زمين ‌در‌ انتظار ‌تصميم ‌كپنهاگ
جام جم آنلاين: 16 آذر پس از ماه‌ها بحث و جدل در سايه روشن اميدواري و نااميدي، اجلاس كپنهاگ كار خود را در مركز تجمعات بلا در اين شهر آغاز كرد؛ بزرگ‌ترين اجلاسي كه تاكنون براي چاره‌انديشي درباره مساله محيط زيست برپا شده است.

گروه زيادي از دانشمندان، متخصصان، فعالان سياسي، اقتصادي و اجتماعي در كنار هيات‌هايي از بيش از 190 كشور گردهم جمع شده‌اند تا تصميم مشتركي در زمينه مهار گرمايش زمين بگيرند. در 3 روز آخر اين نشست، سران بسياري از اين 190 كشور به كپنهاگ خواهند رفت تا تصميم بگيرند و نتيجه آن باعث قضاوت آيندگان درباره ما خواهد شد. در روز اول اين نشست 65 روزنامه بزرگ جهان سرمقاله واحدي را منتشر كردند و در آن از شركت‌كنندگان اين نشست خواستند تصميمي بگيرند كه ما را در برابر نسل آينده سرافكنده نكنند. اين يك مبالغه نبود. تصميمي كه در كپنهاگ گرفته خواهد شد وظيفه كشورهاي جهان در زمينه كنترل انتشار گازهاي گلخانه‌اي از سال 2012 به بعد را مشخص خواهد كرد، يعني وقتي كه مدت اجراي پروتكل كيوتو به پايان خواهد رسيد. در اجراي پروتكل كيوتو بسياري از توليدكنندگان اصلي گاز‌هاي گلخانه‌اي نظير آمريكا غايب بودند و برخي ديگر به بهانه‌هاي مختلف، مصوبات آن را اجرا نكردند، اما اين بار عزم جدي‌تري جزم شده است تا كمكي به حال آينده نوع بشر شود. چشم‌هاي زمين و بشر با اميد و نااميدي به كپنهاگ دوخته شده است. آيا اين بار هم بشر زياده‌طلب آينده حيات روي زمين را با منافع اقتصادي كوتاه‌مدتش معامله خواهد كرد؟ يا اين‌كه متواضع‌تر مي‌پذيرد آينده بدون زمين، سياره‌اي كه روي آن زندگي مي‌كنيم، معنايي ندارد و هرچه در توان دارد براي كمك به آن انجام مي‌دهد؟ اين پرسشي است كه تا 10 روز ديگر پاسخش مشخص خواهد شد.

گرمايش زمين چيست؟

پس از انقلاب صنعتي، بشر مدرن شروع به استفاده روزافزون از زغال‌سنگ، ‌نفت و مشتقات اين سوخت‌هاي فسيلي كرد. سوخت‌هاي فسيلي، از بقاياي موجودات زنده دوران قديم زمين به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد كردن مقدار زيادي از گازهاي گلخانه‌هاي و بخصوص دي‌اكسيد كربن است. اگر نگاهي به فعاليت‌هاي روزانه خود بيندازيم، مي‌بينيم تا چه حد روند توليد اين گازها افزايش پيدا كرده است. چراغ برقي كه در خانه ما روشن مي‌شود، راديو، تلويزيون يا هر ابزار الكتريكي ديگر، نيازمند مصرف برقي است كه عمده آن در نيروگاه‌هايي توليد مي‌شود كه با سوخت‌هاي فسيلي كار مي‌كنند. افزايش انتشار اين گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين، باعث تشديد پديده گلخانه‌اي و افزايش دماي ميانگين سياره زمين در سال‌هاي اخير شد. با افزايش اين دما، ماشه مجموعه‌اي از رويدادهاي مرگبار چكانده و سيل اتفاقات بعدي جاري مي‌شود. اين افزايش بظاهر ناچيز در دماي ميانگين سياره زمين كه در حد چند درجه سانتي‌گراد ارزيابي شده است، باعث تغييرات جدي در الگوهاي آب و هوايي حاكم بر زمين مي‌شود. به عبارت ديگر، اقليم آشناي سياره ما دچار دگرگوني مي‌شود كه آن دگرگوني عظيم به تغيير اقليم شناخته مي‌شود. جاري شدن سيلاب‌ها،‌ افزايش بيابان‌زايي، ‌تغيير سطح درياهاي آزاد،‌ تغيير الگوي توفان‌ها و گردبادها،‌ ذوب شدن يخ‌هاي قطبي،‌ تغيير الگوي جريان‌هاي آبي،‌ ذوب شدن يخچال‌ها و نابودي گونه‌هاي مختلف گياهي و جانوري، بخش‌هايي از اثرات اين تغيير اقليم به شمار مي‌رود. امروزه تغييرات اقليمي ناشي از گرمايش زمين را در كنار افزايش جمعيت و بحران غذا، ‌3 چالش بنيادين پيش‌روي بشر معاصر ارزيابي مي‌كنند.

اثر گلخانه‌اي چيست؟‌

يكي از وظايفي كه اتمسفر زمين به عهده دارد، كنترل دماي ميانگين سياره است. اگر زمين جو نداشت، در طول روز كه در مقابل تابش مستقيم پرتوهاي خورشيد قرار مي‌گرفت دما بشدت بالا مي‌رفت و در شب يكباره دماي زمين تا ده‌ها درجه زير صفر كاهش پيدا مي‌كرد. در چنين شرايطي از نظر تفاوت دماي شبانه‌روز، كمتر موجود زنده‌اي مي‌توانست دوام بياورد؛ اما در جو زمين پديده‌اي به نام پديده گلخانه‌اي وجود دارد كه با متعادل نگاه داشتن دماي زمين در شب و روز، امكان ادامه فعاليت‌هاي حياتي را ممكن مي‌كند. وجود گازهايي كه به آنها گازهاي گلخانه‌اي مي‌گويند و مهم‌ترين آنها دي‌اكسيدكربن است، در جو زمين باعث مي‌شود شرايطي مانند يك گلخانه در زمين به وجود آيد.

اگر در زمستان درون گلخانه‌اي رفته باشيد مي‌بينيد علي رغم سرماي محيط، درون گلخانه بسيار گرم است. علتش پوشش نايلوني يا شيشه‌اي سقف گلخانه است كه اجازه ورود نور و پرتوهاي گرمايي به درون گلخانه را داده، اما مانع خروج بخش عمده‌اي از آنها مي‌شوند. گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين هم چنين نقشي را به عهده دارند. تابش‌هاي گرمايي كه به زمين مي‌رسند از جو زمين عبور مي‌كنند. گازهاي جو زمين در برابر بخشي از پرتوهاي گرمايي و همچنين در برابر نور مرئي طيف الكترومغناطيس شفاف است؛ اما اين پرتوها پس از برخورد با سطح زمين و هنگام بازتاب، دچار تغيير طول موج مي‌شوند و اين لايه گازهاي گلخانه‌اي، اجازه عبور مجدد اين پرتوهاي گرمايي را نمي‌دهد و راه بخشي از آنها را سد مي‌كند. گرما درون لايه مي‌ماند و هنگام شب نيز دماي ميانگين بالا خواهد ماند. به اين ترتيب، حيات ما وابسته به وجود اين گازهاي گلخانه‌اي است، اما شرايط سياره ما خلاف آنچه به نظر مي‌آيد، بسيار شكننده است. تعادلي بسيار ظريف شرايط حيات روي اين سياره زيبا را به وجود آورده است و اندكي تغيير در اين تعادل، مي‌تواند همه شرايط را بر هم بزند. اگر حجم گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين افزايش يابد (‌كه اين روزها در حال افزايش است)‌، آن گاه اين لايه مانع خروج بخش‌هاي بيشتري از پرتوهاي گرمايي از جو زمين مي‌شود و با انباشته شدن گرماي بيشتر، كم‌كم دماي ميانگين زمين افزايش مي‌يابد. اين اثر است كه به تشديد اثر گلخانه‌اي و افزايش دماي ميانگين سياره و در نتيجه گرمايش زمين مي‌انجامد. اين اتفاقي است كه در نهايت باعث مي‌شود چرخه متعادل سيستم‌هاي اقليمي روي زمين دستخوش تغيير ‌شود و حتي حيات ما را روي زمين تغيير دهد.

عصر يخبندان در راه است؟

عصر يخبندان نام ناآشنايي براي مردم نيست. آنها شايد با شنيدن اين نام به ياد مجموعه فيلم‌هاي انيميشني بيفتند كه با اين نام ساخته شده و روايت جذابي از شخصيت‌هاي خود را در دوره يخبندان بزرگ نشان مي‌دهد؛ اما عصر يخبندان بارها روي زمين رخ داده است. بسياري از دانشمنداني كه روي اثرات گرمايش زمين مطالعه مي‌كنند هشدار مي‌دهند ادامه روند كنوني باعث ايجاد عصر يخبنداني جديد خواهد شد. اما چگونه گرم شدن سياره ما مي‌تواند دوره‌اي از سرما و يخبندان را به همراه بياورد؟

اگر به نقشه جغرافيا نگاه كنيد مي‌بينيد بسياري از مناطق اروپا و نواحي اسكانديناوي در همان عرض جغرافيايي قرار دارند. بخش‌هايي از آلاسكا و نواحي مركزي سيبري در آن قرار گرفته است، اما هواي اين مناطق بيشتر از آن‌كه شبيه نواحي سردسير آلاسكا باشد، شبيه نواحي مركزي آمريكاست. علت هم به جرياني بازمي‌گردد كه كنترل دما را در اقيانوس به عهده دارد. اين جريان آبي، آب‌هاي گرم را با خود از نواحي استوايي به عرض‌هاي شمالي مي‌آورد و در آنجا گرماي آب توسط نواحي يخي بزرگ مانند صفحه يخي گرينلند جذب شده و دوباره اين جريان به سمت عرض‌هاي پايين‌تري ادامه مسير مي‌دهد. يكي از معروف‌ترين حلقه‌هاي اين جريان كه به نوعي موتور آن در اين ناحيه به شمار مي‌رود جرياني است كه به جريان خليج يا Gulf Stream مشهور است. اين جريان به واسطه وجود صفحات يخي عظيم شمالي، نوعي جريان عظيم حرارتي اقيانوسي را شكل مي‌دهد. جريان‌هاي آب گرم در لايه‌هاي سطحي به سمت عرض‌هاي شمالي حركت مي‌كنند و با از دست دادن گرما به اعماق اقيانوس مي‌روند و رودخانه‌هايي در دل اقيانوس تشكيل مي‌دهند كه آب سرد را به عرض‌هاي پايين‌تر مي‌برد و دوباره آنها را گرم مي‌كند. همين جريان عظيم است كه باعث ايجاد تابستان‌هاي مطبوع در اروپا و ساحل شرقي آمريكا مي‌شود. به عبارت ديگر اگر اين جريان كنترل‌كننده هوا (آبي كه در اين چرخه جابه‌جا مي‌شود با خود جريانات هوايي را نيز جابجا مي‌كند) به هر نوعي از كار بيفتد به جاي وقوع تابستان‌هايي لذت‌بخش در اين مناطق بخبنداني دائمي برقرار خواهد شد؛ چرا كه ابزاري براي انتقال آب و هواي گرم به اين عرض‌هاي جغرافيايي وجود نخواهد داشت.

حال با گرم شدن هوا و ذوب شدن يخ‌هاي قطبي و صفحات يخي شمالي عامل اصلي ايجاد چنين چرخه‌اي در معرض تهديد قرار گرفته است. بررسي دانشمندان نشان از آن دارد كه پيش از اين در زماني كه اين چرخه با مشكل روبه‌رو شده، سياره ما عصر بخبنداني را تجربه كرده است. اكنون به طور چشمگيري نه‌تنها يخ‌هاي شمالي در حال ذوب شدن هستند كه براي اولين بار در صفحه يخي گرينلند كه محرك جريان خليج و كنترل‌كننده اين جريان اقيانوسي است شكاف ايجاد شده است. اين شكاف باعث نفوذ آب شور اقيانوس به درون اين صفحه شده و نه‌تنها فرآيند انجماد مجدد آن را با مشكل مواجه مي‌كند، بلكه با ايجاد منفذي براي ورود آب باعث رانده شدن قطعات صفحه يخي به اطراف مي‌شود. بررسي‌ها از عميق شدن اين شكاف در سال‌هاي اخير خبر مي‌دهند و براي اولين بار اثرات شكاف صفحه گرينلند بخوبي قابل مشاهده است. چنانچه روند اين تخريب ادامه پيدا كند، بايد منتظر شروع عصر بخبنداني جديد بود؛ عصري كه به گفته دانشمندان نخستين نشانه‌هاي خود را بروز داده است و اگر جلوي فرآيند تخريب اين صفحه يخي و روند گرم شدن زمين گرفته نشود، از هم اكنون بايد ورود خود به عصر بخبندان را اعلام كنيم.

واقعيتي تلخ يا توطئه‌اي جهاني؟

گرمايش زمين اگرچه موضوعي كاملا علمي به شمار مي‌رود، اما هميشه با ترديدهايي نيز روبه‌رو بوده است تا حدي كه برخي آن را توطئه‌اي از سوي كشورهاي پيشرفته براي جلوگيري از رشد كشورهاي در حال توسعه ارزيابي كرده‌اند. گروهي ديگر در كشورهاي صنعتي آن را توطئه‌اي براي مانع تراشيدن ادامه رشد سريع كشورهاي پيشرفته مي‌دانند. چنين باورهايي به حدي عميق بود كه حتي 10 سال پيش نيز تصور اين‌كه سران بسياري از كشورها را بتوان به دليل اين موضوع گردهم جمع كرد و توجه عمومي مردم را به تغييرات اقليم جلب كرد و اجلاسي مانند كپنهاگ را بنا نهاد به افسانه مي‌مانست.

بخشي از اين عدم باور سياستمداران و صاحبان صنايع به هزينه‌هايي بر مي‌گردد كه در صورت پذيرش اين مساله ناچار به پرداخت آن هستند. آنها بايد به دنبال سرمايه‌گذاري براي يافتن منابع جايگزين انرژي بروند. سيستم‌ها و محصولات خود را به گونه‌اي اصلاح كنند كه توليد گازهاي گلخانه‌اي آنها كاهش يابد و در نهايت كشورهاي صنعتي بايد با كاهش سرعت رشد خود به كشورهاي در حال توسعه در بنا كردن اقتصاد خود بر پايه اين روش‌هاي جديد كمك كنند و از سوي ديگر كشورهاي در حال توسعه نيز بايد زمان بيشتري براي طي مراحل توسعه يافتگي سپري كنند و هزينه بيشتري بپردازند. راحت‌ترين راه حل اين مشكل پاك كردن صورت مساله و انكار آن يا نسبت دادن آن به توطئه و دسيسه و سياست بازي است. اما از سوي ديگر برخي از كارشناسان نيز معتقدند موضوع تنها بزرگنمايي رسانه‌اي از پديده‌اي كاملا طبيعي است آنها به نمودار تغييرات دماي ميانگين زمين در طول اعصار نگاه مي‌كنند. با استفاده از استخراج لايه‌هاي يخ از اعماق صفحات يخي مي‌توان ميزان جذب دي اكسيد كربن در آنها و در نتيجه تغيير ميزان دي اكسيد كربن جو در طول تاريخ را بررسي كرد. آنها با ورق زدن كتاب تاريخ بدرستي نشان مي‌دهند، طي 600 هزار سال گذشته حداقل در 5‌مورد زمين با افزايش دي‌اكسيد كربن و متناسب با آن افزايش دماي ميانگين مواجه شده است. اين افراد معتقدند طبيعت خود قادر به كنترل اين مساله است و آن را به حالت عادي باز مي‌گرداند، اما همين نمودار نشان مي‌دهد در هيچ يك از دوره‌‌هاي پيشين طي 650 هزار سال گذشته، ميزان دي اكسيد كربن در جو زمين از حدود دويست و هفتاد ppm (دويست و هفتاد ذره در ميليون ) بيشتر نبوده، اما اين مقدار در اكتبر سال 2009 به عدد سيصد و هشتاد و چهار و سي و هشت صدم ppm رسيده است. در حالي كه در سال 1960 اين عدد تنها حدود ppm سيصد و پانزده بود. با اين سرعت رشد و چنانچه اين روند متوقف نشود، در 4 دهه آينده اين عدد به حدود ششصد ppm خواهد رسيد كه فاجعه‌اي بزرگ را به ارمغان خواهد آورد. اگرچه پيش از اين زمين به دلايل مختلف شاهد اين افزايش دي‌اكسيد كربن بوده است، اما در هيچ يك اين دفعات عوامل مصنوعي در توليد آن دست نداشته‌اند و زمين مي‌توانسته خود را به حالت اول بازگرداند اما اين بار ورود دي اكسيد كربن به واسطه فعاليت‌هايي است كه خارج از كنترل طبيعت هستند. بشر به طور مصنوعي اين حجم گازهاي گلخانه‌اي را وارد جو مي‌كند و اگر زمين هم بخواهد با آن مقابله كند تنها مي‌تواند بخشي را جبران كند كه به طور طبيعي و دوره‌اي به آن تحميل شده است نه آن بخشي كه بشر از زمان صنعتي شدن خود حريصانه به جو سياره خود تزريق مي‌كند.

جنب و جوش جهاني براي حفظ زمين

اينك بسياري از مردم جهان با پديده گرمايش زمين آشنا شده‌اند. ده‌ها سازمان غيرانتفاعي در كنار سازمان‌هاي بين‌المللي و ملي و گروه‌هاي دانش‌آموزي و دانشجويي براي كمك به حل اين مشكل در كنار هم قرار گرفته‌اند. گويي صدايي از سراسر جهان براي درخواست از همه بلند شده است تا به كمك سياره مادري بشتابند. براي اين مهم هر كاري صورت گرفته است؛ تحقيقات جدي آكادميك، جلسات سخنراني عمومي، نوشتن كتاب‌هاي عامه‌فهم، ساخت انيميشن، اهداي جوايز اسكار و نوبل صلح به فعالان اين حوزه و سرانجام برگزاري كنسرت‌هاي عظيم تا هنرمندان مردم را با اين پديده آشنا كنند.

اما براي بعضي از كشورها كارهاي تبليغي كه انجام مي‌دهند ارزشي فراتر از يك وظيفه اخلاقي دارد. چند ماه پيش هيات دولت مالديو جلسه كابينه خودرا با موضوع امضاي طرح حفاظت از جزاير مرجاني در اعماق آب برگزار كرد. رئيس‌جمهور و وزيران با لباس‌هاي غواصي زيرآب رفتند تا توجه جهان را به مشكلي جلب كنند كه كشور آنها را با خطري قريب‌الوقوع مواجه كرده است. مالديو ارتفاع چنداني از سطح آب ندارد و با ادامه فرآيند گرمايش زمين تا حدود يك دهه ديگر شايد به طور كامل زيرآب برود. چندي پيش از آن رئيس‌جمهور اين كشور در توري بين‌المللي به ديدار سران كشورها رفت و به آنها گفت اگر فكري براي گرمايش زمين نكنيد، بايد بزودي فكري براي فروش زمين به مالديو بكنيد تا بتوانيم مردم كشور را به آنجا منتقل كنيم. هفته پيش نيز هيات دولت نپال جلسه كابينه خود را در ارتفاعات هيماليا برگزار كرد تا توجه جهان را به خطراتي كه گرم شدن زمين براي يخچال‌هاي طبيعي ايجاد كرده است، جلب كند. اين يخچال‌ها منبع اصلي تامين آب شرب بخش بزرگي از جمعيت جهان به شمار مي‌رود كه با از بين رفتن آنها مشكل آب شرب براي جمعيت رو به افزايش زمين بيشتر به چشم خواهد آمد و از سوي ديگر كمبود اين منابع بنابر اعلام سازمان بهداشت جهاني با شيوع بيماري‌هاي جديد و گسترده همراه خواهد بود.

اينها تنها نمونه‌هايي از مشكلاتي است كه گرمايش زمين را به تهديدي عليه بشر تبديل كرده و بار سنگيني را بر دوش شركت‌كنندگان در اجلاس كپنهاگ مي‌گذارد و از آنها مي‌خواهد فارغ از اختلافات سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود به آينده سياره‌اي بينديشند كه خانه همه ماست.

پاياني براي سرزمين‌هاي يخي

اگر از فضا به زمين نگاه كنيد سياره زيبا و آبي رنگي را مي‌بينيد كه با ابرهاي پراكنده و كلاهك‌هاي قطبي‌اش منظره‌اي چشم نواز را در برابر چشمان شما به نمايش مي‌گذارد. در 2 نيمكره شمالي و جنوبي زمين 2 كلاهك يخي باستاني، سرزمين افسانه‌هاي يخ‌هاي شمالگان و جنوبگان را تشكيل مي‌دهند. جنوب اين سرزمين خشك و سرد، ميزبان پنگوئن‌هاي امپراتور و شمال، قلمرو خرس‌هاي شكوهمند قطبي است. اين دو سرزمين يخ بسته، اما تنها دشت‌هايي افسرده و ناكارآمد نيستند، بلكه به نوعي اين سرزمين‌هاي يخي هستند كه تعادل ظريف و شكننده شرايط حياتي روي زمين را كنترل مي‌كنند. كوه‌هاي يخي شكوهمند و زيباي شمالگان و جنوبگان به نوعي خنك‌كننده‌هاي طبيعي زمين به شمار مي‌روند. اينك با افزايش روند گرمايش جهاني زمين، روند تخريب اين كلاهك‌هاي قطبي شتاب گرفته است. سال گذشته و در ميانه زمستان نيمكره جنوبي بود كه قطعه يخ بزرگي از يكي از ديواره‌هاي يخي جنوبگان جدا شد. اتفاقي كه كمتر نمونه‌اي از آن در تاريخ و در اين ابعاد ثبت شده است. همين روزها قطعه يخ عظيم ديگري كه از صفحه يخي جنوبگان جدا شده در اقيانوس و اطراف زلاندنو سرگردان است. اين روند در قطب شمال با شدت بيشتري در حال رخ دادن است. برخي پيش‌بيني‌ها حكايت از آن دارد كه در دهه آينده براي اولين بار در تابستان كلاهك قطبي شمالي زمين ناپديد خواهد شد و در صورت ادامه روند موجود، اين كلاهك به طور كامل در 50 سال آينده نابود خواهد شد. تنها خرس‌هاي قطبي نيستند كه در صورت ادامه اين روند اميد به ادامه حضور خود بر اين سياره را ازدست خواهند داد، بلكه بيشتر از آنها انسان‌ها بايد نگران باشند. 2 خطر اصلي از ناحيه ذوب شدن يخ‌هاي قطبي زمين را تهديد مي‌كند. نخست با افزايش يخ‌هاي قطبي، سطح آب آزاد درياها افزايش مي‌يابد. ادامه روند كنوني و افزايش دما باعث خواهد شد بسياري از نقاط ساحلي كشورها زير آب فرو روند. ژاپن، استراليا، سواحل آمريكا و كانادا، جزاير آسياي جنوب شرقي و شرق چين بيشترين صدمه را از اين بابت خواهند ديد. با افزايش چند متري سطح آب‌هاي آزاد در عمل بخش بزرگي از شهرهاي ساحلي غيرقابل زيست خواهند شد. فاجعه زماني خود را نشان مي‌دهد كه به يادآوريم بيش از نيمي از جمعيت شهرنشين جهان در مناطق ساحلي سكونت دارند. اين افزايش سطح آب و در نتيجه آن، از ميان رفتن شهرهاي محل سكونت بشر، باعث خواهد شد بازماندگان و كساني كه در اين شهرها زندگي مي‌كنند به جستجوي مكان جديدي براي زندگي برآيند و امواج عظيمي از مهاجرت شكل بگيرد. ضمن آن‌كه وارد شدن آب حاصل از ذوب شدن يخ‌‌هاي قطبي، باعث تغيير چگالي و دماي ميانگين آب‌ها مي‌شود كه خود عامل بروز برخي سوانح طبيعي عظيم است.

اما آب شدن يخ‌هاي قطبي مشكلات ديگري را نيز با خود به همراه دارد. يخ‌هاي قطبي همانند آينه عمل مي‌كنند. به عبارت ديگر، ضريب انعكاس يخ بسيار بالاست. اگر پرتو نوري را به طور مداوم به يك ظرف آب كه روي آن را يك قطعه يخ گرفته و يك ظرف آب بدون يخ بتابانيد، طي زمان ظرف اول شما دماي خود را حفظ خواهد كرد، اما ظرف دوم كه حاوي آب بدون يخ است با جذب پرتوهاي گرمايي شروع به گرم شدن مي‌كند. اين همان وضعيتي است كه زمين با آن مواجه است. پرتو‌هاي خورشيدي كه به زمين مي‌رسند بخشي توسط آب اقيانوس‌ها و زمين جذب يا بازتابانده مي‌شوند، اما بخشي از آنها كه به لايه‌هاي يخي برخورد مي‌كند مستقيم و بدون آن‌كه جذب شوند بازتابانده ‌شده و از جو خارج مي‌شوند. با آب شدن اين يخ‌ها، سطح بازتاب‌دهنده زمين كاهش پيدا مي‌كند و تشعشعاتي كه پيش از اين به خارج جو فرستاده مي‌شدند جذب آب شده و باعث افزايش دماي آن مي‌شوند. به عبارت ديگر كاهش اين يخ‌ها باعث سرعت گرفتن فرآيند گرمايش زمين مي‌شود، گويي بار ديگر دومينو‌هاي طبيعت خود را اين‌گونه نشان مي‌دهند. كافي است ماشه اولين اتفاق چكانده شوند تا مجموعه‌اي از رويدادهاي تشديد كننده آغاز شود.

انقراض‌هاي بزرگ در راه است

تغييرات اقليمي چه تاثيري بر جانوران و گياهان مي‌تواند داشته باشد؟ ‌خب فرض كنيم دما چند درجه‌اي هم گرم‌تر شد. چه خطري مي‌تواند موجودات زنده را تهديد كند؟ واقعيت اين است كه چنين رويدادي به شكل غير قابل انكاري بر حيات جانوران مختلف تاثير خواهد گذاشت. آشناترين چهره‌هايي كه در معرض نابودي دائمي قرار گرفته‌اند خرس‌هاي دوست داشتني قطبي هستند. اين موجودات زيبا و با شكوه كه حاكمان سرزمين‌هاي سپيد پوش و افسانه‌اي شمالي به شمار مي‌روند، از هم اكنون تاوان گرم شدن زمين را با از دست دادن جان خود مي‌پردازند. براي اولين‌بار در اين دهه بود كه قايق‌هاي ماهيگيري جنازه خرس‌هاي قطبي را پيدا كردند كه در آب‌هاي اقيانوس شمالي غرق شده بودند. ماهرترين شناگران به دليل خستگي از پاي در مي‌آيند و علت هم چيزي جز گرم شدن زمين نيست. خرس‌هاي قطبي زندگي خود را بر يخ‌هاي شناور مي‌گذرانند. آنها بايد براي يافتن غذا دست به سفرهاي طولاني در آبهاي اقيانوسي بزنند. در شرايط عادي وقتي آنها سفرهاي دريايي خود را آغاز مي‌كردند، تعداد بسيار زيادي قطعه يخ شناور در آب‌هاي اقيانوس منجمد شمالي شناور بود و خرس‌ها مي‌توانستند از آنها براي استراحت استفاده كنند. اكنون با گرم شدن دماي ميانگين سياره زمين، لايه‌هاي يخي كلاهك شمالي زمين با سرعت بسيار زيادي در حال آب شدن هستند. براي اولين بار درچند سال اخير، در تابستان يخ‌هاي پيوسته در كلاهك قطبي شمال كمرنگ شد و پيش‌بيني مي‌شود با ادامه روند فعلي تاسال 2050 نشانه‌هايي از اين كلاهك‌ها باقي نماند. اين نابودي كلاهك قطبي با ناپديد شدن يخ‌هاي شناور قطبي همراه بوده است و به اين ترتيب خرس‌هاي قطبي بينوا به دنبال غذا، شناي بي‌بازگشت خود را آغاز مي‌كنند. اين موجودات شكوهمند و سپيدپوش، اما تنها قربانيان گرمايش زمين نيستند.

بر اثر اين رويداد، بسياري از موجودات كوچك‌تر و ناآشناتر در خطر نابودي قرار گرفته‌اند. گونه‌هايي مانند مرجان‌ها يكي از نمونه‌هاي بارز گونه‌هاي كوچكي هستند كه بر اثر پديده گرمايش زمين در معرض خطر قرار گرفته‌اند. اين نوع از موجودات نسبت به شرايط زيست خود بسيار حساس هستند و اندكي تغيير در دماي محيط باعث خواهد شد اين موجودات امكان ادامه حيات خود را از دست بدهند و با نابودي مواجه شوند، اما اين بلايي نيست كه تنها بر سر جزاير مرجاني بيايد، بلكه بسياري ديگر از گونه‌هاي حياتي ساده در جهان با همين مشكل دست به گريبان هستند. اما آيا لازم است نگران از ميان رفتن چند گونه جانور ساده و ابتدايي باشيم؟ حقيقت اين است كه بيش از گونه‌هاي بزرگ بايد نگران چنين جانوران و گونه‌هاي كوچك و ناشناسي باشيم كه بسيار آسيب‌پذير هستند. دليل اصلي اين نگراني به موقعيت چنين گونه‌هايي در زنجيره غذايي باز مي‌گردد. اگر اين زنجيره را در نظر بگيريد، مي‌بينيد ابتداي آن، همين موجودات قرار دارند كه منبع غذايي بسياري از جانوران رده 2 قرار مي‌گيرند. اين حلقه كوچك‌تر، خوراك رده‌هاي بالايي و در نهايت خوراك موجودات بزرگ و انتهاي حلقه را تامين مي‌كنند. انسان و خوراك‌هاي اوليه انسان در انتهاي چنين زنجيره‌اي قرار گرفته‌اند و اگر به هر دليلي چنين زنجيره‌اي گسسته شود، فرآيند انقراض همانند مهره‌هاي دومينو آغاز خواهد شد و تعداد بسياري از گونه‌هاي دست بالايي را نيز با خود نابود خواهد كرد. تغييرات آب و هوايي به همين دليل عامل نگراني جدي براي انسان بايد به شمار رود اگرچه همه نگراني‌ها فقط بابت از دست دادن امكانات غذايي نيست.

عصر هاريكن‌ها

نام‌هايي مانند كارتينا، ايوان، آنا و حتي گونو شايد به نظر نام‌هاي اشخاصي از مليت‌هاي مختلف بيايد، اما اين نام‌ها در سال‌هاي اخير براي كساني كه اخبار تغييرات اقليم را دنبال مي‌كنند حكم زنگ خطري جدي در رابطه با واكنش طبيعت به گرم شدن زمين را دارند.

هنوز هم نام كاترينا مترادف يكي از بزرگ‌ترين مصيبت‌هاي طبيعي دوره معاصر در ايالات متحده شناخته مي‌شود و از آن در كنار حوادث 11 سپتامبر به بزرگ‌ترين چالش‌هاي معاصر آمريكا ياد مي‌شود. توفان گردابي عظيمي كه منطقه نيواورلئان را در نورديد و هزاران نفر را كشت يا بي خانمان كرد و بحراني ملي براي اين كشور به وجود آورد. همه ساله توفان‌هاي حلقوي يا هاريكن‌ها در فصل مشخص خود از روي نواحي حاره‌اي شكل مي‌گيرند و با دريافت انرژي از آب‌هاي اقيانوسي قدرت خود را افزايش مي‌دهند و در رده‌بندي توفان‌ها افزايش قدرت پيدا مي‌كنند و در نهايت با ورود به سرزمين‌هاي خشك انرژي خود را از دست داده، نابود مي‌شوند. سازمان جهاني رصد هاريكن‌ها براي شناسايي آنها جدولي از نام‌ها را پيشنهاد ‌كرده است كه هر ساله به ترتيب وقوع اين نام‌ها روي توفان‌ها گذاشته مي‌شود، اما در سال‌هاي اخير دانشمندان متوجه شده‌اند 2 تغيير عمده در رفتار اين هاريكن‌ها به چشم مي‌خورد، نخست آن‌كه اين هاريكن‌ها قدرت بيشتري از خود به نمايش مي‌گذارند و از سوي ديگر منطقه وقوع آنها نسبت به گذشته عريض‌تر شده است. به عبارت ديگر نه تنها تعداد دفعات بروز هاريكن‌هاي قدرتمند نسبت به گذشته بيشتر شده است كه آنها در عرض‌هاي شمالي‌تر نيز ديده مي‌شوند. در نمونه‌اي كه چند سال پيش رخ داد، ساكنان جنوب ايران و نواحي جنوبي خليج فارس براي اولين بار در طول تاريخ ثبت اين پديده‌ها، شاهد بروز يك هاريكن بودند كه به نام توفان گونو مشهور شد و ساكنان جنوب ايران وقوع آن را خوب به خاطر دارند. متخصصان اقليم با بررسي اين رفتار هاريكن‌ها امكان ارتباط آن با گرمايش زمين را ممكن مي‌دانند. بر اساس نظر اين افراد تغيير دماي آب‌هاي اقيانوس هرچند به ميزان اندك نه تنها قدرت اين توفان‌ها را بيشتر كرده است، كه بازه تشكيل آنها را افزايش داده و با ادامه روند گرمايش زمين و آب شدن يخ‌هاي قطبي بايد منتظر تعداد بيشتري از هاريكن‌هاي قدرتمند در عرض‌هاي وسيع‌تري از سياره خود باشيم. توفان‌هايي كه مي‌توانند براي بسياري از كشورها و مردمي كه در نواحي خطر زندگي مي‌كنند، مصيبت بار باشند. هاريكن‌ها جلوه ديگري از پاسخي هستند كه طبيعت سياره ما به تخريب وسيعي مي‌دهد كه بشر در آن ايجاد كرده است.

مبارزه فردي با گرمايش زمين

آيا ما شهروندان ساكن سياره زمين مي‌توانيم كاري براي مقابله با گرمايش زمين انجام دهيم؟‌ آيا چون بزرگ‌ترين توليدكننده‌هاي گازهاي گلخانه‌اي تحت تاثير سياست‌ دولت‌ها هستند، ‌دست شهروندان عادي براي مبارزه با اين پديده بسته است؟‌ آيا اقدامات فردي هر يك از ما در مقابل انبوه توليد گازهاي گلخانه‌اي توسط صنايع بزرگ اساسا فايده‌اي دارد؟ ‌واقعيت اين است كه اگرچه صنايع بزرگ نقش بسيار جدي در توليد گازهاي گلخانه‌اي و گرمايش زمين دارند و كارهاي كوچك ما نقش كوچكي در كاهش توليد گازهاي گلخانه‌اي دارد، اما اگر اين اقدامات از سوي تعداد بسيار زيادي از شهروندان رعايت شود، حاصل جمع آن كاهش عدد قابل توجهي از توليد گازهاي گلخانه‌اي خواهد بود. راه‌هاي زير روش‌هايي است كه هريك باعث مي‌شود به طريقي در استفاده از منابعي كه با توليد گازهاي گلخانه‌هاي در ارتباط هستند صرفه‌جويي شود و شما هم مي‌توانيد در خانه و زندگي خود، آنها را به كار ببريد. شايد انجام همين قدم‌هاي كوچك، جان توله خرس‌هاي قطبي را نجات دهد.

1- حتي‌الامكان از وسايل نقليه عمومي و در صورت امكان از دوچرخه ‌به جاي وسايل شخصي موتوري استفاده كنيد.

2- دماي ترموستات را در زمستان 2 درجه كاهش و در تابستان 2 درجه افزايش دهيد.

3- فيلترهاي مشعل و تهويه هواي خود را به صورت مرتب تميز و جايگزين كنيد.

4- دستگاه‌هاي الكتريكي مانند تلويزيون و رايانه را در حالت Standby قرار ندهيد.

5- يخچال و فريزر را در مكان‌هاي سرد و دور از وسايل گرمايشي مانند اجاق قرار دهيد.

6- برفك‌ يخچال‌ها و فريزرهاي قديمي را مرتب پاك كنيد.

7- زباله‌هاي زيستي (Organic) را بازيافت كنيد.

8- از كيسه‌هاي پلاستيكي استفاده مجدد كنيد. پيشنهاد بهتر اين است كه هنگام خريد با خودتان يك زنبيل پارچه‌اي حمل كنيد.‌ برخي از نمونه‌هاي آن به شكل تاشو طراحي شده و مي‌توانيد در جيب يا كيفتان بگذاريد.‌ يادتان باشد شما تنها چند دقيقه از آن كيسه استفاده مي‌كنيد، اما براي بازگشت آن به طبيعت سال‌هاي طولاني زمان نياز است.

9- زباله‌هاي خود را كاهش دهيد.

10- به جاي غذاهاي يخزده، ‌غذاهاي تازه خريداري كنيد.

11- جنگل‌هاي سرتاسر جهان را در مقابل هرگونه آسيب محافظت كنيد. مي‌دانيد كه جنگل‌هاي هيركاني مازندران و گيلان در رده باستاني‌ترين جنگل‌هاي جهان هستند كه از پيش از عصر يخبندان باقي مانده‌اند و هر سانتي‌مترمربع آن يك موزه واقعي است؟

12- از اتلاف حرارتي خانه‌هايتان براي مدت زمان طولاني جلوگيري و شيشه‌هاي يك جداره قديمي را با شيشه‌هاي دوجداره جايگزين كنيد.

13- با دوستان و بستگان خود از خطرات تغييرات اقليمي صحبت نماييد و اين پيشنهادها را به آنها نيز ارائه كنيد.

آيا گرمايش زمين براي ايران مهم است؟

شايد بسياري سوال كنند در ميان همه مشكلاتي كه جامعه در حال توسعه‌اي مانند ايران با آن مواجه است، آيا بايد نگران گرمايش زمين بود؟ مگر ما چقدر در اين پديده نقش داشته‌ايم و مگر ما چه كار مي‌توانيم بكنيم؟ پيش از اين‌كه به نقش ايران اشاره شود، شايد بد نباشد به ياد بياوريم كه ايرانيان ميراث‌دار ميراثي هستند كه در آن طبيعت ارج نهاده مي‌شود و وارثان اين فرهنگ بايد خود را متعهد به احترام به طبيعت بدانند. اينك اين طبيعت در خطر افتاده و حتي اگر ما نقشي هم در اين ميان نداشتيم به واسطه تعهدات فرهنگي خود بايد در هر سطحي كه مي‌توانستيم براي حل آن اقدام مي‌كرديم، بازهم با فرض بي‌تقصير بودن ما در اين رويداد نبايد فراموش كرد كه متاسفانه يا خوشبختانه مرزهاي سياسي و فرهنگي براي زمين و سياره ما قابل تشخيص نيست. اگر سياره ما آسيب ببيند برايش فرقي نمي‌كند كه چه كسي آسيب وارد كرده يا در كجا اين آسيب واقع شده است. همه سرزمين‌ها و درياهاي زمين در برابر اين آسيب واكنش نشان خواهند داد و همه ما در مثل شبيه مسافران آن كشتي چوبي هستيم كه اگر مسافري محل نشستن خود را سوراخ كند، همه غرق خواهند شد. وقتي توفاني مانند گونو وزيدن بگيرد، برايش دبي و بوشهر فرقي نمي‌كند. وقتي سطح آب درياها افزايش پيدا كند، برايش سواحل شمالي و جنوبي خليج فارس فرقي نمي‌كند و وقتي دماي زمين افزايش پيدا كرد و بيماري‌هاي متنوع ناشي از آن شايع شد، همه دچار آن خواهند شد. كما اين‌كه اگرچه ايدز از آفريقا و آنفلوآنزاي خوكي از مكزيك برخواستند، اما اينك در كشور ما نيز قرباني مي‌گيرند. اما فراتر از اين بحث‌هاي اخلاقي واقعيت مهم ديگري وجود دارد كه بر اساس برآوردهاي سازمان ملل متحد، ايران نقش قابل توجهي در اين پديده دارد. طي سال‌هاي اخير رتبه ايران در توليد گازهاي گلخانه‌هاي به شكل چشمگيري افزايش پيدا كرده است؛ به طوري كه هم‌اكنون ايران از نظر توليد گازهاي گلخانه‌اي در رده دهم جهان قرار دارد و اولين كشور غيرصنعتي توليدكننده اين گازها در جهان به شمار مي‌رود. كشورهايي مانند فرانسه، استراليا و برزيل در اين فهرست پس از ايران قرار گرفته‌اند. علاوه بر نقش ما در توليد گازهاي گلخانه‌اي بايد يادآور شد كه اثرات اين پديده در ايران هم قابل ملاحظه است و يخچال‌هاي زمستاني كوهستان‌ها هر روز كوچك‌تر مي‌شود و الگوي آب و هوايي ما در حال تغيير مشهودي است. به همين دليل هم حضور فعال ايران در برنامه‌هايي مانند اجلاس كپنهاگ و از سوي ديگر ايفاي نقش شهروندان براي كمك به حفظ سياره خودشان، مي‌تواند در كنار هم، عذر خواهي كوچكي به سهم خودمان باشد ازطبيعتي كهدر قبال آن ظلميروا داشته‌ايم.