سهم زمين
| در روز جهاني زمين پاک |
|
|
|
|
|
|
مي گويند؛ «به دليل گستردگي فجايع انساني جنگ ها در بسياري از مواقع به موضوع تخريب هاي صورت گرفته در محيط زيست و منابع طبيعي خيلي پرداخته نمي شود و زماني به اين امر پرداخته مي شود که ديگر خيلي دير است و...» اما اينجا تفاوتي نمي کند، آدم و خاک برابرند، در مظلوميت، در مرگ؛ به هيچ کدام پرداخته نمي شود. البته نه به خاطر گسترده نبودن فاجعه، تکرار مرگ اينجا لوث شده است. مرگ خاک، مرگ آب و از همه هيچ تر مرگ انسان. همين عيد امسال بود، يکي ديگر دل خاک را دريد و سلاخي جان سه سردشتي را سين آخر سفره زندگي شان کرد. يکي از چند ميليون (بخوانيد بالاي 10 ميليون) ميني که در دل زمين کاشته شده اند. گله نکنيد، آمار دقيق نيست. هنوز هم کسي نمي داند وسعت زمين هاي آلوده به مين در استان هاي غرب کشور دو ميليون هکتار است يا يک ميليون و 28 هزار هکتار يا کمتر يا بيشتر. ميليون ها متر زمين مرده. زميني که به حکم انسان در سال باعث مرگ صدها نفر مي شود. اما هنوز هم مشخص نيست چند هکتار زمين با مين مرده و مي ميراند. تنها گفته مي شود پنج استان غربي کشور (کردستان، آذربايجان غربي، ايلام، کرمانشاه و خوزستان) با 16 ميليون مين، مرده اند. البته آمار 16 ميليوني هم بيش از چهار سال پيش اعلام شد و هرگز بعد از آن آمار دقيقي از تعداد مين هاي پاکسازي شده و باقي مانده اعلام نشد. خبرهايي هم که درباره پاکسازي داده شد، چندان دقيق نمي نمود. همين چند هفته پيش بود که انفجار مين در روستاي قعله رش سردشت که به مرگ دو نفر و کور شدن يک نفر انجاميد، آمارهاي اعلام شده را زير سوال برد. چرا که گفته شد 99 درصد زمين هاي آلوده به مين استان هاي آذربايجان غربي و کردستان پاکسازي شده است، اما تنها چند روز بعد از انتشار اين خبر، مين در يک روز در آذربايجان غربي سه قرباني ديگر از آن خود کرد. اين حادثه بر آلوده بودن و ماندن اين حوادث صحه گذاشت. البته ممکن است زمين ها و ميدان هاي مشخص و داراي نقشه در اين مناطق پاکسازي شده باشد، اما نبايد فراموش کرد شرايط جوي اين مناطق کوهستاني، باعث شده مين ها بلغزند و ديگر در جاهاي اوليه نمانند. از طرف ديگر وجود درگيري در اين مناطق در زمان جنگ 8ساله و حضور چريک ها در آن، ايجاد کمين ها و ميادين متعدد مين را در آن رقم زده که به اين آساني قابل کشف و پاکسازي نيستند. در اين شرايط است که بخش زيادي از حاصلخيزترين زمين هاي مزروعي غرب ايران، اکنون نه تنها در مرگ کامل به سر مي برند، بلکه مرگ را هم براي ساکنان اين منطقه به ارمغان مي آورند. با اين حال هنوز در جهان مکانيسم قانوني قوي براي جلوگيري از بهره برداري نادرست از محيط زيست در طول جنگ و منازعات مسلحانه وجود ندارد. بنابراين هر لحظه در هر جاي جهان بايد منتظر بود که تک تک 230 ميليون مين باقي مانده در زرادخانه ها، 230 ميليون بار دل خاک و چه بسا دل انسان ها را بشکافند. |
|
|
گروه هايي از دوستداران محيط زيست شايد بيش از همه کوهنوردان، در طول سال به مناسبت هاي گوناگون (و بسياري مواقع، بي مناسبت) به پاک سازي نقطه هايي در طبيعت مي پردازند. به مناسبت روز زمين پاک امسال هم به همه دوستان طبيعت دوست پيشنهاد مي کنيم در روزهاي پنجشنبه و جمعه سوم و چهارم ارديبهشت، هر کجا که مي روند، دست کم دو ساعت از وقت کوهپيمايي يا گردش خود را به گردآوري زباله هاي رها شده و آوردن آنها به شهر اختصاص دهند. با رسانه ها تماس بگيريد و از آنان بخواهيد در مورد اين روز سخن بگويند و فعاليت هاي شما را پوشش دهند. با شهرداري ها، اداره هاي محيط زيست، هيات ها و گروه هاي کوهنوردي هم ارتباط بگيريد و همگان را به همکاري و شرکت در برنامه هاي پاک سازي تشويق کنيد؛ باور کنيد راه ديگري نيست، اگر احساس نوميدي مي کنيد و به نظرتان اين کارها بي فايده مي آيد، شايد يادداشت زير به کارتان آيد. در سال گذشته که براي پاک سازي به مناسبت روز زمين پاک، کنار رودخانه جاجرود رفته بوديم، همچون بسياري مواقع ديگر، با ديدن ابعاد فاجعه غبار نوميدي بر سر و رويم نشست. اما آن گاه که دو ساعتي کوهپيمايي کرديم و چند گله قوچ و ميش وحشي ديديم و اطراف يک چشمه را پاک سازي کرديم... احساس سبکي کردم و به زندگي اميدوار شدم. پس از کمي انديشه در چرايي اين ماجرا، به نظرم رسيد مي توان نکته هاي زير را به عنوان «دستورهايي براي نااميد نشدن» به دوستان توصيه کرد؛ 1- چشم ها را ببنديد، با ديدن تل هاي زباله در گوشه و کنار طبيعت، ممکن است به اين نتيجه برسيد که «هيچ راهي وجود ندارد». بنابراين در جاهايي که نمي توانيد کار پاک سازي را انجام دهيد يا طرحي براي پاک سازي بدهيد، همچون اسفنديار شعر شاملو همان به که چشم فروپوشيده داريد. در اين حال بهتر است اين مکان مخروبه را سنگر از دست رفته بدانيد و مانند يک سرباز خوب، خاکريز بعدي را که پشت سرتان است، حفظ کنيد. 2- چشم ها را باز کنيد، هنوز نقطه ها و منطقه هاي بسياري وجود دارند که پر از زيبايي طبيعي هستند؛ آنها را ببينيد، از ديدارشان لذت ببريد، و براي حفاظت شان بکوشيد. جهان به پايان نرسيده است. 3- جور ديگر ببينيد، اگر تلاش ها (شايد دست و پا زدن ها)ي ما محيط زيستي ها نبود، اوضاع طبيعت بسي بدتر از اکنون بود. ما مي توانيم شيب انحطاط محيط زيست را کمتر کنيم، و مي توانيم اميدوار باشيم با افزايش آگاهي هاي زيست محيطي مردم و بدل شدن آن به يک نيروي اجتماعي موثر، و با پيشرفت دانش بشري، مشکلاتي مانند دفع زباله، گرم شدن زمين و... حل شود. 4- کار جنون ما به تماشا کشيده است، اين گفته سعدي را آويزه گوش مي گيريم و عاشقانه کار خويش را دنبال مي کنيم. قرار نيست به پيروزي برسيم. همين رفتن ما، پيروزي ما است. دل سوزاندن براي طبيعت و رفتن به محيط هاي طبيعي- حتي براي جمع آوري زباله- سهم ما از لذت هاي طبيعت بوده و خواهد بود. *مدير گروه ديده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ايران |
|
|
|
«الي» روباتي زباله جمع کن است که در اوج هنر، احساس و خلاقيت انسان امروزي ساخته شده است. او به همراه سوسکي از جنس خودش به تنهايي روي کره زمين زندگي مي کند و نا باورانه عشق را از روي تنها نوار ويدئوي باقي و سالم مانده و از ميان يک دستگاه تلويزيون که شايد از خانواده نسل اول اين دستگاه هاي جادويي باشد، تماشا کرده، تمرينش مي کند و در گذر همه اين سال ها که شايد 700 سال است، حالا ديگر عشق را مي فهمد. اين روبات زباله جمع کن، بالاخره عشق را فهميد. «الي» روباتي زباله جمع کن است که هر شب بعد از غروب خورشيد با خالي شدن باتري اش که با انرژي خورشيدي کار مي کند، به درون اتاقکي مي رود که همه دنياي اوست. او با مجموعه يي از وسايلي زندگي مي کند که شايد روزي از آن من يا تو بوده است؛ وسايلي که همين حالا درون اتاق هاي ما، درون کيف مان، روي ميز کارمان، درون جعبه کفشي که وسايل خرده ريز اما پرخاطره و دوست داشتني مان را نگه مي داريم، به فراواني يافت مي شود. اکنون در اين انيميشن، همه آنها، اگر توسط «الي» خرد نشده باشند، در طبقات اتاقک آهنينش جاي گرفته اند. «الي» روباتي زباله جمع کن است که هر روز با طلوع خورشيد، به آفتاب سلامي دوباره مي کند؛ آفتابي در دل آسماني که ابرهايش پشت دودهايي پنهان شده که شايد باقيمانده از 700 سال پيش باشد. 700 سال پيش يعني الان يعني سال 1388 شايد هم 1399. از نظر من، خيلي تفاوتي با هم ندارند. «الي» روي زميني انباشته شده از زباله زندگي مي کند. او تنها وارث باقيمانده از هزاران روبات زباله جمع کني است که اتفاقاً نام همه آنها «الي» است. انسان ها پيش از ترک زمين، «الي ها» را ساختند و سوار تنها سفينه باقيمانده شدند و رفتند. حالا، آخرين روبات زباله جمع کن که بر حسب اتفاق اندکي حس و عشق از سازندگانش به ارث برده، هر روز از طلوع تا غروب خورشيد، تا پايان آخرين قطره انرژي خورشيدي خونش، روغن ريزان، مي آيد و مي رود و زباله هايي را جمع مي کند که زمين زير پاي من و تو را بلعيده اند. او زباله هاي من و تو را جمع مي کند. خيلي مهم نيست که انيميشن معروف «الي» را ديده باشيد. پيام اين کارتون نه مثل پيام عقل گراي «هورتون» است، نه مثل «پانداي کونگ فوکار». از هيچ پيام فلسفي خبري نيست. «الي» فقط يک آيينه است. بدون هيچ ديالوگ جدي. تو مي نشيني و همان طور که تنقلات بسته بندي شده را ميل مي کني و پاکت غيرقابل بازيافت چيپس ات را با عصبانيت در دستانت مي فشاري، مي بيني که زمين، تنها سياره صاحب حيات منظومه شمسي، به چه سرنوشتي دچار شده است. در زمين «الي»، هيچ انساني براي زندگي باقي نمانده است. اکنون روي ميز کارتان، درون اتاقي که نشسته ايد و روزنامه را ورق مي زنيد، نگاهي انداخته و همه وسايل و اسبابي را که فردا يا پس فردا تبديل به زباله مي شوند شناسايي کرده و بشماريد و ببينيد چه تعداد از وسايل مقابل چشمان تان قابل بازيافت بوده و مي توان آنها را به چرخه حيات بازگرداند. هنر ما براي پر کردن چاله هاي زمين براي دفن زباله هايمان بيش از قابليت مان براي بازگرداندن زباله هايمان به چرخه حيات و طبيعت است. مبل ها، صندلي ها، تلويزيون ها، سي دي ها، عکس هاي يادگاري روي ديوار، خودکارهاي بدون جوهر، کامپيوتر ها و مانيتورهايي که ديگر فلت نيستند، ليوان هاي سراميکي لعاب دار، گوشي هاي موبايل مان، بسته هاي چيپس و پفک و پاپکورن و حتي کفش ورزشي پاهايمان، کدام يک از اين وسايل را که متعلق به هفت ميليارد انسان روي کره زمين است، مي توان دوباره احيا کرد تا زمين و طبيعت آسيب کمتري را متحمل شوند. با گسترش صنعت و تکنولوژي، تاکيد بر رفاه و توسعه آن در همه بخش هاي زندگي، راحت تر زندگي کردن و انسان تر خوردن و آسان تر زيستن، همه و همه منجر شد غذاهاي آماده با بسته بندي هاي متفاوت، تبديل مواد اوليه مواد معدني به لوازم زندگي و ده ها و صدها تغيير شيوه زندگي ديگر، ما را در مسيري سوق دهد که مقصد آن و پايان قصه آن، براي همه ما شناخته شده است. زمين با وجود همه کنوانسيون هاي بين المللي و نشست هاي دانشمندان و سياستمداران، از گرم شدن زمين گرفته تا آب شدن يخ هاي قطبي و انقراض ماهيان و پرندگان و... تلاش مي کند همچنان زنده بماند. اما به نظر مي رسد همه اين تلاش ها در قبال تبليغات تلويزيوني براي برآورده شدن آرزوها چندان به چشم نمي آيد. دانشمندان تلاش مي کنند مواد معدني کمتري براي تبديل به مواد غيرقابل بازيافت تبديل شوند و تلويزيون ها تلاش مي کنند براي توليدات غيرقابل بازيافت خود مشتريان بيشتر جذب کنند. آنها همه عناصر طبيعت را گلچين مي کنند و در هم مي آميزند تا محصولي دلپسند تر براي ما بسازند و ما هم بيشتر و بيشتر زباله توليد مي کنيم. ما زباله توليدکننده هاي دوپا. روز جهاني زمين پاک که هر ساله در 22 آوريل مصادف با 2 ارديبهشت در تمام دنيا برگزار مي شود به همه مردم روي زمين يادآوري مي کند «تنها يک زمين داريم».روز زمين پاک در راستاي آگاهي عمومي شکل گرفت؛ تلاش براي به خاطر آوردن اينکه موهبت و نعمتي به نام زمين را از دست مي دهيم. سال 1969 جان مک مونل نخستين بار ايده برگزاري يک روز جهاني به نام روز زمين پاک را در يکي از همايش هاي يونسکو که درباره محيط زيست بود، مطرح کرد. در همان سال پرچـم زميـن پـاک طراحـي شد و دبيـر کـل سازمان ملل از همان زمان اين روز را به عنوان يک روز جهاني در تقويم جهان جاي داد. اکنون يک روز ديگر از روز زمين پاک رسيده است. امروز چقدر زباله توليد کرديم؟ |
|
|
|
سرباز زمين احتمالاً زماني که اولين پلاستيک ها در جهان توليد شدند، هيچ کس فکر نمي کرد روزي برسد که ازدياد اين ماده دست ساز بشر به عنوان معضلي بزرگ مطرح شود. امروزه تقريباً هيچ انساني وجود ندارد که از پلاستيک استفاده نکرده باشد. پلاستيک ها در همه جا استفاده مي شوند؛ از صنايع بسته بندي گرفته تا صنايع حساس پزشکي، همه و همه از اين ماده دست ساز بشر بهره مي برند. اما اين اختراع بشر، در کنار ديگر مشکلاتش يک اشکال اساسي دارد. اشکال آنجاست که پلاستيک ها به سختي در طبيعت تجزيه مي شوند و تجزيه شدن شان با آلودگي و واکنش هاي شيميايي همراه است. آنچه دانشمندان مي گويند اين است که پلاستيک ها بسته به نوع و ترکيبات شان بين 300 تا هزار سال در طبيعت مي مانند و تجزيه نمي شوند. با اين حال هنوز حيات بسياري از صنايع به توليد پلاستيک براي مصارف گوناگون بستگي دارد که البته مصرف اين توليدات نيز بعضاً روز به روز در حال افزايش است. مهم ترين اين محصولات لفاف ها، کيسه ها و ظروفي هستند که از مواد پلاستيکي توليد مي شوند. استفاده از وسايل پلاستيکي در عصر حاضر به حدي پرطرفدار است که حجم بالاي زباله هاي پلاستيکي به عنوان مهم ترين بحران زيست محيطي در چند سال اخير شناخته شده است. يک موسسه امريکايي در اواخر دهه 1980 اعلام کرد در هر ثانيه در جهان بيش از دوهزار کيسه پلاستيک براي مصارفي چون خريد توزيع مي شود. اين آمار مربوط به سه دهه قبل است و معلوم نيست با تغيير الگوهاي زندگي در سال هاي اخير، در هر ثانيه چند کيسه پلاستيک مورد استفاده قرار مي گيرد. قسم اعظمي از اين کيسه هاي پلاستيکي به جاي سر درآوردن از چرخه بازيافت و استفاده مجدد، به همراه ساير زباله ها روانه سايت هاي دفن زباله مي شوند و تا سال ها بدون کوچک ترين تغييري در آنجا باقي مي مانند. به علاوه کيسه هايي که در سايت ها دفن مي شوند، روند تجزيه ساير زباله ها را نيز مختل مي کنند. به اين مورد، تغيير شيميايي خاک را نيز بيفزاييد. حتي برخي از اين کيسه ها، به جاي ماندن در سايت هاي دفن زباله از گلوي حيواناتي سر درمي آورند که از اين زباله ها تغذيه مي کنند تا جايي که مشاهده پرندگاني خفه شده در اطراف سايت هاي دفن زباله ديگر امري طبيعي به نظر مي رسد. اين کيسه ها فقط مراکز دفن زباله را انباشته نمي کنند بلکه باد آنها را به اطراف منتقل مي کند و در دشت ها، کوه ها و حتي درياها آن را پراکنده مي سازد. اين پراکندگي علاوه بر خطراتي که براي جانوران زنده دارد، موجب آلودگي هاي بصري نيز مي شود. جدا از مساله کيسه هاي پلاستيکي، ظروف يک بار مصرف پلاستيکي نيز معضل قرن حاضر هستند. ظهور فست فود ها و همچنين تغيير الگوي عرضه مواد غذايي در سال هاي اخير باعث شده استفاده از پلاستيک در صنعت ظروف رونق يابد. اين ظروف پلاستيکي علاوه بر ضررهاي پزشکي و بهداشتي، معمولاً همان سرنوشت کيسه هاي پلاستيک را دارند زيرا بازيافت اين ظروف مشکل و پرهزينه است و معمولاً از لحاظ اقتصادي، توليد ظروف پلاستيکي دسته اول مقرون به صرفه تر از بازيافت آنهاست. هر چند در چند سال گذشته ظروف يک بار مصرف کاغذي و پلاستيکي سازگار با طبيعت به بازار آمده است اما به دليل هزينه بالا، هنوز چندان مورد استقبال قرار نگرفته اند. آنچه مسلم است نياز به تغيير الگوي استفاده از ظروف يک بار مصرف است و اين نياز تنها با حمايت دولت ها و از طريق وضع قوانين حمايت کننده و تشويقي براي صنايع ظروف سازگار با محيط زيست امکان پذير است. |

مي گويند؛ «به دليل گستردگي فجايع انساني جنگ ها در بسياري از مواقع به موضوع تخريب هاي صورت گرفته در محيط زيست و منابع طبيعي خيلي پرداخته نمي شود و زماني به اين امر پرداخته مي شود که ديگر خيلي دير است و...» اما اينجا تفاوتي نمي کند، آدم و خاک برابرند، در مظلوميت، در مرگ؛ به هيچ کدام پرداخته نمي شود. البته نه به خاطر گسترده نبودن فاجعه، تکرار مرگ اينجا لوث شده است. مرگ خاک، مرگ آب و از همه هيچ تر مرگ انسان. همين عيد امسال بود، يکي ديگر دل خاک را دريد و سلاخي جان سه سردشتي را سين آخر سفره زندگي شان کرد. يکي از چند ميليون (بخوانيد بالاي 10 ميليون) ميني که در دل زمين کاشته شده اند. گله نکنيد، آمار دقيق نيست. هنوز هم کسي نمي داند وسعت زمين هاي آلوده به مين در استان هاي غرب کشور دو ميليون هکتار است يا يک ميليون و 28 هزار هکتار يا کمتر يا بيشتر. ميليون ها متر زمين مرده. زميني که به حکم انسان در سال باعث مرگ صدها نفر مي شود. اما هنوز هم مشخص نيست چند هکتار زمين با مين مرده و مي ميراند. تنها گفته مي شود پنج استان غربي کشور (کردستان، آذربايجان غربي، ايلام، کرمانشاه و خوزستان) با 16 ميليون مين، مرده اند. البته آمار 16 ميليوني هم بيش از چهار سال پيش اعلام شد و هرگز بعد از آن آمار دقيقي از تعداد مين هاي پاکسازي شده و باقي مانده اعلام نشد. خبرهايي هم که درباره پاکسازي داده شد، چندان دقيق نمي نمود. همين چند هفته پيش بود که انفجار مين در روستاي قعله رش سردشت که به مرگ دو نفر و کور شدن يک نفر انجاميد، آمارهاي اعلام شده را زير سوال برد. چرا که گفته شد 99 درصد زمين هاي آلوده به مين استان هاي آذربايجان غربي و کردستان پاکسازي شده است، اما تنها چند روز بعد از انتشار اين خبر، مين در يک روز در آذربايجان غربي سه قرباني ديگر از آن خود کرد.
گروه هايي از دوستداران محيط زيست شايد بيش از همه کوهنوردان، در طول سال به مناسبت هاي گوناگون (و بسياري مواقع، بي مناسبت) به پاک سازي نقطه هايي در طبيعت مي پردازند. به مناسبت روز زمين پاک امسال هم به همه دوستان طبيعت دوست پيشنهاد مي کنيم در روزهاي پنجشنبه و جمعه سوم و چهارم ارديبهشت، هر کجا که مي روند، دست کم دو ساعت از وقت کوهپيمايي يا گردش خود را به گردآوري زباله هاي رها شده و آوردن آنها به شهر اختصاص دهند. با رسانه ها تماس بگيريد و از آنان بخواهيد در مورد اين روز سخن بگويند و فعاليت هاي شما را پوشش دهند. با شهرداري ها، اداره هاي محيط زيست، هيات ها و گروه هاي کوهنوردي هم ارتباط بگيريد و همگان را به همکاري و شرکت در برنامه هاي پاک سازي تشويق کنيد؛ باور کنيد راه ديگري نيست، اگر احساس نوميدي مي کنيد و به نظرتان اين کارها بي فايده مي آيد، شايد يادداشت زير به کارتان آيد. در سال گذشته که براي پاک سازي به مناسبت روز زمين پاک، کنار رودخانه جاجرود رفته بوديم، همچون بسياري مواقع ديگر، با ديدن ابعاد فاجعه غبار نوميدي بر سر و رويم نشست. اما آن گاه که دو ساعتي کوهپيمايي کرديم و چند گله قوچ و ميش وحشي ديديم و اطراف يک چشمه را پاک سازي کرديم... احساس سبکي کردم و به زندگي اميدوار شدم. پس از کمي انديشه در چرايي اين ماجرا، به نظرم رسيد مي توان نکته هاي زير را به عنوان «دستورهايي براي نااميد نشدن» به دوستان توصيه کرد؛