طریقه آب شدن یخ ها قطب

آبشدن یخ ها قب

مقصر اصلی گرم شدن زمین چه کسی است؟

 حتی اگر نشنیده باشید که سال 2010 گرم‌ترین سال در قرن‌های اخیر لقب گرفته، دمای بالای هوا در تابستان امسال به شما هم فهمانده که اتفاق عجیبی در زمین روی داده است. خیلی‌ها انقلاب صنعتی و تولید غیرطبیعی گاز دی‌اکسیدکربن را مقصر این پدیده می‌دانند؛ اما آیا واقعا انسان مقصر اصلی این تغییرات آب‌وهوایی است؟

بی هیچ شکی انسان در آنچه امروزه به عنوان گرم شدن جهانی از اخبار و رسانه‌ها می‌شنویم و می‌بینیم٬ نقش مؤثری داشته است. دخالت و برداشت بی حد و حصر نوع بشر در طبیعت باعث دگرگونی عظیمی شده که هیچ کس نمی‌تواند آینده آن را به درستی پیش‌بینی نماید.

اما در طول تاریخ مسکونی شدن زمین این اولین باری نیست که سیاره آبی و به ظاهر آرام ما برشته می‌شود. دوره‌های بی‌اندازه گرم و یا سرد زمین نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم عوامل متعددی است که از قلب سیاره ما آغاز شده و تا عمق فضا پیش می‌رود.

در زمستان ۱۷۸۰ سرمای طاقت‌فرسایی نیم‌کره شمالی زمین را درنوردید. بندر نیویورک به گونه‌ای یخ زد که مردم روی دریا و با پای پیاده از منهتن به استاتن‌آیلند می‌رفتند. در همان زمان فرانسوی‌ها از روی رودخانه‌های یخ زده٬ سرزمین هلند را مورد تاخت و تاز قرار دادند. در آن روزگار زمین مشغول طی کردن عصر یخبندان کوچک بود. درجه حرارت در این دوره از میانگین ثبت شده قرن بیستم حدود یک درجه خنک‌تر بود. عصر یخبندان کوچک یکی از عصرهای زمین‌شناختی نسبتاً جدید است که پس از دوره گرم سده‌های میانه، یعنی در حدود سال ۱۲۵۰ میلادی آغاز شد و تا اواسط قرن نوزدهم میلادی ادامه یافت. در این دوره دمای هوا در اقصی نقاط جهان شدیداً کاهش یافت و موجب تغییر در پوشش گیاهی و جانوری و حتی تا حدی در الگوهای بارندگی و دمایی مناطق گوناگون جهان شد. دما در برخی از زمستان‌های این دوره بسیار کاهش می‌یافت که زمستان ۱۷۸۰ یکی از آنها بود.

خورشید خفته٬ خورشید بیدار
دوره‌های هواشناسی ارتباط تنگاتنگی با دوره‌های فعالیت خورشیدی دارد. هواشناسان و ستاره‌شناسان خیلی زود دریافتند که نمودارهای آنها تقریباً با هم بالا و پایین می‌روند. صدها سال است که ستاره‌شناسان روزها به ثبت لکه‌های خورشیدی مشغولند. با ظهور این لکه‌ها که امروزه بر ما روشن است چیزی جز طوفان‌های الکترومغناطیسی برآمده از درون خورشید نیستند٬ فعالیت خورشید نیز فزونی می‌گیرد. شروع و خاتمه این طوفان‌های خورشیدی دوره‌هایی ۱۱ ساله دارند. اما در پاره‌ای از دوره‌ها حجم فعالیت‌ها آن‌طور که باید، نمود پیدا نمی‌کند. در سال‌های بین ۱۶۴۵ تا ۱۷۱۵ که زمین در میانه سخت دوران یخبندان کوچک بود٬ فعالیت‌های مغناطیسی خورشید کاملاً متوقف شده بود. شاید هم‌زمانی این دو رویداد کاملاً تصادفی به نظر برسد، اما یک محقق آلمانی به نام سامی سولانسکی وجود چنین ارتباطی را با تحقیقات خود اثبات کرده است. قبل از هر چیز سولانسکی که تحقیقات خود را در مرکز تحقیقات منظومه شمسی واقع در مؤسسه ماکس پلانک انجام داده٬ میزان ثبت شده فعالیت‌های خورشیدی را تا 9هزار سال قبل از میلاد مسیح استخراج کرد. صد البته واضح است که اطلاعات مربوط به تعداد و اندازه لکه‌های خورشیدی توسط هیچ انسانی در آن زمان‌ها ثبت و نگه‌داری نشده بود. سامی سولانسکی برای استخراج این داده‌ها به سراغ ایزوتوپ‌های خاصی از کربن۱۴ و بریلیوم۱۰ رفت که در تکه‌های چوب باستانی و یا در اعماق یخ‌های گرینلند و قطب جنوب باقی مانده بودند.

یافته‌های این محقق آلمانی نشان داد که قرن‌ها است میزان فعالیت‌های خورشیدی و تغییرات دمای زمین کاملاً هماهنگ با هم افزایش یا کاهش پیدا می‌کنند. زمانی که خورشید وحشی و بی‌قرار می‌شود٬ زمین تب می‌کند و هر زمان که خورشید آرام می‌گیرد و یا می‌خوابد٬ یخبندان‌های تاریخی٬ سیاره آبی رنگ ما را سپیدپوش می‌کند.

اما بخش تأسف‌بار یافته‌های سولانسکی این بود که این هماهنگی طبیعی در حدود سال‌های ۱۹۷۰ زمانی که دخالت‌های انسانی منجر به افزایش دمای زمین فزونی گرفته است٬ قطع گردیده و به اعتقاد وی خورشید در گرمایش ۴۰ ساله گذشته تنها حدود ۳۰ درصد نقش داشته است.

کولرهای آتش‌فشانی
در سال ۱۷۸۳ ساکنین ایسلند با دیدن منظره با شکوه اما ترسناکی از یک دیواره مهیب آتش که از دل زمین زبانه می‌کشید غافلگیر شدند. آتش‌فشان بزرگی آغاز شده بود که یکی از عظیم‌ترین فوران‌های گدازه‌های آتش‌فشانی طول تاریخ را (تا جایی‌که اذهان یاری می‌کرد) به همراه داشت. این فوران بزرگ مواد گداخته در حالی زمین‌های اطراف خود را برشته می‌کردند که از دهانه‌های آتش‌فشانی حجم انبوهی گاز کشنده از جمله گاز اسیدی دی‌اکسید گوگرد نیز وارد جو زمین می‌شد. یک چهارم جمعیت ایسلند در اثر این آتش‌فشان جان باختند. گزارش‌های ثبت شده نشان می‌دهد زمستانی که بعد از این آتش‌فشان عظیم آمد٬ سرمایی فوق‌العاده گزنده داشته است.

انفجار بزرگی که در سال ۱۸۱۵ در کوه آتش‌فشانی تامبورا واقع در کشور اندونزی رخ داد و همچنین آتش‌فشان قابل توجه کراکاتوآ در سال ۱۸۸۳ هر کدام دمای زمین را حدود یک درجه کاهش دادند.

اما در بررسی گذشته زمین‌شناسی سیاره‌مان، فعالیت‌های آتش‌فشانی به مراتب مخرب‌تر و وحشت‌ناک‌تری نیز دیده می‌شود. گفته می‌شود که بزرگترین فوران آتش‌فشانی زمین در ۲۵۰ میلیون سال پیش در منطقه‌ای واقع در سیبری کشور روسیه که تراپ نامیده می‌شود، رخ داده است. این آتش‌فشان غول‌آسا که حدود یک میلیون سال ادامه داشته، به قدری مواد مذاب از خود بیرون ریخته که می‌توانسته سراسر کره زمین را به ارتفاع ۳ متر بپوشاند. خاکستر و گازهای خروجی از آتش‌فشان باستانی تراپ جایی که اکنون صدها متر گدازه سرد شده بر روی هم آرام گرفته‌اند٬ زمین را وارد یک دوره‌ طولانی سرما و یخبندان نمود؛ دوره‌ای که بعداً با یک دوره گرمای غیرطبیعی ناشی از گازهای گلخانه‌ای همراه شد. عواقب ناشی از آتش‌فشان تراپ حدود ۹۰ درصد از گونه‌های زیستی آن زمان را به کام نیستی فرستاد و رویداد وحشتناکی را رقم زد که می‌توان آن را بزرگترین کشتار همه اعصار نامید.

رودخانه‌هایی در اعماق اقیانوس‌ها
غار بزرگ سالپتره (این نام به دلیل وجود منابع بزرگ شوره در این غار به آن داده شده است) در کنتاکی آمریکا یک گنج واقعی برای شکارچیان فسیل محسوب می‌شود. اما نکته حیرت‌انگیز این گنجینه این است که مطالعات آماری روی سن فسیل‌های کشف شده نشان می‌دهد که تعداد حیوانات و پستانداران عظیم‌الجثه‌ای که در حوالی ۱۳۵۰۰ سال پیش در آنجا جان باخته‌اند، ناگهان با افزایش چشمگیری روبرو شده است. مطالعات نشان می‌دهد که مقصر اصلی انقراض نسل بیش از ۳۰ گونه جانوری در آن دوره زمانی، افت ناگهانی و شدید دما بوده است.

نکته حیرت‌آور این کشف تاریخی آنجا است که این اتفاق درست زمانی روی داد که زمین پس از آخرین عصر یخبندان٬ راه گرم شدن را در پیش گرفته بود. اما گویا ناگهان ورق برگشته و نیم‌کره شمالی زمین به عصر یخبندان شدیدتری رجعت نموده است که بیش از هزار سال دوام داشته است.

مقصر اصلی این یخبندان دوباره در اعماق اقیانوس‌ها سکنی دارد. تمام اقیانوس‌های سیاره زمین توسط جریان بزرگی از آب جاری به هم متصلند که نوار نقاله اقیانوسی نامیده می‌شود. توسط همین نوار نقاله است که آب گرم منطقه استوایی اقیانوس‌ها راه شمال را در پیش گرفته تا به گرینلند برسد. آن‌جا آب به تدریج سرد شده و به اعماق اقیانوس باز می‌گردد تا از طریق بستر آن دوباره به استوا بازگردد. این جریان عظیم آبی در متعادل نگه داشتن دمای زمین بسیار مؤثر است و به کمک همین کمربند آبی است که زمستانهای قطبی گرینلند و سواحل غربی اروپا قابل تحمل می‌شود.

نوار نقاله اقیانوسی به میزان شوری آب بسیار حساس است. اگر مقدار زیادی آب شیرین به این سیستم تزریق شود٬ جریان آب شیرین که سبک‌تر است، به مرور سرد می‌شود و از آب شور هم‌دمای خود سنگینتر شده و قبل از رسیدن به گرینلند، به کف اقیانوس می‌رسد و راه بازگشت را در پیش می‌گیرد. بنابراین نقش حساس کمربند اقیانوسی در گرم کردن مناطق قطبی به خوبی ایفا نخواهد شد.

در انتهای آخرین عصر یخبندان و زمانی که هوا کمی گرم‌تر شده بود٬ یک دریاچه بزرگ یخی به نام آگاسیز در آمریکای شمالی ذوب شد و به اقیانوس اطلس شمالی ریخت. حدس زده می‌شود که حجم آب شیرین یخ زده این دریاچه به اندازه مجموع حجم تمامی دریاچه‌های امروزی بوده است. این مقدار زیاد آب شیرین در طی زمانی حدود ۱۰ سال حرکت نوار نقاله اقیانوسی را متوقف کرد. بنابراین شمال اروپا کاملاً یخ زد. بیش از هزار سال زمان لازم بود تا آب شیرین تزریق شده به نوار نقاله مرده اقیانوسی پراکنده و مستهلک شود و دوباره جریان بزرگ اقیانوسی به راه افتد.

بی‌قراری زمین
نوار نقاله اقیانوسی تنها بر چگونگی آغاز یا سرعت پایان دوره‌های یخ‌بندان تأثیر دارد، اما چه چیزی باعث تولید حجمی چنان انبوه از صفحات یخی پشت بر پشت هم می‌شود که عصری یخ‌زده را به ارمغان می‌آورد؟ در سال ۱۹۴۱ یک مهندس صرب به نام میلوتین میلانکویچ پاسخی برای این پرسش پیشنهاد داد. به نظر او دوره‌های یخبندان زمین به میزان زاویه انحراف این سیاره نسبت به صفحه دایرةالبروج و شکل مدار زمین به دور خورشید وابسته است.

قبل از پرداختن به نظریه میلانکویچ باید سه راز را درباره زمین بدانیم. این سه راز باعث می‌شوند تا موقعیت و وضعیت سیاره ما نسبت به خورشید که تنها منبع تولید انرژی در نزدیکی ما است تغییر یابد. بدون شک تغییر وضعیت یا موقعیت زمین باعث کاهش یا افزایش دریافت انرژی تابشی از خورشید می‌شود که می‌تواند منجر به ایجاد دوره‌های آب‌وهوایی یخ‌بندان یا سوزان گردد.

راز اول این است که زمین روی یک مدار نسبتاً بیضی شکل به دور خورشید می‌چرخد. اما نکته اینجا است که در یک دوره یکصد هزار ساله مدار زمین به دور خورشید کشیده‌تر شده و مجدداً به شکل اولیه خود برمی‌گردد. به زبان دیگر شکل مدار زمین ازتقریباً یک دایره به بیضی تغییر می‌یابد. این موضوع به دلیل اثرات تداخلی سایر سیارات منظومه شمسی و به خصوص سیارات غول‌پیکر گازی و سنگین مانند برجیس (مشتری) و کیوان (زحل) است.

راز دوم به کجی محور زمین مربوط می‌شود. کجی محور زمین در حال حاضر 23.44 درجه است و عامل اصلی ایجاد فصل‌ها در سیاره زمین محسوب می‌شود. اما این میزان کجی ثابت نیست و در یک دوره  زمانی ۴۱ هزار ساله مقدار آن  از حداقل 22.1 درجه به حداکثر 24.5 درجه می‌رسد. ما اکنون در دوره کاهشی قرار داریم و انتظار می‌رود که کجی محور زمین تا حدود ۸ هزار سال آینده به حداقل مقدار خود برسد.

راز سوم به نوعی با راز دوم در ارتباط است. در واقع محور گردش زمین٬ خود هر ۲۳هزار سال یک‌باربه دور خط عمود بر صفحه دایرةالبروج می‌چرخد و این بدان معنی است که موقعیت زمین روی مدار خود نسبت به خورشید تغییر می‌یابد. این موضوع می‌تواند باعث ایجاد زمستان‌های خشن و تابستان‌های ملایم و یا برعکس گردد.

مجموعه این سه راز به اضافه سایر عوامل مؤثر، دوره‌هایی آب‌وهوایی را تشکیل می‌دهند که به دوره‌های میلانکویچ مشهورند. تأثیر متقابل این عوامل بر یکدیگر می‌تواند منجر به ایجاد زمستان‌هایی مرطوب و بالطبع پر برف گردد. در حالی که تابستان‌های ملایم و خنک پیش رو قادر به ذوب کامل برف‌های باریده شده نخواهند بود و این چنین لایه بر روی لایه٬ برف بر زمین خواهد نشست. وجود برف بر زمین باعث بازتاب نور خورشید می‌شود و این خود آب‌وهوا را به سمت خنک‌تر شدن هدایت خواهد کرد. آب‌وهوای خنک‌تر باعث بارش بیشتر برف در زمستان آینده و ذوب کمتر آن در تابستان پیش رو خواهد شد و اندک اندک زمین عصر یخبندان دیگری را شاهد خواهد بود.

هر چه از زمان ارائه نظریه میلانکویچ می‌گذرد٬ مدارک و شواهد بیشتری برای اثبات این تئوری پیدا شده و مشخص می‌گردد که ایده این مهندس جوان صرب کاملاً بر حق بوده. یخ‌های گرینلند و قطب جنوب که در طی هزاران سال لایه لایه بر روی هم خفته‌اند همچون دماسنجی باستانی٬ شواهدی مبنی بر تغییرات آب‌وهوای سال‌های گذشته را به خوبی در خود حفظ کرده‌اند. کلید اصلی این دماسنج در ایزوتوپ‌های مختلف مولکول اکسیژن است که در لایه‌های یخی شمال و جنوب زمین ذخیره شده‌اند. نتایج داده‌های جمع‌آوری شده از کمپ‌های حفاری متفاوت به خوبی با نظریه میلانکویچ هم‌خوانی دارند.

حال با توجه به این نظریه اثبات شده٬ ما درباره آینده آب‌وهوای سیاره زمین چه می‌توانیم بگوییم؟ خوب آن‌چه مشخص است این است که در حال حاضر زمین مشغول گذر از یک دوره گرم بین دو عصر یخبندان می‌باشد. اکثر دانشمندان معتقد بودند که نوع بشر باید برای یک عصر یخبندان جدید که هر زمانی امکان دارد آغاز گردد٬ آماده باشد؛ اما دیوید هودل از دانشگاه فلوریدا با این تفکر مخالف است. او بازرسی‌ها و تحقیقات متعدد و مفصلی بر روی رسوبات کف اقیانوس اطلس٬ دریاچه‌های مختلف و استلاکتیک‌ها داشته و نتایج تحقیقات او نشان می‌دهد که دوره یخبندان بعدی با حدود ۲۰ هزار سال تأخیر خواهد آمد.

نتایج به دست آمده از تحقیقات دیوید هودل توسط دو محقق دیگر به نام‌های برگر و لوتر نیز مهر تأیید دریافت کرده است. این دو محقق بلژیکی دریافته‌اند که شکل مدار کنونی زمین به دور خورشید باعث خواهد شد تا دوره یخبندان بعدی تا حدود ۵۰ هزار سال دیگر رخ ندهد.

این خبر می‌تواند برای کسانی که امیدوار بودند یک دوره یخبندان کوچک بتواند زمین را از شر گرمایش جهانی در امان دارد٬ ناامید کننده به شمار می‌آید.

یک گلوله برفی فضایی
یک نظریه زمین‌شناسی می‌گوید که حدود ۷۰۰ میلیون سال پیش تمام خشکی‌های زمین تشکیل یک قاره متحد به نام ردینیا را داده بودند. در آن زمان دوران یخبندانی آغاز شد و دریاهای قطبی شروع به یخ زدن کردند. بازتاب وسیع نور خورشید باعث شدت گرفتن سیر نزولی دما و افزایش وسعت یخبندان گردید تا جایی‌که برای نخستین و آخرین بار در عمر زمین٬ این سیاره کاملاً یخ زد و به گلوله برفی بزرگی درست مانند اروپا٬ قمر سیاره مشتری تبدیل شد. وسعت باورنکردنی یخبندان منجر به کشتار وسیع گونه‌های حیاتی و رسوب اجساد آن‌ها در کف اقیانوس گردید. در آن دوران حیات را می‌شد تنها در کناره‌های دهانه‌های آتش‌فشانی در اعماق دریاها یافت.

اندک اندک و با افزایش فعالیت‌های آتش‌فشانی٬ حجم دی‌اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه‌ای در جو زمین فزونی گرفت. در نتیجه هوا گرم‌تر و گرم‌تر شد. یخ تشکیل شده بر فراز دریاهای استوایی آب شد و سطح تیره دریاها گرمای بیشتری دریافت کردند. زمین دوباره وارد چرخه گرمایش مجدد شده بود و گلوله برفی فضایی می‌رفت که به زودی میزبان گونه‌های متنوعی از جانوران جدید باشد.

بلای آسمانی
دانشمندی به نام مایک بایلی از دانشگاه کویین واقع در شهر بلفاست زمانی‌که بر روی حلقه‌های درختان کهن بلوط در شمال ایرلند مطالعه می‌کرد با چند حلقه بسیار باریک روبرو شد. حلقه‌های هر درخت نمایانگر میزان رشد درخت در یک سال می‌باشند. یافته بایلی نشان می‌داد که در آن سال بخصوص رویدادی بزرگ باعث شده تا درختان آن منطقه برای بقای خود به سختی تلاش کنند. بایلی آن سال را ۵۳۶ میلادی تخمین زد.

به تدریج شواهد دیگری از سراسر جهان از جمله ایتالیا و چین به دست آمد که از شرایط بد آب‌وهوایی و قحطی‌های بزرگ خبر می‌داد. در ادامه این تحقیقات مشخص گردید که برخورد یک شهاب‌سنگ بزرگ به زمین و پخش گردو غبار ناشی از آن در سرتاسر این سیاره باعث شده تا انرژی خورشیدی کمتری دریافت و فعالیت‌های نباتی و رشد و نمو گیاهان به شدت کاهش پیدا کند.

اما برخورد شهاب‌سنگ تنها خطری نیست که از ماوراء جو زمین ما را تهدید می‌کند. زمین بخش کوچکی از منظومه شمسی است که به ناچار و به دنبال تک ستاره خود٬ خورشید به دور کهکشان راه شیری می‌چرخد. سامانه خورشیدی ما علاوه بر گردش به دور مرکز کهکشان در موقعیت همیشگی خود در لبه بیرونی یکی از بازوهای این کهکشان دائماً بالا و پایین می‌رود. مجموع این حرکات باعث می‌گردد تا هر ۱۴۳ میلیون سال یک بار میزان دریافت تشعشعات کیهانی توسط زمین به بیشترین مقدار خود برسد. این دوره ۱۴۳ میلیون ساله بر برخی از تغییرات ناگهانی آب‌وهوا کاملاً منطبق است. حدس زده می‌شود که دریافت میزان زیادی از تشعشعات کیهانی باعث افزایش تولید ابرها شده و درنتیجه میزان دریافت انرژی خورشیدی کاهش می‌یابد. نتیجه مستقیم این امر آغاز دوره‌های سرد آب‌وهوایی است. مطالعات نشان می‌دهد که اثر تشعشعات کیهانی بر تغییر شرایط آب‌وهوایی سیاره زمین دو برابر اثر گلخانه‌ای گاز دی‌اکسید کربن است.

در هر صورت بشر قادر به کنترل میزان دریافت تشعشعات کیهانی نیست. ما همچنین در حال حاضر قادر به پرهیز از برخورد سهمگین با یک دنباله‌دار یا سیارک نیز نیستیم. نوع بشر همچنین هیچ کنترلی بر میزان فعالیت آتش‌فشان‌ها ندارد. حرکات منظم و دوره‌ای زمین در چرخه‌های متفاوت نیز کاملاً خارج از کنترل ما است. هر کدام از این اتفاقات اگر در دوره حیات ما رخ دهد، شانس (و یا شاید کلمه بهتر بدبیاری باشد) رویارویی با یک دوره یخبندان فاجعه‌آمیز و یا گرمای ویرانگر را خواهیم داشت. اما تاریخ به ما نشان داده که این سامانه منظم مجدداً قادر به بازسازی خود می‌باشد و این گردش زندگی را سر باز ایستادن نیست.

در لابلای خطوط این مقاله دیدیم که گرمایش زمین در این روزگاران تنها محدود به دخالت‌های نابجای انسانی نمی‌شود اما هیچ شکی هم نیست که زیاده‌روی‌های نوع بشر شرایط دوره گرمای کنونی را فاجعه‌بارتر کرده است. همیشه در دوره‌های یخبندان و یا سوزان زمین٬ گونه‌هایی از حیات برای انقراض کاندید شده‌اند. آیا انسان یکی از این گونه‌هاست؟ هم‌چنین در سراسر این مقاله دیدیم که علل مختلف تغییر آب‌وهوای زمین به شدت به یکدیگر وابسته‌اند و کوچک‌ترین دخالتی در هر کدام می‌تواند کل سیستم را ناپایدار نماید. آیا ما با مصرف یک‌سویه سوخت‌های فسیلی زمین را به دروازه مرگ نزدیک کرده‌ایم. پاسخ این پرسش‌ها را قطعاً زمانی فرزندان ما خواهند داشت، اما آیا آن روز ما نزد آن‌ها سربلند خواهیم بود

افزايش دوبرابري قيمت جو در اروپا به علت خشکسالي

افزايش دوبرابري قيمت جو در اروپا به علت خشکسالي

تهران - قيمت جو در اروپا در شش هفته گذشته بعلت خشکسالي در روسيه و اوکراين دو برابر شده و اين مساله موجب نگراني از افزايش قيمت گوشت و مرغ شده است.

   
به گزارش روز سه شنبه گروه اقتصادي ايرنا به نقل از شبکه خبري سي ان ان، قيمت جو خوراکي در اروپا با 130 درصد افزايش از 90 يورو در هر تن به 210 يورو افزايش يافته است.
"عبدالرضا عباسيان" کارشناس ارشد اقتصادي غلات در سازمان خواربار و کشاورزي سازمان ملل (فائو) در اين زمينه اظهار داشت به علت افزايش قيمت گندم توجهي به افزايش قيمت جو نشده است.
روسيه و اوکراين از توليدکننده هاي اصلي جو در دنيا به حساب مي آيند، به طوري که بنابر اعلام وزارت کشاورزي آمريکا حوزه درياي سيا شامل اوکراين، روسيه و قزاقستان در سال گذشته بيش از هشت ميليون و 400 هزار تن جو خوراکي صادر کرده که نيمي از تجارت 16 ميليون و 900 هزار تني جو در دنيا را تشکيل مي دهد.
سهم اوکراين از اين ميزان شش ميليون تن و سهم روسيه دو ميليون و 100 هزار تن بوده است.
اين در حالي است که سهم منطقه درياي سيا از صادرات گندم بيش از يک چهارم کل صادرات جهاني در اين بخش بوده است.
به گزارش سي ان ان، بازرگانان فعال در تجارت جو اظهار داشته اند بعلت ممنوعيت صادرات در روسيه و کاهش توليد دراوکراين ( بخاطر نامساعد بودن وضعيت آب و هوا ) عرضه جو از منطقه درياي سياه به طور چشمگيري کاهش خواهد يافت.
اوکراين وعده داده است که صادرات جو را ممنوع نمي کند، اما تجار اروپايي اظهار داشته اند که عرضه اين محصول از نظر مقياسهاي گمرکي و ميزان مورد نياز براي حمل کالا توسط کشتي کاهش يافته است.
سي ان ان افزود: همچنين توليد جو در اروپا و کانادا دو صادر کننده عمده ديگر نيز بعلت وضعيت متغير آب و هوا کاهش يافته است.
"کيس ورميرن" مدير سازمان "اوک" که نمايندگي صنعت ماکيان در اروپا را بر عهده دارد در اين زمينه اظهار داشت نگراني زيادي در مورد افزايش سريع هزينه هاي تغذيه ماکيان که 60 درصد هزينه ها در اين صنعت را تشکيل مي‌دهد، وجود دارد و براي جبران افزايش هزينه هاي صنعت ماکيان، افزايش قيمت پرداختي توسط مشتريان ضرورت دارد.
دست اندرکاران اين صنعت پيش بيني مي کنند در ماه‌ هاي آتي قيمت گوشت و ماکيان در اروپا حدود 15درصد افزايش يابد.
"داگ وايت هد" تحليلگر موسسه "رابوبانک" در لندن معتقد است تاثير گراني جو بر صنعت ماکيان بيش از ساير صنايع غذايي است.

افزایش دوبرابری قیمت جو در اروپا به علت خشکسالی

افزایش دوبرابری قیمت جو در اروپا به علت خشکسالی

قیمت جو در اروپا در شش هفته گذشته بعلت خشکسالی در روسیه و اوکراین دو برابر شده و این مساله موجب نگرانی از افزایش قیمت گوشت و مرغ شده است.

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، قیمت جو خوراکی در اروپا با 130 درصد افزایش از 90 یورو در هر تن به 210 یورو افزایش یافته است.
"عبدالرضا عباسیان" کارشناس ارشد اقتصادی غلات در سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل (فائو) در این زمینه اظهار داشت به علت افزایش قیمت گندم توجهی به افزایش قیمت جو نشده است.
روسیه و اوکراین از تولیدکننده های اصلی جو در دنیا به حساب می آیند، به طوری که بنابر اعلام وزارت کشاورزی آمریکا حوزه دریای سیا شامل اوکراین، روسیه و قزاقستان در سال گذشته بیش از هشت میلیون و 400 هزار تن جو خوراکی صادر کرده که نیمی از تجارت 16 میلیون و 900 هزار تنی جو در دنیا را تشکیل می دهد.
سهم اوکراین از این میزان شش میلیون تن و سهم روسیه دو میلیون و 100 هزار تن بوده است.
این در حالی است که سهم منطقه دریای سیا از صادرات گندم بیش از یک چهارم کل صادرات جهانی در این بخش بوده است.
به گزارش سی ان ان، بازرگانان فعال در تجارت جو اظهار داشته اند بعلت ممنوعیت صادرات در روسیه و کاهش تولید دراوکراین ( بخاطر نامساعد بودن وضعیت آب و هوا ) عرضه جو از منطقه دریای سیاه به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت.
اوکراین وعده داده است که صادرات جو را ممنوع نمی کند، اما تجار اروپایی اظهار داشته اند که عرضه این محصول از نظر مقیاسهای گمرکی و میزان مورد نیاز برای حمل کالا توسط کشتی کاهش یافته است.
سی ان ان افزود: همچنین تولید جو در اروپا و کانادا دو صادر کننده عمده دیگر نیز بعلت وضعیت متغیر آب و هوا کاهش یافته است.
"کیس ورمیرن" مدیر سازمان "اوک" که نمایندگی صنعت ماکیان در اروپا را بر عهده دارد در این زمینه اظهار داشت نگرانی زیادی در مورد افزایش سریع هزینه های تغذیه ماکیان که 60 درصد هزینه ها در این صنعت را تشکیل می‌دهد، وجود دارد و برای جبران افزایش هزینه های صنعت ماکیان، افزایش قیمت پرداختی توسط مشتریان ضرورت دارد.
دست اندرکاران این صنعت پیش بینی می کنند در ماه‌ های آتی قیمت گوشت و ماکیان در اروپا حدود 15درصد افزایش یابد.
"داگ وایت هد" تحلیلگر موسسه "رابوبانک" در لندن معتقد است تاثیر گرانی جو بر صنعت ماکیان بیش از سایر صنایع غذایی است.

اندونزی، قربانی تازه گرمایش زمین

 تا چند سال دیگر از یخ‌های کهن قله‌ کوه‌های بلند اندونزیایی روی زمین اثری نخواهد ماند و گرمایش زمین همه را آب خواهد کرد. اما این یخ‌ها منبعی غنی از اطلاعات و اسرار تاریخچه طبیعی این مناطق خواهند بود.

 با افزایش دمای کره زمین،‌ تغییرات مختلف، فراوان و گسترده‌ای بر روی آن اتفاق خواهد افتاد که اغلب نگران‌کننده هستند. یکی از دلایل این نگرانی،‌ این است که بعضی از این تغییرات میلیون‌ها سال است که روی زمین رخ نداده‌اند و ما داریم به سال‌هایی نزدیک می‌شویم که در آن‌ها برخی شرایط ثابت چند میلیون ساله تغییر خواهند کرد. اما برخی از این تغییرات برای دست کم عده‌ای از ما خیلی هیجان‌انگیز می‌تواند باشد.

یکی از قربانیان گرمایش جهانی، ‌زمین‌های یخ‌زده اندونزیایی خواهد بود که گفته می‌شود در چند سال آینده ممکن است به کلی از روی زمین محو شوند. بر اساس گزارش ساینس‌دیلی، این یخ‌ها روی قله کوه‌های با ارتفاع 87/4 کیلومتری قرار گرفته‌اند.

با سست شدن این یخ‌ها، محققین توانسته‌اند به عمق برخی هسته‌های قدیمی آن دست یابند. با این که شکاف‌ها در حال حاضر شاید چندان عمیق نباشند، ‌اما گاهی همین قدر هم می‌تواند تاریخ چندین هزار ساله را برملا سازد.

مواد شیمیایی موجود درون یخ‌ها، می‌تواند شرایط آب و هوایی گذشته و ذراتی که در زمان‌های مختلف در هوا بوده،‌ مثلا بر اثر وقوع یک آتشفشان را روشن کند. همچنین ایزوتوپ‌های ثابت اکسیژن و هیدروژین موجود در یخ شرایط آب و هوا و خصوصا دما را در زمان‌های مختلف نشان می‌دهد.

شیوع بی‌سابقه و سریع مرگ در مرجان‌ها

 با افزایش دمای سطح،‌ مرجان‌های آب‌های اندونزی با سرعت بی‌سابقه‌ای در حال مردن هستند به طوری که پیشبینی می‌شود تا چند ماه آینده اثری از این موجودات در منطقه باقی نماند. اکوسیستم منطقه به شدت در خطر است

 به دنبال بالا رفتن دمای زمین به طور گسترده، تعادل زیستی بسیاری از مناطق در حال بر هم خوردن است. یکی از این مناطق که به نظر می‌رسد بسیار تحت تاثیر گرمایش جهانی قرار گرفته است، اندونزی است. این بار مسئله به آب‌های اندونزی مربوط می‌شود.

بر اساس گزارشی که ساینس‌دیلی منتشر کرده، به دنبال تغییرات آب و هوایی از جمله بالا رفتن دمای سطح آب، بخش وسیعی از مرجان‌های این آب‌ها دارند سفید می‌شوند. سفیدشدگی مرجان‌ها پدیده‌ای است که وقتی اتفاق می‌افتد که جلبک‌هایی که درون مرجان‌ها زندگی می‌کنند آن‌ها را ترک کنند. در برخی موارد،‌ این سفیدشدگی ترمیم می‌شود و مرجان به زندگی خود برمی‌گردد. اما در بسیاری موارد هم مرجان می‌میرد.

بررسی‌های محققین نشان می‌دهد که مرجان‌های آب‌های اندونزی با سرعتی بی‌سابقه در حال مردن هستند. سنجش‌های اولیه نشان داده‌اند که 80 درصد این مرجان‌ها مرده‌اند و تخمین زده می‌شود که نسبت قابل توجهی از گونه‌های باقیمانده هم طی چند ماه آینده جان خود را از دست بدهند.

همه این تغییرات بر اثر افزایش 4 درجه‌ای دمای سطح آب دریای آندامان در مقایسه با میانگین دمای سطحی این دریا طی مدت‌های طولانی اتفاق افتاده‌اند. آب‌های این دریا به سواحل میان‌مار، تایلند، جزیره آندامان و نیکوبار و شمال غربی اندونزی ختم می‌شود.

مرجان‌ها از مهم‌ترین موانع فجایعی چون سونامی به شمار می‌آیند.

دانش  - با افزایش دمای سطح،‌ مرجان‌های آب‌های اندونزی با سرعت بی‌سابقه‌ای در حال مردن هستند به طوری که پیشبینی می‌شود تا چند ماه آینده اثری از این موجودات در منطقه باقی نماند. اکوسیستم منطقه به شدت در خطر است

.

ردپای تغییرات آب‌وهوایی در کلکسیون ملکه ویکتوریا

 گیاهانی که 150 سال پیش توسط کلکسیونرهای سلطنتی ملکه ویکتوریا جمع‌آوری و خشک شده‌اند،‌ به کمک محققین آب‌وهوا آمده‌اند تا بتوان تاثیر تغییرات آب‌وهوایی و گرمایش زمین را بر گیاهان آینده پیش‌بینی کرد

بهنوش خرم‌روز: گیاهان گل‌دار نسبت به تغییرات دمای هوا،‌ عکس‌العمل نشان می‌دهند. برای مثال، گرم‌تر یا سردتر شدن هوا، حتی به میزان خیلی جزیی،‌ زمان گل‌دهی آن‌ها را در فصل بهار تغییر می‌دهد. به همین دلیل، محققین انگلیسی تصمیم گرفته‌اند از گیاهانی که 150 سال پیش توسط کلکسیونرهای سلطنتی ملکه ویکتوریا جمع‌آوری و خشک شده‌اند، برای پیشبرد مطالعات مربوط به تغییرات آب و هوایی استفاده کنند.

به گزارش ساینس‌دیلی، از آن جا که زمان و محل گردآوری این گیاهان در دفاتر کلکسیون نوشته شده، می‌توان به زمان گل‌دهی و سایر عکس‌العمل‌های آن‌ها در آب‌وهوای مختلف پی برد و تغییرات ویژگی‌های وابسته به آب‌وهوایی را در آن‌ها با مقایسه آن‌ها با گیاهان امروزی کشف کرد.

این اطلاعات می‌تواند به پیش‌بینی اثرات تغییرات آب‌وهوایی و گرم‌ شدن زمین بر روی گیاهان در آینده کمک کند. این محققین برای نمونه، گل‌های ارکیده را بررسی کرده‌اند. آن‌ها برای اطمینان یافتن از این که رفتاری که مورد مطالعه قرار می‌گیرد به اندازه‌ای ثبات دارد که بتوان رویش حساب باز کرد،‌ یافته‌های به دست آمده از گل‌های کلکسیونرهای ملکه ویکتوریا را با اطلاعات میدانی مقایسه کردند. به عنوان نمونه، هم در نمونه‌های کلکسیونی و هم در مطالعات میدانی، نشان داده شده که به ازای هر یک درجه افزایش دما، گل‌دهی گل‌های ارکیده در فصل بهار 6 روز جابه‌جا می‌شود.

به نظر می‌رسد می‌تواند از 2.5 میلیارد گونه گیاهی و جانوری که در موزه‌های تاریخ طبیعی سراسر دنیا نگهداری می‌شوند، برای مطالعه تاریخ تاثیر آب‌وهوا بر گونه‌های مختلف و در نتیجه پیش‌بینی آن‌چه در آینده بر سر گیاهان و جانوران خواهد آمد، استفاده کرد. 

دانش  - گیاهانی که 150 سال پیش توسط کلکسیونرهای سلطنتی ملکه ویکتوریا جمع‌آوری و خشک شده‌اند،‌ به کمک محققین آب‌وهوا آمده‌اند تا بتوان تاثیر تغییرات آب‌وهوایی و گرمایش زمین را بر گیاهان آینده پیش‌بینی کرد

بهنوش خرم‌روز: گیاهان گل‌دار نسبت به تغییرات دمای هوا،‌ عکس‌العمل نشان می‌دهند. برای مثال، گرم‌تر یا سردتر شدن هوا، حتی به میزان خیلی جزیی،‌ زمان گل‌دهی آن‌ها را در فصل بهار تغییر می‌دهد. به همین دلیل، محققین انگلیسی تصمیم گرفته‌اند از گیاهانی که 150 سال پیش توسط کلکسیونرهای سلطنتی ملکه ویکتوریا جمع‌آوری و خشک شده‌اند، برای پیشبرد مطالعات مربوط به تغییرات آب و هوایی استفاده کنند.

به گزارش ساینس‌دیلی، از آن جا که زمان و محل گردآوری این گیاهان در دفاتر کلکسیون نوشته شده، می‌توان به زمان گل‌دهی و سایر عکس‌العمل‌های آن‌ها در آب‌وهوای مختلف پی برد و تغییرات ویژگی‌های وابسته به آب‌وهوایی را در آن‌ها با مقایسه آن‌ها با گیاهان امروزی کشف کرد.

این اطلاعات می‌تواند به پیش‌بینی اثرات تغییرات آب‌وهوایی و گرم‌ شدن زمین بر روی گیاهان در آینده کمک کند. این محققین برای نمونه، گل‌های ارکیده را بررسی کرده‌اند. آن‌ها برای اطمینان یافتن از این که رفتاری که مورد مطالعه قرار می‌گیرد به اندازه‌ای ثبات دارد که بتوان رویش حساب باز کرد،‌ یافته‌های به دست آمده از گل‌های کلکسیونرهای ملکه ویکتوریا را با اطلاعات میدانی مقایسه کردند. به عنوان نمونه، هم در نمونه‌های کلکسیونی و هم در مطالعات میدانی، نشان داده شده که به ازای هر یک درجه افزایش دما، گل‌دهی گل‌های ارکیده در فصل بهار 6 روز جابه‌جا می‌شود.

به نظر می‌رسد می‌تواند از 2.5 میلیارد گونه گیاهی و جانوری که در موزه‌های تاریخ طبیعی سراسر دنیا نگهداری می‌شوند، برای مطالعه تاریخ تاثیر آب‌وهوا بر گونه‌های مختلف و در نتیجه پیش‌بینی آن‌چه در آینده بر سر گیاهان و جانوران خواهد آمد، استفاده کرد. 

کشمکش ۴۰ ساله بر سر بخشی از دریای بارنتس که ظاهرا دارای منابع سرشار نفت و گاز است، با امضای توافقنا

نشست منطقه ای قطب شمال برای بررسی اختلافات کشورهای همجوار این منطقه، در مسکو پایتخت روسیه آغاز شد.

بیش از 300 نفر از مقامات و کارشناسان کشورهای روسیه ،‌ کانادا،‌ نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند ، سوئد و آمریکا در اجلاس بین المللی منطقه قطب شمال آرکتیک در مسکو گرد هم آمدند تا درباره آینده و رژیم حقوقی آن گفتگو کنند. 

این اجلاس دو روزه با عنوان " قطب شمال: قلمرو مذاکرات " نخستین طرح بزرگ بین المللی جامعه جغرافیایی روسیه از زمان عضویت ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه در هیات امنای این جامعه است. 

مسئله حاکمیت قطب شمال، در گذشته که دستیابی به منابع این منطقه خارج از محدوده قدرت فن آوری های بشر بود ، از یک موضوع نظری دانشگاهی فراتر نمی رفت، اما اکنون که سرعت ذوب شدن یخچال ها و دریاهای یخ زده این منطقه به دو برابر سایر مناطق جهان رسیده ، حرارت بحث های دیپلماتیک درباره آینده قطب شمال نیز همگام با افزایش دمای این منطقه در حال اوج گرفتن است. 

روسیه،‌ آمریکا، کانادا و سایر کشورهای محدوده قطب شمال بر سر حاکمیت بخش هایی از بستر دریایی این منطقه که برآورد می شود حاوی میلیاردها تن نفت و گاز است، در حال کشمکش و رقابت هستند. 

این در حالیست که مسکو پیش تر مالکیت خود را نسبت به رشته کوه 'لومونوسوف'،‌ به مساحت یک میلیون و 200 کیلومتر مربع، یعنی معادل یک دهم مساحت اروپا اعلام کرده است.
مسکو این ناحیه را ضمیمه قلمرو روسیه می داند. 

از سوی دیگر، کاوش های علمی آمریکا و کانادا برای جمع آوری داده ها از این منطقه در حال انجام است، تا بتواند ادعای این کشورها را بر سر مالکیت این منطقه اثبات کند. 

نروژ و دانمارک نیز برای بدست آوردن حاکمیت این منطقه تلاش می كنند. 

به موجب قوانین بین المللی هر یک از این پنج کشور حوزه قطب شمال، مجاز به بهره برداری اقتصادی از ناحیه ای به شعاع 200 مایل در امتداد سواحل خود است. 

مناطق آزاد دیگر که خارج از این محدوده قرار می گیرد، متعلق به کشوری خواهد بود که بتواند ثابت کند، فلات قاره ای اش در بستر دریا از این محدوده فراتر می رود. 

اما آنچه سبب شده است، تب مذاکرات و موضوعات مربوط به این منطقه بالا گیرد، منافع اقتصادی حاصل از این منطقه است. 

براساس برآورد زمین شناسان آمریکایی منطقه قطب شمال دستکم 90 میلیارد بشکه نفت و در حدود هزار تریلیون و 550 میلیارد متر مکعب گاز، معادل یک سوم ذخایر نفت و گاز کل جهان، را در خود جای داده است. 

همچنین بر اساس این برآوردها، منابع استحصال نشده نیکل، طلا،‌ ذغال سنگ، الماس، پلوتونیوم، تیتانیوم، و سایر مواد خام مهم نیز در زیر بستر یخ های در حال ذوب این منطقه قرار گرفته است. 

روسیه و برخی کشورهای همسایه قطب شمال با امضای توافقنامه هایی، در ظاهر، درصدد رفع اختلافات مرزی هستند، اما تحرکات اخیر ناتو در قطب شمال و واکنش مقامات کرملین حاکی از عمق این اختلافات و فراتر از مسایل ارضی و مرزی است. 

روسیه منطقه قطب شمال را ادامه فلات قاره سیبری می داند که حق مالکیت بر آن را دارد و دیگر کشورهای همسایه هم قطب شمال را قلمرو خود می دانند. 

ذوب شدن و در نتیجه کاهش قابل توجه اندازه کوه های یخی قطب شمال در سال های اخیر به علت تغییرات آب و هوایی سبب  نمایان شدن منطقه ای شده است که گفته می شود یک چهارم ذخائر کشف نشده نفت و گاز جهان را در خود جای داده است. 

از میان همه کشورهایی که در حاشیه قطب شمال قرار دارد، روسیه بیش از دیگران در تلاش است بر منابع این منطقه تسلط یابد.
بسیاری از پیش بینی ها هم حاکیست، در بیست سال آینده، دیگر هیچ یخی در قطب شمال باقی نخواهد ماند و این منطقه می تواند به یک مسیر کشتیرانی پر رفت و آمد تبدیل شود.

مناقشه قطب شمال ،توافق روسیه و نروژ

 کشمکش ۴۰ ساله بر سر بخشی از دریای بارنتس که ظاهرا دارای منابع سرشار نفت و گاز است، با امضای توافقنامه مرزی بین روسیه و نروژ در اقیانوس منجمد شمالی پایان می یابد. دو کشور تصمیم گرفته اند که منطقه ای مورد مجادله در شمال سواحلشان را نصف مساحت کشور آلمان معادل ۱۷۵۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد، بین خود تقسیم کنند.

در این منطقه، بخشی به مساحت ۶۷۰۰۰ کیلومتر مربع که با عنوان “Loop hole” شناخته می شود، منشاء اختلافاتی بین دو کشور در زمینه ماهیگیری بوده است. بعضی کارشناسان معتقدند که امضای این توافق نامه می تواند به حل این مشکل نیز کمک کند.محور اصلی این مناقشات، دسترسی به منابع نفت و گاز فلات قاره بوده است. با امضای این قرارداد، نروژ می تواند به رغم کاهش منابع نفت و گاز دریای نروژ، میزان تولید نفت و گاز خود را ثابت نگه دارد. در همین حال روسیه نیز این فرصت را پیدا می کند تا دانش و توانایی خود را در مورد پروژه های فراساحل افزایش دهد.ادامه…

ینس اشتولنبرگ، نخست وزیر نروژ در مصاحبه با ان، آر، کی گفت:”با امضای این قراداد می توانیم فعالیتهای تجاری در این منطقه را توسعه دهیم.”

اما عوامل مختلف از ملاحظات سیاسی گرفته تا تغییرات آب و هوا می توانند پیشرفت این امر را دچار مشکل کنند.

تقاضای کمتر

نروژ و روسیه جزو کشورهایی هستند که اشتیاق فراوانی به بهره برداری از منابع نفت و گاز اقیانوس منجمد شمالی دارند که حالا به خاطر ذوب شدن یخ ها قابل دسترس تر شده است.

براساس ادعای وزارت منابع طبیعی روسیه، تنها در دریای بارنتس معادل ۷٫۶ میلیارد تن سوخت وجود دارد؛ مقدار ذخایر در سمت شرق در دریاهای “لاپتو” و “کارا” نیز بسیار بیشتر است.

این مقدار معادل ۳۹ میلیارد بشکه نفت یا ۶٫۶ تریلیون متر مکعب گاز خواهد شد. برخی کارشناسان معتقدند که این مقادیر بسیار خوشبینانه است در صورتی که گروهی دیگر اعتقاد دارند مقدار ذخایر حداقل دو برابر این میزان خواهد بود.

به هر حال دستیابی به این نفت و گاز، مشکل و پرهزینه خواهد بود.

با کاهش شدید قیمت جهانی گاز در دو سال گذشته که با کشف “منابع غیر متعارف گاز” مانند مخازن شیِل در آمریکا و کشورهای دیگر، تشدید هم شده است، مشخص نیست که پیشبرد اکتشاف و استخراج این منابع چه زمانی، و با چه سرعتی به سود دهی خواهد رسید.

تا چند سال پیش اشتیاق فراوانی برای بهره برداری از یک منبع گازی با ذخیره ۳٫۲ تریلیون متر مکعب گاز که در ۲ کیلومتری زیر بستر دریا در عمق ۳۵۰ متری قرار دارد، وجود داشت.

اما سال گذشته روسیه، استخراج گاز از میدان گازی اشتوکمان که شرکتهای توتال فرانسه، استات اویل نروژ و شرکت انحصاری گاز پروم روسیه مشترکا در آن مشغول کارند را به تاخیر انداخت.

پروژه های طولانی مدت

جاناتان استرن، رئیس بخش تحقیقات گاز در موسسه انرژی آکسفورد می گوید محاسبه دقیق هزینه و سود در اقیانوس منجمد شمالی بسیار حیاتی است. صرف هزینه های گزاف، چنانچه خریداران نفت و گاز حاضر به بازپرداخت هزینه های صرف شده نباشند، فاجعه آمیز خواهد بود.

والری نستروف، تحلیل گر مسائل نفتی بانک سرمایه گذاری تروئیکا دایالوگ تصدیق می کند که ریسک سرمایه گذاری در دریای بارنتس تا زمانی که قیمت گاز بهبود نیابد بالا خواهد بود.

او درعین حال تاکید می کند: اما ترس از دست دادن فرصت های آتی، این ریسک را قابل تحمل می کند؛ به همین دلیل شرکت های نفتی از سراسر دنیا هنوز هم به مشارکت در پروژه های اقیانوس منجمد شمالی علاقه نشان می دهند.

او این مساله را به این صورت توجیه می کند که اجرای پروژه ها تا زمانی که به بهره برداری برسند چند سال طول می کشد و احتمالا تا آن زمان قیمت انرژی بالا رفته است.

جستجو برای نفت

بیورن برونستاد از موسسه مشاوره اقتصاد اسکاندیناوی “اکون پویری”، معتقد است نروژ برای استخراج نفت وگاز از دریای بارنتس عجله دارد.

او می گوید تولید نفت نروژ در حدود نه سال پیش به اوج خود رسید و از آن زمان تاکنون رو به کاهش بوده است. تولید گاز نیز پس از افزایشی چند ساله، مدتی است که ثابت مانده است.

حقیقت این است که منابع نفت فلات قاره نروژ رو به اتمام است و اکنون اشتیاق شدیدی برای بهره برداری از مخازن جدید وجود دارد.

برونستاد می گوید:”نروژ بسیار علاقمند است بداند چه مقدار نفت در دریای بارنتس وجود دارد.”

او توضیح می دهد: “اما روسیه به دلیل اینکه هنوز می تواند نیازش را برای زمان قابل توجهی از منابعش در سیبری تامین کند عجله چندانی در این کار ندارد.”

هنوز عملیات اکتشافی زیادی در دریای بارنتس صورت نگرفته و بخشی از این کم کاری، به دلیل مناقشات مرزی بوده است.

استرن معتقد است پنج سال دیگر طول خواهد کشید تا میزان ذخایر این مخازن به طور قطعی مشخص شود.

همکاری

اما همه از اینکه دریای بارنتس به منطقه ای نفتی تبدیل شود، خوشحال نیستند. ماهیگیران، بوم شناسان (اکولوژیست ها) و حتی برخی از اعضای دولت ائتلافی نروژ، ینس اشتولنبرگ، نخست وزیر نروژ و حزب کارگر را متهم می کنند که بیشتر توجهشان به اکتشاف نفت بوده است و به اندازه کافی به مسائلی نظیر مخاطرات زیست محیطی عملیات اکتشاف و حمل و نقل نفت یا گرمایش زمین توجه نکرده اند.

برخی حتی نگرانند روسیه مانند برخی پروژه هایی که در خشکی و در بخش معدن و انرژی انجام داده، به اندازه لازم نسبت به حفظ محیط زیست اقیانوس منجمد شمالی از خود حساسیت نشان ندهد.

اما آقای نستروف معتقد است که روسیه این بار می تواند از تخصص بالای نروژ در این زمینه استفاده کند. خصوصا که این بار به لطف منابع واقع در خشکی که می تواند نیازش را برای ۱۵ الی ۲۰ سال آینده تامین کند، عجله ای در این کار ندارد.

او می گوید:”در مورد اقیانوس منجمد شمالی باید قبل از هر اقدامی همه جوانب را بسنجید.”

به نظر می رسد روسیه به دلیل عدم برخورداری از تجریه کافی در فناوری پروژه های فراساحل، علاقمند است در اجرای طرح های توسعه دریای بارنتس با شرکای خارجی همکاری کند.

برونستاد می گوید: مساله اصلی برای روسیه ایجاد تعادل بین انگیزه اش برای بهره برداری سریع از منابع نفت و گاز و عدم تمایلش به از دست دادن مالکیت و کنترل استراتژیکش در طولانی مدت است.

او ادامه می دهد:”علائمی مانند مشارکت توتال و استات اویل در میدان گازی اشتوکمان، یا امضای توافقنامه مرزی با نروژ را می توان به عنوان گامهایی در راه اعتماد و همکاری تصور کرد. بهترین سرمایه، اعتماد است.”

نشست همسایگان قطب شمال در مسكو ؛ كشكمش بر سر منابع و منافع

نشست منطقه ای قطب شمال برای بررسی اختلافات کشورهای همجوار این منطقه، در مسکو پایتخت روسیه آغاز شد. بیش از 300 نفر از مقامات و کارشناسان کشورهای روسیه ،‌ کانادا،‌ نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند ، سوئد و آمریکا در اجلاس بین المللی منطقه قطب شمال آرکتیک در مسکو گرد هم آمدند تا درباره آینده و رژیم حقوقی آن گفتگو کنند. این اجلاس دو روزه با عنوان " قطب شمال: قلمرو مذاکرات " نخستین طرح بزرگ بین المللی جامعه جغرافیایی روسیه از زمان عضویت ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه در هیات امنای این جامعه است. مسئله حاکمیت قطب شمال، در گذشته که دستیابی به منابع این منطقه خارج از محدوده قدرت فن آوری های بشر بود ، از یک موضوع نظری دانشگاهی فراتر نمی رفت، اما اکنون که سرعت ذوب شدن یخچال ها و دریاهای یخ زده این منطقه به دو برابر سایر مناطق جهان رسیده ، حرارت بحث های دیپلماتیک درباره آینده قطب شمال نیز همگام با افزایش دمای این منطقه در حال اوج گرفتن است. روسیه،‌ آمریکا، کانادا و سایر کشورهای محدوده قطب شمال بر سر حاکمیت بخش هایی از بستر دریایی این منطقه که برآورد می شود حاوی میلیاردها تن نفت و گاز است، در حال کشمکش و رقابت هستند. این در حالیست که مسکو پیش تر مالکیت خود را نسبت به رشته کوه 'لومونوسوف'،‌ به مساحت یک میلیون و 200 کیلومتر مربع، یعنی معادل یک دهم مساحت اروپا اعلام کرده است. مسکو این ناحیه را ضمیمه قلمرو روسیه می داند. از سوی دیگر، کاوش های علمی آمریکا و کانادا برای جمع آوری داده ها از این منطقه در حال انجام است، تا بتواند ادعای این کشورها را بر سر مالکیت این منطقه اثبات کند. نروژ و دانمارک نیز برای بدست آوردن حاکمیت این منطقه تلاش می كنند. به موجب قوانین بین المللی هر یک از این پنج کشور حوزه قطب شمال، مجاز به بهره برداری اقتصادی از ناحیه ای به شعاع 200 مایل در امتداد سواحل خود است. مناطق آزاد دیگر که خارج از این محدوده قرار می گیرد، متعلق به کشوری خواهد بود که بتواند ثابت کند، فلات قاره ای اش در بستر دریا از این محدوده فراتر می رود. اما آنچه سبب شده است، تب مذاکرات و موضوعات مربوط به این منطقه بالا گیرد، منافع اقتصادی حاصل از این منطقه است. براساس برآورد زمین شناسان آمریکایی منطقه قطب شمال دستکم 90 میلیارد بشکه نفت و در حدود هزار تریلیون و 550 میلیارد متر مکعب گاز، معادل یک سوم ذخایر نفت و گاز کل جهان، را در خود جای داده است. همچنین بر اساس این برآوردها، منابع استحصال نشده نیکل، طلا،‌ ذغال سنگ، الماس، پلوتونیوم، تیتانیوم، و سایر مواد خام مهم نیز در زیر بستر یخ های در حال ذوب این منطقه قرار گرفته است. روسیه و برخی کشورهای همسایه قطب شمال با امضای توافقنامه هایی، در ظاهر، درصدد رفع اختلافات مرزی هستند، اما تحرکات اخیر ناتو در قطب شمال و واکنش مقامات کرملین حاکی از عمق این اختلافات و فراتر از مسایل ارضی و مرزی است. روسیه منطقه قطب شمال را ادامه فلات قاره سیبری می داند که حق مالکیت بر آن را دارد و دیگر کشورهای همسایه هم قطب شمال را قلمرو خود می دانند. ذوب شدن و در نتیجه کاهش قابل توجه اندازه کوه های یخی قطب شمال در سال های اخیر به علت تغییرات آب و هوایی سبب نمایان شدن منطقه ای شده است که گفته می شود یک چهارم ذخائر کشف نشده نفت و گاز جهان را در خود جای داده است. از میان همه کشورهایی که در حاشیه قطب شمال قرار دارد، روسیه بیش از دیگران در تلاش است بر منابع این منطقه تسلط یابد. بسیاری از پیش بینی ها هم حاکیست، در بیست سال آینده، دیگر هیچ یخی در قطب شمال باقی نخواهد ماند و این منطقه می تواند به یک مسیر کشتیرانی پر رفت و آمد تبدیل شود.