اجلاس کپنهاگ مهمترين اتفاق زيست محيطي سال است. بعد از آنکه پروتکل کيوتو نتوانست در مهار تغييرات اقليمي و گرم شدن زمين موفقيت چنداني را کسب کند، اينبار رهبران جهان قرار است تا در پانزدهيمن سالگرد تصويب کنوانسيون تغييرات اقليمي سازمان ملل متحد (UNFCCC) دور هم جمع شوند تا بلکه بتوانند راهي جديد را براي مهار گرم شدن زمين پيدا کنند.
بسياري از رهبران کشورهاي توسعه يافته اروپايي و آمريکايي آمادگي خود را براي حضور در کپنهاگ اعلام کرده اند. حتي ?? کشور آفريقايي تهديد کرده اند که اگر قرار باشد کشورهاي قدرتمند فقط به مواضع خود بيانديشند و صداي ملل فقير را نشنوند، در کپنهاگ شرکت نخواهند کرد. بنگلادش هم ديروز اعلام کرده است که بايد تصميم گيري ها منصفانه باشد.
با اين حال ايران مانند هميشه موضعي منفعلانه دارد. در ميان ادبيات و اخبار منتشر شده از سازمان حفاظت محيط زيست در چند وقت گذشته تنها دوبار نام اجلاس کپنهاگ به گوش مي خورد که هر دو نيز مربوط به دو هفته قبل است. يکي مربوط به توافقنامه همکاري با وزارت محيط زيست قطر است که طي آن دو طرف توافق کرده اند تا از مواضع يکديگر در کپنهاگ حمايت کنند. ديگري نيز مربوط به مصاحبه حسن اصيليان معاون محيط انساني سازمان حفاظت محيط زيست با سبز پرس است. اصيليان در اين مصاحبه اعلام کرده است که هيئت ايراني به کپنهاگ خواهند رفت و کمي هم درباره پذيرش يا عدم پذيرش پروتکل جديد از سوي آمريکا و ساير کشورهاي صنعتي صحبت کرده است.
جاي تاسف است در کشوري که با وجود سهم صنعت بسيار پايين در جهان، جزء کشورهاي آلاينده در صدر جدول است، چرا چنين واقعه مهمي مورد توجه قرار نمي گيرد.
گويي قرار است اينبار هم کشور ما غافلگير شود. به مانند پروتکل کيوتو که ما از خود هيچ ابتکار عملي نداشتيم و وقتي پروتکل را جلوي روي ما قرار دادند، ما چشم به دهان ديگران داشتيم. روال اداري مجلس و شوراي نگهبان را براي تعلل در پذيرش کيوتو قبول کرديم. همين که روسيه پروتکل را پذيرفت و سهم کشورهاي پذيرنده پروتکل از صنعت جهان به بيش از ?? درصد رسيد، ما هم با دستپاچگي اعلام کرديم که کيوتو را مي پذيريم. اما دريغ که چون هيچ برنامه ريزي نداشتيم، بندي از آن را اجرا نکرديم و فقط سالانه گزارشي را آماده کرديم و ارائه داديم.
ما نه در آن زمان و نه امروز به ماجراهاي جهاني اهميت نمي دهيم. حتي به اثرات آنها نيز فکر نمي کنيم. اثراتي که مي تواند لطمه هاي اساسي به پيکره اقتصاد کشور وارد کند.
ايران يکي از صادر کنندگان اصلي نفت در جهان است. نفت کالاي وارداتي و استراتژيک کشورهايي است که سهمشان در صنعت جهان بالاي ?? درصد است. اين کشورها در زمره آلاينده هاي اصلي هوا و منتشر کنندگان گازهاي گلخانه اي قرار مي گيرند.
طبيعي است که اگر در کپنهاگ توافقي صورت گيرد و کشورها اينبار با ساز و کاري جديد و الزام آور مکلف به کاهش گازهاي گلخانه اي خود شوند، کشورهاي صنعتي بايد بيشتر از پيش به طرف انرژي هاي پاک بروند و واردات نفت را کاهش دهند.
به بيان ديگر اقتصاد کشور ما به طور مستقيم وابسته به تصميم رهبران جهان در اجلاس کپنهاگ است. البته به نظر نمي رسد که در صورت حصول توافق بين شرکت کنندگان، کشورها بتوانند بدون کاهش استفاده از سوخت هاي فسيلي، انتشار گازهاي گلخانه اي خود را کنترل کنند و اين اهميت موضوع را براي اقتصاد ما مي رساند.
دولت ايران نه تنها مسايل زيست محيطي اجلاس کپنهاگ را فراموش کرده بلکه به تبعات نتايج اجلاس نيز فکر نکرده است.
اتفاقي که در چند روز اخير حتي اجلاس امنيت غذايي فائو در رم و همچنين اجلاس سازمان همکاري هاي آسيا و اقيانوسيه (اپک) را نيز تحت تاثير قرار داده است.