند ، انواع گوناكوني از پرندگان را جذب مي كند. در كل دوره سال در درياي خزر و اطراف آن، پرندگان فراوانند، و شمار آن ها طي فصول مهاجرت وقتي بسياري از پرندگان راهي دلتاهاي پهناور و مناطق كم عمق و تالاب ها مي شوند، بسيار افزايش مي يابد.

د- منابع گاز و نفت :
از اواخر قرن 19، نفت و گاز صنعتي مهم در درياي خزر بوده اند. باور بر اين است كه درياي خزر در بردارنده ذخاير نفت و گاز قابل توجهي است، اگرچه ميزان و ارزش اين ذخاير در همه موارد برآورد نشده است. محل و مالكيت ذخاير نيزبحث برانگيزاست. ذخاير نفت حدود 50 بيليون بشكه تخمين زده شده اند. ذخائر گاز طبيعي حتي بيشتر است و تقريباً 3/2 ذخاير هيدروكربن را تشكيل مي دهد. اين ذخاير اغلب شركت هاي بين المللي بزرگ نفتي را به خزر جذب كرده است كه با هدف رساندن نفت وگاز به بازارهاي جهاني دست اندركار مشغول بهره برداري نفت و گاز دريا و ساخت زير بنا و لوله گذاري براي حمل آن هستند. اكتشاف وتوليد نفت و محصولات نفتي در درياي خزر در حال افزايش است و هم اكنون به خوبي در باكو، هم در ساحل و هم در دريا و در تنگيز (در دريا) گسترش يافته است. انتظار مي رود توليد نفت به طور چشم گيري طي چند دهه آينده افزايش پيدا كنند. همراه با افزايش در توليد نفت افزايش قابل ملاحظه اي در حمل و نقل دريايي نيز قابل پيش بيني است. نفت خام و محصولات تصفيه شده و همچنين كالا و خدمات مرتبط با صنعت نفت و گاز از طريق دريا و احتمالاً لوله هاي در بستر كف دريا حمل خواهند شد.

ه- گردشگري زيست محيطي :
تنوع زيست بوم غني منطقه شامل تالاب ها، جنگل ها، رودخانه ها، دشت هاي گسترده و چراگاه ها، خطوط ساحلي زيبا ودهانه رودخانه ها، موقعت مناسبي را براي گردشگري زيست محيطي فراهم ميكند. كيلومترها از سواحل شني، تالاب هاي منحصر به فرد، جنگل هاي غني و نيز آثار تاريخي و مناظري نفس گيرانه ، زيبا و دلنشين در مناطق ساحلي جاذبه اي بالقوه براي گردشگران خواهند بود. طي فصول مهاجرت پرندگان ، تالاب هاي ساحلي مي توانند جاذبه اي مهم براي گردشگران باشند كه مي بايست به مناطقي كه بايد با دقت انتخاب گردند، هدايت شوند تا از زيبايي و فراواني منابع زيست محيطي حفاظت شده لذت ببرند. چنين گردشگري زيست محيطي كه با دقت برنامه ريزي و مديريت شده باشد و امكانات بالقوه قابل ملاحظه اي هم براي توليد درآمد و هم ابزاري مناسب براي آموزش و آگاهي مردم علاقه مند داخلي و خارجي فراهم خواهد آورد. علي رغم وجود اين پتانسيل قوي گردشگري، در اين منطقه هنوز به قدر كافي برنامه ريزي نشده است و به دليل فقدان طرح، خدمات، سختي روند گرفتن ويزا و سختي دسترسي به اين مناطق بلا استفاده مانده است.

ر- نوسانات سطح درياي خزر :
درياي خزر از دوران پليوس حدود 5 ميليون سال پيش، از درون تحليل مي‌رود كه بر همين اساس بسياري از متخصصان خزر را به عنوان بزرگ‌ترين درياچه جهان مورد بررسي قرار مي‌دهند. مطالعات ژئومورفولوژيك و هيدرولوژيك خزر، بالا و پايين رفتن دوره‌اي و متناوب سطح آب را آشكار كرده كه براي دانشمندان و ساكنان حاشيه خزر سوالات زيادي را مطرح كرده است. طي يك قرن، بين سال‌هاي 1880 و 1977 سطح آب دريا 4 متر پايين آمد و از 25 متر به 29 متر پايين‌تر از سطح درياهاي آزاد رسيد. البته در كنار اين تغييرات، دوره‌هاي كوتاهي نيز بوده است كه آب دريا كمي بالا آمده است. طي اين مدت، مردم محلي به كاهش تدريجي سطح آب عادت كردند و انواع فعاليت‌ها را بخصوص بعد از جنگ جهاني دوم در سواحل مانند ساخت بنادر، جاده‌ها و ريل‌ها، پي‌ريزي خانه‌ها و تسهيلات تفريحي انجام دادند. در اتحاد جماهير شوروي خشك شدن كامل و اسف‌انگيز درياي آزوف كه يك حوزه آبريزي در كنار درياي سياه بود، همزمان با پايين رفتن سطح خزر، نگراني‌ها را به‌ طور جدي درباره درياي خزر افزايش داد. اين نگراني بويژه بر بخش شمالي خزر كه كمتر از 25‌متر عمق دارد و عمق آن به ‌طور چشمگيري نيز در حال كاهش بوده متمركز بود. اين مساله به اتخاذ تصميمات عجولانه و نادرستي مانند احداث آب‌بند براي بستن خليج قره‌بغاز منجر شد.

ز- معكوس شدن نوسانات :
كارشناسان معتقدند معكوس شدن ناگهاني نوسانات سطح درياي خزر از سال 1977 و افزايش حدود 2 متر در سطح آب، همگان را متعجب كرده است و باعث بروز مشكلات عديده‌اي مانند سيل‌گرفتگي تسهيلات شهري، تخريب جاده‌‌ها و ريل‌هاي راه‌آهن، خسارت به زيرساخت‌هاي صنعتي در ساحل و دريا و نابودي برخي سواحل منطقه شد. ده‌ها نفر در زمين‌هاي پايين‌دست جمهوري‌هاي آذربايجان، داغستان و دلتاي ولگا مجبور به مهاجرت شدند. تنها در آذربايجان خسارت ناشي از افزايش سطح آب دريا 2 ميليارد دلار تخمين زده شده است. در قزاقستان پيشروي دريا به‌طور مستقيم روي حدود 20 هزار كيلومتر مربع اين سرزمين، ازجمله چاه‌هاي متروكه نفت تاثير گذاشته است. هم‌اكنون ميان كارشناسان، بحث درباره عواملي كه موجب تغييرات سطح درياي خزر مي‌شود، ادامه دارد و دانشمندان عوامل زمين‌ساختي حركت پوسته زمين در زير سطح دريا يا عوامل ژئومورفولوژيك را در تغيير سطح آب منتفي نمي‌دانند، اما اين فاكتورها در مقايسه با تغييرات آب و هوايي و تاثيرات مديريت انساني سطح آب درياي خزر، نقش كوچك‌تري بازي مي‌كنند. بررسي‌ها نشان داده است كه اكثر آب‌هاي ورودي دريا از رودخانه‌هاي ساحلي نشات مي‌گيرند. كميت و كيفيت آب، بويژه در ولگا، متغيرهاي كليدي در تعادل درياي خزر هستند. به اين عوامل بايد بارش بيش از حد باران را نيز افزود. همچنين ممكن است آب از طريق نشت به زمين و جاري شدن به خليج قره‌بغاز از دست برود، اما اين عوامل در مقايسه با تبخير طبيعي از سطح دريا چندان اهميتي ندارند.

س- نقش رودهاي ساحلي‌ :
براساس گزارش برنامه محيط زيست درياي خزر، هم‌اكنون هر‌ساله 300 تا 310 كيلومتر مكعب آب درياي خزر از طريق رودخانه‌ها تامين مي‌شود. رودخانه ولگا به تنهايي 80 درصد از جريان‌ آب ورودي خزر را به خود اختصاص مي‌دهد، اما به نحو قابل ملاحظه‌اي اين ميزان در قرن بيستم پايين آمده است. اين كاهش از حدود 400 كيلومتر مربع در سال 1930 به ميزان 260 تا 270 كيلومتر مكعب در حال حاضر رسيده است كه به دليل عوامل مختلف اقليمي و فعاليت‌هاي بشر از قبيل ساخت سدها براي توليد انرژي برق آبي است. كارشناسان تخمين مي‌زنند بارش باران 130 كيلومتر مكعب سالانه به‌ آب دريا مي‌افزايد. كاهش آب از طريق نفوذ به زمين كمتر از 5‌كيلومتر مكعب را به خود اختصاص مي‌دهد و ميزان آبي كه به درون خليج قره بغاز جريان مي‌يابد، از زمان تخريب آب‌بند ‌آن حدود 18 كيلومتر مكعب بوده است. همچنين در خصوص تبخير طبيعي دريا كاهشي بين 350 تا 375‌‌كيلومتر مكعب در سال برآورد شده است كه بنابراين كاهش سطح آب درياي خزر بايد روندي افزايشي را ادامه دهد.

تغييرات آب و هوايي در منطقه خزر :
منطقه خزر به لحاظ اقليمي متنوع است. اين درياچه در شمال با رودخانه‌هاي اورال و ولگا در شرق با دشت‌‌هاي خشك و نيمه‌خشك وسيع قزاقستان و تركمنستان و در بخش‌‌هاي جنوب و غرب با رشته‌كوه‌هاي البرز و مناطق مرطوب قفقاز احاطه شده است. درياي خزر نقش مهمي را در فرآيندهاي اتمسفري، تعادل آب و هواي منطقه‌اي و اقليم‌‌هاي خرد بازي مي‌كند. بررسي‌هاي نشان داده است پديده‌هاي اقليمي در خزر به نوسانات آتلانتيك شمالي وابسته‌اند. اين متغيرها بر دما، رطوبت و طوفان‌هاي زمستاني سراسر اروپا از جمله حوزه‌ آبريز ولگا و نيز بارش‌هاي سطح خزر تاثير مي‌گذارد. خشكسالي‌هاي طاقت‌فرسا نيز بر بخش‌هاي مختلف منطقه در سال‌هاي اخير موثر بوده است. به‌نظر مي‌رسد بروز اين خشكسالي‌ها مدل‌هاي علمي را تاييد مي‌كنند كه علاوه بر نشان دادن افزايش‌ دماي متوسط، رخداد‌هاي شديد آب و هوايي بسيار بيشتري را پيش‌بيني مي‌كنند. بررسي‌ها نشان داده است خشكسالي‌ها هم بر توليد محصولات و هم بر سلامت دام‌ها موثر است. براي مثال، گوسفند كاراكول تركمنستان كه از لحاظ اقتصادي و به‌دليل توليدات پشم مهم است، نسبت به استرس‌هاي گرمايي حساس است. به‌علاوه خشكسالي مي‌تواند آتش‌سوزي‌هاي مكرر و شديدي را سبب شود كه تخريب محصولات و مراتع را افزايش مي‌دهد و به كاهش حاصلخيزي كشاورزي مي‌انجامد. بر ‌اثر تغييرات اقليمي دو روند متضاد بارش باران در شمال و جنوب مشاهده شده است؛ در حالي كه بارش در روسيه طي قرن گذشته افزايش يافته، اما مناطق خشكي مانند سواحل تركمنستان و ايران خشك‌تر شده‌اند. طوفان‌هاي شن و خاك، ميزان قابل توجهي نمك و غبار را حين عبور از بيابان كاراكام و سواحل خزر جذب و آنها را روي دره ولگا تخليه مي‌كند كه در نهايت به حاصلخيزي زمين‌هاي زراعي آسيب مي‌رساند. همچنين دسترسي به آب شيرين كه بسياري از بخش‌هاي اقتصادي و همچنين رفاه و سلامت بشر به آن وابسته است، به فرآيند‌هاي متغير اقليمي مربوط مي‌شود. اگر يخچال‌هاي طبيعي در قفقاز و كوه‌هاي البرز كاهش يابند و دوره برف‌پوش بودن كوه‌ها همانند سال‌هاي اخير كوتاه‌تر شود، آب كمتري براي‌ آبياري و براي مصارف خانگي در دسترس خواهد بود. ذوب يخچال‌هاي طبيعي تنها به علت ناپديد شدن كامل قله‌هاي سفيد‌پوش كوه‌ها نيست. اين فرآيند از طريق افزايش دماي متوسط ايجاد مي‌شود كه خطر فجايع طبيعي مرتبط با تغييرات وضعيت زيست‌محيطي را بالا مي‌برد.

نقش عوامل انساني‌ :
براساس گزارش برنامه محيط زيست درياي خزر، فعاليت‌هاي انساني مي‌‌توانند تاثير قدرتمندي بر آب و هواي محلي داشته باشند. شبكه‌هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مساله هم مي‌‌تواند باعث تغيير كل رژيم آبي شود و هم بر دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت‌‌هاي اكتشاف نفت و گاز نه‌تنها باعث آلودگي محلي‌ هوا، خاك و دريا مي‌شود، بلكه به انتشار گازهاي گلخانه‌اي ازجمله متان‌ (4 CH) و دي‌اكسيدكربن‌(2CO) كه موثر در افزايش دماي جهاني هستند، مي‌افزايد. كارشناسان تخمين مي‌زنند توليد سوخت‌هاي فسيلي در دريا و ساحل خزر سالانه معادل 15 تا 20 ميليون تن دي‌اكسيدكربن منتشر مي‌كنند. به اين ترتيب، افزايش مورد انتظار در توليد سوخت، افزايش انتشار گازهاي گلخانه‌اي را به دنبال خواهد داشت و به دنبال آن تغييرات اقليمي و پيامدهاي ناخوشايندي به همراه خواهد آورد كه اين موضوع نيازمند تدابير و اقدامات مناسبي از سوي كشورهاي منطقه است.
شرايط آب و هوايي نامعلوم‌ :
كارشناسان معتقدند مشكل مي‌توان پيش‌بيني كرد كه تغييرات اقليمي در سطح جهاني چگونه بر آب و هواي يك منطقه خاص موثر خواهد بود. اگرچه معمولا سناريو‌هاي آب و هوا، گرمايش و افزايش بارندگي در شمال خزر و نواحي اطراف آن و بارش كمتر در جنوب را پيش‌بيني مي‌كنند، اما همواره نوعي عدم اطمينان درباره اين پيش‌بيني‌ها به علت ميزان تاثير دريا و پوشش ابر وجود دارد. اين در حالي است كه راهي براي پيشگويي عكس‌العمل نظام آب و هوايي در زمان رسيدن به آستانه بحران وجود ندارد. مشخص نيست سيستم آب و هوايي براساس يك مدل خطي عكس‌العمل نشان خواهد داد يا اين كه به طور ناگهاني تغيير ماهوي خواهد كرد. كارشناسان معتقدند با افزايش تراكم گازهاي گلخانه‌اي اتمسفر، دماي بخش اروپايي منطقه خزر، حداقل در كوتاه‌مدت بالا خواهد رفت. اين در حالي است كه برخي محققان نگران افت جريان خليج ‌گرم اقيانوس اطلس به واسطه تغييرات زيست‌محيطي در قطب شمال و چرخه اقيانوسي هستند، زيرا ممكن است دماي منطقه به طور چشمگيري پايين آمده و سبب ايجاد اقليمي بسيار سرد و خشن شود.

تاثير فعاليت‌هاي بشري در تغييرات آب و هوا :

كره زمين به طور طبيعي در اثر تابش خورشيد گرم مي‌شود، اما در اينجا منظور ما از گرم شدن زمين، پديده ديگري است، پديده‌اي كه به گرم شدن زمين كمك مي‌كند و شايد اصلا به آن توجه نداشته باشيم.
منظور از«گرم شدن زمين» افزايش ميانگين دماي زمين است. «تغيير آب و هوا» در اثر اين افزايش دما به وجود مي‌آيد. گرم شدن زمين موجب تغيير الگوي بارش باران و برف، افزايش سطح آب درياهاي آزاد و كاهش سطح آب درياچه‌ها و تاثيرات وسيع بر گياهان و حيات وحش و انسان‌ها مي‌شود.

گازهاي گلخانه اي :
يكي از مواردي كه تا قبل از افزايش فعاليت‌هاي بشر، به عنوان نوعي ابزار ايمن ‌سازي براي زمين به حساب مي ‌آمد گازهاي گلخانه ‌اي بودند، يعني مجموعه ‌اي از گازها كه مقداري از انرژي خورشيد را در جو زمين نگه مي‌ دارند و باعث گرم شدن جو مي ‌شوند‍‍ كه شامل بخار آب (H2O)، دي اكسيدنيتروژن (NO2)، دي اكسيدكربن (CO2) و متان (CH4) است.

1- دي اكسيد كربن CO2 : اصلي ترين گاز گلخانه اي است كه توسط بشر توليد مي شود . اين گاز حاصل خيلي از فعاليتهاي انسان و ديگر موجودات است و روزانه به مقدار زيادي توليد مي شود . يك نيروگاه 1000 مگاواتي با سوخت مايع در فرآيند احتراق بطور متوسط 15 تن گاز دي اكسيد كربن (CO2) در ساعت و معادل 2/2 تن اكسيدهاي اذت (NOX) و حدود 105كيلوگرم هيدرو كربن هاي نيم سوخته و آلاينده هاي ديگر وارد محيط و اتمسفر مي نمايد. بررسي هاي انجام شده در كشورهاي جامعه همكاري هاي اقتصادي و توسعه ، حاكي از آن است كه 40% تا 50% از اكسيدهاي گوگردي و 25% از اكسيدهاي ازت و بيش از 50% از گازهاي گلخانه اي به ويژه CO2 سهم نيروگاه هاي بخاري است كه حدود 30% از كل انرژي جهان را مصرف مي نمايند .
دي اكسيد كربن 60 درصد سهم عمده را در تخريب چرخه اقليمي زمين دارد. و توليد آن نيز به صورت روز افزون ادامه دارد.

2- گاز متان (CH4) : كه حاصل فرايند پوسيدگي است عليرغم در صد كم آن در مقايسه با دي اكسيد كربن 5 تا 10 برابر مستعد تر از اين گاز در جذب حرارت مي باشد. متان در اتمسفر بطور سالانه 1 درصد افزايش مي يابدكه دو برابردرصد افزايش دي اكسيد كربن است. گاز متان در اثر فعاليتهايي نظير شاليكاري، دفع زباله ها، سوخت هاي biomass دامداري، تخليه گازهاي طبيعي در هنگام استخراج و حمل و نقل و استخراج زغال سنگ، توليد مي شود. تقريبا90 درصد متان موجود در جو تحتاني در فعل و انفعالات شيميايي با hydroxyl radicals نابود مي شود. اگرچه ميزان اين ماده در جو زمين بسيار كم است وليكن اصلي ترين عامل از بين رفتن متان جو مي باشد. ماده hydroxyl radicals در اثر تجزيه بخار آب و واكنش شيميايي بين بخار آب و ساير گازهاي موجود در جو توليد مي شود.

3- N2O : نيز از گازهاي گلخانه اي مؤثر مي باشد كه 150تا 180 سال در اتمسفر باقي مي ماند و بطور طبيعي تا جو فوقاني بالا رفته باعث تخريب لايه ازن مي گردد. در صد افزايش آن در سال 2/0تا 3/0 درصد است و بيشتر در مناطق حاره توليد مي شود ولي بطورتخميني 20درصد آن در اثر كودها و محصولات شيميايي و احتراق سوخت هاي فسيلي مي باشد. استفاده از كاتاليستها براي كنترل انتشار اين گاز نقش مؤثر تري يافته است. استفاده از كودها براي رشد ذرت در توليد سوخت اتانول يكي از عمده ترين عوامل انتشار اكسيدهاي نيتروژن مي باشد.

4- كلرو فلوروكربن ها (CFC) : با وجود اين كه محصول احتراق موتورها نيستند ولي بواسطه اين كه محصول فرآيند خنك سازي هوا براي وسائل مختلف مي باشند مورد توجه قرار مي گيرند. اين گازها در سال 5/0درصد افزايش مي يابند و بين 75تا180 سال در اتمسفر باقي مي مانند. همچنين20000 برابر مستعد تر از دي اكسيدكربن در جذب گرما هستند ولي در كل بعضي از دانشمندان معتقدند اثر گلخانه اي آن ها در تعادل با اثر خنك سازي آنهاست .
بد نيست بدانيد كه اگر اين گازها در جو نبودند، انرژي گرمايي خورشيد مجددا به فضا بر مي‌گشت و به اين ترتيب هواي زمين 33 درجه سانتيگراد سردتر از الان مي‌شد.
اثر گلخانه‌اي، كره زمين را به اندازه‌اي گرم نگه مي دارد كه ما انسان‌ها بتوانيم بر روي آن زندگي كنيم. اما اگر اثر گلخانه اي شدت يابد، ممكن است دماي زمين به قدري زياد شود كه ما و بقيه گياهان و جانوران نتوانيم گرماي آن را تحمل كنيم.
شايد باور نكنيد كه انسان‌ها هم مي‌توانند آب و هواي زمين را تغيير دهند. دانشمندان مي‌گويند اكثر فعاليت‌هاي انسان‌ها گاز گلخانه‌اي توليد مي‌كند. پس از انقلاب صنعتي و اختراع انواع ماشين‌آلات صنعتي، انسان ها با فعاليت هاي كشاورزي و صنعتي چهره زمين و آب و هواي آن را دگرگون ساختند.
با شروع انقلاب صنعتي روش زندگي مردم عوض شد. قبل از آن مقدار گازهاي گلخانه اي در جو كم بود، اما با رشد جمعيت و افزايش استفاده از نفت و زغال سنگ تركيب گازهاي اتمسفر نيز تغيير كرد. طوري كه در حال حاضر، غلظت گازهاي گلخانه‌اي از حدود 270 واحد به 367 واحد رسيده است.
بشر براي انجام كارهاي خود به انرژي نياز دارد و اين انرژي را از غذا تامين ‌مي‌كند. همچنين براي روشنايي و گرم كردن خانه‌ نيازمند انرژي است. اتومبيل‌ها براي حركت به سوخت نياز دارد. ماشين‌هاي صنعتي نيز به انرژي نياز دارند. اكثر انرژي‌هاي لازم براي موارد فوق به طور مستقيم يا غير مستقيم از سوخت‌هاي فسيلي مثل نفت و گاز و زغال‌سنگ به دست مي‌آيد.اينها سوخت‌هايي هستند كه سوزاندن آنها گاز گلخانه‌اي آزاد مي‌كند !!!



راههاي جلوگيري از اثر گلخانه اي و تغييرات آب و هوايي :

همانگونه كه سوختهاي فسيلي منشاء اساسي گازهاي گلخانه اي است پس مصرف چنين سوختهايي بعنوان منبع انرژي كاهش دهيم .

روشهاي جايگزيني موجود عبارتند از :
* استفاده از انرژي تجديد شونده
* مصرف صحيح انرژي
* طبيعت مجموعه اي ازاختيارات جايگزيني براي تامين انرژي در پيش روي ما قرار داده است ودر صورت مصرف صحيح انرژي گام موثري در حفاظت از محيط زيست برداشته ايم.
* از انرژيهاي تجديد شونده مي توان به خورشيد، هوا،امواج وغيره اشاره كرد.
* اين منابع بعنوان منشاء فعال و مورد اعتماد و احترام محيط زيست براي توليد انرژي كه ما نيازمند آن هستيم مورد استفاده قرار گيرند.

اين روشها منافاتي با روشهاي زندگي مردم نداشته بلكه انها را به سمت عصر جديدي از توسعه اقتصادي و فرصتهاي شغلي بيشتر ، توسعه تكنولوژي و حفاظت از محيط زيست را بدنبال خواهد داشت حركت مي دهد.

خورشيد: تبديل انرژي خورشيدي به انرژي الكتريكي :
زمين مقدار كافي انرژي خورشيدي دريافت مي كند نسبت اشعه خورشيدي كه به زمين مرسد براي تامين نياز جهان به انرژي به ميزان 3000 مرتبه را دارا مي باشد. ميزان انرژي كه هر متر مربع زمين از خورشيد دريافت مي كند بطور متوسط براي توليد 1700 كيلو وات ساعت انرژي ساليانه مي تواند تامين نمايد. با تبديل اشعه خورشيد به برق مي توان برق حاصل را در باطريها ذخيره ويا وارد شبكه نمود.


برق حاصل از انرژي خورشيدي :
يك سري آينه هاي ضخيم را در يك خط يا نقطه متمركز مي نمايند و حرارت توليدي را براي توليد بخار بكار مي رود . بخار حاصل جهت بكار انداختن توربين هاي توليد الكتريسيته استفاده مي شود . در جايي كه تابش خورشيد بيشتر است صنايع انرژي حرارتي خورشيدي سهم عمده اي از توليد برق را برعهده دارد.
طي يك برسي بعمل آمده توسط گرينبيزتحت عنوان انرژي حرارتي خورشيد در سال 2020 با همكاري صنايع حرارتي اروپا ميزان انرژي خورشيدي جهان ممكن است به 54 مليارد كيلو وات ساعت در ابتداي سال 2020 خواهد رسيد در سال 2040 ممكن است اين ميزان حد اقل 20% نياز مردم به برق را تامين نمايد .

باد :
تسخير انرژي باد در مراحل پيشرفته اي قرار گرفته است و انرژي باد از آنرژي هاي تجديد شونده و مزايايي همچون پاك بودن فعال ، مداوم و فاقد آلودگي است. توربين هاي بادي يك تكنولوژي خيلي پيشرفته است كه قابليت تنظيم ،تركيب آسان و كاربرد سهل و راحت ،توانايي توليد انرژي بيش از 200 برابر نياز جهاني امروزي است. گروه كاري مرتبط با تغييرات هوايي و زيست محيطي مي گويدكشورهاي صنعتي لازم است نسبت كربن توليدي خود را در طي نيم قرن حاضر كاهش دهند . به نظر گروه فوق لازم است كشورهاي صنعتي كشورهاي در حال توسعه را در برنامه هاي كاهش آلاينده هاي تغيير دهنده آب و هوايي ياري دهند. با توجه به گزارش ائتلاف وكلاي محيط زيست گرمايش زمين به علت عدم درك اهداف تكنولوژي مناسب كه دولتها براي كاهش فقر در جهان به ميزان نصف در ابتداي سال 2015،محيط زيست را تهديد مي نمايد. اين گزارش مي افزايد كه اين پديده ممكن است پيشرفت بشري را دچار اختلال نمايد.

چرا نمي‌خواهيم زمين گرم تر شود؟
بعضي وقت ها مسائل كوچك مي‌توانند به مشكلات بزرگي تبديل شوند! مثلاً به مسواك زدن دندان‌هايتان فكر كنيد. اگر شما يك روز مسواك نزنيد، هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد، اما آيا مي‌دانيد اگر يك ماه دندان‌هايتان را مسواك نزنيد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اين همان چيزي است كه براي زمين نيز اتفاق مي‌افتد. اگر دماي هوا فقط چند روز، بالاتر از حد طبيعي باشد، چندان مهم نيست، چون دماي زمين تقريبا ثابت مي‌ماند. اما اگر دماي هوا مدت زيادي بطور مداوم بالا برود، كره زمين با مشكلات اساسي مواجه خواهد شد.
دماي متوسط زمين در طول قرن گذشته تقريبا 5/0 درجه سانتيگراد افزايش يافته‌است؛ دانشمندان انتظار دارند كه در طول 100 سال آينده متوسط دماي زمين 5/1 تا 5/3 درجه سانتيگراد افزايش يابد. شايد فكر كنيد «اين كه چيزي نيست»، اما همين مقدار مي‌تواند آب و هواي زمين را به طور بي سابقه‌اي تغيير دهد. زماني‌كه اين پديده رخ دهد، ممكن است تغييرات بزرگي در سطح آب اقيانوس‌ها، مزارع كشاورزي و هوايي كه تنفس مي‌كنيم يا آبي كه مي‌نوشيم، رخ دهد. با گرم شدن آب و هوا و تاثير آن بر مزارع كشاورزي، منابع غذايي انسان‌ها كاهش مي‌يابد، آب بيشتري بخار مي‌شود و در نتيجه انسان ها با كمبود آب شيرين مواجه خواهند شد. اين تغييرات روي حيوانات و گياهان هم تاثير منفي مي‌گذارد. اگر اين تغييرات به آرامي اتفاق بيافتد، جانوران و گياهان خود را با آن وفق مي‌دهند، اما اگر اين تغييرات خيلي سريع اتفاق بيافتد، چرخه زيستي با خطرات جدي روبرو مي‌شود، مثلا پرندگان و جانوراني كه در فصل‌هاي مختلف سال به جاهاي ديگر مهاجرت مي‌كنند، ممكن است مكان مناسبي را براي مهاجرت پيدا نكنند و يا غذايي براي خوردن نداشته ‌باشند. مقدار آب درياها در اثر ذوب شدن يخ ‌هاي قطبي افزايش مي‌يابد و از سوي ديگر بر اثر افزايش دما، آب درياها و اقيانوس ها منبسط مي‌شود. اگر آب اقيانوس منبسط شود، فضاي بيشتري را اشغال مي‌كند و در نتيجه سطح آب درياها بالا مي‌آيد. سطح آب دريا ممكن است در قرن آينده چند سانتيمتر يا حداكثر 1 متر بالا بيايد. در اين صورت مردمي كه خانه‌هايشان در كنار ساحل دريا قرار دارد و جزيره‌نشينان، خانه‌هاي خود را از دست مي‌دهند و مزارع ساحلي هم به زير آب مي‌روند. در اثر بالا آمدن آب دريا منابع آب شيرين نيز غيرقابل استفاده مي‌شوند. مدل‌هاى جوي پيش‌بينى مي‌كنند تا سال 2100، دماى كره زمين از 1 تا 5/3 درجه سانتي‌گراد افزايش يابد و اين مقدار بيش از تغييرات دمايى در 10 هزار سال گذشته خواهد بود، بنابراين اتحاد كشورها به منظور كنترل و تثبيت گازهاى گلخانه‌اى منتشره يك ضرورت است.

گرماي هوا اثرات مخربي دارد كه ذيلا به آن اشاره مي كنيم :

1- اثر بر روي توليد محصولات كشاورزي: در سال 1381 گرما و خشكسالي محصول غله هند، آمريكا وكانادا را بشدت كاهش داد. در نتيجه محصول غله جهان 90 ميليون تن يا 5 درصد كم تر از مصرف آن شد. در سال 1382 گرماي شديد اروپا موجب شد محصول غله كاهش يابد و بار ديگر توليد غله 90 ميليون كم تر از مصرف آن بود. در سال 83 بارندگي بهتر شد اما در سال 84 خشك سالي در آمريكا محصول غله جهان را 34 ميليون تن كاهش داد.

2- آفات و بيماريها : افزايش درجه حرارت شرايط مناسب براي انتشار آفات و حشرات ناقل بيماري مانند پشه ناقل مالاريا را فراهم مي كند.

3- تلفات جاني : در سال 1376 شمسي 700 نفر از ساكنان شيكاگو در اثر گرما جان باختند. در ارديبهشت ماه سال 1381 شمسي گرماي هوا در هند به 50 درجه رسيد و بيش از 1000 نفر در استان آندرا پرادش جان خود را از دست دادند. در سال 1382 موج شديد گرما در اروپا غوغا كرد و درجه حرارت بطور بي سابقه اي افزايش يافت و در اثر آن 49000 نفر در 8 كشور اروپاجان خود را از دست دادند . در ايتاليا 18000 نفر مردند. در فرانسه تلفات 14800 نفر بود. تعداد كساني كه در اثر گرماي آن سال در اروپا مردند 15 برابر تعداد كساني بود كه در اثر حمله 11 سپتامبر سال 2001 به مركز تجارت جهاني در نيويورك جان خود را از دست دادند.

4- ذوب شدن يخ : يكي ديگر از عوارض گرماي كره زمين است. در اثر آن مناطقي مانند بنگلادش و جزاير مالديو و شهر هاي ساحلي لندن و نيويورك و شانگهاي اول از همه خسارت خواهند ديد.

5- افزايش ارتفاع آب درياها : افزايش حرارت جهاني منجر به افزايش مد اقيانوس ها علاوه بر آن ذوب يخ ها نظير گرينلند كه پيش بيني مي شود ارتفاع آب دريا از 1/0 به 5/0 متر در طي نيم قرن جاري افزايش يابد.
اين افزايش احتمالي ارتفاع آب براي مناطق مسكوني ساحلي و زمين هاي زراعي آنها تهديد بشمار ميرود همچنين مخازن آب پاك ساحلي و برخي از جزاير را نيز تهديد مي نمايد.


6- توفان هاي شديد : در اثر گرما، تبخير بيشتر مي شود و در اثر ذوب يخ ها هم آب بيشتري وارد اقيانوس ها مي شود . پس حجم آب بيشتر مي شود و ميزان تبخير نيز افزايش مي يابد. آبي كه با تبخير بالا مي رود بايد در جايي فرود آيد. پس تعداد توفان ها و شدت آن ها بيشتر مي شود. در اثر گرماي جو بارندگي بيشتر به شكل باران صورت مي گيرد نه برف . در نتيجه يخچال هاي كوهستاني كه ذخاير اصلي آب جهان هستند روز به روز ضعيف تر مي شوند و توفان ها و سيل ها شديد تر. در سال 1377 شمسي توفان ميچ ( Mitch) كه يكي از قوي ترين توفان هاي تاريخ اقيانوس اطلس است روي داد . سرعت اين توفان 360 كيلومتر در ساعت بود. در اثر آن ظرف دو سه روز در نيكاراگوئه و هندوراس 2 متر باران باريد. در اثر آن غير از خانه و مدارس و كارخانه و جاده و پل وغيره 70 در صد خاك سطحي هندوراس از بين رفت. لذا اكنون كشاورزي دراين كشور حاصلي ندارد. در مجموع اين توفان 11000 نفر تلفات داشت و اقتصاد منطقه كارائيب را نابود كرد. فلورس ، رئيس جمهور هندوراس اعلام كرد: " در مجموع اين توفان ظرف چند روز آن چه را كه براي احداث آن 50 سال زحمت كشيده بوديم نابود كرد " در اثر اين توفان رشد دو كشور نام برده 20 سال به عقب افتاد. در 1383 در ژاپن 10 توفان مهم رخ داد كه در مجموع 10 ميليارد دلار خسارت ايجاد كرد. در همان فصل سال در فلوريداي آمريكا 4 توفان بسيار شديد رخ داد كه در تاريخ امريكا كم سابقه بود در اثر اين 4 توفان شركت هاي بيمه 22 ميليارد دلار خسارت به مشتريان خود پرداختند و به ورشكستگي نزديك شدند. سال بعد يعني 1384 توفان كاترينا رخ داد كه اين توفان ها در مقابل آن هيچ بودند. ارتفاع آب 6 متر بود و بسياري از شهرك هاي ايالات متحد يكسره نابود شد. توفان بشدت به شهر تاريخي نيو اورلئان صدمه زد و در اثر آن در مجموع صد ها هزار نفر بي خانمان شدند. اين توفان كه علت آن بالا بودن درجه حرارت سطح آب در اقيانوس بود طبق برآورد هاي اوليه حداقل 200 ميليارد دلار خسارت بر جاي گذاشت.

7- كمبود آب : آنگاه كه اولين فضانوردان به دور كره زمين سفر مي كردند يكي از چيز هاي جالبي كه در زمين مي ديدند درياچه چاد در آفريقا بود. اكنون آنها بسختي مي توانند اين درياچه را تشخيص دهند. سه كشور پر جمعيت نيجريه و نيجر و چاد آن قدر آب رودخانه هاي منتهي به درياچه را براي آبياري مصرف كرده اند كه اكنون حجم درياچه نسبت به سال 1960 تقريبا 95 درصد كاهش يافته. درياچه آرال واقع در شوروي سابق به علت مصرف بيش از حد آب رودخانه هاي سيحون و جيحون نابود و آب آن شور شده است. رودخانه كلورادو واقع در جنوب غربي ايالات متحد و رودخانه زرد در شمال چين ديگر به دريا نمي رسند و قبل از آن خشك مي شوند. رود هاي نيل در مصر، رود سند كه عمده آب آبياري پاكستان را تامين مي كند و رود گنگ كه در منطقه پر جمعيت گنگ در هند جاري است نيز وقتي به دريا مي رسند ديگر از يك نهر باريك ترند. اين ها را مي توا ن ديد اما پايين رفتن آب هاي زير زميني ديده نمي شود. ميليون ها چاه حفر شده كه سطح همه آنها پيوسته سقوط مي كند. هر انسان روزانه بطور متوسط 4 ليتر آب مصرف مي كند اما آب لازم براي توليد غذاي مصرفي او 200 ليتر در روز يعني 500 برابر آن است. عمده آب جهان يعني 70 درصد آن صرف آبياري مي شود. 20 درصد آن صرف صنعت مي شود و 10 درصد ديگر به مصارف مسكوني مي رسد. از آنجا كه عمده آب هر كشور صرف آبياري زمين هاي زراعي مي شود و توليد هر تن غله به 1000 تن آب نياز دارد، كشور هايي كه به كمبود آب دچار مي شوند به جاي آب غله وارد مي كنند. بنا براين يكي از اصلي ترين عواقب گرم شدن كره زمين كاهش توليد كشاورزي، افزايش رقابت بر سر غله محدود جهان، و بالا رفتن قيمت غله در بازار جهاني است.

8- آسيب به مخازن آبهاي شيرين : طي پنجاه سال آتي تعداد افرادي كه از كاهش آبهاي شرب سالم رنج خواهند برد از پنج ميليارد به هشت ميليارد مي رسد.

9- افزايش حوادث آب و هوايي : افزايش دوره هاي خشكي و سيلابها ،طوفانها و غيره اجتماعات و اقتصاد آنها را آزار مي نمايد. بشريت تا بحال با چنين تهديد زيست محيطي مواجه نشده است و شگفتا كه كشورهاي در حال توسعه كه سهم كمتري در اين تغيير بر عهده دارند، بيشترين آسيب را متحمل خواهند شد. بنابراين همگي ما مسئول توقف فوري چنين بحراني هستيم ودر صورتيكه در اتخاذ تدابير وروشهاي مناسب در جلوگيري از افزايش حرارت كوتاهي نماييم چه بسا گرفتار مشكلات و تهديداتي شويم كه اجتناب از آنها امكانپذير نباشد.

تغييرات آب و هوايي و بهداشت عمومي :
تغييرات آب و هوايي جهان به‌طور خاص مي‌تواند به تندرستي انسانها آسيب برسانند زيرا باعث افزايش بيماري‌هاي قلبي-تنفسي، اسهال، مالاريا و ساير بيماري‌هايي كه حشرات ناقل آن هستند، مي‌شود. اين طور به‌نظر مي‌رسد كه گرم شدن جهان به سرعت در حال به وقوع پيوستن باشد؛چرا كه فعاليت‌هاي بشر منحصراً با سوزاندن سوخت‌هاي فسيلي است و همين سوخت‌ها در جو به ميزان قابل‌توجهي دي‌اكسيد كربن و ساير گازهاي گرمايشي توليد مي‌كنند كه سبب نازك شدن لايه اتمسفر هم مي‌شود. در حال حاضر، ميانگين سطح دماي جهاني رو به افزايش بوده و پيش‌بيني مي‌شود كه در قرن‌هاي آينده بين ?/? تا ?/? درجه سانتيگراد هم افزايش يابد و خطر سيل‌ها، خشكسالي‌ها و توفان‌هاي مخرب هم بيشتر شود.
همچنين، آب و هواي گرم و خشك مي‌تواند چشم‌انداز ما را نيز دگرگون كند و پروفسور ايان كروته سرپرست فني بخش زيست شناسي و علوم زيستي واحد مطالعه كنسولي روتامستيت، رشد بيشتر ذرت‌ها را پيش‌بيني كرده است كه امكان احياي درختان ميوه، صنعت پرورش گياهان گلخانه‌اي، ميوه و سبزيجات و انتقال آنها به شمال وجود خواهد داشت. به گفته وي، انتظار نمي‌رود كه ما براي هميشه زمين‌هاي مزارع آفتابگردان يا درختان زيتون داشته باشيم. هر چند دگرگوني‌هاي آب و هوايي به شيوه زندگي ما لطمه بسياري وارد مي‌كند؛ اما اتفاقاتي مانند خشكسالي بر كاهش و افزايش بهاي گندم در يك منطقه خاص و به تبع آن در سطح جهان تأثير مي‌گذارد. دوران غذاي ارزان از زمان جنگ دوم جهاني به پايان رسيده است و قشر كم درآمد جامعه به سختي خواهند توانست برنامه غذايي كامل و سالمي داشته باشند.

تغييرات بنيادي در امر بهداشت عمومي :
قصور در حل اين مشكلات پيامدهاي جبران‌ناپذيري را به‌دنبال دارد و براي همين تلاش مي‌شود تا با كاهش سطح توليد دي اكسيد كربن ، به اين امر كمك شاياني بكنيم. ايان رابرتز، استاد دانشگاه علوم بهداشتي و طب مناطق گرمسيري لندن در اين باره مي‌گويد: «آنچه كه ما براي روبه‌رو شدن با دگرگوني‌هاي جوي انجام مي‌دهيم، بعضاً مي‌تواند انقلابي را در امر بهداشت عمومي صورت دهد.
براي نمونه، كاستن از وابستگي به‌خودروهاي شخصي به معناي اين است كه بيشتر مردم پياده روي يا دوچرخه سواري كنند كه اين امر سبب كاهش وزن مي‌شود. اين مسئله همچنين سبب كاهش تصادفات جاده‌اي مي‌شود كه سالانه جان بسياري از انسانها را مي‌گيرد. در حال حاضر، ما در دوره نادرستي قرار داريم كه از خودروهاي شخصي خود بيشتر استفاده مي‌كنيم و هر روز هم چاق‌تر مي‌شويم؛ چرا كه ورزش نمي‌كنيم و تحرك نداريم. هر اندازه كه به وزن ما افزوده مي‌شود، ما نيز به استفاده از سوخت‌هاي فسيلي وابسته‌تر مي‌شويم؛ چون به‌طور كلي به پياده روي يا دوچرخه سواري تمايل داشته و نياز داريم كه اين حلقه را بشكنيم.اگر خط‌مشي دگرگوني‌هاي جوي را براي ارتقاي تندرستي خود طراحي كنيم، به افزايش ضخامت لايه ازن هم كمك خواهيم كرد و اين تنها بخش ناچيزي از خبر خوب در اين زمينه است.»
توفان ويرانگر سال ????، هنگامي كه دما در نيمكره شمالي به بالاترين حد ممكن رسيد و بيش از ??هزار نفر را به كشتن داد و سيل‌هاي تابستان گذشته، نشان دهنده افزايش ميزان بيماري‌هاي روحي و رواني است.

تغييرات آب و هوايي چگونه بر سلامت افراد تاثير مي گذارد؟
تغيير آب و هواي كره زمين ممكن است به شيوع بيشتر برخي از بيماري‌هاي عفوني وتنفسي و نيز افزايش آسيب‌هاي ناشي از توفان‌ها و آتش‌سوزي جنگل‌ها بينجامد. گروه "پزشكان طرفدار محيط‌ زيست استراليا " در گزارش خود در اين باره مي‌گويند در دهه آينده سلامت كودكان و سالمندان بيش از همه در معرض خطر ناشي از افزايش درجه حرارت كره زمين هستند.
اين پزشكان در گزارش خود پيش‌بيني مي‌كنند كه پديده گرمايش جهاني باعث طيف گسترده‌اي از بيماري‌ها از گرمازدگي و ساير عوارض ناشي از فشار گرما (كه بر قلب، عروق خوني و ريه‌ها تاثير مي‌گذارند)، جراحات ناشي از توفان‌ها و ساير رويدادهاي شديد آب و هوايي، و بيماري‌هاي آلرژي مي‌شود. علاوه بر اين آلودگي بيشتر هوا به افزايش بيماري‌هاي تنفسي مي‌انجامد و افزايش درجه حرارت خطر بيماري‌هاي عفوني مانند : گاستروآنتريت و بيماري‌هاي منتقل شونده بوسيله پشه مانند تب دنگ را بالا مي‌برد.

آمادگي در برابرآثار تغييرات جّوي بر تندرستي :

ارتباط ميان تغييرات جوّي و وضعيت تندرستي روز به روز روشن تر مي شود و مستلزم تلاش هاي مسئولان و متخصصان بهداشت عمومي ، براي حصول اطمينان از آمادگي نظام هاي بهداشت و درمان و مردم جهان در شرايط بحراني اوضاع است.
دانشمندان جهان در مورد اين كه تاثير تغييرات جوّي ناشي از فعاليت هاي انسان و تاثير آب و هوا بر عملكرد هاي بيولوژيك كه براي حيات جنبه بنيادي دارند، داراي اتفاق نظر هستند.
در 7 آوريل، سازمان جهاني بهداشت، موضوع روز اين سازمان را "حفاظت حيات در برابر تغييرات جوّي " تعيين كرد. در ايالات متحده آمريكا نيز، موضوع هفته ملي بهداشت عمومي، از 7 تا 11 آوريل، تحت عنوان "تغييرات جوّي: تعادل تندرستي ما " تعيين گرديد.

سياست انرژي = سياست بهداشتي

به گفته سازمان جهاني بهداشت، مردم جهان هم اكنون، به وجود بيماري هاي حساس به وضعيت جوّي كه ميليون ها انسان را به كشتن مي دهد، شده اند. سوء تغذيه موجب مرگ بيش از 3,5 ميليون تن در سال مي گردد، بيماري هاي اسهالي سالانه جان 8/1 ميليون تن را مي گيرد و مالاريا سالي 1 ميليون كشته بر جا مي گذارد.
ديگر رويداد هاي اخير دال بر تغييرات جوّي در آينده اند – موج گرماي اروپا در سال 2003 كه منجر به كشته شدن 70,000 تن گرديد؛ شيوع تب ناحيه "دره شكافته " در آفريقا؛ توفان كاترينا در سال 2005 كه در پي آن 1800 تن كشته و هزاران تن بي خانمان شدند؛ شيوع مالاريا در ارتفاعات شرق آفريقا؛ شيوع وبا در بنگلادش. گرم شدن كره زمين با ساير خطراتي كه سلامت انسان ها را تهديد مي كنند، متفاوت است، زيرا بر خلاف سموم و ميكروب هاي تك عاملي، تغييرات جوّي از چند جهت سلامتي انسان را تهديد مي كند. با كاهش سوخت هاي فسيلي و تشويق مردم به پياده روي بيشتريا استفاده از دوچرخه و وسايل نقليه عمومي به جاي اتومبيل – از آلودگي هوا كاسته شده ، سلامت فردي را بهبود مي بخشد و از انتشار گاز هاي گلخانه اي و در نتيجه ًگرم شدن كر? زمين جلوگيري مي كند. مسلما، چالش هايي كه به دليل تغييرات جوّي در مقابل ما قرار گرفته بايد هر چه زود تر از طريق بهينه سازي زيرساخت هاي بهداشتي، ذخير? انرژي و سياست هاي برنامه ريزي شهري، برطرف گردد. در صورتي كه به همين منوال پيش برويم، تغييرات جّوي مسبب خطرات زيادي براي تندرستي انسان خواهد بود. از سوي ديگر، عمل كردن به برنامه هاي بهينه سازي مصرف انرژي مي تواند فرصت هايي را هم به دست دهد كه متضمن سلامت جسماني، كاهش چاقي مفرط و بهتر شدن كيفيت هوا باشد .


آثار اقتصادي تغييرات آب و هوايي :

تغيير آب و هوا يكي از مهم‌ترين چالش‌هايي است كه بشر در سال‌هاي آينده با آن روبه‌رو خواهد شد.اين پديده مي‌تواند به‌عنوان عامل تهديد عمده امنيت غذايي جهان به شمار آيد، چرا كه اثر قوي بر توليد غذا و دسترسي و توزيع آن دارد. تغييرات غيرعادي در دماي هوا، ميزان بارش باران، افزايش دفعه‌ها و شدت خشكي و سيلاب داراي مفهوم دراز مدتي براي زيست پذيري و توليد اكوسامانه كشاورزي در دنياست.
زماني كه به بحث تغيير آب و هوا مي‌رسيم كشاورز هم مقصر و هم قرباني است.تخمين زده شده است كه بخش دام به تنهايي مسئول 18 درصد از پخش گاز گلخانه‌اي در جهان است، در حالي كه جنگل زدايي نيز سهم 18 درصدي از پخش دي اكسيد كربن را داراست. طبق نظر فائو، معرفي شيوه‌هاي مديريت بهبود يافته دام و فعاليت‌هاي مربوط به توليد محصول همراه با مديريت سازگار يافته جنگل‌ها مي‌تواند اثر بسيار معني داري داشته باشد. اتخاذ اقداماتي براي استفاده از زمين مانند حفظ و تداوم كشاورزي نيز مي‌تواند به نگهداري ميزان زيادي از كربن در خاك كمك كند. توليد برنج يك منبع عمده ديگر پخش گاز گلخانه‌اي است . چه بسا كه اين منبع، منبع اصلي متان انتروپوژنيك، با مقدار 50 تا 100 ميليون متر مربع تن در هر سال است كه از 130 ميليون هكتار مزارع برنج دفع مي‌شود در همين زمان شرايط هوايي نامطلوب مي‌تواند توليد محصول برنج را تهديد كند. محصولي كه بيش از نيمي از جمعيت دنيا را تغذيه مي‌دهد. مزيت اين گونه شرايط آب و هوايي اين است كه مي‌تواند ارقام متفاوت و بهبود يافته‌اي از برنج را كه مقاومت بيشتري به شوري دارند معرفي كند .
تحول سريع به سمت استفاده گسترده‌تر از سوخت‌هاي بيولوژيكي نيز مي‌تواند به كاهش پخش گاز گلخانه‌اي و در درازمدت به حفظ امنيت غذايي و محيطي كمك كند .

توأم نمودن ملاحظات آب و هوايي با توسع? پايدار :
كشور هاي در راه رشد، به درستي بر رشد اقتصادي، ادار? منابع زيست محيطي، ثبات اجتماعي و ديگر جنبه هاي توسع? پايدار تأكيد دارند. ايالات متحد اعتقاد دارد سياست گذاري هاي مربوط به آب و هوا بايد اين اولويت ها را مد نظر داشته و به تكميل و پيشبرد آن ها كه لازم? وجود جامعه اي سالم و انعطاف پذير است، كمك كند. ايالات متحد به كشور ها مساعدت مي كند تا سياستگذاري هاي مربوط به تغيير آب و هوا را در دستور كار توسع? خود لحاظ نمايند.
* امريكا از سال 1991، و با صرف تقريبا ً 2,6 ميليارد دلار در برنامه هاي مربوط به آب و هوا تا به امروز(و بيش از 1,1 ميليارد دلار از سال 2001) عامل تغيير آب و هوا را در كمك هاي خود به توسع? جهاني منظور كرده است. استراتژي اين آژانس لحاظ نمودن عامل تغيير آب وهوا در پروژه هاي مربوط به توسعه بوده است تا به اين وسيله، ضمن استفاده از منافع آب وهوايي، به ساير اهداف خود، مانند توسعه در زمينه هاي انرژي و آب، مناطق شهري، حفاظت از جنگل ها، كشاورزي، و كمك در حوادث غير مترقبه نيز دست بيابد.
* برنام? تغيير آب و هواي وابسته به يو اس ايد دست به ايجاد يك راهنماي انطباق براي كمك به كشور هاي در راه رشد زده تا اين كشور ها بتوانند مسائل مربوط به تغييرآب و هوا را در پروژه هاي توسع? خود بگنجانند. مثلا ً در مالي، يو اس ايد براي كشت انواع گوناگون محصولاتي كه بتوانند در برابر تغييرات آب وهوايي منجمله تغييرات دما و الگوي بارندگي مقاومت كنند، به كشاورزان كمك مي كند. در آفريقاي جنوبي كه به لحاظ آب در تنگناست، يو اس ايد مشغول همكاري با سهامداران محلي و شركت آب مي باشد تا اين كشور، با مديريت بر ميزان تقاضا و ايجاد زيرساخت هاي ضروري، قادر باشد خود را با مشكلات احتمالي ناشي از تغيير آب و هوا انطباق دهد.

* در منطق? كارائيب، ادار? ملي امور اقيانوس و اتمسفر آمريكا (NOAA) با سكرتارياي جامع? كارائيب (CARICOM) درمورد پروژ? انطباق با تغيير آب وهوا همكاري مي كند. آمريكا با كشور هاي شريك خود براي گنجاندن مسئل? انطباق با آب و هوا در برنامه هاي توسع? ملي آن ها و همين طور سرمايه گذاري هاي خصوصي در برنامه هاي مربوط به آبفشان ها، ادار? مناطق ساحلي، و امدادرساني همكاري دارد.
* با تكيه بر تلاش هاي منطقه اي موجود پيرامون علم آب و هوا و خدمات، آمريكا با تأمين بودج? لازم، دست به ايجاد برنامه اي موسوم به علم و ارزيابي جزاير منطقه اي اقيانوس آرام (Pacific RISA) زد كه با همكاري جامع? جزاير اقيانوس آرام، به مديريت در شرايط تهديد هاي آب و هوايي و مخصوصا ً در بخش هاي كليدي مانند منابع آبي، منابع ساحلي، كشاورزي، ادار? حوادث غير مترقبه، و بهداشت عمومي سامان ببخشد.

نتيجه گيري و پيشنهادات :
ضرورتهاي زيست محيطي و محدويت منابع سنگواره‌اي لزوم تغيير سيستم فعلي انرژي و جايگزيني سوختهاي سنگوراه‌اي را افزايش داده است. يك سيستم قابل قبول انرژي جايگزين بايد مبتني بر منابع انرژي تجديد پذير باشد. امروزه برخي از انواع انرژيهاي نو يا تجديد پذير ، مانند انرژي باد ، حتي بدون در نظر گرفتن هزينه زيست محيطي سوختهاي سنگواره‌اي ، قابل رقابت با منابع سنگوراه‌اي است و به صورت تجاري عرضه مي شوند. كشور ما با برخورداري از پتانسيل بسيار غني در زمينه انرژيهاي تجديد پذير، موقعيت مناسبي براي عرضه اينگونه انرژيهاي در اختيار دارد. شايسته است كه با استفاده بهينه از اين نعمتهاي الهي ، در برنامه ريزي انرژي كشور جايگاه مناسبي براي انرژيهاي نو در نظر گرفته شود و با توجه به آثار زيانبار زيست محيطي گازهاي گلخانه اي حاصل از توليد و مصرف انرژي ها و سوخت هاي سنگواره اي و محدوديت منابع سنگواره اي لزوم تغيير الگوي سيستم توليد ومصرف انرژي فعلي و جايگزيني سوخت هاي فسيلي مبرهن و بديهي است.
در همين راستا راهكارهاي ذيل پيشنهاد مي گردد :
1- صرفه جويي در مصرف انرژي با استفاده از الگوهاي صحيح مصرف
2- جايگزيني انرژي هاي نوين با سوخت هاي فسيلي
3- افزايش بازدهي انرژي از طريق بهره گيري از ماشين آلات و تجهيزات مدرن و كم مصرف
4- بهره گيري از برنامه هاي كاربري اراضي و ارزيابي زيست محيطي در طرحهاي توسعه جهت حفاظت و پايش هر چه صحيح تر منابع طبيعي
5- حفظ تنوع زيستي گياهان و جانوران در منطقه با استفاده از روش هاي نوين
6- جلوگيري از قطع بي رويه درختان ، شكار جانوران و آبزيان و ...

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ نیبیرو -

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ نیبیرو -

 

در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.

در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.

قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012  تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است.

 

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت ، قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم )
"ان نشا ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین" (شعراء:4).

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

* ابوبصیر در ادامه این روایت از امام صادق علیه السلام نقل می کند که واقعه ایستادن خورشید در آسمان در زمان یوشع بن نون هم اتفاق افتاده است. ( برای آگاهی بیشتر از طولانی شدن روز و ایستایی خورشید در وسط آسمان که همان توقف گردش زمین برای مدتی کوتاه است ، اینجا را کلیک کنید )

طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه­ السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه ­السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند.

در این ماه ستارۀ دنباله­ دار ناشناسی که از قبل وارد فضای منظومۀ شمسی شده است، با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن آسمان می گردد. ستارۀ یادشده در نیمۀ ماه رمضان، میان خورشید و زمین قرار می گیرد و باعث خورشید گرفتگی کلّی می شود. سپس، شهاب­ سنگی بزرگ از آن جدا می گردد و همراه با صدایی شدید در مشرق­ زمین فرو می افتد و ویرانی زیادی به بار می آورد و در پی آن، دود غلیظی آسمان را فرا می گیرد.

این ستاره، ضمن گردش در فضای منظومۀ شمسی، هنگامی که در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد، اثر گرانشی آن سبب کندشدن حرکت زمین می­شود و در بعد از ظهر یکی از روزها، مردم مشرق زمین شاهد ایستایی خورشید در میان آسمان خواهند بود و در همین حال، تصویر چهره و سینۀ امام علی (علیه السلام) در میان خورشید ظاهر می گردد.

همچنین، ستارۀ یادشده زمانی که در جهت عکس حرکت زمین به دور خود و از کنار آن عبور می کند، اثر گرانشی اش موجب حرکت وارونۀ زمین می شود و در پی این حادثه، جهانیان شاهد طلوع خورشید از مغرب و دو برابر شدن طول شب و روز خواهند بود. با دورشدن ستارۀ دنباله دار از زمین، این کره دوباره حرکت طبیعی خود را باز می یابد. در اواخر ماه رمضان، دنباله دار یادشده از میان ماه و زمین می گذرد و سبب ماه گرفتگی می شود. در همین ماه، در صبح روز بیست و سوم، از آسمان ندایی رحمانی مردم را به حق دعوت می­کند و پس از غروب آفتاب در همان روز، پیامی شیطانی مردم را به سوی باطل فرا می خواند.

 در متون زرتشتیان آمده است:

... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمن­یَسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ )

در کتاب مقدّس می خوانیم :

و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷(

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم  با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ،  ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شد ه و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود که در روایت بالا صریحا به آن اشاره شده ، فرو افتادن بخشی از دنباله دار یا شهاب سنگی عظیم در مشرق همراه با خسف و تلفات زیاد . همچنین در روایات بطور ضمنی وقایعی مثل آتشی از مشرق و زلزله و خسف در دو نقطه مشرق و مغرب به ظهور ستاره سرخ رنگ و دنباله دار مربوط می باشد. سئوالی که مطرح است این است که آیا این روایات با داده های علمی و ستاره شناسی منطبق هستند ؟ زیرا بطور عادت ما همیشه منتظر هستیم که غربیها حقایقی را کشف کنند و سپس ما آن را با روایت اسلامی تطبیق بدهیم .

به نظر می رسد در باره این روایات و حقایقی که اخیرا در سایتهای مختلف مشاهده می شود و اعتقادات مسیحیان و سایر ادیان در باره آخرالزمان و ظهور منجی ارتباطی وجود دارد که سعی داریم در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و بتوانیم تا حدودی نقطه نظرات ادیان را به هم نزدیک کنیم.

UB 313    ،  سیاره ایکس Xena ، اریس Eris ،  نیبیرو Nibiru ،


در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آن‌چنان زیاد بود که حرکت آن در پس‌زمینه ستارگان تا سال 2005 که داده‌های مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز  , David L. Rabinovitz  عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی  بر مدار  پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره  ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در  کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313  (نیبیرو)  نامیدند. UB 313  نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد.

UB 313  طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار  UB 313  بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر  3600 سال یکبار وارد مدار  نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند.

طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200  سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است.

حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ،  عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد.
 

 



همانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر " کاتلا " در آیسلند و " یلوستون " در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده  و  بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و  تصاویر موجود این اتفاق در سالهای  2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313  به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.

دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال  می توان به اخبار زیر اشاره کرد :

* قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199)

* پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست)

* فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002)

* گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002)
 
* و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.

کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند  و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در
این وب سایت قابل دسترسی است.

با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟
 

 

 

 

 

دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال  یکبار تکرار شده اند.  اسناد به دست آمده از نزدیکی  UB 313  به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.

بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313  (نیبیرو)  و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از  تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت.

 

 

این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و بنی اسرائیل موجب شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون شده و در زمان حضرت عیسی و شهادت حضرت یحیی اتفاق افتاده و عبور آن در آخرالزمان و نزدیکی ظهور قائم آل محمد نیز به عنوان عذابی برای  کافران و بشارتی برای مومنان تاکید شده است.

همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب “  اژدها و افعی های  پرنده “  Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است.

همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم  UB 313  به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را  با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است.

اما با نزدیک شدن UB 313 به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود . برخی معتقدند تا پیش از رسیدن UB 313 به نزدیکی مدار زمین ، ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!

دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است.

شاید آنها می دانند این امر حتمی است و چاره ای از آن نیست و نمی توان جلوی نزدیک شدن این سیاره را گرفت و آنچه باید اتفاق بیفتد خواهد افتاد و  خبر دادن آن بطور رسمی موجب مختل شدن زندگی عادی مردم می شود و نباید مردم را از آن آگاه کرد.


 آمادگی جهانی برای وقایع سال 2012 :


در حالی که منابع رسمی در کشورهای غربی و آمریکا بسیاری از اطلاعات موجود در باره UB 313  (نیبیرو)  را انکار می کنند و سعی می کنند به آن وجهه عادی بدهند ، با این حال بسیاری از این کشورها خود را برای وقایع سال 2012 آماده کرده اند و در بسیاری از کشورهای پناهگاههایی مجکم برای این منظور ساخته شده است. در اخبار آمده ، مسئولان یك شرکت در آمریكا قصد دارند پناهگاه تجاری زیرزمینی برای افرادی بسازند که می‌خواهند از وقایع فاجعه‌آمیزی مانند برخورد یک سیارک به زمین و یا یک حمله هسته‌ای جان سالم به در ببرند.

به گزارش ایرنا، شرکت کالیفرنیایی «وی ووس» اعلام کرد: در حال برنامه‌ریزی برای یک پروژه تجاری است که امید زنده ماندن از رویدادهایی نظیر پایان حیات بر روی زمین در سال 2012 که اقوام «مایا » پیشگویی کرده‌اند را در دل زنده می‌کند.

بر این اساس این شرکت قصد دارد 20 پناهگاه چندین طبقه هر یک به مساحت 1858 متر مربع بسازد که هرکدام 200 نفر را در خود جا می‌دهد.

این پناهگاه به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که بتواند در برابر گرمای 700 درجه سانتی‌گرادی، وزش بادهایی با سرعت 700 کیلومتر در ساعت، وقوع سیل به مدت 500 ساعت و یا زلزله بیش از 10 درجه ریشتری دوام بیاورد.

همچنین بخشی از این پناهگاه شامل سپرهای هسته‌ای مرمت شده زمان جنگ سرد است.

مسئولان این شرکت می‌گویند: ساخت هر پناهگاه با غذا، سوخت، آب، لباس، تجهیزات پزشکی و ابزارآلات امنیتی درون آن، حدود 10 میلیون دلار هزی