+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 21:49 |
جهان ،چشم به راه كپنهاگ
كپنهاگ در حالي ميزبان مهم‌ترين رويداد زيست‌محيطي جهان بود كه روز به روز عوارض گرمايش زمين خود را بيشتر نشان مي‌دهد.

مركز بلا در شهر كپنهاگ دانمارك، بزرگ‌ترين مركز اجتماعات در منطقه اسكانديناوي است؛ مركزي كه در مساحتي به ابعاد 121800 متر مربع بنا شده و مي‌تواند ميزباني 20 هزار و 200 نفر را بر عهده بگيرد. اين مركز از زماني كه اولين بخش آن در سال 1965 ساخته شد تاكنون ميزبان رويدادهاي بزرگي بوده است؛ از مجمع اتحاديه اروپا گرفته تا كنگره جهاني المپيك و حتي مراسم اهداي جوايز موسيقيMTV در سال 2006. اما آنچه كه اين مركز در فاصله 7 تا 18 دسامبر (16 تا 27 مهرماه) شاهد آن خواهد بود شايد مهم‌ترين مجمعي باشد كه تاكنون نه‌تنها در اين مركز كه در سراسر سياره ما برگزار مي‌شود.

شايد اين جمله به نظر غلوآميز بيايد، اما اين كنفرانس مي‌تواند سرنوشت آينده زمين را تعيين كند. اگر تصميمي جدي و با پشتيباني شركت‌كنندگان در آن اتخاذ شود شايد زمين بتواند نفسي به آسودگي بكشد و در غير اين صورت، جهان با سرعت بيشتري به سوي مصيبت‌هايي خواهد رفت كه انسان عامل به وجود آمدن آنها بوده است. در مركز بلا در كپنهاگ، نه‌تنها كارشناسان درباره راه‌هاي مقابله با گرمايش زمين بحث خواهند كرد كه مقامات رسمي كشورهاي مختلف در عالي‌ترين سطوح خود به بحث و بررسي درباره تصميماتي خواهند پرداخت كه روش عمل جهانيان در مقابل يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي بشر را در تمام تاريخش مشخص خواهد كرد. اين نشست اگرچه پانزدهمين كنفرانس عمومي در چارچوب تغييرات اقليم سازمان ملل متحد و پنجمين كنفرانس بررسي شرايط توافقنامه كيوتوست، اما از آنجا كه قرار است تصميمات سياسي در قبال رفتار كشورهاي عضو پس از سال 2012 در برابر مساله توليد گازهاي گلخانه‌اي و گرمايش زمين و تغييرات اقليم در آن اتخاذ شود، اهميتي دوچندان دارد. جهان با بيم و اميد روزهاي تقويم را تا رسيدن به اين نشست خط مي‌زند تا شاهد تصميماتي باشد كه شايد بتواند سياره ما و به طور مشخص‌تر انسان را در برابر خطري كه با آن مواجه است حفظ كند. اما هرچقدر كه اميدها زياد است، نگراني‌ها هم بالاست. آيا سياستمداران قادر خواهند بود اين بار دعواها و منافع سياسي و اقتصادي را كنار بگذارند و به تعهدي مسوولانه تن در دهند كه آينده تمدن انسان را تضمين مي‌كند يا بار ديگر منافع اقتصادي و سياسي، مانع نگاه دقيق و واقع‌گرايانه به آينده خواهد شد؟

گفته مي‌شود بشر امروز با 3 بحران واقعي مواجه است؛ بحران‌هايي كه مي‌تواند نقطه پاياني بر حضور انسان بر اين سياره بگذارد و به حيات تنها گونه هوشمند سياره زمين در تاريخ حياتش پايان دهد. اين بحران‌ها انفجار جمعيت، بحران آب و غذاي جهاني و از همه مهم‌تر تغييرات اقليم است. انفجار جمعيت باعث كاهش منابع آب و غذاي سالم شده و تغييرات اقليم باعث تغيير الگوي زندگي بر سياره ما شده است. آنچه حل آن نيازمند سياست‌هاي فراملي است و هيچ فرد و كشوري نمي‌تواند به تنهايي با آن مبارزه كند، گرمايش جهان است. اما گرمايش زمين چيست؟

سياره زمين يكي از نقاط استثنايي منظومه شمسي است. اين سياره در فاصله مشخصي از خورشيد قرار گرفته كه آن را منطقه كمربند حياتي مي‌نامند. اگر زمين اندكي به خورشيد نزديك‌تر بود افزايش دما باعث مي‌شد بذر حيات پيش از بارور شدن بر اين سياره خشكيده شود و اگر اندكي دورتر از جاي فعلي خود بود، زمهرير در زمين شكل مي‌گرفت كه بذرهاي حيات را منجمد مي‌كرد. زمين در جاي مناسبي براي شكل‌گيري حيات قرار گرفته است و حيات توانست بر اين سياره شكوفا شود و رشد و تحول پيدا كند اما در كنار اين فاصله مناسب و وجود منابعي مانند آب و مواد معدني و هزاران عامل ريز و درشت ديگر اين جو يا اتمسفر زمين است كه تضميني بر ادامه حيات به شمار مي‌رود. جو زمين نه‌تنها لايه‌اي از گازهايي مانند نيتروژن و اكسيژن است كه حيات را براي ما فراهم مي‌آورد و فشار لازم براي ادامه حيات موجوداتي مانند ما را تامين مي‌كند اما وظيفه‌هاي ديگري نيز بر عهده دارد. يكي از اين وظايف محافظت از زمين در برابر پرتوهاي كيهاني و تابش‌هاي فرابنفش مضري است كه از طرف خورشيد و فضا به سمت زمين مي‌آيد و اگر ما به طور مستقيم در معرض آن قرار بگيريم، از بين خواهيم رفت. چندي پيش كه لايه ازن زمين به دليل آزاد شدن برخي تركيبات گازي در جو رقيق شده بود، تعداد زيادي از ساكنان نيمكره جنوبي دچار سرطان پوست شدند. يكي ديگر از كارهايي كه جو زمين انجام مي‌دهد، كنترل دماي سياره است. اگر زمين جو نداشت، در طول روز كه در مقابل تابش مستقيم پرتوهاي خورشيد قرار مي‌گرفت دما بشدت بالا مي‌رفت و در شب يكباره دماي زمين تا ده‌ها درجه زير صفر كاهش پيدا مي‌كرد. در چنين شرايطي از نظر تفاوت دماي شبانه‌روز كمتر موجود زنده‌اي مي‌تواست دوام بياورد. نمونه چنين رفتاري را در سياره عطارد و يا سطح ماه مي‌توانيم ببينيم. اما جو زمين پديده‌اي به نام پديده گلخانه‌اي به وجود مي‌آورد كه با متعادل نگاه داشتن دماي زمين در شب و روز امكان ادامه فعاليت‌هاي حياتي را ممكن مي‌كند. جو زمين به‌ دليل وجود گازهايي كه به آنها گازهاي گلخانه‌اي مي‌گويند و مهم‌ترين آنها دي‌اكسيد كربن است. وجود اين گازها شرايطي مانند يك گلخانه را به وجود مي‌آورد. تابش‌هاي گرمايي كه به زمين مي‌رسد از جو زمين عبور مي‌كند. گازهاي جو زمين در برابر بخشي از پرتوهاي گرمايي و همچنين در برابر نور مرئي طيف الكترومغناطيس شفاف است. اما اين پرتوها پس از برخورد با سطح زمين و هنگام بازتاب، دچار تغيير طول موج مي‌شوند و اين لايه گازهاي گلخانه‌هاي اجازه عبور مجدد اين پرتوهاي گرمايي را نمي‌دهد و راه بخشي از آنها را سد مي‌كند. گرما درون لايه گرما كره باقي مي‌ماند و هنگام شب نيز دماي ميانگين بالا باقي مي‌ماند. به اين ترتيب حيات ما وابسته به وجود اين گازهاي گلخانه‌اي است، اما شرايط سياره ما خلاف آنچه به نظر مي‌آيد، بسيار شكننده است. تعادلي بسيار ظريف شرايط حيات روي اين سياره زيبا را به وجود آورده است و اندكي تغيير در اين تعادل، مي‌تواند همه شرايط را بر هم بزند و باعث شود عواملي كه باعث بقاي حيات روي زمين هستند تبديل به عوامل مرگبار شوند.

انفجار جمعيت، بحران آب و غذاي جهاني و از همه مهم‌تر تغييرات اقليم مشكلا‌تي هستند كه بشر امروزه با آنها روبه‌رو است

گازهاي گلخانه‌هاي نيز چنين هستند. اگر حجم گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين افزايش يابد، آنگاه اين لايه مانع خروج بخش‌هاي بيشتري از پرتوهاي گرمايي از جو زمين مي‌شود و با انباشته شدن گرماي بيشتر، كم‌كم دماي ميانگين زمين افزايش پيدا مي‌كند. اين اثر است كه از آن به تشديد اثر گلخانه‌اي و افزايش دماي ميانگين سياره و در نتيجه گرمايش زمين مي‌انجامد. اين اتفاقي است كه در نهايت باعث مي‌شود تا چرخه متعادل سيستم‌هاي اقليمي روي زمين دستخوش تغيير ‌شود و در نهايت حيات ما را روي زمين دستخوش تغيير كند.

پس از انقلاب صنعتي كه در نتيجه آن انسان رو به استفاده بيش از پيش از سوخت‌هاي فسيلي از جمله ذغال‌سنگ و بعدها نفت و مشتقات آن آورد، روند توليد گازهاي گلخانه‌هاي نيز افزايش يافت.

سوخت‌هاي فسيلي، از بقاياي موجودات زنده دوران قديم زمين به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد كردن مقدار بسياري زيادي از گازهاي گلخانه‌هاي و بخصوص دي‌اكسيد كربن است. اگر نگاهي به فعاليت‌هاي روزانه خود بيندازيم، مي‌بينيم كه تا چه حد روند توليد اين گازها افزايش پيدا كرده است. چراغ برقي كه در خانه ما روشن مي‌شود، راديو، تلويزيون يا هر ابزار الكتريكي ديگر، نيازمند مصرف برقي است كه عمده آن در نيروگاه‌هايي توليد مي‌شود كه با سوخت‌هاي فسيلي كار مي‌كنند. بنابراين هر كاربري برقي به طور مستقيم و غيرمستقيم در توليد گازهاي گلخانه‌هاي نقش ايفا مي‌كند. در كنار آن ماشين‌ها، هواپيماها، اجاق‌هاي خوراك‌پزي و گرمايشي، به طور مستقيم از مشتقات نفتي استفاده مي‌كنند و به طور مستقيم گازهاي گلخانه‌هاي را به جو زمين مي‌فرستند و باعث گرمايش زمين مي‌شوند. در چند قرن اخير، اين فرآيند كم‌كم خود را به شكل مشهودي نشان داده است و در 50 سال اخير بود كه دانشمندان متوجه مسيري شدند كه با افزايش اين گازها پيش روي ما قرار گرفته است. بنابر نظر اين دانشمندان، با افزايش توليد و آزادسازي اين گازها كه خود نتيجه نوع سبك زندگي و فعاليت‌هاي صنعتي ماست، دماي ميانگين سياره ما نيز افزايش مي‌يابد. با افزايش اين دما، ماشه مجموعه‌اي از رويدادهاي مرگبار چكانده مي‌شود و سيل اتفاقات بعدي دومينووار جاري مي‌شود. با افزايش دماي ميانگين زمين، چرخه حياتي آب و هوا روي زمين دچار تغيير مي‌شود. جريان‌هاي آبي كه باعث تعادل دماي آبي مي‌شوند، در اثر اين رويداد تغيير مي‌كنند و با اين تغيير، زندگي برخي گونه‌هاي كوچك دريازي كه در سر حلقه زنجيره‌هاي غذايي بزرگ‌تر قرار دارند نابود مي‌شوند. در كنار آن، اين فرآيند با آب شدن يخ‌هاي قطبي همراه خواهد بود. با آب شدن يخ‌هاي بيشتر و شناور شدن آنها در اقيانوس‌ها، همزمان 2 اتفاق رخ مي‌دهد؛ نخست كاهش دماي اقيانوس‌ها كه در نتيجه آن هاريكن‌ها با قدرت بيشتر و در كمربندهاي وسيع‌تري از مناطق زمين رخ مي‌دهند. اين آب شدن يخ‌ها باعث مي‌شود تا سطح آب‌هاي آزاد افزايش پيدا كند. از هم‌اكنون، اثرات اين آب شدن يخ‌ها را مي‌توان مشاهده كرد. برخي از محققان پيش‌بيني مي‌كنند كه اگر جلوي اين فرآيند گرفته نشود، برخي از كشورها به طور كامل و براي هميشه زير آب فرو خواهند رفت. مقامات كشور مالديو از هم اكنون نگران آينده كشورشان در چند دهه آينده هستند و همين چند ماه پيش بود كه رئيس‌جمهور و اعضاي هيات دولت آن جلسه خود را زير آب برگزار كردند تا توجه جهانيان را به خطرات ناشي از گرمايش زمين جلب كنند. اين خطر تنها متوجه مالديو نيست؛ مناطق ساحلي كه اتفاقا بيشترين جمعيت جهان را در خود جاي داده‌اند در خطر جدي قرار دارند. ايالات متحده، ژاپن، كانادا، استراليا، چين و بسياري ديگر از كشورها در صورت چنين رويدادي با جمعيت ميلياردي آوارگان مواجه خواهند شد.

آب شدن يخ‌ها در برخي از مناطق مي‌تواند اثرات مخرب تري به جاي بگذارد. اگر صفحه يخي گرينلند آب شود (كه هم اكنون شكست آن آغاز شده است)، احتمالا جريان آبي موسوم به جريان خليج از كار مي‌افتد و روندي پيچيده كه به نوعي كنترل‌كننده دماي آب‌هاي زمين و سيستم هوايي آن است، از كار خواهد افتاد و به اين ترتيب، انسان با چهره‌اي خشن از رفتارهاي آب و هوايي زمين مواجه مي‌شود.

اين تغييرات دما همچنين باعث انقراض‌هاي گسترده‌اي خواهد شد؛ انقراض‌هايي كه از هم اكنون آغاز شده است. برخي موجودات مانند خرس‌هاي قطبي از هم اكنون دچار مصيبت شده‌اند و به دليل نبودن قطعات يخ شناور، براي اولين بار در قرن‌هاي اخير، مردم جنازه‌هاي شناور خرس‌هاي قطبي را در آب‌هاي شمالي پيدا مي‌كنند. البته موجوداتي كه منقرض مي‌شوند بسيار بيشتر و متنوع‌تر از خرس‌ها هستند. بسياري از سرحلقه‌هاي زنجيره‌هاي غذايي بشدت به دماي ميانگين زمين حساسند و با تغيير آن نابود مي‌شوند و نابودي اين موجودات كوچك باعث از بين رفتن تمام زنجيره‌اي خواهد شد كه از آنها سرمنشأ مي‌گيرد.

هم‌اكنون گرمايش زمين چهره سياره ما را تغيير داده و برف‌هاي كليمانجارو به افسانه‌ها پيوسته است. شايد تا 40 سال ديگر هيچ نشاني از يخ‌هاي كلاهك قطبي شمال زمين نباشد. به هر جا كه نگاه مي‌كنيد، اثرات اين پديده ديده مي‌شود و گويي زمين و زمان به ما هشدار مي‌دهد.

چنين چهره تاريكي از زمين، حاصل فعاليت‌هاي بي‌منطق انسان و استفاده نامحدود آن از منابع سوخت فسيلي است. انسان در برابر بزرگ‌ترين خطري قرار گرفته است كه از آغاز پيدايشش روي زمين تا كنون با آن مواجه بوده است. اگرچه تصور مي‌شد اگر مردم بدانند در برابر چنين خطري قرار گرفته‌اند، بلافاصله همه امكانات خود را براي مقابله با آن به كار مي‌گيرند، اما انسان اين گونه عمل نكرد و با مطرح شدن اين داستان ابتدا دست به انكار زد. بسياري از سياستمداران و دانشمندان گفتند زمين بزرگ‌تر از آن است كه دستكاري ما چنين اثر مرگباري بر آن بگذارد. برخي گفتند كه در تاريخ بارها چنين اتفاقي افتاده و خود زمين راه‌حلش را پيدا مي‌كند. البته شكي در اين نيست كه زمين از اين فرآيند جان سالم به در خواهد برد، اما بعيد است انسان در چنين زميني جايگاهي براي زيست داشته باشد. زماني كه خطر جدي شد، سياستمداران و دانشمندان به فكر افتادند كه يكي از مهم‌ترين آنها برگزاري اجلاس كيوتو بود كه در سال 1997 ميلادي برگزار شد و در آن همه كشورهاي جهان توافق كردند تا توليد گازهاي گلخانه‌اي خود را كاهش دهند. اما چنين چيزي رخ نداد و برخي از بزرگ‌ترين كشور‌ها مانند استراليا، آمريكا و چين به آن نپيوستند؛ درحالي كه بزرگ‌ترين توليدكننده‌هاي گازهاي گلخانه‌اي بودند.

سياستمداران و اقتصاددانان استدلال مي‌كردند كه اگرچه توليد گازهاي گلخانه‌اي زيانبار است، اما تبديل صنايع به صنايع غيرآلاينده هزينه‌بر است و مانع رشد اقتصادي كشورها مي‌شود و كشورهاي ضعيف‌تر هم استدلال كردند كه چون اقتصاد‌هاي بزرگ مسوول چنين رفتاري هستند، پس خود آنها هم بايد راه‌حلي پيدا كنند.

موعد اجرايي پروتكل كيوتو در حالي به پايان مي‌رسد كه نتوانسته به اهداف خود دست پيدا كند. در ماه‌هاي اخير، چندين جلسه در سطح مقامات ارشد برگزار شد تا در اين باره تصميم‌گيري كنند؛ اجلاسي مانند سران اروپا و سران اپك كه در هيچ‌كدام از آنها توافقي جدي صورت نگرفت و با اين‌كه در همان روزها صحبت از شكست لايه يخي گرينلند و افزايش سرعت آب شدن يخ‌هاي قطبي منتشر مي‌شد، همه آنها همه چيز را به اجلاس كپنهاگ واگذاشتند.

همان‌طور كه در نمودار روبرو مي‌بينيد درجه حرارت زمين چه براساس اطلاعات ايستگاه‌هاي هواشناسي و چه حرارت آب‌هاي آزاد در حال افزايش است. هرچند در بعضي سال‌ها كاهش كمي را نشان مي‌دهد اما در كل ميانگين منحني صعودي است.

اينك سالن بلا در شهر كپنهاگ خود را براي اجلاسي آماده مي‌كند كه بايد در آن سران كشورهاي جهان تصميمات خود را براي كاهش ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي در افق سال 2012 و پس از آن اعلام كنند. 2012 در تاريخ اقوام باستاني مايا‌ها به عنوان پايان دنيا مطرح شده است و شايد اگر تصميمات اين اجلاس و تلاش‌هاي مشابه به نتيجه نرسد، اين سال به راستي آغاز نابودي زمين باشد.

اجلاس كپنهاگ موفق نخواهد شد مگر اين‌كه همه سياستمداران براي يك بار فراموش كنند كه روساي دولت‌هايي متفاوت هستند و به ياد بياورند با همه اختلاف نظرهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي، همه سرنشينان يك كشتي به نام زمين هستند. اگر زمين نباشد و حيات انسان روي آن نابود شود، ديگر چيزي هم به نام كشورها يا فرهنگ‌ها يا قدرت‌هاي اقتصادي باقي نخواهند ماند كه با هم به نزاع برخيزند. كپنهاگ تنها در شرايطي موفق است كه هم سران و هم مردم عادي خود را سرنشينان اين كشتي فرض كنند. مسووليت‌هاي دولت‌ها آسان نخواهد بود، اما تنها راه براي بقاست. از سوي ديگر، تك‌تك شهروندان سياره هم بايد مسووليت خود را بپذيرند. اگر دولت‌هاي بزرگ بايد با تصميماتي شجاعانه تعهد خود را به كاهش سريع توليد گازهاي گلخانه‌اي بيان و به آن عمل كنند،شهروندان عادي هم بايد با تغيير روش زندگي خود به حل اين مساله كمك كنند.كارهاي ساده‌اي مانند استفاده كمتر از كيسه‌هاي پلاستيكي، استفاده از وسايل نقليه عمومي، خاموش كردن چراغ‌هاي غيرضروري يا حتي خاموش كردن رايانه‌هاي شخصي به جاي استند‌‌باي‌‌گذاشتن آنها، در كنار كارهاي بزرگ سياره ما را نجات خواهد داد.

زمين سياره ماست و ما را بدون توجه به فرهنگ‌ها، سياست‌ها يا نژاد و زبانمان روي خود جاي داده است و اگر بخواهيم بازهم برآن زندگي كنيم، بايد خود را شهرونداني مسوول در برابر سياره خود بدانيم. اين مبارزه‌اي است كه اگر همه بشريت در آن شركت نكنند، قطعا شكست خواهند خورد.

اينك زمين تب‌دار ما با چشماني نگران به كپنهاگ مي‌نگرد. آيا بشر اين بار حاضر خواهد شد مسووليت خود را بپذيرد؟

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:23 |

2دهه آينده و به دليل تداوم گرمايش زمين روي مي‌دهد

خداحافظي با افسانه برف‌هاي كليمانجارو
جام جم آنلاين: شرايط آب و هوايي حاكم بر جهان به گونه‌اي است كه احتمالا بايد بتدريج با افسانه برف‌هاي كليمانجارو خداحافظي كنيم.

تازه‌ترين تحقيقاتي كه در زمينه تاثيرگذاري شرايط اقليمي حاكم بر جهان و بخصوص آفريقا انجام شده نشان مي‌دهد برف‌هاي كليمانجارو كه همواره به عنوان سمبلي تاريخي براي قاره سياه شناخته شده‌اند بتدريج در حال ناپديد شدن هستند و البته نكته نگران‌كننده‌تر اين است كه ناپديد شدن احتمالي برف‌ها و يخچال‌هاي اين قله به زمان بسيار دوري مربوط نمي‌شود و احتمالا تا 2 دهه آينده برف‌هاي كليمانجارو را فقط در تصاوير و فيلم‌ها مي‌‌توان پيدا كرد.

توده‌هاي يخ و برفي كه براي هزاران سال در نوك قله كليمانجارو خودنمايي كرده‌اند بتدريج در حال ذوب شدن هستند و اين فرآيند نه‌تنها براي تانزانيا كه اين كوه مرتفع در آن قرار دارد نگران‌كننده است بلكه كارشناسان حامي محيطزيست در آفريقا و سراسر جهان، نسبت به اين موضوع نگران‌كننده حساسيت نشان داده‌اند. تازه‌ترين مطالعاتي كه در اين زمينه انجام شده نشان مي‌دهد توده‌هاي برف و يخ كليمانجارو در مقايسه با يكصد سال گذشته به طرز قابلتوجهي ذوب شده‌اند. محققاني كه در اين بررسي طولاني‌مدت حضور داشته‌اند، معتقدند در صورت تداوم اين روند، تنها تا 2 دهه آتي اثري از توده‌هاي يخي كليمانجارو باقي نخواهد بود. از آن گذشته، برخي نيز طول اين بازه زماني را كوتاه‌تر عنوان كرده‌اند.

اما علت اصلي ذوب شدن اين توده‌ها چه چيزي است؟ لوني تامپسون از زمين‌شناسان دانشگاه اوهايو كه در را‡س اين تحقيقات جديد قرار دارد، انگشت اتهام را به سوي فرآيند گرمايش زمين و شدت گرفتن آن در چند دهه گذشته نشانه رفته است؛ البته اين براي نخستين بار نيست كه افزايش جهاني دماي آب و هوا و تداوم تغييرات جوي به عنوان عامل اصلي ذوب شدن توده‌هاي يخي در قلل مرتفع جهان از جمله اورست و آلپ عنوان مي‌شود. در سال‌هاي گذشته و بخصوص سال 2007 رشته تحقيقات دامنه‌داري در اين زمينه صورت گرفت كه بر اساس نتايجي كه از آنها به دست آمد نبايد تداوم گرمايش زمين را به عنوان فاكتور ابتدايي ذوب شدن توده‌هاي برف و يخ كليمانجارو عنوان كرد. با اين حال تامپسون و تيم تحقيقاتي همراهش معتقدند تحقيقات جديد و جامع‌شان گوياي اين نكته است كه گرچه بروز تغييرات در حجم توده‌هاي ابر احاطه‌كننده اين توده‌ها و همچنين فرسايش خاك مي‌توانند نقش قابل توجهي در ذوب شدن مناطق يخي كليمانجارو داشته باشند، اما بخوبي روشن است كه بخصوص در دهه‌هاي اخير اين دو فاكتور در مقايسه با پديده شومي به نام تداوم گرمايش زمين، اهميت به مراتب كمتري دارند.

اين تحقيقات دامنه‌دار در حالي انجام شده است كه محققان ديگري هم با وي و يافته‌هايش موافق هستند . ديويد وراردو ، مدير برنامه Paleoclimate Program بنياد ملي علوم آمريكا از جمله اين صاحب‌نظران برجسته است. وي مي‌گويد: ‌ذوب شدن حجم قابل توجهي از توده‌هاي برف و يخ كليمانجارو توجه صاحب‌نظران را از گوشه و كنار جهان به خود جلب كرده است. به نظر وي يكي از نگران‌كننده‌ترين تبعاتي كه ذوب شدن برف و يخ كليمانجارو به همراه دارد، تحت‌تاثير قرار گرفتن منابع آبي منطقه است. كارشناسان دريافته‌اند توده‌هاي برف و يخ ناچيز باقيمانده در ارتفاعات كليمانجارو از همه جهات در حال آب شدن هستند. از اين رو بايد اعتراف كرد توده‌هاي برف و يخ كليمانجارو نيز همچون ارتفاعاتي كه توده‌هاي يخ و برف آنها در ارتفاعات ميانه و پايين قرار دارند تنها مدت زمان كوتاهي مهمان ساكنان زمين خواهد بود.

بالغ بر 85 درصد از‌توده‌هاي يخي كه كليمانجارو را در سال 1912 پوشانده بودند تا سال 2007 ذوب شده‌اند

نخستين محاسباتي كه در زمينه ذوب شدن حجم برف و يخ كليمانجارو انجام شده نشان مي‌دهند كه در حد فاصل سال‌هاي 2000 تا2007 حجم نگران‌كننده از اين توده‌ها ذوب شدهاست كه در نتيجه مي‌توان گفت كليمانجارو در حال آب رفتن است. انتشار آمارها در اين زمينه بر شدت نگراني‌ها افزوده است. بر اساس يكي از اين آمارهاي تاييد شده، بالغ بر 85 درصد از توده‌هاي يخي كه كليمانجارو را در سال 1912 پوشانده بودند تا سال 2007 ذوب شده‌اند و از آن گذشته هم‌اكنون نيز از 26 درصد از توده‌هاي يخي كه ارتفاعات كليمانجارو را در سال 2000 پوشانده بودند، خبري نيست. اما مبناي محققان در ارائه چنين آماري چه فاكتورهايي بوده است؟ سيگنال راديواكتيويته‌اي كه به سال‌هاي 1951 و 1952 مربوط مي‌شود و در سال 2000 در عمق 6/1 متري زير سطح توده‌هاي يخي كليمانجارو رديابي شده بود، اكنون از ميان رفته است و محققان با اشاره به اين نكته برآورد كرده‌اند كه در اين مدت حدود 5/2 متر از ضخامت توده‌هاي يخ كليمانجارو كاسته شده است. از آن گذشته توجه به برخي شواهد ديگر، تاكيد جدي بر سرعت بالاي ذوب شدن توده‌هاي يخي كليمانجارو دارد. محققان با بررسي دقيق اين توده‌ها متوجه حباب‌هاي هواي كشيده شده و به دام افتاده در يخ‌هاي ارتفاعات كليمانجارو شده‌اند كه خود نشان‌دهنده ذوب شدن و دوباره منجمد‌شدن يخ‌هاي كليمانجاروست.

مشاهداتي كه محققان درخصوص تأثير شرايط آب و هوايي بر كليمانجارو و ارتفاعات آن داشته‌اند تاييدكننده اين حقيقت است كه شرايط فعلي آب و هوا در اين منطقه از جهان طي 11 هزار سال گذشته بي‌سابقه بوده است. ذوب شدن توده‌هاي يخي كليمانجارو نگراني‌هاي ديگري را نيز براي دانشمندان به همراه داشته است. اين فرآيند موجب شده لايه‌هاي سطحي يخي اين منطقه از جهان نيز دستخوش تغييرات و ناپايداري‌هاي زيادي شده و در مقايسه با دوره‌هاي گذشته نازك‌تر شوند. هم‌اكنون برآورد مي‌شود از ارتفاع 2 قله توده يخي شمالي و جنوبي كليمانجارو به ترتيب 9/1 و 1/5 متر كاسته شده باشد. همچنين يخچال كوچك‌تر كليمانجارو موسوم به Furtwangler Glacier كه پس از ايجاد حفره‌هاي مختلف در آن در سال 2000 مشخص شد در حال ذوب شدن است، طي سال‌هاي 2000 تا 2009 تا 50‌درصد ذوب شده است. تامپسون با نگراني ادامه مي‌دهد: نيمي از ضخامت توده‌هاي يخي كليمانجارو از بين رفته است. درآينده نيز روزي فرا خواهد رسيد كه يخچال ديدني Furtwangler Glacier ‌ناپديد خواهد شد كه علت اصلي چنين فاجعه‌اي تداوم گرمايش زمين خواهد بود. به عقيده محققاني همچون تامپسون آنچه در كليمانجارومي‌گذرد آيينه‌اي روشن از در جريان بودن فرآيندي مشابه در ديگر ارتفاعات آفريقا نظير كوهستان‌هاي Rwenzori در آفريقا و يخچال‌هاي مرتفع‌ آند در آمريكاي جنوبي و رشته كوه‌هاي هيمالاياست. از اين رو بايد گفت اين حقيقت كه بسياري از يخچال‌هاي يخي نهفته در ارتفاعات زمين در حال ذوب شدن هستند، بايد عاملي مشابه داشته باشد، يعني تغييرات جوي و تداوم گرمايش زمين.

زمين‌شناسان به اين نتيجه رسيده‌اند كه رفتار توده‌ها و يخچال‌هاي سراسر زمين در چند دهه گذشته با تغييرات و نوسانات زيادي همراه بوده است. تداوم گرمايش زمين كه با انتشار حجم بيشتري از گازهاي گلخانه‌اي در چند دهه اخير همراه بوده است، نشان مي‌دهد اين رفتار پيچيده همچنان ادامه خواهد داشت كه نتيجه‌اي جز تحت تاثير قرار گرفتن منابع آبي و حياتي ساكنان زمين به همراه نخواهد داشت

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:22 |
هشدار جدي دانشمندان در مورد گرمايش زمين
ذوب يخچال‌هاي بزرگ در شمال آمريكا و آلاسكا
جام جم آنلاين: دانشمندان آمريكايي كه يخچال‌هاي در حال ذوب در واشنگتن و آلاسكا را زير نظر دارند گزارش دادند كه روند گسترده‌اي از ذوب اين يخچال‌ها در راه است.

به گزارش فارس، تحقيقات 50 ساله دولت آمريكا نشان داد كه يخچال‌هاي دنيا با سرعتي بالا و هشدار دهنده در حال ذوب هستند. تحقيق كنوني آخرين مورد مجموعه گزارش‌هايي است كه نشان مي‌دهد يخچال‌هاي دنيا با سرعتي بسيار بالاتر از پيش بيني‌هاي انجام شده در چند سال قبل در حال ذوب هستند و به گفته نويسندگان اين تحقيق نشان دهنده تسريع روند تغييرات اقليمي و گرمايش كره زمين است.

دانشمندان مؤسسه تحقيقات زمين شناسي آمريكا كه از سال 1959 يخچال‌هاي مذكور را مد نظر دارند اعلام كرده‌اند كه اين ذوب عظيم در 3 يخچال بزرگ اين منطقه كه در 3 منطقه آب و هوايي متفاوت قرار دارند در راه است.

به نوشته سي ان ان ، دانشمندان هشدار داده‌اند كه با توجه به وقوع روندي مشابه در ساير نقاط جهان و قرار دادن همه اين گزارش‌ها در كنار هم بايد هشداري جدي را در مورد گرمايش زمين مد نظر داشت.
اين تحقيقات كه با بررسي مدارك و سوابق ثبت شده 50 سال اخير صورت گرفته است هشدار ديگري به همه مردم جهان در رابطه با گرم شدن كره زمين و عواقب زيانباري است كه مي‌تواند در دهه‌هاي آينده براي نسل بشريت داشته باشد.

ذوب يخچال‌ها منجر به افزايش سطح آب درياها و تأثيرگذاري بر اكوسيستم و رودخانه‌هايي مي‌شود كه از اين يخچال‌ها سرچشمه مي‌گيرند و تأثيرات مخربي را نيز بر زندگي ساحل نشينان جهان دارد.

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:21 |
گرمايش جهاني؛ ترميم لايه ازن جوي را به تاخير مي‌اندازد
براساس يافته‌هاي جديد محققان، افزايش گازهاي گلخانه‌اي در سطح زمين سبب به تاخير انداختن ترميم لايه ازن خواهد شد. اين لايه جوي ناحيه‌اي از اتمسفر زمين است كه در فاصله 11 كيلومتري از سطح زمين بين دو لايه تروپو پوز و استراتوپوز قرار گرفته و اصطلاحا هواكره ناميده شده است. چنين تغييراتي مي‌تواند پيامدهاي نامطلوبي را در سلامت عمومي ساكنان كره زمين به همراه داشته باشد.

 براساس گزارش اعلام شده از سوي محققان هواشناسي و علوم جوي، تغييرات آب و هوايي در سطح كره زمين سبب ايجاد تغييراتي در مسير جريان هوا در لايه‌هاي پاييني استراتوسفر جوي مي‌شود كه مناطقي از سطح زمين در نزديكي استوا و عرض‌هاي جغرافيايي نزديك به اين منطقه (كه بخشي از استراليا و برزيل است) را تحت تاثير خود قرار خواهد داد. تغييرات ايجادشده در جريان انتشار هوا سبب مي‌شود سطح ازن در اين نواحي هيچ‌گاه علي‌رغم حذف مواد تخريب‌كننده به وضعيت پيش از كاهش لايه ازن برنگردد. از آنجا كه گرمايش جهاني به تغيير سرعت انتقال هوا در استراتوسفر و در نتيجه كاهش تشكيل ازن مي‌انجامد. بنابراين كاهش لايه ازن در اين نواحي به افزايش احتمال خطر ابتلا به سرطان پوست در ميان ساكنان كشورهاي استراليا و نيوزيلند منجر خواهد شد. علاوه بر اين آمار مبتلايان به سرطان پوست در كشورهاي شيلي و آرژانتين نيز در مقايسه با گذشته افزايش خواهد يافت. ازن گازي است كه به طور طبيعي در اتمسفر زمين وجود دارد. اين گاز امواج فرابنفش ناشي از تابش خورشيد كه براي حيات موجودات زنده خطرناك است را جذب مي‌كند. از دهه 1970 ميلادي غلظت اين گاز محافظت‌كننده به سبب افزايش انتشار آلاينده‌هاي شيميايي ناشي از فعاليت انسان‌ها در سطح زمين كه به لايه ازن آسيب مي‌رسانند، با كاهش چشمگيري مواجه بوده است. براساس مطالعاتي كه بتازگي در اين زمينه انجام شده است، علاوه بر انتشار آلاينده‌هاي حاوي كلروفلوروكربن و بروموفلوروكربن، انتشار گازهاي گلخانه‌اي نيز سبب تخريب و از بين رفتن لايه ازن جوي خواهد شد. بنابراين اگر در بررسي عوامل موثر در ترميم لايه ازن، تغييرات آب و هوايي به عنوان يكي از عوامل اصلي تاثيرگذار مورد توجه قرار بگيرد، در آينده با مشكلات بسياري مواجه خواهيم شد.

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:20 |
زمين تب دار
تاثيرات گرمايش بر توليد و مصرف انرژي
جام جم آنلاين: مصرف بي‌رويه انرژي و استفاده بيش از حد از سوخت‌هاي فسيلي موجب گرم شدن زمين شده است؛ اما گرمايش زمين نيز طي دهه‌هاي آينده بر ميزان توليد و مصرف انرژي در سراسر دنيا تاثير خواهد گذاشت.
به طور مثال با گرم شدن آب و هوا از يك طرف انرژي لازم براي گرم كردن ساختمان‌ها كاهش خواهد يافت، اما از طرف ديگر انرژي بيشتري براي تهويه و خنك كردن هواي ساختمان‌ها مصرف خواهد شد.

چنين تغييراتي راجع به مصرف انرژي در هر منطقه و هر فصل سال متفاوت خواهد بود. به نقل از دفتر طرح ملي تغيير آب‌وهوا، پيش‌بيني مي‌شود در ايران گرمايش زمين باعث افزايش تقاضاي برق به ميزان 20 هزار مگاوات در طول 50 سال آينده شود. با توجه به چنين افزايشي در مصرف انرژي بايد به فكر صرفه‌جويي و ذخيره انرژي در سال‌هاي آينده باشيم.

تغيير در ميزان بارش و تبخير در مناطق مختلف ممكن است دستيابي به انرژي آبي را آسان‌تر يا دشوارتر كند. مناطقي كه منابع اصلي انرژي آنها وابسته به سدها و انرژي آبي است، دچار مشكل خواهند شد.

دفتر طرح ملي آب و هوا نيز از كاهش بازده نيروگاه‌هاي حرارتي و كاهش در توليدات نيروگاه‌هاي آبي در اثر كاهش سطح آب پشت سدها در ايران گزارش مي‌دهد.

افزايش ميزان طوفان‌ها و سيل‌ها در مناطقي كه انتظار چنين وقايعي را ندارند ، آسيب‌هايي به تاسيسات انتقال انرژي خواهد زد كه از جمله آنها مي‌توان به تخريب نواحي ساحلي ، اسكله‌هاي نفتي و تاسيسات گاز و پتروشيمي در نواحي ساحلي جنوبي ايران بر اثر طوفان‌هاي دريايي شديد اشاره كرد.

همچنين گرمايش زمين ممكن است برخي از منابع انرژي‌هاي تجديدپذير را از بين ببرد. اگر تغييرات اقليم موجب ابري شدن هوا در برخي مناطق شود، آن مناطق از انرژي خورشيدي محروم خواهند شد.

تغيير در ميزان وزش بادها انرژي باد را دستخوش دگرگوني خواهد كرد و تغييرات در رشدونمو گياهان انرژي بيومس را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

البته اين را بايد در ذهن داشته باشيم كه كاهش يا افزايش توليدات و مصرف انرژي فقط وابسته به گرمايش زمين نيست، بلكه عواملي چون پيشرفت صنعت و فناوري، رشد جمعيت و بازدهي انرژي نيز بر آن تاثيرگذارند.

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:20 |
آيا جنگل ها به کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي کمک مي کنند
محققان و دانشمندان اعلام کردند اين امکان وجود دارد که جنگل ها در کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي اثربخش نباشند، به گزارش ايسنا به نقل از شبکه خبري بي بي سي، سازمان بين المللي تحقيقات جنگل ها و مراتع طي بيانيه يي اعلام کرد؛ اين امکان وجود دارد که جنگل ها در کاهش انتشار گازهاي گلخانه يي نقشي نداشته باشند و حتي باعث بروز تغييرات جوي نيز شوند. در اين بيانيه همچنين آمده است؛ جنگل ها مقادير بسيار زيادي کربن منتشر مي کنند که اين مقدار مي تواند دماي هوا را تا 5/2 درجه سانتيگراد بالا ببرد . اين تحقيق که توسط 35 دانشمند جنگل شناس به انجام رسيده، مشخص مي کند جنگل ها دماي هوا را با انتشار دي اکسيد کربن افزايش مي دهند. پروفسور «آندره فيشلين» يکي از محققان اين پروژه تحقيقاتي گفت؛ ما در گذشته کاملاً مطمئن بوديم که جنگل ها و درختان موجود در آنها در تصفيه هوا و جلوگيري از افزايش گرماي کره زمين نقش دارند، اما با اين يافته هاي جديد، تمامي اطلاعات ما دگرگون شده است. وي افزود؛ با توجه به افزايش دماي هوا که طي چند دهه اخير نيز با روند رو به رشدي مواجه بوده، امکان اين مساله وجود دارد که جنگل ها به «قاتلين زمين» بدل شوند چرا که گرم شدن هوا، آتش سوزي در جنگل ها را در پي دارد که اين مساله باعث انتشار کربن موجود درون درختان مي شود. اين در حالي است که بر اساس معاهده بين المللي تغييرات جوي سازمان ملل متحد، جنگل ها جزء مناطق تحت پوشش اين سازمان قرار داشته و تخريب آنها غير قانوني است. انتشار گازهاي گلخانه يي به ويژه کربن، علاوه بر افزايش دماي هوا، باعث بروز خشکسالي، تغييرات جوي ناخوشايند و از بين رفتن گونه هاي زيستي جانوري مي شود.
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:17 |
در روز جهاني زمين پاک
سهم زمين؛ نابودي



فردا روز جهاني زمين پاک است. مانند روز هواي پاک. مانند روز جهاني محيط زيست و ده ها روز ديگري که در تقويم هاي مردم جهان ثبت شده است. روزي که با تاکيد بيشتري بايد به يادمان بياوريم که اگر براي نجات زمين کاري انجام ندهيم، زودتر از تصور ما حيات در اين زمين غيرممکن خواهد شد.

کافي است به کشور خودمان نگاهي داشته باشيم. کشوري که طبق کاوش هاي باستان شناسان در مکان هاي خشک امروزي اش آباداني هاي فراواني وجود داشت. کشوري که زماني براي توصيف طبيعتش تاريخ نويسان مردمش را مردمي مي ناميدند که احترام به طبيعت در وجودشان نهادينه شده بود. اما اين مردم که روزگاري جزيي از طبيعت بودند امروز تبديل به استثمارگران طبيعت شده اند.

هرودوت تاريخ نگار يونان باستان در وصف احترام ايراني هاي هم عصر خودش به طبيعت مي نويسد؛ «آب رودها و نهرهاي ايران زمين به قدري زلال و پاکيزه است که به راحتي مي توان لب آب نشست و از آن نوشيد.» امروز اين نوشته هرودوت درباره رودخانه هاي ايران بيشتر شبيه افسانه يي است دوست داشتني؛ افسانه يي که امروزه اگر حتي بخواهي تصورش کني نمي تواني. ديگر نهري را نمي توان يافت که محلي براي تخليه و ورود فاضلاب هاي شهري نشده باشد. ديگر رودخانه يي در اطراف و داخل شهرهاي ايران باقي نمانده که بتواني در کنارش بنشيني و بوي فاضلاب مشامت را آزار ندهد. هر روز بيشتر از روز قبل. مگر مواقعي که باز هم خود طبيعت با کمک باران به کمک رودخانه ها و آب هاي روان در ايران بيايد.

البته نبايد اين موضوع را فراموش کنيم که سال ها است مسوولان مربوطه طرح هايي را براي حل اين مشکل در دست بررسي و اجرا دارند؛ فقط در دست اجرا. همچنان زمان مي گذرد و رودخانه ها و منابع آبي ما بيشتر از گذشته آلوده مي شوند. اما مسوولان فقط طرح هايي در دست اجرا دارند.

در ايران اين فقط رودخانه ها و هوا نيستند که بيشتر از قبل آلوده مي شوند و از بين مي روند. شايد ايران در شاخص هاي اقتصادي زيست محيطي در رده 16 کشور ناپايدار جهان قرار داشته باشد اما در فرسايش خاک در رده اول قرار گرفته است؛ جايگاهي که چند سالي است از آن ايران است.

فرسايش خاکي که براي تشکيل هر سانت از آن به 400 تا 800 سال زمان نياز است. اما ضعف سيستم مديريتي باعث شد مردم به جاي کشت و استفاده بهينه از اين خاک، آن را بار کاميون کنند و به ساختمان سازها براي اندکي پول بيشتر بفروشند. خاکي که روزي پذيراي درختان و پرندگان بسيار بود، حالا ميزبان اجباري برج هاي سر به فلک کشيده يي شده است که حتي ديگر زشتي شان هم برايمان عادي شده است. نه تنها ريه هايمان به هواي آلوده عادت کرده، چشم ها و گوش هايمان هم از ديدن و شنيدن زيبايي دور شده است.

بيخود نبود که گذشتگان مان عمرهاي طولاني تر و زندگي هاي آرام تري از ما داشتند.

زماني تهران را به نام باغ شهري همراه با قنات هاي فراوان مي شناختند. شهري که امروز جايش را به يکي از آلوده ترين شهرهاي دنيا داده است. شهري که همراه با نابودي زمينش، مردمش هم ديگر در آن زندگي سالمي نخواهند داشت.

در يک مورد آن هم آلودگي هوا، تاکنون مسوولان به دلايل مختلف از اعلام ميزان مرگ و مير رسمي آن خودداري کردند. اما در کشوري شبيه ايران با آلودگي هواي بالا مسوولان از بروز فاجعه يي خبر دادند. مقامات رسمي چين رشد اختلالات فيزيکي در کودکان در مناطق شهري را اعلام کردند. به گزارش پزشکان بدون مرز در هر 30 ثانيه يک کودک داراي اختلالات فيزيکي در چين متولد مي شود. مقامات اين کشور اين معضل را ناشي از آلودگي هاي موجود در محيط زيست چين اعلام کردند. هو يالي استاد دانشگاه نانجينگ در شرق چين در اين باره به روزنامه يي هنگ کنگي گفت؛ عامل اين اختلالات در هنگام تولد بسيار پيچيده است. تحقيقات نشان مي دهد 10درصد نواقص فيزيکي هنگام تولد ناشي از آلودگي هاي زيست محيطي است در حالي که 25 تا 30 درصد نيز ناشي از مسائل ژنتيک است. اما آزمايش ها در اين زمينه نشان دهنده دخالت هر دو عامل است.

به نقل از همين گزارش، استان «شانکسي» در شمال چين که غني از منابع زغال سنگ و يکي از مهم ترين منابع توليد گازهاي سمي صنعتي در مقياس بالا است بيشترين ميزان تولد نوزادان ناقص الخلقه را داشته است. آن هوانکشيائو مدير آژانس طراحي خانواده استان شانکسي اعلام کرد اين مشکل ناشي از آلودگي هاي زيست محيطي به ويژه در هشت منطقه مهم معادن زغال سنگ است.

اما در ايران همچنان آماري اعلام نمي شود تا به قول مسوولان سياه نمايي نشود يا امنيت ملي به خطر نيفتد. اما هميشه خبرهايي از دستگاه ها به بيرون درز مي کند که بعد از مدتي همان هم تکذيب مي شود. مانند مرگ بيش از پنج هزار تهراني در چند هفته در تهران، تولد نوزادان ناقص الخلقه در بندر ماهشهر، افزايش بيماري هاي قلبي و مردم بي خبر از عمق فاجعه يي که در حال و آينده زندگي آنها و فرزندان شان را تهديد مي کند به تخريب زمين مي پردازند.

زميني که اکنون اگر روند گرمايش آن کنترل نشود، مردم در سرتاسر جهان با آسيب ها، بيماري ها و مرگ هاي بيشتري ناشي از افزايش بلاياي طبيعي و گرم شدن زمين روبه رو خواهند شد. بيماري هاي منتقل شده توسط غذا، آب يا حشرات بيشتر مي شود؛ و مردم بيشتري توسط غلظت آلودگي هوا مي ميرند.

کوه هاي يخي آب مي شوند و در قسمت هايي آب درياها بالا خواهد آمد. و در قسمت هاي ديگر خشکسالي و قحطي زندگي مردم را تحت تاثير قرار خواهد داد.

شايد فکر کنيد اين اتفاقات داستاني علمي- تخيلي است که طرفداران سبز زمين مي گويند.

اما تقريباً تمامي کارشناسان بهداشت، محيط زيست، آب و حوزه هاي مربوطه معتقدند تغييرات اوضاع جوي پديده يي واقعي است و براي ساليان متمادي يا شايد قرن هاي آينده بر زندگي مردم سرتاسر جهان تاثيرگذار خواهد بود.

سازمان بهداشت جهاني (WHO) در تارنمايش مي نويسد؛ «ما حتي هم اکنون مي توانيم برخي از تاثيرات اين پديده را بر سلامتي انسان ها بررسي کنيم.»

پتز که از سال 1995 يکي از اعضاي اصلي هيات بين دولتي سازمان ملل در زمينه تهيه گزارش هاي بررسي تغييرات اوضاع جوي است، در اين باره مي گويد؛ «تغييرات اوضاع جوي بر بسياري از بيماري هاي مسري که تعداد زيادي از آنها توسط حشرات منتقل مي شوند، تاثير مي گذارد.» او با اشاره به اينکه تنها يک تغيير کوچک در دما مي تواند بر چرخه انتقال بيماري و زمان توسعه انگل هاي درون پشه هاي آلوده تاثير بگذارد، مي گويد؛ «به همين دليل است که يک يا دو درجه و حتي نيم درجه افزايش دما مي تواند تاثيري چشمگير بر انتقال بيماري هايي مانند مالاريا داشته باشد. افزايش دما باعث مي شود انگل هاي درون پشه با سرعت بيشتري رشد کنند و تعداد گزيدگي ها توسط پشه افزايش يابد.»

اينها تنها گوشه کوچکي از نظرات متخصصان درباره آينده زمين و آينده مردم است. شايد با کمک فيلم هاي هاليوودي بهتر بتوانيم اين نظرات را تصويري کنيم؛ تصويري که اگر قدمي در جهت زدودن آن برداشته نشود، ديگر زميني براي زندگي وجود نخواهد داشت.

داستان حفظ زمين و نابودي آن توسط انسان ها همچنان ادامه دارد. داستاني که قدرت انسان در زمين بيشتر شده و زمين به روزهاي آخر حياتش نزديک تر مي شود. اما در لحظات آخر باعث مرگ همه حياتي خواهد شد که حياتش را از او گرفتند. اگر زمين نباشد ديگر هيچ توسعه يي ارزشمند نيست. زميني که سهم آن تاکنون توسط انسان جز نابودي نبوده است.

اينجا خاک هم مرده است


مي گويند؛ «به دليل گستردگي فجايع انساني جنگ ها در بسياري از مواقع به موضوع تخريب هاي صورت گرفته در محيط زيست و منابع طبيعي خيلي پرداخته نمي شود و زماني به اين امر پرداخته مي شود که ديگر خيلي دير است و...» اما اينجا تفاوتي نمي کند، آدم و خاک برابرند، در مظلوميت، در مرگ؛ به هيچ کدام پرداخته نمي شود. البته نه به خاطر گسترده نبودن فاجعه، تکرار مرگ اينجا لوث شده است. مرگ خاک، مرگ آب و از همه هيچ تر مرگ انسان. همين عيد امسال بود، يکي ديگر دل خاک را دريد و سلاخي جان سه سردشتي را سين آخر سفره زندگي شان کرد. يکي از چند ميليون (بخوانيد بالاي 10 ميليون) ميني که در دل زمين کاشته شده اند. گله نکنيد، آمار دقيق نيست. هنوز هم کسي نمي داند وسعت زمين هاي آلوده به مين در استان هاي غرب کشور دو ميليون هکتار است يا يک ميليون و 28 هزار هکتار يا کمتر يا بيشتر. ميليون ها متر زمين مرده. زميني که به حکم انسان در سال باعث مرگ صدها نفر مي شود. اما هنوز هم مشخص نيست چند هکتار زمين با مين مرده و مي ميراند. تنها گفته مي شود پنج استان غربي کشور (کردستان، آذربايجان غربي، ايلام، کرمانشاه و خوزستان) با 16 ميليون مين، مرده اند. البته آمار 16 ميليوني هم بيش از چهار سال پيش اعلام شد و هرگز بعد از آن آمار دقيقي از تعداد مين هاي پاکسازي شده و باقي مانده اعلام نشد. خبرهايي هم که درباره پاکسازي داده شد، چندان دقيق نمي نمود. همين چند هفته پيش بود که انفجار مين در روستاي قعله رش سردشت که به مرگ دو نفر و کور شدن يک نفر انجاميد، آمارهاي اعلام شده را زير سوال برد. چرا که گفته شد 99 درصد زمين هاي آلوده به مين استان هاي آذربايجان غربي و کردستان پاکسازي شده است، اما تنها چند روز بعد از انتشار اين خبر، مين در يک روز در آذربايجان غربي سه قرباني ديگر از آن خود کرد.

اين حادثه بر آلوده بودن و ماندن اين حوادث صحه گذاشت. البته ممکن است زمين ها و ميدان هاي مشخص و داراي نقشه در اين مناطق پاکسازي شده باشد، اما نبايد فراموش کرد شرايط جوي اين مناطق کوهستاني، باعث شده مين ها بلغزند و ديگر در جاهاي اوليه نمانند. از طرف ديگر وجود درگيري در اين مناطق در زمان جنگ 8ساله و حضور چريک ها در آن، ايجاد کمين ها و ميادين متعدد مين را در آن رقم زده که به اين آساني قابل کشف و پاکسازي نيستند.

در اين شرايط است که بخش زيادي از حاصلخيزترين زمين هاي مزروعي غرب ايران، اکنون نه تنها در مرگ کامل به سر مي برند، بلکه مرگ را هم براي ساکنان اين منطقه به ارمغان مي آورند. با اين حال هنوز در جهان مکانيسم قانوني قوي براي جلوگيري از بهره برداري نادرست از محيط زيست در طول جنگ و منازعات مسلحانه وجود ندارد. بنابراين هر لحظه در هر جاي جهان بايد منتظر بود که تک تک 230 ميليون مين باقي مانده در زرادخانه ها، 230 ميليون بار دل خاک و چه بسا دل انسان ها را بشکافند.
روز زمين پاک؛ نوميد مشو


گروه هايي از دوستداران محيط زيست شايد بيش از همه کوهنوردان، در طول سال به مناسبت هاي گوناگون (و بسياري مواقع، بي مناسبت) به پاک سازي نقطه هايي در طبيعت مي پردازند. به مناسبت روز زمين پاک امسال هم به همه دوستان طبيعت دوست پيشنهاد مي کنيم در روزهاي پنجشنبه و جمعه سوم و چهارم ارديبهشت، هر کجا که مي روند، دست کم دو ساعت از وقت کوهپيمايي يا گردش خود را به گردآوري زباله هاي رها شده و آوردن آنها به شهر اختصاص دهند. با رسانه ها تماس بگيريد و از آنان بخواهيد در مورد اين روز سخن بگويند و فعاليت هاي شما را پوشش دهند. با شهرداري ها، اداره هاي محيط زيست، هيات ها و گروه هاي کوهنوردي هم ارتباط بگيريد و همگان را به همکاري و شرکت در برنامه هاي پاک سازي تشويق کنيد؛ باور کنيد راه ديگري نيست، اگر احساس نوميدي مي کنيد و به نظرتان اين کارها بي فايده مي آيد، شايد يادداشت زير به کارتان آيد. در سال گذشته که براي پاک سازي به مناسبت روز زمين پاک، کنار رودخانه جاجرود رفته بوديم، همچون بسياري مواقع ديگر، با ديدن ابعاد فاجعه غبار نوميدي بر سر و رويم نشست. اما آن گاه که دو ساعتي کوهپيمايي کرديم و چند گله قوچ و ميش وحشي ديديم و اطراف يک چشمه را پاک سازي کرديم... احساس سبکي کردم و به زندگي اميدوار شدم. پس از کمي انديشه در چرايي اين ماجرا، به نظرم رسيد مي توان نکته هاي زير را به عنوان «دستورهايي براي نااميد نشدن» به دوستان توصيه کرد؛

1- چشم ها را ببنديد، با ديدن تل هاي زباله در گوشه و کنار طبيعت، ممکن است به اين نتيجه برسيد که «هيچ راهي وجود ندارد». بنابراين در جاهايي که نمي توانيد کار پاک سازي را انجام دهيد يا طرحي براي پاک سازي بدهيد، همچون اسفنديار شعر شاملو همان به که چشم فروپوشيده داريد. در اين حال بهتر است اين مکان مخروبه را سنگر از دست رفته بدانيد و مانند يک سرباز خوب، خاکريز بعدي را که پشت سرتان است، حفظ کنيد.

2- چشم ها را باز کنيد، هنوز نقطه ها و منطقه هاي بسياري وجود دارند که پر از زيبايي طبيعي هستند؛ آنها را ببينيد، از ديدارشان لذت ببريد، و براي حفاظت شان بکوشيد. جهان به پايان نرسيده است.

3- جور ديگر ببينيد، اگر تلاش ها (شايد دست و پا زدن ها)ي ما محيط زيستي ها نبود، اوضاع طبيعت بسي بدتر از اکنون بود. ما مي توانيم شيب انحطاط محيط زيست را کمتر کنيم، و مي توانيم اميدوار باشيم با افزايش آگاهي هاي زيست محيطي مردم و بدل شدن آن به يک نيروي اجتماعي موثر، و با پيشرفت دانش بشري، مشکلاتي مانند دفع زباله، گرم شدن زمين و... حل شود.

4- کار جنون ما به تماشا کشيده است، اين گفته سعدي را آويزه گوش مي گيريم و عاشقانه کار خويش را دنبال مي کنيم. قرار نيست به پيروزي برسيم. همين رفتن ما، پيروزي ما است. دل سوزاندن براي طبيعت و رفتن به محيط هاي طبيعي- حتي براي جمع آوري زباله- سهم ما از لذت هاي طبيعت بوده و خواهد بود.

*مدير گروه ديده بان کوهستان انجمن کوهنوردان ايران
زمين ما تب دارد

«الي» روباتي زباله جمع کن است که در اوج هنر، احساس و خلاقيت انسان امروزي ساخته شده است. او به همراه سوسکي از جنس خودش به تنهايي روي کره زمين زندگي مي کند و نا باورانه عشق را از روي تنها نوار ويدئوي باقي و سالم مانده و از ميان يک دستگاه تلويزيون که شايد از خانواده نسل اول اين دستگاه هاي جادويي باشد، تماشا کرده، تمرينش مي کند و در گذر همه اين سال ها که شايد 700 سال است، حالا ديگر عشق را مي فهمد. اين روبات زباله جمع کن، بالاخره عشق را فهميد.

«الي» روباتي زباله جمع کن است که هر شب بعد از غروب خورشيد با خالي شدن باتري اش که با انرژي خورشيدي کار مي کند، به درون اتاقکي مي رود که همه دنياي اوست. او با مجموعه يي از وسايلي زندگي مي کند که شايد روزي از آن من يا تو بوده است؛ وسايلي که همين حالا درون اتاق هاي ما، درون کيف مان، روي ميز کارمان، درون جعبه کفشي که وسايل خرده ريز اما پرخاطره و دوست داشتني مان را نگه مي داريم، به فراواني يافت مي شود. اکنون در اين انيميشن، همه آنها، اگر توسط «الي» خرد نشده باشند، در طبقات اتاقک آهنينش جاي گرفته اند.

«الي» روباتي زباله جمع کن است که هر روز با طلوع خورشيد، به آفتاب سلامي دوباره مي کند؛ آفتابي در دل آسماني که ابرهايش پشت دودهايي پنهان شده که شايد باقيمانده از 700 سال پيش باشد. 700 سال پيش يعني الان يعني سال 1388 شايد هم 1399. از نظر من، خيلي تفاوتي با هم ندارند.

«الي» روي زميني انباشته شده از زباله زندگي مي کند. او تنها وارث باقيمانده از هزاران روبات زباله جمع کني است که اتفاقاً نام همه آنها «الي» است. انسان ها پيش از ترک زمين، «الي ها» را ساختند و سوار تنها سفينه باقيمانده شدند و رفتند. حالا، آخرين روبات زباله جمع کن که بر حسب اتفاق اندکي حس و عشق از سازندگانش به ارث برده، هر روز از طلوع تا غروب خورشيد، تا پايان آخرين قطره انرژي خورشيدي خونش، روغن ريزان، مي آيد و مي رود و زباله هايي را جمع مي کند که زمين زير پاي من و تو را بلعيده اند. او زباله هاي من و تو را جمع مي کند.

خيلي مهم نيست که انيميشن معروف «الي» را ديده باشيد. پيام اين کارتون نه مثل پيام عقل گراي «هورتون» است، نه مثل «پانداي کونگ فوکار». از هيچ پيام فلسفي خبري نيست. «الي» فقط يک آيينه است. بدون هيچ ديالوگ جدي. تو مي نشيني و همان طور که تنقلات بسته بندي شده را ميل مي کني و پاکت غيرقابل بازيافت چيپس ات را با عصبانيت در دستانت مي فشاري، مي بيني که زمين، تنها سياره صاحب حيات منظومه شمسي، به چه سرنوشتي دچار شده است. در زمين «الي»، هيچ انساني براي زندگي باقي نمانده است.

اکنون روي ميز کارتان، درون اتاقي که نشسته ايد و روزنامه را ورق مي زنيد، نگاهي انداخته و همه وسايل و اسبابي را که فردا يا پس فردا تبديل به زباله مي شوند شناسايي کرده و بشماريد و ببينيد چه تعداد از وسايل مقابل چشمان تان قابل بازيافت بوده و مي توان آنها را به چرخه حيات بازگرداند.

هنر ما براي پر کردن چاله هاي زمين براي دفن زباله هايمان بيش از قابليت مان براي بازگرداندن زباله هايمان به چرخه حيات و طبيعت است.

مبل ها، صندلي ها، تلويزيون ها، سي دي ها، عکس هاي يادگاري روي ديوار، خودکارهاي بدون جوهر، کامپيوتر ها و مانيتورهايي که ديگر فلت نيستند، ليوان هاي سراميکي لعاب دار، گوشي هاي موبايل مان، بسته هاي چيپس و پفک و پاپکورن و حتي کفش ورزشي پاهايمان، کدام يک از اين وسايل را که متعلق به هفت ميليارد انسان روي کره زمين است، مي توان دوباره احيا کرد تا زمين و طبيعت آسيب کمتري را متحمل شوند.

با گسترش صنعت و تکنولوژي، تاکيد بر رفاه و توسعه آن در همه بخش هاي زندگي، راحت تر زندگي کردن و انسان تر خوردن و آسان تر زيستن، همه و همه منجر شد غذاهاي آماده با بسته بندي هاي متفاوت، تبديل مواد اوليه مواد معدني به لوازم زندگي و ده ها و صدها تغيير شيوه زندگي ديگر، ما را در مسيري سوق دهد که مقصد آن و پايان قصه آن، براي همه ما شناخته شده است.

زمين با وجود همه کنوانسيون هاي بين المللي و نشست هاي دانشمندان و سياستمداران، از گرم شدن زمين گرفته تا آب شدن يخ هاي قطبي و انقراض ماهيان و پرندگان و... تلاش مي کند همچنان زنده بماند. اما به نظر مي رسد همه اين تلاش ها در قبال تبليغات تلويزيوني براي برآورده شدن آرزوها چندان به چشم نمي آيد.

دانشمندان تلاش مي کنند مواد معدني کمتري براي تبديل به مواد غيرقابل بازيافت تبديل شوند و تلويزيون ها تلاش مي کنند براي توليدات غيرقابل بازيافت خود مشتريان بيشتر جذب کنند. آنها همه عناصر طبيعت را گلچين مي کنند و در هم مي آميزند تا محصولي دلپسند تر براي ما بسازند و ما هم بيشتر و بيشتر زباله توليد مي کنيم. ما زباله توليدکننده هاي دوپا.

روز جهاني زمين پاک که هر ساله در 22 آوريل مصادف با 2 ارديبهشت در تمام دنيا برگزار مي شود به همه مردم روي زمين يادآوري مي کند «تنها يک زمين داريم».روز زمين پاک در راستاي آگاهي عمومي شکل گرفت؛ تلاش براي به خاطر آوردن اينکه موهبت و نعمتي به نام زمين را از دست مي دهيم.

سال 1969 جان مک مونل نخستين بار ايده برگزاري يک روز جهاني به نام روز زمين پاک را در يکي از همايش هاي يونسکو که درباره محيط زيست بود، مطرح کرد. در همان سال پرچـم زميـن پـاک طراحـي شد و دبيـر کـل سازمان ملل از همان زمان اين روز را به عنوان يک روز جهاني در تقويم جهان جاي داد.

اکنون يک روز ديگر از روز زمين پاک رسيده است. امروز چقدر زباله توليد کرديم؟
اين پلاستيک هاي لعنتي
سرباز زمين

احتمالاً زماني که اولين پلاستيک ها در جهان توليد شدند، هيچ کس فکر نمي کرد روزي برسد که ازدياد اين ماده دست ساز بشر به عنوان معضلي بزرگ مطرح شود. امروزه تقريباً هيچ انساني وجود ندارد که از پلاستيک استفاده نکرده باشد. پلاستيک ها در همه جا استفاده مي شوند؛ از صنايع بسته بندي گرفته تا صنايع حساس پزشکي، همه و همه از اين ماده دست ساز بشر بهره مي برند.

اما اين اختراع بشر، در کنار ديگر مشکلاتش يک اشکال اساسي دارد. اشکال آنجاست که پلاستيک ها به سختي در طبيعت تجزيه مي شوند و تجزيه شدن شان با آلودگي و واکنش هاي شيميايي همراه است. آنچه دانشمندان مي گويند اين است که پلاستيک ها بسته به نوع و ترکيبات شان بين 300 تا هزار سال در طبيعت مي مانند و تجزيه نمي شوند.

با اين حال هنوز حيات بسياري از صنايع به توليد پلاستيک براي مصارف گوناگون بستگي دارد که البته مصرف اين توليدات نيز بعضاً روز به روز در حال افزايش است. مهم ترين اين محصولات لفاف ها، کيسه ها و ظروفي هستند که از مواد پلاستيکي توليد مي شوند.

استفاده از وسايل پلاستيکي در عصر حاضر به حدي پرطرفدار است که حجم بالاي زباله هاي پلاستيکي به عنوان مهم ترين بحران زيست محيطي در چند سال اخير شناخته شده است. يک موسسه امريکايي در اواخر دهه 1980 اعلام کرد در هر ثانيه در جهان بيش از دوهزار کيسه پلاستيک براي مصارفي چون خريد توزيع مي شود. اين آمار مربوط به سه دهه قبل است و معلوم نيست با تغيير الگوهاي زندگي در سال هاي اخير، در هر ثانيه چند کيسه پلاستيک مورد استفاده قرار مي گيرد.

قسم اعظمي از اين کيسه هاي پلاستيکي به جاي سر درآوردن از چرخه بازيافت و استفاده مجدد، به همراه ساير زباله ها روانه سايت هاي دفن زباله مي شوند و تا سال ها بدون کوچک ترين تغييري در آنجا باقي مي مانند. به علاوه کيسه هايي که در سايت ها دفن مي شوند، روند تجزيه ساير زباله ها را نيز مختل مي کنند. به اين مورد، تغيير شيميايي خاک را نيز بيفزاييد. حتي برخي از اين کيسه ها، به جاي ماندن در سايت هاي دفن زباله از گلوي حيواناتي سر درمي آورند که از اين زباله ها تغذيه مي کنند تا جايي که مشاهده پرندگاني خفه شده در اطراف سايت هاي دفن زباله ديگر امري طبيعي به نظر مي رسد.

اين کيسه ها فقط مراکز دفن زباله را انباشته نمي کنند بلکه باد آنها را به اطراف منتقل مي کند و در دشت ها، کوه ها و حتي درياها آن را پراکنده مي سازد. اين پراکندگي علاوه بر خطراتي که براي جانوران زنده دارد، موجب آلودگي هاي بصري نيز مي شود. جدا از مساله کيسه هاي پلاستيکي، ظروف يک بار مصرف پلاستيکي نيز معضل قرن حاضر هستند. ظهور فست فود ها و همچنين تغيير الگوي عرضه مواد غذايي در سال هاي اخير باعث شده استفاده از پلاستيک در صنعت ظروف رونق يابد. اين ظروف پلاستيکي علاوه بر ضررهاي پزشکي و بهداشتي، معمولاً همان سرنوشت کيسه هاي پلاستيک را دارند زيرا بازيافت اين ظروف مشکل و پرهزينه است و معمولاً از لحاظ اقتصادي، توليد ظروف پلاستيکي دسته اول مقرون به صرفه تر از بازيافت آنهاست. هر چند در چند سال گذشته ظروف يک بار مصرف کاغذي و پلاستيکي سازگار با طبيعت به بازار آمده است اما به دليل هزينه بالا، هنوز چندان مورد استقبال قرار نگرفته اند. آنچه مسلم است نياز به تغيير الگوي استفاده از ظروف يک بار مصرف است و اين نياز تنها با حمايت دولت ها و از طريق وضع قوانين حمايت کننده و تشويقي براي صنايع ظروف سازگار با محيط زيست امکان پذير است.
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:16 |
زمين ‌در‌ انتظار ‌تصميم ‌كپنهاگ
جام جم آنلاين: 16 آذر پس از ماه‌ها بحث و جدل در سايه روشن اميدواري و نااميدي، اجلاس كپنهاگ كار خود را در مركز تجمعات بلا در اين شهر آغاز كرد؛ بزرگ‌ترين اجلاسي كه تاكنون براي چاره‌انديشي درباره مساله محيط زيست برپا شده است.

گروه زيادي از دانشمندان، متخصصان، فعالان سياسي، اقتصادي و اجتماعي در كنار هيات‌هايي از بيش از 190 كشور گردهم جمع شده‌اند تا تصميم مشتركي در زمينه مهار گرمايش زمين بگيرند. در 3 روز آخر اين نشست، سران بسياري از اين 190 كشور به كپنهاگ خواهند رفت تا تصميم بگيرند و نتيجه آن باعث قضاوت آيندگان درباره ما خواهد شد. در روز اول اين نشست 65 روزنامه بزرگ جهان سرمقاله واحدي را منتشر كردند و در آن از شركت‌كنندگان اين نشست خواستند تصميمي بگيرند كه ما را در برابر نسل آينده سرافكنده نكنند. اين يك مبالغه نبود. تصميمي كه در كپنهاگ گرفته خواهد شد وظيفه كشورهاي جهان در زمينه كنترل انتشار گازهاي گلخانه‌اي از سال 2012 به بعد را مشخص خواهد كرد، يعني وقتي كه مدت اجراي پروتكل كيوتو به پايان خواهد رسيد. در اجراي پروتكل كيوتو بسياري از توليدكنندگان اصلي گاز‌هاي گلخانه‌اي نظير آمريكا غايب بودند و برخي ديگر به بهانه‌هاي مختلف، مصوبات آن را اجرا نكردند، اما اين بار عزم جدي‌تري جزم شده است تا كمكي به حال آينده نوع بشر شود. چشم‌هاي زمين و بشر با اميد و نااميدي به كپنهاگ دوخته شده است. آيا اين بار هم بشر زياده‌طلب آينده حيات روي زمين را با منافع اقتصادي كوتاه‌مدتش معامله خواهد كرد؟ يا اين‌كه متواضع‌تر مي‌پذيرد آينده بدون زمين، سياره‌اي كه روي آن زندگي مي‌كنيم، معنايي ندارد و هرچه در توان دارد براي كمك به آن انجام مي‌دهد؟ اين پرسشي است كه تا 10 روز ديگر پاسخش مشخص خواهد شد.

گرمايش زمين چيست؟

پس از انقلاب صنعتي، بشر مدرن شروع به استفاده روزافزون از زغال‌سنگ، ‌نفت و مشتقات اين سوخت‌هاي فسيلي كرد. سوخت‌هاي فسيلي، از بقاياي موجودات زنده دوران قديم زمين به وجود آمده‌اند و سوزاندن آنها همراه با آزاد كردن مقدار زيادي از گازهاي گلخانه‌هاي و بخصوص دي‌اكسيد كربن است. اگر نگاهي به فعاليت‌هاي روزانه خود بيندازيم، مي‌بينيم تا چه حد روند توليد اين گازها افزايش پيدا كرده است. چراغ برقي كه در خانه ما روشن مي‌شود، راديو، تلويزيون يا هر ابزار الكتريكي ديگر، نيازمند مصرف برقي است كه عمده آن در نيروگاه‌هايي توليد مي‌شود كه با سوخت‌هاي فسيلي كار مي‌كنند. افزايش انتشار اين گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين، باعث تشديد پديده گلخانه‌اي و افزايش دماي ميانگين سياره زمين در سال‌هاي اخير شد. با افزايش اين دما، ماشه مجموعه‌اي از رويدادهاي مرگبار چكانده و سيل اتفاقات بعدي جاري مي‌شود. اين افزايش بظاهر ناچيز در دماي ميانگين سياره زمين كه در حد چند درجه سانتي‌گراد ارزيابي شده است، باعث تغييرات جدي در الگوهاي آب و هوايي حاكم بر زمين مي‌شود. به عبارت ديگر، اقليم آشناي سياره ما دچار دگرگوني مي‌شود كه آن دگرگوني عظيم به تغيير اقليم شناخته مي‌شود. جاري شدن سيلاب‌ها،‌ افزايش بيابان‌زايي، ‌تغيير سطح درياهاي آزاد،‌ تغيير الگوي توفان‌ها و گردبادها،‌ ذوب شدن يخ‌هاي قطبي،‌ تغيير الگوي جريان‌هاي آبي،‌ ذوب شدن يخچال‌ها و نابودي گونه‌هاي مختلف گياهي و جانوري، بخش‌هايي از اثرات اين تغيير اقليم به شمار مي‌رود. امروزه تغييرات اقليمي ناشي از گرمايش زمين را در كنار افزايش جمعيت و بحران غذا، ‌3 چالش بنيادين پيش‌روي بشر معاصر ارزيابي مي‌كنند.

اثر گلخانه‌اي چيست؟‌

يكي از وظايفي كه اتمسفر زمين به عهده دارد، كنترل دماي ميانگين سياره است. اگر زمين جو نداشت، در طول روز كه در مقابل تابش مستقيم پرتوهاي خورشيد قرار مي‌گرفت دما بشدت بالا مي‌رفت و در شب يكباره دماي زمين تا ده‌ها درجه زير صفر كاهش پيدا مي‌كرد. در چنين شرايطي از نظر تفاوت دماي شبانه‌روز، كمتر موجود زنده‌اي مي‌توانست دوام بياورد؛ اما در جو زمين پديده‌اي به نام پديده گلخانه‌اي وجود دارد كه با متعادل نگاه داشتن دماي زمين در شب و روز، امكان ادامه فعاليت‌هاي حياتي را ممكن مي‌كند. وجود گازهايي كه به آنها گازهاي گلخانه‌اي مي‌گويند و مهم‌ترين آنها دي‌اكسيدكربن است، در جو زمين باعث مي‌شود شرايطي مانند يك گلخانه در زمين به وجود آيد.

اگر در زمستان درون گلخانه‌اي رفته باشيد مي‌بينيد علي رغم سرماي محيط، درون گلخانه بسيار گرم است. علتش پوشش نايلوني يا شيشه‌اي سقف گلخانه است كه اجازه ورود نور و پرتوهاي گرمايي به درون گلخانه را داده، اما مانع خروج بخش عمده‌اي از آنها مي‌شوند. گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين هم چنين نقشي را به عهده دارند. تابش‌هاي گرمايي كه به زمين مي‌رسند از جو زمين عبور مي‌كنند. گازهاي جو زمين در برابر بخشي از پرتوهاي گرمايي و همچنين در برابر نور مرئي طيف الكترومغناطيس شفاف است؛ اما اين پرتوها پس از برخورد با سطح زمين و هنگام بازتاب، دچار تغيير طول موج مي‌شوند و اين لايه گازهاي گلخانه‌اي، اجازه عبور مجدد اين پرتوهاي گرمايي را نمي‌دهد و راه بخشي از آنها را سد مي‌كند. گرما درون لايه مي‌ماند و هنگام شب نيز دماي ميانگين بالا خواهد ماند. به اين ترتيب، حيات ما وابسته به وجود اين گازهاي گلخانه‌اي است، اما شرايط سياره ما خلاف آنچه به نظر مي‌آيد، بسيار شكننده است. تعادلي بسيار ظريف شرايط حيات روي اين سياره زيبا را به وجود آورده است و اندكي تغيير در اين تعادل، مي‌تواند همه شرايط را بر هم بزند. اگر حجم گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين افزايش يابد (‌كه اين روزها در حال افزايش است)‌، آن گاه اين لايه مانع خروج بخش‌هاي بيشتري از پرتوهاي گرمايي از جو زمين مي‌شود و با انباشته شدن گرماي بيشتر، كم‌كم دماي ميانگين زمين افزايش مي‌يابد. اين اثر است كه به تشديد اثر گلخانه‌اي و افزايش دماي ميانگين سياره و در نتيجه گرمايش زمين مي‌انجامد. اين اتفاقي است كه در نهايت باعث مي‌شود چرخه متعادل سيستم‌هاي اقليمي روي زمين دستخوش تغيير ‌شود و حتي حيات ما را روي زمين تغيير دهد.

عصر يخبندان در راه است؟

عصر يخبندان نام ناآشنايي براي مردم نيست. آنها شايد با شنيدن اين نام به ياد مجموعه فيلم‌هاي انيميشني بيفتند كه با اين نام ساخته شده و روايت جذابي از شخصيت‌هاي خود را در دوره يخبندان بزرگ نشان مي‌دهد؛ اما عصر يخبندان بارها روي زمين رخ داده است. بسياري از دانشمنداني كه روي اثرات گرمايش زمين مطالعه مي‌كنند هشدار مي‌دهند ادامه روند كنوني باعث ايجاد عصر يخبنداني جديد خواهد شد. اما چگونه گرم شدن سياره ما مي‌تواند دوره‌اي از سرما و يخبندان را به همراه بياورد؟

اگر به نقشه جغرافيا نگاه كنيد مي‌بينيد بسياري از مناطق اروپا و نواحي اسكانديناوي در همان عرض جغرافيايي قرار دارند. بخش‌هايي از آلاسكا و نواحي مركزي سيبري در آن قرار گرفته است، اما هواي اين مناطق بيشتر از آن‌كه شبيه نواحي سردسير آلاسكا باشد، شبيه نواحي مركزي آمريكاست. علت هم به جرياني بازمي‌گردد كه كنترل دما را در اقيانوس به عهده دارد. اين جريان آبي، آب‌هاي گرم را با خود از نواحي استوايي به عرض‌هاي شمالي مي‌آورد و در آنجا گرماي آب توسط نواحي يخي بزرگ مانند صفحه يخي گرينلند جذب شده و دوباره اين جريان به سمت عرض‌هاي پايين‌تري ادامه مسير مي‌دهد. يكي از معروف‌ترين حلقه‌هاي اين جريان كه به نوعي موتور آن در اين ناحيه به شمار مي‌رود جرياني است كه به جريان خليج يا Gulf Stream مشهور است. اين جريان به واسطه وجود صفحات يخي عظيم شمالي، نوعي جريان عظيم حرارتي اقيانوسي را شكل مي‌دهد. جريان‌هاي آب گرم در لايه‌هاي سطحي به سمت عرض‌هاي شمالي حركت مي‌كنند و با از دست دادن گرما به اعماق اقيانوس مي‌روند و رودخانه‌هايي در دل اقيانوس تشكيل مي‌دهند كه آب سرد را به عرض‌هاي پايين‌تر مي‌برد و دوباره آنها را گرم مي‌كند. همين جريان عظيم است كه باعث ايجاد تابستان‌هاي مطبوع در اروپا و ساحل شرقي آمريكا مي‌شود. به عبارت ديگر اگر اين جريان كنترل‌كننده هوا (آبي كه در اين چرخه جابه‌جا مي‌شود با خود جريانات هوايي را نيز جابجا مي‌كند) به هر نوعي از كار بيفتد به جاي وقوع تابستان‌هايي لذت‌بخش در اين مناطق بخبنداني دائمي برقرار خواهد شد؛ چرا كه ابزاري براي انتقال آب و هواي گرم به اين عرض‌هاي جغرافيايي وجود نخواهد داشت.

حال با گرم شدن هوا و ذوب شدن يخ‌هاي قطبي و صفحات يخي شمالي عامل اصلي ايجاد چنين چرخه‌اي در معرض تهديد قرار گرفته است. بررسي دانشمندان نشان از آن دارد كه پيش از اين در زماني كه اين چرخه با مشكل روبه‌رو شده، سياره ما عصر بخبنداني را تجربه كرده است. اكنون به طور چشمگيري نه‌تنها يخ‌هاي شمالي در حال ذوب شدن هستند كه براي اولين بار در صفحه يخي گرينلند كه محرك جريان خليج و كنترل‌كننده اين جريان اقيانوسي است شكاف ايجاد شده است. اين شكاف باعث نفوذ آب شور اقيانوس به درون اين صفحه شده و نه‌تنها فرآيند انجماد مجدد آن را با مشكل مواجه مي‌كند، بلكه با ايجاد منفذي براي ورود آب باعث رانده شدن قطعات صفحه يخي به اطراف مي‌شود. بررسي‌ها از عميق شدن اين شكاف در سال‌هاي اخير خبر مي‌دهند و براي اولين بار اثرات شكاف صفحه گرينلند بخوبي قابل مشاهده است. چنانچه روند اين تخريب ادامه پيدا كند، بايد منتظر شروع عصر بخبنداني جديد بود؛ عصري كه به گفته دانشمندان نخستين نشانه‌هاي خود را بروز داده است و اگر جلوي فرآيند تخريب اين صفحه يخي و روند گرم شدن زمين گرفته نشود، از هم اكنون بايد ورود خود به عصر بخبندان را اعلام كنيم.

واقعيتي تلخ يا توطئه‌اي جهاني؟

گرمايش زمين اگرچه موضوعي كاملا علمي به شمار مي‌رود، اما هميشه با ترديدهايي نيز روبه‌رو بوده است تا حدي كه برخي آن را توطئه‌اي از سوي كشورهاي پيشرفته براي جلوگيري از رشد كشورهاي در حال توسعه ارزيابي كرده‌اند. گروهي ديگر در كشورهاي صنعتي آن را توطئه‌اي براي مانع تراشيدن ادامه رشد سريع كشورهاي پيشرفته مي‌دانند. چنين باورهايي به حدي عميق بود كه حتي 10 سال پيش نيز تصور اين‌كه سران بسياري از كشورها را بتوان به دليل اين موضوع گردهم جمع كرد و توجه عمومي مردم را به تغييرات اقليم جلب كرد و اجلاسي مانند كپنهاگ را بنا نهاد به افسانه مي‌مانست.

بخشي از اين عدم باور سياستمداران و صاحبان صنايع به هزينه‌هايي بر مي‌گردد كه در صورت پذيرش اين مساله ناچار به پرداخت آن هستند. آنها بايد به دنبال سرمايه‌گذاري براي يافتن منابع جايگزين انرژي بروند. سيستم‌ها و محصولات خود را به گونه‌اي اصلاح كنند كه توليد گازهاي گلخانه‌اي آنها كاهش يابد و در نهايت كشورهاي صنعتي بايد با كاهش سرعت رشد خود به كشورهاي در حال توسعه در بنا كردن اقتصاد خود بر پايه اين روش‌هاي جديد كمك كنند و از سوي ديگر كشورهاي در حال توسعه نيز بايد زمان بيشتري براي طي مراحل توسعه يافتگي سپري كنند و هزينه بيشتري بپردازند. راحت‌ترين راه حل اين مشكل پاك كردن صورت مساله و انكار آن يا نسبت دادن آن به توطئه و دسيسه و سياست بازي است. اما از سوي ديگر برخي از كارشناسان نيز معتقدند موضوع تنها بزرگنمايي رسانه‌اي از پديده‌اي كاملا طبيعي است آنها به نمودار تغييرات دماي ميانگين زمين در طول اعصار نگاه مي‌كنند. با استفاده از استخراج لايه‌هاي يخ از اعماق صفحات يخي مي‌توان ميزان جذب دي اكسيد كربن در آنها و در نتيجه تغيير ميزان دي اكسيد كربن جو در طول تاريخ را بررسي كرد. آنها با ورق زدن كتاب تاريخ بدرستي نشان مي‌دهند، طي 600 هزار سال گذشته حداقل در 5‌مورد زمين با افزايش دي‌اكسيد كربن و متناسب با آن افزايش دماي ميانگين مواجه شده است. اين افراد معتقدند طبيعت خود قادر به كنترل اين مساله است و آن را به حالت عادي باز مي‌گرداند، اما همين نمودار نشان مي‌دهد در هيچ يك از دوره‌‌هاي پيشين طي 650 هزار سال گذشته، ميزان دي اكسيد كربن در جو زمين از حدود دويست و هفتاد ppm (دويست و هفتاد ذره در ميليون ) بيشتر نبوده، اما اين مقدار در اكتبر سال 2009 به عدد سيصد و هشتاد و چهار و سي و هشت صدم ppm رسيده است. در حالي كه در سال 1960 اين عدد تنها حدود ppm سيصد و پانزده بود. با اين سرعت رشد و چنانچه اين روند متوقف نشود، در 4 دهه آينده اين عدد به حدود ششصد ppm خواهد رسيد كه فاجعه‌اي بزرگ را به ارمغان خواهد آورد. اگرچه پيش از اين زمين به دلايل مختلف شاهد اين افزايش دي‌اكسيد كربن بوده است، اما در هيچ يك اين دفعات عوامل مصنوعي در توليد آن دست نداشته‌اند و زمين مي‌توانسته خود را به حالت اول بازگرداند اما اين بار ورود دي اكسيد كربن به واسطه فعاليت‌هايي است كه خارج از كنترل طبيعت هستند. بشر به طور مصنوعي اين حجم گازهاي گلخانه‌اي را وارد جو مي‌كند و اگر زمين هم بخواهد با آن مقابله كند تنها مي‌تواند بخشي را جبران كند كه به طور طبيعي و دوره‌اي به آن تحميل شده است نه آن بخشي كه بشر از زمان صنعتي شدن خود حريصانه به جو سياره خود تزريق مي‌كند.

جنب و جوش جهاني براي حفظ زمين

اينك بسياري از مردم جهان با پديده گرمايش زمين آشنا شده‌اند. ده‌ها سازمان غيرانتفاعي در كنار سازمان‌هاي بين‌المللي و ملي و گروه‌هاي دانش‌آموزي و دانشجويي براي كمك به حل اين مشكل در كنار هم قرار گرفته‌اند. گويي صدايي از سراسر جهان براي درخواست از همه بلند شده است تا به كمك سياره مادري بشتابند. براي اين مهم هر كاري صورت گرفته است؛ تحقيقات جدي آكادميك، جلسات سخنراني عمومي، نوشتن كتاب‌هاي عامه‌فهم، ساخت انيميشن، اهداي جوايز اسكار و نوبل صلح به فعالان اين حوزه و سرانجام برگزاري كنسرت‌هاي عظيم تا هنرمندان مردم را با اين پديده آشنا كنند.

اما براي بعضي از كشورها كارهاي تبليغي كه انجام مي‌دهند ارزشي فراتر از يك وظيفه اخلاقي دارد. چند ماه پيش هيات دولت مالديو جلسه كابينه خودرا با موضوع امضاي طرح حفاظت از جزاير مرجاني در اعماق آب برگزار كرد. رئيس‌جمهور و وزيران با لباس‌هاي غواصي زيرآب رفتند تا توجه جهان را به مشكلي جلب كنند كه كشور آنها را با خطري قريب‌الوقوع مواجه كرده است. مالديو ارتفاع چنداني از سطح آب ندارد و با ادامه فرآيند گرمايش زمين تا حدود يك دهه ديگر شايد به طور كامل زيرآب برود. چندي پيش از آن رئيس‌جمهور اين كشور در توري بين‌المللي به ديدار سران كشورها رفت و به آنها گفت اگر فكري براي گرمايش زمين نكنيد، بايد بزودي فكري براي فروش زمين به مالديو بكنيد تا بتوانيم مردم كشور را به آنجا منتقل كنيم. هفته پيش نيز هيات دولت نپال جلسه كابينه خود را در ارتفاعات هيماليا برگزار كرد تا توجه جهان را به خطراتي كه گرم شدن زمين براي يخچال‌هاي طبيعي ايجاد كرده است، جلب كند. اين يخچال‌ها منبع اصلي تامين آب شرب بخش بزرگي از جمعيت جهان به شمار مي‌رود كه با از بين رفتن آنها مشكل آب شرب براي جمعيت رو به افزايش زمين بيشتر به چشم خواهد آمد و از سوي ديگر كمبود اين منابع بنابر اعلام سازمان بهداشت جهاني با شيوع بيماري‌هاي جديد و گسترده همراه خواهد بود.

اينها تنها نمونه‌هايي از مشكلاتي است كه گرمايش زمين را به تهديدي عليه بشر تبديل كرده و بار سنگيني را بر دوش شركت‌كنندگان در اجلاس كپنهاگ مي‌گذارد و از آنها مي‌خواهد فارغ از اختلافات سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود به آينده سياره‌اي بينديشند كه خانه همه ماست.

پاياني براي سرزمين‌هاي يخي

اگر از فضا به زمين نگاه كنيد سياره زيبا و آبي رنگي را مي‌بينيد كه با ابرهاي پراكنده و كلاهك‌هاي قطبي‌اش منظره‌اي چشم نواز را در برابر چشمان شما به نمايش مي‌گذارد. در 2 نيمكره شمالي و جنوبي زمين 2 كلاهك يخي باستاني، سرزمين افسانه‌هاي يخ‌هاي شمالگان و جنوبگان را تشكيل مي‌دهند. جنوب اين سرزمين خشك و سرد، ميزبان پنگوئن‌هاي امپراتور و شمال، قلمرو خرس‌هاي شكوهمند قطبي است. اين دو سرزمين يخ بسته، اما تنها دشت‌هايي افسرده و ناكارآمد نيستند، بلكه به نوعي اين سرزمين‌هاي يخي هستند كه تعادل ظريف و شكننده شرايط حياتي روي زمين را كنترل مي‌كنند. كوه‌هاي يخي شكوهمند و زيباي شمالگان و جنوبگان به نوعي خنك‌كننده‌هاي طبيعي زمين به شمار مي‌روند. اينك با افزايش روند گرمايش جهاني زمين، روند تخريب اين كلاهك‌هاي قطبي شتاب گرفته است. سال گذشته و در ميانه زمستان نيمكره جنوبي بود كه قطعه يخ بزرگي از يكي از ديواره‌هاي يخي جنوبگان جدا شد. اتفاقي كه كمتر نمونه‌اي از آن در تاريخ و در اين ابعاد ثبت شده است. همين روزها قطعه يخ عظيم ديگري كه از صفحه يخي جنوبگان جدا شده در اقيانوس و اطراف زلاندنو سرگردان است. اين روند در قطب شمال با شدت بيشتري در حال رخ دادن است. برخي پيش‌بيني‌ها حكايت از آن دارد كه در دهه آينده براي اولين بار در تابستان كلاهك قطبي شمالي زمين ناپديد خواهد شد و در صورت ادامه روند موجود، اين كلاهك به طور كامل در 50 سال آينده نابود خواهد شد. تنها خرس‌هاي قطبي نيستند كه در صورت ادامه اين روند اميد به ادامه حضور خود بر اين سياره را ازدست خواهند داد، بلكه بيشتر از آنها انسان‌ها بايد نگران باشند. 2 خطر اصلي از ناحيه ذوب شدن يخ‌هاي قطبي زمين را تهديد مي‌كند. نخست با افزايش يخ‌هاي قطبي، سطح آب آزاد درياها افزايش مي‌يابد. ادامه روند كنوني و افزايش دما باعث خواهد شد بسياري از نقاط ساحلي كشورها زير آب فرو روند. ژاپن، استراليا، سواحل آمريكا و كانادا، جزاير آسياي جنوب شرقي و شرق چين بيشترين صدمه را از اين بابت خواهند ديد. با افزايش چند متري سطح آب‌هاي آزاد در عمل بخش بزرگي از شهرهاي ساحلي غيرقابل زيست خواهند شد. فاجعه زماني خود را نشان مي‌دهد كه به يادآوريم بيش از نيمي از جمعيت شهرنشين جهان در مناطق ساحلي سكونت دارند. اين افزايش سطح آب و در نتيجه آن، از ميان رفتن شهرهاي محل سكونت بشر، باعث خواهد شد بازماندگان و كساني كه در اين شهرها زندگي مي‌كنند به جستجوي مكان جديدي براي زندگي برآيند و امواج عظيمي از مهاجرت شكل بگيرد. ضمن آن‌كه وارد شدن آب حاصل از ذوب شدن يخ‌‌هاي قطبي، باعث تغيير چگالي و دماي ميانگين آب‌ها مي‌شود كه خود عامل بروز برخي سوانح طبيعي عظيم است.

اما آب شدن يخ‌هاي قطبي مشكلات ديگري را نيز با خود به همراه دارد. يخ‌هاي قطبي همانند آينه عمل مي‌كنند. به عبارت ديگر، ضريب انعكاس يخ بسيار بالاست. اگر پرتو نوري را به طور مداوم به يك ظرف آب كه روي آن را يك قطعه يخ گرفته و يك ظرف آب بدون يخ بتابانيد، طي زمان ظرف اول شما دماي خود را حفظ خواهد كرد، اما ظرف دوم كه حاوي آب بدون يخ است با جذب پرتوهاي گرمايي شروع به گرم شدن مي‌كند. اين همان وضعيتي است كه زمين با آن مواجه است. پرتو‌هاي خورشيدي كه به زمين مي‌رسند بخشي توسط آب اقيانوس‌ها و زمين جذب يا بازتابانده مي‌شوند، اما بخشي از آنها كه به لايه‌هاي يخي برخورد مي‌كند مستقيم و بدون آن‌كه جذب شوند بازتابانده ‌شده و از جو خارج مي‌شوند. با آب شدن اين يخ‌ها، سطح بازتاب‌دهنده زمين كاهش پيدا مي‌كند و تشعشعاتي كه پيش از اين به خارج جو فرستاده مي‌شدند جذب آب شده و باعث افزايش دماي آن مي‌شوند. به عبارت ديگر كاهش اين يخ‌ها باعث سرعت گرفتن فرآيند گرمايش زمين مي‌شود، گويي بار ديگر دومينو‌هاي طبيعت خود را اين‌گونه نشان مي‌دهند. كافي است ماشه اولين اتفاق چكانده شوند تا مجموعه‌اي از رويدادهاي تشديد كننده آغاز شود.

انقراض‌هاي بزرگ در راه است

تغييرات اقليمي چه تاثيري بر جانوران و گياهان مي‌تواند داشته باشد؟ ‌خب فرض كنيم دما چند درجه‌اي هم گرم‌تر شد. چه خطري مي‌تواند موجودات زنده را تهديد كند؟ واقعيت اين است كه چنين رويدادي به شكل غير قابل انكاري بر حيات جانوران مختلف تاثير خواهد گذاشت. آشناترين چهره‌هايي كه در معرض نابودي دائمي قرار گرفته‌اند خرس‌هاي دوست داشتني قطبي هستند. اين موجودات زيبا و با شكوه كه حاكمان سرزمين‌هاي سپيد پوش و افسانه‌اي شمالي به شمار مي‌روند، از هم اكنون تاوان گرم شدن زمين را با از دست دادن جان خود مي‌پردازند. براي اولين‌بار در اين دهه بود كه قايق‌هاي ماهيگيري جنازه خرس‌هاي قطبي را پيدا كردند كه در آب‌هاي اقيانوس شمالي غرق شده بودند. ماهرترين شناگران به دليل خستگي از پاي در مي‌آيند و علت هم چيزي جز گرم شدن زمين نيست. خرس‌هاي قطبي زندگي خود را بر يخ‌هاي شناور مي‌گذرانند. آنها بايد براي يافتن غذا دست به سفرهاي طولاني در آبهاي اقيانوسي بزنند. در شرايط عادي وقتي آنها سفرهاي دريايي خود را آغاز مي‌كردند، تعداد بسيار زيادي قطعه يخ شناور در آب‌هاي اقيانوس منجمد شمالي شناور بود و خرس‌ها مي‌توانستند از آنها براي استراحت استفاده كنند. اكنون با گرم شدن دماي ميانگين سياره زمين، لايه‌هاي يخي كلاهك شمالي زمين با سرعت بسيار زيادي در حال آب شدن هستند. براي اولين بار درچند سال اخير، در تابستان يخ‌هاي پيوسته در كلاهك قطبي شمال كمرنگ شد و پيش‌بيني مي‌شود با ادامه روند فعلي تاسال 2050 نشانه‌هايي از اين كلاهك‌ها باقي نماند. اين نابودي كلاهك قطبي با ناپديد شدن يخ‌هاي شناور قطبي همراه بوده است و به اين ترتيب خرس‌هاي قطبي بينوا به دنبال غذا، شناي بي‌بازگشت خود را آغاز مي‌كنند. اين موجودات شكوهمند و سپيدپوش، اما تنها قربانيان گرمايش زمين نيستند.

بر اثر اين رويداد، بسياري از موجودات كوچك‌تر و ناآشناتر در خطر نابودي قرار گرفته‌اند. گونه‌هايي مانند مرجان‌ها يكي از نمونه‌هاي بارز گونه‌هاي كوچكي هستند كه بر اثر پديده گرمايش زمين در معرض خطر قرار گرفته‌اند. اين نوع از موجودات نسبت به شرايط زيست خود بسيار حساس هستند و اندكي تغيير در دماي محيط باعث خواهد شد اين موجودات امكان ادامه حيات خود را از دست بدهند و با نابودي مواجه شوند، اما اين بلايي نيست كه تنها بر سر جزاير مرجاني بيايد، بلكه بسياري ديگر از گونه‌هاي حياتي ساده در جهان با همين مشكل دست به گريبان هستند. اما آيا لازم است نگران از ميان رفتن چند گونه جانور ساده و ابتدايي باشيم؟ حقيقت اين است كه بيش از گونه‌هاي بزرگ بايد نگران چنين جانوران و گونه‌هاي كوچك و ناشناسي باشيم كه بسيار آسيب‌پذير هستند. دليل اصلي اين نگراني به موقعيت چنين گونه‌هايي در زنجيره غذايي باز مي‌گردد. اگر اين زنجيره را در نظر بگيريد، مي‌بينيد ابتداي آن، همين موجودات قرار دارند كه منبع غذايي بسياري از جانوران رده 2 قرار مي‌گيرند. اين حلقه كوچك‌تر، خوراك رده‌هاي بالايي و در نهايت خوراك موجودات بزرگ و انتهاي حلقه را تامين مي‌كنند. انسان و خوراك‌هاي اوليه انسان در انتهاي چنين زنجيره‌اي قرار گرفته‌اند و اگر به هر دليلي چنين زنجيره‌اي گسسته شود، فرآيند انقراض همانند مهره‌هاي دومينو آغاز خواهد شد و تعداد بسياري از گونه‌هاي دست بالايي را نيز با خود نابود خواهد كرد. تغييرات آب و هوايي به همين دليل عامل نگراني جدي براي انسان بايد به شمار رود اگرچه همه نگراني‌ها فقط بابت از دست دادن امكانات غذايي نيست.

عصر هاريكن‌ها

نام‌هايي مانند كارتينا، ايوان، آنا و حتي گونو شايد به نظر نام‌هاي اشخاصي از مليت‌هاي مختلف بيايد، اما اين نام‌ها در سال‌هاي اخير براي كساني كه اخبار تغييرات اقليم را دنبال مي‌كنند حكم زنگ خطري جدي در رابطه با واكنش طبيعت به گرم شدن زمين را دارند.

هنوز هم نام كاترينا مترادف يكي از بزرگ‌ترين مصيبت‌هاي طبيعي دوره معاصر در ايالات متحده شناخته مي‌شود و از آن در كنار حوادث 11 سپتامبر به بزرگ‌ترين چالش‌هاي معاصر آمريكا ياد مي‌شود. توفان گردابي عظيمي كه منطقه نيواورلئان را در نورديد و هزاران نفر را كشت يا بي خانمان كرد و بحراني ملي براي اين كشور به وجود آورد. همه ساله توفان‌هاي حلقوي يا هاريكن‌ها در فصل مشخص خود از روي نواحي حاره‌اي شكل مي‌گيرند و با دريافت انرژي از آب‌هاي اقيانوسي قدرت خود را افزايش مي‌دهند و در رده‌بندي توفان‌ها افزايش قدرت پيدا مي‌كنند و در نهايت با ورود به سرزمين‌هاي خشك انرژي خود را از دست داده، نابود مي‌شوند. سازمان جهاني رصد هاريكن‌ها براي شناسايي آنها جدولي از نام‌ها را پيشنهاد ‌كرده است كه هر ساله به ترتيب وقوع اين نام‌ها روي توفان‌ها گذاشته مي‌شود، اما در سال‌هاي اخير دانشمندان متوجه شده‌اند 2 تغيير عمده در رفتار اين هاريكن‌ها به چشم مي‌خورد، نخست آن‌كه اين هاريكن‌ها قدرت بيشتري از خود به نمايش مي‌گذارند و از سوي ديگر منطقه وقوع آنها نسبت به گذشته عريض‌تر شده است. به عبارت ديگر نه تنها تعداد دفعات بروز هاريكن‌هاي قدرتمند نسبت به گذشته بيشتر شده است كه آنها در عرض‌هاي شمالي‌تر نيز ديده مي‌شوند. در نمونه‌اي كه چند سال پيش رخ داد، ساكنان جنوب ايران و نواحي جنوبي خليج فارس براي اولين بار در طول تاريخ ثبت اين پديده‌ها، شاهد بروز يك هاريكن بودند كه به نام توفان گونو مشهور شد و ساكنان جنوب ايران وقوع آن را خوب به خاطر دارند. متخصصان اقليم با بررسي اين رفتار هاريكن‌ها امكان ارتباط آن با گرمايش زمين را ممكن مي‌دانند. بر اساس نظر اين افراد تغيير دماي آب‌هاي اقيانوس هرچند به ميزان اندك نه تنها قدرت اين توفان‌ها را بيشتر كرده است، كه بازه تشكيل آنها را افزايش داده و با ادامه روند گرمايش زمين و آب شدن يخ‌هاي قطبي بايد منتظر تعداد بيشتري از هاريكن‌هاي قدرتمند در عرض‌هاي وسيع‌تري از سياره خود باشيم. توفان‌هايي كه مي‌توانند براي بسياري از كشورها و مردمي كه در نواحي خطر زندگي مي‌كنند، مصيبت بار باشند. هاريكن‌ها جلوه ديگري از پاسخي هستند كه طبيعت سياره ما به تخريب وسيعي مي‌دهد كه بشر در آن ايجاد كرده است.

مبارزه فردي با گرمايش زمين

آيا ما شهروندان ساكن سياره زمين مي‌توانيم كاري براي مقابله با گرمايش زمين انجام دهيم؟‌ آيا چون بزرگ‌ترين توليدكننده‌هاي گازهاي گلخانه‌اي تحت تاثير سياست‌ دولت‌ها هستند، ‌دست شهروندان عادي براي مبارزه با اين پديده بسته است؟‌ آيا اقدامات فردي هر يك از ما در مقابل انبوه توليد گازهاي گلخانه‌اي توسط صنايع بزرگ اساسا فايده‌اي دارد؟ ‌واقعيت اين است كه اگرچه صنايع بزرگ نقش بسيار جدي در توليد گازهاي گلخانه‌اي و گرمايش زمين دارند و كارهاي كوچك ما نقش كوچكي در كاهش توليد گازهاي گلخانه‌اي دارد، اما اگر اين اقدامات از سوي تعداد بسيار زيادي از شهروندان رعايت شود، حاصل جمع آن كاهش عدد قابل توجهي از توليد گازهاي گلخانه‌اي خواهد بود. راه‌هاي زير روش‌هايي است كه هريك باعث مي‌شود به طريقي در استفاده از منابعي كه با توليد گازهاي گلخانه‌هاي در ارتباط هستند صرفه‌جويي شود و شما هم مي‌توانيد در خانه و زندگي خود، آنها را به كار ببريد. شايد انجام همين قدم‌هاي كوچك، جان توله خرس‌هاي قطبي را نجات دهد.

1- حتي‌الامكان از وسايل نقليه عمومي و در صورت امكان از دوچرخه ‌به جاي وسايل شخصي موتوري استفاده كنيد.

2- دماي ترموستات را در زمستان 2 درجه كاهش و در تابستان 2 درجه افزايش دهيد.

3- فيلترهاي مشعل و تهويه هواي خود را به صورت مرتب تميز و جايگزين كنيد.

4- دستگاه‌هاي الكتريكي مانند تلويزيون و رايانه را در حالت Standby قرار ندهيد.

5- يخچال و فريزر را در مكان‌هاي سرد و دور از وسايل گرمايشي مانند اجاق قرار دهيد.

6- برفك‌ يخچال‌ها و فريزرهاي قديمي را مرتب پاك كنيد.

7- زباله‌هاي زيستي (Organic) را بازيافت كنيد.

8- از كيسه‌هاي پلاستيكي استفاده مجدد كنيد. پيشنهاد بهتر اين است كه هنگام خريد با خودتان يك زنبيل پارچه‌اي حمل كنيد.‌ برخي از نمونه‌هاي آن به شكل تاشو طراحي شده و مي‌توانيد در جيب يا كيفتان بگذاريد.‌ يادتان باشد شما تنها چند دقيقه از آن كيسه استفاده مي‌كنيد، اما براي بازگشت آن به طبيعت سال‌هاي طولاني زمان نياز است.

9- زباله‌هاي خود را كاهش دهيد.

10- به جاي غذاهاي يخزده، ‌غذاهاي تازه خريداري كنيد.

11- جنگل‌هاي سرتاسر جهان را در مقابل هرگونه آسيب محافظت كنيد. مي‌دانيد كه جنگل‌هاي هيركاني مازندران و گيلان در رده باستاني‌ترين جنگل‌هاي جهان هستند كه از پيش از عصر يخبندان باقي مانده‌اند و هر سانتي‌مترمربع آن يك موزه واقعي است؟

12- از اتلاف حرارتي خانه‌هايتان براي مدت زمان طولاني جلوگيري و شيشه‌هاي يك جداره قديمي را با شيشه‌هاي دوجداره جايگزين كنيد.

13- با دوستان و بستگان خود از خطرات تغييرات اقليمي صحبت نماييد و اين پيشنهادها را به آنها نيز ارائه كنيد.

آيا گرمايش زمين براي ايران مهم است؟

شايد بسياري سوال كنند در ميان همه مشكلاتي كه جامعه در حال توسعه‌اي مانند ايران با آن مواجه است، آيا بايد نگران گرمايش زمين بود؟ مگر ما چقدر در اين پديده نقش داشته‌ايم و مگر ما چه كار مي‌توانيم بكنيم؟ پيش از اين‌كه به نقش ايران اشاره شود، شايد بد نباشد به ياد بياوريم كه ايرانيان ميراث‌دار ميراثي هستند كه در آن طبيعت ارج نهاده مي‌شود و وارثان اين فرهنگ بايد خود را متعهد به احترام به طبيعت بدانند. اينك اين طبيعت در خطر افتاده و حتي اگر ما نقشي هم در اين ميان نداشتيم به واسطه تعهدات فرهنگي خود بايد در هر سطحي كه مي‌توانستيم براي حل آن اقدام مي‌كرديم، بازهم با فرض بي‌تقصير بودن ما در اين رويداد نبايد فراموش كرد كه متاسفانه يا خوشبختانه مرزهاي سياسي و فرهنگي براي زمين و سياره ما قابل تشخيص نيست. اگر سياره ما آسيب ببيند برايش فرقي نمي‌كند كه چه كسي آسيب وارد كرده يا در كجا اين آسيب واقع شده است. همه سرزمين‌ها و درياهاي زمين در برابر اين آسيب واكنش نشان خواهند داد و همه ما در مثل شبيه مسافران آن كشتي چوبي هستيم كه اگر مسافري محل نشستن خود را سوراخ كند، همه غرق خواهند شد. وقتي توفاني مانند گونو وزيدن بگيرد، برايش دبي و بوشهر فرقي نمي‌كند. وقتي سطح آب درياها افزايش پيدا كند، برايش سواحل شمالي و جنوبي خليج فارس فرقي نمي‌كند و وقتي دماي زمين افزايش پيدا كرد و بيماري‌هاي متنوع ناشي از آن شايع شد، همه دچار آن خواهند شد. كما اين‌كه اگرچه ايدز از آفريقا و آنفلوآنزاي خوكي از مكزيك برخواستند، اما اينك در كشور ما نيز قرباني مي‌گيرند. اما فراتر از اين بحث‌هاي اخلاقي واقعيت مهم ديگري وجود دارد كه بر اساس برآوردهاي سازمان ملل متحد، ايران نقش قابل توجهي در اين پديده دارد. طي سال‌هاي اخير رتبه ايران در توليد گازهاي گلخانه‌هاي به شكل چشمگيري افزايش پيدا كرده است؛ به طوري كه هم‌اكنون ايران از نظر توليد گازهاي گلخانه‌اي در رده دهم جهان قرار دارد و اولين كشور غيرصنعتي توليدكننده اين گازها در جهان به شمار مي‌رود. كشورهايي مانند فرانسه، استراليا و برزيل در اين فهرست پس از ايران قرار گرفته‌اند. علاوه بر نقش ما در توليد گازهاي گلخانه‌اي بايد يادآور شد كه اثرات اين پديده در ايران هم قابل ملاحظه است و يخچال‌هاي زمستاني كوهستان‌ها هر روز كوچك‌تر مي‌شود و الگوي آب و هوايي ما در حال تغيير مشهودي است. به همين دليل هم حضور فعال ايران در برنامه‌هايي مانند اجلاس كپنهاگ و از سوي ديگر ايفاي نقش شهروندان براي كمك به حفظ سياره خودشان، مي‌تواند در كنار هم، عذر خواهي كوچكي به سهم خودمان باشد ازطبيعتي كهدر قبال آن ظلميروا داشته‌ايم.

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/27 و ساعت 20:14 |

گرم شدن جهاني

در روزهاي گرم تابستان، گاهي از خود مي‌پرسيم: " آيا امسال تابستان گرمتري از سال پيش نداشتيم؟" شايد واقعا همينطور باشد. پديده" گرم شدن جهاني"، از مشكلات زيست محيطي انسان است كه اگر به فكر جدي براي مهار آن نيافتد، سياره خود را با خطرات جدي روبرو كرده است. اما گرم شدن جهاني چيست و چگونه به وجود مي‌آيد؟
 گرم شدن جهان بستگي به اين دارد كه انرژي خورشيد چقدر به زمين مي رسد و چقدر از آن باز مي‌تابد. گاهي ممكن است انرژي خورشيد كه به اتمسفر مي‌رسد، بوسيله ابرها يا گرد و غبار يا قطرات اسيد سولفوريك حاصل از فعاليت هاي آتشفشاني به تله بيافتد و نتواند از اتمسفر خارج شود. به علاوه گاهي انرژي جذب شده به وسيله زمين، به صورت حرارت به محيط پس داده مي‌شود و باز در اتمسفر بوسيله گازهاي خاصي گير مي‌افتد. نتيجه، در هر دو حال افزايش دماي اتمسفر زمين است.

اثر گلخانه اي: در يك روز آفتابي، داخل يك گلخانه، گرمتر از بيرون است. نور از شيشه ها به درون ميتابد و بوسيله زمين، گياهان و گلدانهاي درون، جذب مي شود . آنها در مقابل، گرما آزاد مي كنند. چگونه؟ تابش زير قرمز با طول موج بلندتر از نور مرئي، نمي تواند از درون شيشه عبور كند و به خارج از گلخانه برود. وقتي اين اشعه به دام افتد، دماي گلخانه بيشتر و بيشتر مي‌شود. در اتمسفر، مولكولهاي كربن دي اكسايد مشابه شيشه هاي گلخانه عمل مي كنند. نور به سطح زمين مي رسد، گرمش مي كند و در مقابل زمين اشعه زير قرمز تابش مي كند. اما مولكولهايي مانند CO2  ، H2O ، CH4 ، N2O و فلوروكلروكربن ها، اين اشعه را نگه مي دارند و در نتيجه گرما در اتمسفر باقي مي ماند. دانشمندان معتقدند كه هم اكنون زمين گرم شدن جهاني زيادي را تجربه مي كند. سؤال اساسي اين است:
اين گرم شدگي چقدر خواهد بود؟ چه موقع رخ ميدهد؟ برچه چيزهايي اثر مي گذارد؟
مدل هاي تغييرات آب و هوايي هر روز با دلايل مستحكم تري ثابت مي شوند. بيشتر آنها نشان ميدهند كه ميانگين دماي جهان حداقل به اندازه  0.5 درجه سانتي گراد تا سال 2030 افزايش مي يابد. با اينكه تغيير دما به نظر جزئي مي آيد تاثيرات آن عظيم است. اين تخمين بر اساس ميزان گازهاي گلخانه اي كه تا كنون در اتمسفر وجود دارد، انجام شده و يكي از بزرگترين ناشناخته‌‌هاي ما اين است كه جوامع چگونه در مقابله با اين مشكل عمل خواهند كرد؟ آيا ما حاضر هستيم به خاطر حفظ سياره كوچكمان و زندگي موجودات آن و حتي زندگي خودمان، عوض شويم؟

علامت هايي از زمين:
هيچ شكي نيست كه زمين گرم و گرمتر مي شود. سوال اساسي اين است كه چقدر از اين گرم شدن، تقصير ما است و آيا ما واقعا مي خواهيم به اين وضع كمك كنيم؟ ( مثلا با كنترل و محدود كردن استفاده از سوخت هاي فسيلي). در يك روز سرد زمستاني ممكن است شما فكر كنيد كه چند درجه گرمتر شدن هوا به هر حال چيز بدي نسيت. اما ترديد نداشته باشيد كه گرمتر شدن هوا واقعا مي تواند اثرات وحشتناكي در محيط اطراف ما بگذارد حتي ما را مجبور كند كه از اتومبيل هايمان پياده شويم و نوع زندگيمان را محدود كنيم.

اگر به علايمي كه زمين در برابر گرم شدن نشان مي‌دهد نگاه كنيم، مي بينيم كه خبرهاي نا مطمئني براي ما دارد. يخ ها ذوب مي شوند، رودخانه ها خشك مي شوند و سواحل تحت تاثير فرسايش شديد قرار مي گيرند. تغييرات به وسعت زياد و دور از چشمان ما اتفاق مي افتند. اما هرگز آنها را از ذهن خود دور نكنيد، چون آنها نشانه‌هاي مهمي هستنداز آنچه براي ساير بخش‌هاي سياره اتفاق مي‌افتد.
متاسفانه به دليل مداخله انسان در طبيعت، روند تاريخي تغييرات دما در طول زمان قابل پيش بيني نيست. طي قرنها و به خصوص سالهاي اخير، سوزاندن سوختهاي فسيلي و وارد كردن CO2  و ساير گازهايي كه بصورت تله گرمايي عمل مي كنند به اتمسفر، بيشتر و سريعتر از ميزاني بوده كه اقيانوسها و گياهان بتوانند آن را جذب كنند. اكنون ما هم به صورت عوامل زمين شناسي عمل مي كنيم كه قادريم بر فرايند تعيين آب و هوا موثر باشيم. در حال حاضر بنظر مي رسد كه ما چندين پتو روي سياره مان كشيده ايم. گرم شدن هوا در قرن اخير، به خصوص به خاطر فعاليت هاي انساني است. مدل هاي آب و هوايي از نيروهاي طبيعي نظير فوران آتشفشانها و پرتوهاي خورشيد نمي توانند تمام اين گرما را توجيه كنند.

پي آمدهاي گرم شدن جهاني:
ناپديد شدن يخ‌ها: زماني كه پارك ملي يخچالهاي مونتانا در 1910 ثبت شد، حدود 150 يخچال طبيعي در آن وجود داشت. امروزه كمتر از 30 يخچال باقيمانده است. برفهاي افسانه اي كليمانجارو از سال 1912 به ميزان 80 درصد ذوب شده اند و احتمال مي رود تا سال 2020  به كلي از بين بروند.
دماي هوا ظرف 50 سال اخير بين 3 تا 4 درجه سانتي گراد افزايش يافته است. به نظر مي رسد در صد سال آينده، 4 تا 7 درجه ديگر به اين ميزان اضافه شود. يخ هاي قطب شمال هم اكنون سه هفته زودتر از سه دهه پيش شروع به ذوب شدن مي كنند. حيوانات منطقه قطبي به شدت در خطر انقراض هستند.

ذوب شدن يخها باعث بالا رفتن سطح درياهاي آزاد مي‌شود. نتيجه به زير آب رفتن بسياري از نواحي ساحلي در سال‌هاي آينده است.

عادت كردن به شرايط جديد زندگي: شرايط گرم شدن جديد، باعث تغييرات تدريجي در اكوسيستم ها مي شود. بتدريج رفتارهاي جانوران، فصل گل دادن گياهان تغيير مي كنند. اما مسئله اينجا است كه بعضي تغييررفتارها كند و برخي سريع انجام مي‌پذيرد. مثلا درختان خيلي آهسته با شرايط تغيير مي كنند. در مقابل گونه هاي متحرك نظير پرندگان به سرعت تغييرمي‌كنند.

 اين تطبيق پذيري با درجه هاي مختلف، به معني تغييرات غير قابل پيش بيني اكوسيستم ها است. مثلا جنگل هاي شمالي در برابر حمله هاي حشرات، بسيار آسيب پذير هستند. پرنده هاي آوازه خوان بزرگترين عامل كنترل اين حشرات مي‌باشند. حال اگر پرندگان به شمال حركت كنند، جنگل ها مورد حمله حشرات قرار مي گيرند كه معني اش از دست رفتن جنگل هاي بيشتر است كه خودبه معني آتش سوزي بيشتر و در نتيجه گرم شدن بيشتر زمين ميشود. طي بررسي هاي انجام شده كشتار بي سابقه در تابستان سال 2003 در اروپاي مركزي، كه ناشي از گرماي هوا بود، به گازهاي گلخانه‌اي و افزايش آن مربوط مي شود و اين از جمله اتفاقاتي است كه در آينده بايد انتظار داشت كه بيشتر و بيشتر رخ دهد.
تغييرات ناحيه‌اي آب و هوا ممكن است محل زندگي شما را خشك‌تر يا مرطوب تر كند و به هر حال تعادل آن را به هم بزند.

طوفانها و توفندها: هنگاهي كه آب اقيانوسها گرم مي شود، در نواحي مرطوب، نظير درياي كارائيب و سواحل چين و ژاپن، توفندها شكل مي گيرند. افزايش گرماي اتمسفر، به نوبه خود باعث افزايش دماي آب اقيانوسها مي شود و به اين ترتيب احتمال رخ دادن طوفانهاي مهيب بيشتر مي شود . محققين دانشگاه كلرادو اعلام كرده اند وقوع توفند ها در سال 2006، بسيار فعال خواهد بود و از اول ژوئن تا 30 نوامبر ، احتمال پيدايش آنها وجود دارد.

علاوه بر توفند ها انواع توفان‌هاي مخرب،‌ به دليل ناهنجاري هاي آب و هوايي، زمين را در هم خواهند كوبيد.

زندگي موجودات زنده: طبق بررسي هاي متعدد، روند افزايش دما تا سال  2050 بيش از يك ميليون گونه گياهي و جانوري را از بين خواهد برد. خيلي از ما تازه متوجه مي‌شويم كه ابعاد قضيه چيست. وقتي مي شنويم 0.5 درصد يا يك درصد افزايش دي اكسيد كربن، اين تفاوت جزئي وا قعا چه معني دارد و زمين را تا چه
 حد به خطر مي اندازد؟
دانشمندان از همه نقاط دنيا از استراليا تا آفريقاي جنوبي، گونه هاي مختلف جانداران و تاثير آب و هوا را بر آنها بررسي كرده اند و سپس وضعيت را با مدل هاي كامپيوتري شبيه سازي نموده اند. به نظر مي رسد با نگاهي خوش بينانه تا سال 2050 ، 15 تا 35 درصد از 1103 گونه مطالعه شده در معرض انقراض واقع مي‌شوند. 

رشته‌هاي مرجاني، خرس‌هاي قطبي، گياهان استوايي از جمله موجوداتي هستند كه تا چند سال آينده از ميان مي‌روند.

چگونه CO2 را كنترل كنيم؟
بزرگترين عامل مصرف CO2، عمل فتوسنتز در گياهان است. بنابراين توسعه جنگل كاري به ميزان وسيع ( جلوگيري از تخريب جنگل ها كه جاي خود دارد) از مهمترين عوامل كنترل Co2 هستند. در ضمن همزمان با اين تدبير، كاهش مصرف سوخت هاي فسيلي و كاهش سوخت زغال سنگ، هم CO2 و هم گازهاي گوگرد را كاهش مي دهند (هر چند گازهاي گوگرد، همانطور كه در آتشفشانها اتفاق مي افتد، با توليد اسيد سولفوريك در اتمسفر اثر سرد كنندگي نيز دارند) كه بايد مسئولانه پيگيري شود. دانشمندان هنوز بر مدلهاي رفتاري شيمي اتمسفر ، تحقيق مي كنند تا نتايج بهتري بدست آورند.
در حال حاضر مهمترين و عملي ترين كاري كه براي به حداقل كردن خسارت ها مي توان انجام داد، كاهش بلافاصله و سريع گازهاي گلخانه اي است، تا اثرات گرمايش جهاني، حد اقل شود. گمان نكنيد كه اين مشكل براي آينده است و به زندگي كنوني شما هيچ ارتباطي ندارد. اين مشكل حالا و با شماست. تصميم بگيريد و عمل كنيد.

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/21 و ساعت 14:52 |

اجلاس کپنهاگ مهمترين اتفاق زيست محيطي سال است. بعد از آنکه پروتکل کيوتو نتوانست در مهار تغييرات اقليمي و گرم شدن زمين موفقيت چنداني را کسب کند، اينبار رهبران جهان قرار است تا در پانزدهيمن سالگرد تصويب کنوانسيون تغييرات اقليمي سازمان ملل متحد (UNFCCC) دور هم جمع شوند تا بلکه بتوانند راهي جديد را براي مهار گرم شدن زمين پيدا کنند.
بسياري از رهبران کشورهاي توسعه يافته اروپايي و آمريکايي آمادگي خود را براي حضور در کپنهاگ اعلام کرده اند. حتي ?? کشور آفريقايي تهديد کرده اند که اگر قرار باشد کشورهاي قدرتمند فقط به مواضع خود بيانديشند و صداي ملل فقير را نشنوند، در کپنهاگ شرکت نخواهند کرد. بنگلادش هم ديروز اعلام کرده است که بايد تصميم گيري ها منصفانه باشد.
با اين حال ايران مانند هميشه موضعي منفعلانه دارد. در ميان ادبيات و اخبار منتشر شده از سازمان حفاظت محيط زيست در چند وقت گذشته تنها دوبار نام اجلاس کپنهاگ به گوش مي خورد که هر دو نيز مربوط به دو هفته قبل است. يکي مربوط به توافقنامه همکاري با وزارت محيط زيست قطر است که طي آن دو طرف توافق کرده اند تا از مواضع يکديگر در کپنهاگ حمايت کنند. ديگري نيز مربوط به مصاحبه حسن اصيليان معاون محيط انساني سازمان حفاظت محيط زيست با سبز پرس است. اصيليان در اين مصاحبه اعلام کرده است که هيئت ايراني به کپنهاگ خواهند رفت و کمي هم درباره پذيرش يا عدم پذيرش پروتکل جديد از سوي آمريکا و ساير کشورهاي صنعتي صحبت کرده است.
جاي تاسف است در کشوري که با وجود سهم صنعت بسيار پايين در جهان، جزء کشورهاي آلاينده در صدر جدول است، چرا چنين واقعه مهمي مورد توجه قرار نمي گيرد.
گويي قرار است اينبار هم کشور ما غافلگير شود. به مانند پروتکل کيوتو که ما از خود هيچ ابتکار عملي نداشتيم و وقتي پروتکل را جلوي روي ما قرار دادند، ما چشم به دهان ديگران داشتيم. روال اداري مجلس و شوراي نگهبان را براي تعلل در پذيرش کيوتو قبول کرديم. همين که روسيه پروتکل را پذيرفت و سهم کشورهاي پذيرنده پروتکل از صنعت جهان به بيش از ?? درصد رسيد، ما هم با دستپاچگي اعلام کرديم که کيوتو را مي پذيريم. اما دريغ که چون هيچ برنامه ريزي نداشتيم، بندي از آن را اجرا نکرديم و فقط سالانه گزارشي را آماده کرديم و ارائه داديم.
ما نه در آن زمان و نه امروز به ماجراهاي جهاني اهميت نمي دهيم. حتي به اثرات آنها نيز فکر نمي کنيم. اثراتي که مي تواند لطمه هاي اساسي به پيکره اقتصاد کشور وارد کند.
ايران يکي از صادر کنندگان اصلي نفت در جهان است. نفت کالاي وارداتي و استراتژيک کشورهايي است که سهمشان در صنعت جهان بالاي ?? درصد است. اين کشورها در زمره آلاينده هاي اصلي هوا و منتشر کنندگان گازهاي گلخانه اي قرار مي گيرند.
طبيعي است که اگر در کپنهاگ توافقي صورت گيرد و کشورها اينبار با ساز و کاري جديد و الزام آور مکلف به کاهش گازهاي گلخانه اي خود شوند، کشورهاي صنعتي بايد بيشتر از پيش به طرف انرژي هاي پاک بروند و واردات نفت را کاهش دهند.
به بيان ديگر اقتصاد کشور ما به طور مستقيم وابسته به تصميم رهبران جهان در اجلاس کپنهاگ است. البته به نظر نمي رسد که در صورت حصول توافق بين شرکت کنندگان، کشورها بتوانند بدون کاهش استفاده از سوخت هاي فسيلي، انتشار گازهاي گلخانه اي خود را کنترل کنند و اين اهميت موضوع را براي اقتصاد ما مي رساند.
دولت ايران نه تنها مسايل زيست محيطي اجلاس کپنهاگ را فراموش کرده بلکه به تبعات نتايج اجلاس نيز فکر نکرده است.
اتفاقي که در چند روز اخير حتي اجلاس امنيت غذايي فائو در رم و همچنين اجلاس سازمان همکاري هاي آسيا و اقيانوسيه (اپک) را نيز تحت تاثير قرار داده است.
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/21 و ساعت 14:50 |

لايه ازون

 

 

لايه اوزون *انرژي هاي خورشيدى :* خورشيد تنها ستاره منظومه شمسى مى باشد كه كرات وسيارات در اطراف آن مى چرخند و از انرژى آن استفاده مى كنند.زمين نيز يكى از كراتى است كه در أطراف خورشيد در حال حركت است .فاصله ميان زمين و خورشيد حدود 149.800.000كيلومتر مى باشد ، كه در اين فاصله،زمين حدود 9^10×95/1 وات انرژى ازخورشيد دريافت مى كند كه ما تنها كسرى از آن (0000002/0) را استفاده مى كنيم . نور خورشيد 27/8 دقيقه طول مى كشد كه به زمين برسد.از صد در صد نورى كه به زمين مى تابد تنها 30% آن بر اثر ذرات و مولكول هاى موجود در لايه هاى بالايى منعكس مى شوند بقيّه آن ها از لايه ها زمين عبور مى كنند و به زمين مى رسند.در واقع مى توان به جرأت گفت كه حدود99%انرژى كه به زمين مى رسد از خورشيد وبقيه آن از ماه و كرات ديگر مى باشد. نور سفيد خورشيد از ميلياردها ميليارد رنگ تشكيل شده است كه هر كدام از اين رنگ ها داراى طول موج و انرژى مخصوص به خود مى باشند، وما هنگامى كه اين نور را تفكيك مى كنيم به هفت رنگ تجزيه مى شوند كه هر كدام از اين رنگ ها از ميلياردها رنگ تشكيل شده اند... پرتوهاى فوق بنفش داراى طول موج كوتاه و انرژى زياد مى باشند .پرتوهاى فوق بنفش با انرژى زيادى كه دارند براى تمام موجودات زنده خطرناك مى باشند وموجب سرطان پوست يا آفتاب سوختگى مى شوند .خوشبختانه زمين در برابر اين پرتوى خطرناك، محافظى بنام لايه اوزون دارد كه از ورود پرتوهاى خطرناك به سطح زمين جلوگيرى مى كند. قبل از آنكه به بحث درباره برخورد پرتوهاى فوق بنفش و مولكول ها اوزون بپردازيم ابتدا به اطلاعاتى درمورد اوزون مى پردازيم. * اوزون چيست؟ * دانشمندان لايه ها زمين را به چهار قسمت تقسيم مى كنند : 1)تروپوسفر (كه نسبت به سطح دريا 12تا15 كيلومترارتفاع دارد) 2)استراتوسفر 3)مزوسفر 4)تروموسفر(خارجى ترين لايه زمين) مولكول اوزون (o3)از يك مولكول اكسيژن و يك اتم اكسيژن كه ناپايدار و واكنش پذير مى باشد، تشكيل شده است . پيوند ميان مولكول اكسيژن و اتم اكسيژن در مولكول اوزون بسيار ضعيف مى باشد و ممكن است با كوچكترين برخورد از هم جدا ويا با دريافت كوچكترين انرژى به حالت اوليه خود برگردند . لايه اوزون در لايه استراتوسفر زمين قرار دارد .در شب ها به دليل عدم دسترسى به انرژى تابشى خورشيد، ضخامت لايه اوزون كمتر از ضخامت آن در روز ها مى باشد. هنگامى كه پرتوهاى فوق بنفش به مولكول ها اوزون برخورد مى كنند، پرتو هاى فوق ـ بنفش مقدار زيادى از انرژى خود را از دست مى دهند وبه پرتو هاى فرو سرخ تبديل مى شوند ، و همچنين بر اثر اين برخورد ، مولكول اوزون به مولكول اكسيژن واتم اكسيژن تبديل مى شود و با تابش مجدد نور خورشيد ، مولكول اوزون دوباره پديدار مى شود. مولكول هاى اوزون هرچند كه براى ما مفيد هستند اما وجود آن ها در لايه تروپوسفر (لايه اى كه ما در آن زندگى مى كنيم) بسيار خطرناك مى باشند. نيتروژن هاى پراكسيد خارج شده از اگزوز موتورهاى ديزلى بر اثر تابش نور خورشيد (عمل فتو شيميايى) با مولكول هاى اكسيژن واكنش مى دهند و مولكول هاى اوزون را پديدار مى كنند . چون در مولكول هاى اوزون اتم هاى اكسيژن فعال (راديكالى) وجود دارد ، تنفس آن ،موجب اختلال در دستگاه تنفسى مى شود .

حفره اوزون* تا سال 1980ميلادى از سوراخى لايه اوزون خبرى نبود ؛ اما در سال 1985م ، دانشمندان از نازك شدن لايه اوزون در قطب جنوب خبر دادند. در آن زمان با تحقيقات انجام شده علت نابودى مولكول هاى اوزون را ،گاز هاى cfc (كلر و فلوئور و كربن) مى دانستند. گاز هاى cfc بعنوان گاز هاى خنك كننده در يخچال ها ،كولرها و همچنين در مواد پلاستيكى مورد استفاده قرار مى گيرند . در cfc ها اتم هاى كلر ناپايدار و واكنش پذير مى باشند و هنگامى كه گاز هاى cfc به لايه هاى بالا مى روند ، در لايه هاى بالا بر اثر برخورد با نور خورشيد ،گاز هاى كلر آزاد مى شوند. اتم هاى كلر در لايه استراتوسفر با مولكول هاى اوزون واكنش مى دهند. هر اتم كلر به تنهايى مى تواند 100.000 مولكول اوزون را از بين ببرد . به همين دليل در گستره جهانى ،در سازمان ملل متحد ،در معاهده اى بنام معاهده مونترال كشورها متعهد شدند كه از توليد و فروش گاز هاى cfc خوددارى كنند ،و همچنين به كشور هاى فقير اين امكان را بدهند كه بجاى استفاده از گاز هاى cfc ، از گاز هاى خنك كننده ديگرى استفاده كنند. ما مى دانيم كه بيشترين كشور هاى صنعتى در نيم كره شمالى قرار دارند ، پس چرا در قطب جنوب لايه اوزون سوراخ شده است ؟! براي پاسخ به اين سوال ، پژوهش هاي زيادي انجام شده است كه بعضي از اين پژوهش ها تاكنون در دست تحقيق است . اخيراً دانشمندان علت ايجاد حفره در لايه اوزون را گرداب هاي سنگين ، كه در قطب جنوب جريان دارند ، مي دانند . در زمستان در طول شبهاي قطبي، نور خورشيد درتمام سطح قطب جنوب در دسترس نيست ، به همين دليل در اين قطب در لايه استراتوسفر طوفان هاى سنگيني گسترش مى يابند كه به آن ها "گرداب قطبي"(polar vortex) مى گويند . گرداب قطبي مي تواند ذرات سازنده هوا را تجزيه كند .اين گرداب ها باعث ايجاد ابرهاى سردي مي شوند كه بر فراز قطب جنوب جريان مي يابند. كه به اين ابرها "ابر استراتوسفر قطبي" (polar stratosphere cloud) مي گويند.اختصار آن psc است. Pscها بسيار سرد هستند و دماي آن ها حدود 80- سيلسيوس است.* Psc از نيتريك اسيد تري هيدرات (nitric acid trihydrate) تشكيل شده است و با ابرهايي كه ما آن ها را در آسمان مي بينيم كاملاً متفاوتند. پس اين ابرهاي اسيدي مي توانند لايه اوزون را تخريب كنند. "بنايراين با استناد به تحقيقات انجام يافته ،موارد زير را مي توان از عوامل موثر در تخريب لايه اوزون دانست: 1)محور زمين به گونه اى مى باشد كه نور خورشيد به قطب شمال بيشتر از قطب جنوب مى تابد به همين دليل ضخامت لايه اوزون در قطب شمال بيشتراز ضخامت آن در قطب جنوب مى باشد (زيرا ما گفتيم كه پيوند ميان مولكول اكسيژن و اتم اكسيژن در مولكول اوزون بسيار ضعيف مى باشد و ممكن است با كوچكترين برخورد از هم جدا ويا با دريافت كوچكترين انرژى(مانند انرژى تابشى خورشيد ) به حالت اوليه خود برگردند) 2)از مورد دوم نتيجه مى گيريم كه هواى قطب جنوب سردتر از هواى قطب شمال مى باشد ، بنابراين هواى گرم هنگامى كه بر اثر جريان هايى به قطب جنوب مى روند ، چون سبك مى باشند ،به سمت بالا مى روند و موجب نابودى لايه هاى اوزون برفراز قطب جنوب مىشوند. 3)در زمستان نور خورشيد كاملاً در تمام سطح قطب جنوب در دسترس نمي باشد، واين امر باعث كاهش دما و تشكيل ابرهاي psc مي شود . 4) ابرهاي psc اسيدي هستند و به همين دليل آن ها به لايه اوزون آسيب مي رسانند

 

مفاهيم

 

اقيانوس (Oceans) :‌بزرگترين حجمهاي آب روي كرة زمين

همه چيز خواران (Omnivores) :‌حيواناتي كه هم گياهان و هم جانوران را مي‌خورند.

موجود زنده (Organism) :‌تمام چيزهاي زنده شامل انسانها، گياهان، حيوانات، باكتري‌ها و قارچ‌ها.

اكسيژن (Oxygen) : گازي جوي متشكل از دو اتم اكسيژن كه براي تنفس لازم هستند.

چرخه اكسيژن (Oxygen cycle) : بازيافت اكسيژن از گازهاي اكسيژن دار بين گياهان و حيوانات.

ازون (Ozone) : شكلي از اكسيژن شامل سه اتم اكسيژن كه لاية ازون را تشكيل مي‌دهند.

چرخه ازون (Ozone cycle) : فرآيند درحال وقوعي كه بر اساس آن ازون از بين رفته و مجدداً در لاية ازون شكل مي‌گيرد.

لاية ازون (Ozone layer) : مولكولهاي پراكندة گاز ازون كه در جو بالايي كرة زمين و در لايه كه پسر زمين در برابر نور فرابنفش نفوذي جمع مي‌شوند.

 

 

لايه ازون در حال ترميم است

 

ترميم کامل لايه اوزون دست کم پنجاه سال طول می کشد

 

دانشمندان می گويند که نخستين مدرک قطعی دال بر اينکه لايه ازون در حال ترميم شدن است را به دست آورده اند.

گروهی از محققان آمريکايی دريافته اند که سرعت تخريب لايه ازون به ميزان قابل توجهی کاهش يافته است.

با اين وجود دانشمندان می گويند که ترميم کامل اين لايه دست کم پنجاه سال طول می کشد.

 

به گفته دانشمندان، ترميم لايه ازون نتيجه ممنوع شدن کاربرد مواد شيميايی مخرب بوده است.

اين ممنوعيت در "موافقتنامه مونترآل" ذکر شده است که در سال 1987 در اين شهر امضا شد.

اين موافقتنامه استفاده از موادی مانند گاز سی اف سی را که عمدتا در اسپری ها و يخچال ها کاربرد دارد، منع کرده است.

محققان، اطلاعاتی که در طول بيست سال گذشته توسط سه ماهواره و سه دستگاه مستقر روی زمين جمع آوری شده بود، تجزيه و تحليل کرده و دريافتند که در لايه استراتوسفر بالايی - خارجی ترين لايه ازون - سرعت تخريب تا حد قابل توجهی کمتر شده است.

پروفسور مايکل نيوچرچ، استاد دانشگاه آلاباما در آمريکا و از سرپرستان گروه تحقيق، می گويد: لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازک تر می شد، ولی اکنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم که اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود.

گرچه لايه های بالايی ازون رو به ترميم است، ولی عواملی چون گرم شدن کره زمين که دما را افزايش می دهد و بر چگونگی وزش باد موثر است، ترميم ازون را در لايه های پايين تر به تاخير می اندازد

 

 

لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازک تر می شد، ولی اکنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم که اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود

 

 

 

 

لايه ازون روز به روز نازکتر می‌شود

 

خبرگزاری شانا

 

کميسيون اروپا هشدار داد ضخامت لايه ازون بر فراز قطب شمال شروع به نازک شدن کرده است و در صورت ادامه يافتن سرماي شديد هوا در زمستان، اوضاع وخيم تر خواهد شد. داده هاي جمع آوري شده در منطقه قطب شمال نشان مي دهند نازک شدن لايه ازون بر فراز اين منطقه که از سال 1980 آغاز شده، برخلاف قطب جنوب كه اواخر دهه هشتاد بطور تقريب همه ساله و در هر زمستان شاهد كاهش ضخامت لايه ازون بر فراز آن بوده ايم ، تفاوت هاي بسياري در سال هاي مختلف داشته است.

 

کميسيون اروپا هشدار داد ضخامت لايه ازون بر فراز قطب شمال شروع به نازک شدن کرده است و در صورت ادامه يافتن سرماي شديد هوا در زمستان، اوضاع وخيم تر خواهد شد.
به گزارش "شانا" به نقل از خبرگزاري فرانسه، کميسيون اروپا با انتشار بيانيه اي ضمن اعلام اين مطلب افزود: "با ايجاد شدن سوراخ در لايه ازون، خطر تابش اشعه ماوراء بنفش به مناطق غيرمسکوني قطب شمال و کشورهاي اسکانديناوي و حتي اروپاي مرکزي تشديد مي شود و سلامتي مردم و ديگر جانداران اين مناطق را به خطر خواهد انداخت."
اشعه ماوراء بنفش يكي از عوامل اصلي در بروز سرطان پوست است.
در اين بيانيه همچنين آمده است: "داده هاي جمع آوري شده در منطقه قطب شمال نشان مي دهند نازک شدن لايه ازون بر فراز اين منطقه که از سال 1980 آغاز شده، برخلاف قطب جنوب كه اواخر دهه هشتاد بطور تقريب همه ساله و در هر زمستان شاهد كاهش ضخامت لايه ازون بر فراز آن بوده ايم ، تفاوت هاي بسياري در سال هاي مختلف داشته است ."
در بيانيه کميسيون اروپا در توضيح اين مساله افزوده شده : "تفاوت هاي مشاهده شده در دو قطب ناشي از اين امر است که زمستان هاي قطب شمال گرمتر از زمستان هاي قطب جنوب است."
اما گويا شرايط قطب شمال نيز بتدريج دارد به شرايط قطب جنوب نزديک مي شود.
آنتونيا موشان، سخنگوي کميسر پژوهش هاي اتحاديه اروپا، سرد شدن شديد هوا در قطب شمال و نيز استفاده از فراورده هاي شيميايي تخريب کننده لايه ازون را علت اصلي تشديد نازک شدن لايه ازون ، دانسته است .

 


کميسيون اروپا هشدار داد: "اگر سرد شدن استراتوسفر (لايه پاييني اتمسفر که دربرگيرنده لايه ازون است) قطب شمال همچنان ادامه پيدا کند، ضخامت لايه ازون در اين منطقه ظرف دهه هاي آينده به ميزان بيشتري کاسته خواهد شد."
نتايجي که کميسيون اروپا روز دوشنبه ارائه کرده است حاصل تحقيقات جمعي از دانشمندان اروپايي در چارچوب پروژه اي با عنوان "اسکات3" است.
در پروژه يادشده با استفاده از الگوهاي تغييرات آب و هوا در سطح جهان، تحولات آتي لايه ازون پيش بيني مي شود

 

لايه‎ ازون‎ در وضعيت‎ خطرناك‎

 

دانشمندان هشدار دادند, در صـورت‎ ادامه‎‎ سردي‎ هوا , سوراخ‎ فصلـي‎ لايـه اوزون‎ درقطب‎ شمال‎ به‎ خطرناكترين‎ وضع‎ خود مي‎رسد.

به‎‎ گزارش‎ بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران ، از واحد مركزي خبر، دانشمندان‎ اروپايي‎ اعلام‎ كردنـد, در صـورت‎ ادامه‎ وضع‎ موجـود و پـائيـن‎‎ مـانـدن دمـا ابرهاي‎ قطبي‎‎ كه‎ معمولا ساختـار شيـميـايـي اوزون‎ را تغيير مي‎‎دهند باقي خواهند مانـد و اين‎‎ عامل‎ ممكن است‎ باعث تضـعيـف‎ هـرچـه‎ بيشتر لايـه‎ اوزون‎‎ در زمـان تـابـش‎ آفتـاب‎ بهاري‎‎ در هفته‎‎هاي آينده خواهد شد.
به‎‎‎ گفته محققان‎‎ سرماي‎ هـوا در لايـه اوزون قطبي‎‎ هم‎ اكنون‎ در 50 سال‎ گذشته‎‎ بيسـابقـه است‎ و اولين‎‎‎ نشانه‎ هاي‎ سـوارخ‎ شـدن اوزون در 20 كيلومتري‎ سطح‎ زمين‎ ديده‎ مي‎شود. در صورتي‎ كه‎‎‎ دماي‎ هوا در اين‎ لايه به حدود 80 درجه‎ زير صفر مي‎‎رسيد ابرهاي‎ قـطبـي در اين‎ ناحيه‎‎ بوجود مـي‎آيـد كـه سـاختـار آب‎ تشكيل‎ مي‎دهند.
آنها با ساختارمعمول‎ آب‎ بروي‎ زمين‎ متفاوت‎ است‎ و مي‎‎توانند ساختار شيميايـي اوزون‎ را در استراتوسفر تغيير دهد. اين‎‎‎ محققان هشدار دادند, سوارخ‎ شـدن لايـه‎ اوزون‎‎ كه‎‎ سپر محافظ زمين از اشعههاي‎ مضـر خورشيدي‎ است‎ علاوه‎ بر قطب‎ شمال‎‎ مناطق‎ شمال اروپا, اسكانديناوي‎ را تهديد مي‎ك

لندن‎‎ ـ دانشمندان هشدار دادند, در صـورت‎ ادامه‎‎ سردي‎ هوا , سوراخ‎ فصلـي‎ لايـه اوزون‎ درقطب‎ شمال‎ به‎ خطرناكترين‎ وضع‎ خود مي‎رسد.

به‎‎ گزارش‎ پايگاه اينترنتي‎ نيوساينتيسـت‎ , دانشمندان‎ اروپايي‎ اعلام‎ كردنـد, در صـورت‎ ادامه‎ وضع‎ موجـود و پـائيـن‎‎ مـانـدن دمـا ابرهاي‎ قطبي‎‎ كه‎ معمولا ساختـار شيـميـايـي اوزون‎ را تغيير مي‎‎دهند باقي خواهند مانـد و اين‎‎ عامل‎ ممكن است‎ باعث تضـعيـف‎ هـرچـه‎ بيشتر لايـه‎ اوزون‎‎ در زمـان تـابـش‎ آفتـاب‎ بهاري‎‎ در هفته‎‎هاي آينده خواهد شد.
به‎‎‎ گفته محققان‎‎ سرماي‎ هـوا در لايـه اوزون قطبي‎‎ هم‎ اكنون‎ در 50 سال‎ گذشته‎‎ بيسـابقـه است‎ و اولين‎‎‎ نشانه‎ هاي‎ سـوارخ‎ شـدن اوزون در 20 كيلومتري‎ سطح‎ زمين‎ ديده‎ مي‎شود. در صورتي‎ كه‎‎‎ دماي‎ هوا در اين‎ لايه به حدود 80 درجه‎ زير صفر مي‎‎رسيد ابرهاي‎ قـطبـي در اين‎ ناحيه‎‎ بوجود مـي‎آيـد كـه سـاختـار آب‎ تشكيل‎ مي‎دهند.
آنها با ساختارمعمول‎ آب‎ بروي‎ زمين‎ متفاوت‎ است‎ و مي‎‎توانند ساختار شيميايـي اوزون‎ را در استراتوسفر تغيير دهد. اين‎‎‎ محققان هشدار دادند, سوارخ‎ شـدن لايـه‎ اوزون‎‎ كه‎‎ سپر محافظ زمين از اشعههاي‎ مضـر خورشيدي‎ است‎ علاوه‎ بر قطب‎ شمال‎‎ مناطق‎ شمال اروپا, اسكانديناوي‎ را تهديد مي‎كند. دانشمندان می گويند که نخستين مدرک قطعی دال بر اينکه لايه ازون در حال ترميم شدن است را به دست آورده اند.

گروهی از محققان آمريکايی دريافته اند که سرعت تخريب لايه ازون به ميزان قابل توجهی

كاهش يافته است .
با اين وجود دانشمندان می گويند که ترميم کامل اين لايه دست کم پنجاه سال طول می کشد.


به گفته دانشمندان، ترميم لايه ازون نتيجه ممنوع شدن کاربرد مواد شيميايی مخرب، تحت عنوان پروتکل مونترآل، بوده است.

اين پروتکل که در سال 1987 به اجرا درآمد، استفاده از موادی مانند گاز سی اف سی را که عمدتا در اسپری ها و يخچال ها کاربرد دارد، منع کرده است.

محققان اطلاعاتی ر که در طول بيست سال گذشته توسط سه ماهواره و سه دستگاه مستقر روی زمين جمع آوری شده بود، تجزيه و تحليل کرده و دريافتند که در لايه استراتوسفر بالايی - خارجی ترين لايه ازون - سرعت تخريب تا حد قابل توجهی کمتر شده است.

پروفسور مايکل نيوچرچ، استاد دانشگاه آلاباما در آمريکا و از سرپرستان گروه تحقيق، می گويد: لايه ازون قبلا در هر دهه هشت درصد نازک تر می شد، ولی اکنون اين سرعت به چهار درصد رسيده است و اميدواريم که اين تخريب تا چند سال ديگر متوقف شود.

گرچه لايه های بالايی ازون رو به ترميم است، ولی عواملی چون گرم شدن کره زمين که دما را افزايش می دهد و بر چگونگی وزش باد موثر است، ترميم ازون را در لايه های پايين تر به تاخير می انداز

 

 

جك : شخصي ميره لايه ازون رو بدوزه، اما بر نميگرده. ميبينن لايه ازون رو از بيرون دوخته

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/21 و ساعت 14:43 |


اسيدي شدن اقيانوسها زنجيره غذايي را تهديد مي‌كند

--------------------------------------------------------------------------------

اسيدي شدن اقيانوسها زنجيره غذايي را تهديد مي‌كند
كارشناسان مي‌گويند اسيدي‌تر شدن اقيانوسها علاوه بر حيات دريايي، زنجيره شكننده غذايي زمين را نيز تهديد مي‌كند.

به گزارش پايگاه اينترنتي آسوشيتدپرس، اقيانوسها تاكنون يك سوم دي اكسيدكربن منتشر شده در جهان را در خود جذب كرده‌اند كه اين امر به اسيدي شدن آب‌ها منجر شده و به حيات دريايي آسيب رسانده است. گاز دي‌اكسيد كربن كه گرما را در خود حبس مي‌كند عامل تغيير اوضاع اقليمي زمين شناخته شده است.

پروفسور استفان رامستورف و ? ??دانشمند ديگر با انجام تحقيقي در مورد اقيانوسها هشدار دادند جهان شاهد مشكلاتي در ابعاد جهاني مشابه پديده باران اسيدي خواهد بود كه در دهه ? ?????و ? ?????رخ داد.

رامستورف در حاشيه كنفرانس سازمان ملل در مورد تغيير اوضاع اقليمي در نايروبي با اعلام اينكه اقيانوس‌ها به سرعت در حال تغيير هستند افزود اسيدي‌تر شدن اقيانوسها حيات دريايي را تهديد مي‌كند.

اسيدي‌تر شدن درياها زنجيره غذايي را تغيير مي‌دهد و به ذخاير ماهي‌ها و صخره‌هاي مرجاني جهان آسيب مي‌رساند.

وي كه رياست موسسه تحقيقات آثار اوضاع اقليمي پوتسدام در آلمان را به عهده دارد بر لزوم انجام تحقيقات بيشتر در اين زمينه تاكيد كرد.

ديويد سانتيلو يك دانشمند برجسته در آزمايشگاههاي تحقيقاتي صلح سبز در اكستر انگليس گفت اين كشف كه انتشار دي اكسيد كربن موجب اسيدي شدن اقيانوسها شده است دانشمندان را حيرت زده كرده است.

سانتيلو زيست شناس دريايي گفت اين پديده موجب خواهد شد برخي از منابع دريايي مورد استفاده انسانها در آينده از بين برود.

رامستورف همچنين هشدارهاي مطرح شده در مورد بالا آمدن سطح آب درياها در اثر گرم شدن زمين را تكرار كرد و افزود طي ? ???سال آينده افزايش دماي هوا به وقوع توفانهاي بيشتر خواهد انجاميد و ? ????ميليون انسان در معرض خطر سيل قرار خواهند گرفت.

دانشمندان افزايش يك درجه‌اي دماي هوا طي قرن گذشته را تا حدودي به علت انباشته شدن دي اكسيد كربن، متان و ديگر گازهاي گلخانه‌اي در جو مي‌دانند. اين گازها كه گرما را در خود حبس مي‌كنند در اثر مصرف سوختهاي فسيلي در هوا منتشر مي‌شوند.
__________________


+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/21 و ساعت 14:43 |

 
گرم شدن زمين
 

گروههاي عام المنفعه زيادي اينجا در راستاي کاهش گرم شدن زمين فعاليت ميکنند. حتي فيلم "يک حقيقت تلخ" ساخته ال گور که در همين مورد است جايزه اسکار فيلمهاي مستند در سال 2007 را برد. دليل اصلي اين گرم شدن انباشت گازهاي ناشي از سوزاندن سوختهاي فسيلي است. اين انباشت وقتي رخ ميدهد که نرخ توليد اين گازها بيشتر از ظرفيت طبيعي زمين براي جذب و تجزيه اين گازها توسط گياهان و ... باشد.

گرم شدن زمين اثرات زيادي روي محيط زيست طبيعي انسانها دارد.  ملموس ترين اثر گرم شدن زمين ذوب شدن يخهاي قطبي و جاري شدن آب ناشي از آن به دريا و بالا آمدن سطح آب درياها است که ممکن است باعث پيشروي دريا در خشکي شود. اثر ديگرش آن است که اين تغيير دما الگوي حرکت جريانات جوي را تغيير ميدهد و باعث تغيير الگوي بارش باران و گهگاه ايجاد طوفان ميشود. (بعضي ها مدعي اند که طوفانهاي کاترينا و مشابه در آمريکا ناشي از همين تغييرات جوي است). همين امر روي اکوسيستم هاي طبيعي زمين اثر گذاشته و برخي گونه هاي حيوانات را در خطر انقراض قرار داده است.  خلاصه از من بپذيريد که اين گرم شدن  زمين چيز بدي است!

 

حالا فرض کنيد شما بخواهيد با توصيه يک و تنها يک ابزار سياستگذاري به همه کشورهاي جهان جلوي گرم شدن زمين را بگيريد. به نظر شما موثرترين و ساده ترين سياست چيست؟

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/21 و ساعت 14:43 |
ســال 2012 پــایـــان جـــهــان هــســـتـــی
 
آیا سال 2012 پایان جهان هستی است؟

گروه فناوریهای نوین: بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. به اعتقاد برخی نظریه ها پایان یافتن جهان که در تقویم باستانی اقوام مایان تاریخ آن سال 2012 ذکر شده است می تواند به دلایل مختلفی به واقعیت تبدیل شود. نشریه تلگراف نیز با توجه به این نظریه ها و مدارک به بررسی برخی از این دلایل و میزان احتمال تحقق آنها تا سه سال آینده پرداخته است.


1- حمله بیگانگان فضایی

این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که

بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 0.1 از 10 تخمین زده شده است. –


2- برخورد با زمین

هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی "نیبیرو" سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 0.2 از 10 تخمین زده شده است.


3- بحران خورشیدی

این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 0.3 از 10 برآورد شده است، تابش های شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تاکنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

4- تغییر قطبهای مغناطیسی

بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن یک از 10 خواهد بود.

5- ابر آتشفشان

انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را یک از 10 ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

6- نقطه اوج نفتی

کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 4 از 10 محاسبه شده است.

7- نابودی نسل زنبورها

36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تاکنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تاکنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تاکنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود. با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 7 از 10 تخمین زده شده است.
__________________
بازم آخر قصه........

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/21 و ساعت 14:43 |
معرفی یکی از تخصصی ترین انجمن های ایرانی :

در ادامه ی معرفی سایتهای مفید به شما کاربران عزیز، امروز قصد معرفی یکی از بهترین انجمن های تخصصی ایرانی به نام انجمن ایرانیان را داریم :

انجمن ایرانیان

انجمن ایرانیان که این روزها شاهد گسترش روز افزون و افزایش هر چه بیشتر کاربران آن هستیم، میتواند مکان و مرجع مناسبی در جهت رفع مشکلات و طرح موضوعات و فعالیت شما و سایر کاربران ایرانی در سراسر دنیا  باشد .
شما با مراجعه به این انجمن میتوانید  پس از ثبت نام فوری و یا حتی بدون ثبت نام ، به عنوان کاربر عضو و یا بازدید کننده ی  انجمن ایرانیان، شروع به فعالیت نموده و در جمع سایر کاربران و مدیران متخصص این انجمن لحظات پر باری را برای خود به ارمغان آورید، و به طرح سوالات و مشکلات و یا آموزشهای خود اقدام  نمایید.

از سایر امکانات خوب و ویژه ی این انجمن میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
1- هر کاربر میتواند پس از ارسال 30 پست مفید در این انجمن به عنوان کاربر ویژه از امکانات ویژه ی زیر بهره مند شود:
   الف:VPN نامحدود و ماهانه .
   ب:شارژ رایگان ایرانسل .
   ج:تخفیف فوق العاده در صورت خرید محصولات انجمن .
   د:و بسیاری از امکانات ویژه دیگر که هر کاربر میتواند  به راحتی و با ارسال تنها 30 پست مفید
   از همه ی آنها بهره مند گردد .
2- سرویس مستقیم کننده ی لینک رپیدشیر و سایر آپلود سنترها برای تمامی کاربران انجمن ایرانیان . 
3- مدیران فعال و پاسخ گوی انجمن ایرانیان .
4- جمع صمیمی و دوستانه ی موجود در انجمن ایرانیان .
5- تالارهای گفتگوی فعال و پر محتوا .
6- عدم وجود قوانین سخت گیرانه و دست و پاگیر در انجمن .
7- برخورد محترمانه و پاسخ گوی مدیران انجمن با همه ی کاربران انجمن و بخصوص کاربران تازه وارد انجمن.
8- چت باکس انجمن ایرانیان برای گپ و گفت و گوی دوستانه با سایر اعضای انجمن .
9-
پهنای باند نامحدود و سرعت لود بالای انجمن ایرانیان .
10- و بسیاری از امکانات مفید دیگر که میتوانید با ورود به انجمن ایرانیان از آنها بهره مند گردید ...

برای ورود به انجمن ایرانیان و قرار گرفتن در بین سایر ایرانیان فعال در این انجمن اینجا کلیک نمایید .
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 19:12 |
آنچه باعث گرم شدن زمین می شود به روایت تصویر

 

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 19:1 |
پایان دنیا! سال 2012! پیشگویی مایا!

کافیه تو گوگل یه سرچ از “Maya Prediction” انجام بدید! یعنی پیشگویی مایا!
مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:
قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن! (این رو خودم به چشم دیدم!). مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.
همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. تو ویدئویی که از یوتیوب تو ادامه مطلب هم گذاشتم اطلاعات بیشتری از مایا و تقویمشون براتون نشون می ده. حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!
پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ) .
البته نگاههای خیلی مثبتی هم به قضیه شده و بعضی هم اصلا این گفته رو کاملا رد می کنند. و منم با این پست منظورم این نیست که شما رو از زندگی ناامید کنم یا صحت این بحث رو اثبات کرده باشم. من دارم نتیجه تحقیقم رو تو اینترنت و از حرفهایی که شنیدم و چیزهایی که دیدم بیان می کنم و خیلی امکان داره که چون مثلا روی یک نظریه نادرست پی ریزی شده کلا نادرست باشه ولی به هر حال شواهد و مدارک موجود انسان رو از ساده از کنار این قضیه گذشتن منع می کنه.
علم سرشار مایا بخصوص از نجوم اونها رو قومی آگاه و متمدن ساخته بود. البته قضیه ترک مایا از محل زندگیشون هم یک قضیه خیلی معروف هست که دلایل بسیاری براش بیان شده که من نهایتا امیدوارم با خوندن پی نوشت شما هم با من هم عقیده شید.
الان تقریبا تمام حرفهای من تموم شد و یه چند تا پاتک به این سایت ها می زنم و مطالبی رو براتون ترجمه می کنم.
گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند. البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.
خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست. دیگه زیاد لزومی نداره عمیقا وارد این بحث بشم.
این بحث رو تا اینجا داشته باشید، حتما مطالب تازه رو در ادامه ارسال می کنم.
پی نوشت 1: طبق شواهد و مدارکی که تو کتاب “ارابه خدایان توسط اریک فون دانیکن” ارائه شده، مایاها ناگهان از محل زندگی خودشون بصورت دسته جمعی کوچ کردند، همون تصویر فضانودری که بالا اشاره کردم، بعلاوه علم سرشار مایا + خیلی از مدارک که پیشنهاد می کنم از تو کتاب بخونید تقریبا می شه ادعا کرد که مایاها خدایانی داشتند. خدایانی که از آسمون اومده بودند، یا بهتر بگم، یکسری موجودات متفکر که اون زمون که انسان نیمه وحشی بوده برروی زمین فرود اومدند و علم خودشون رو در اختیار مایا قرار دادند، وگرنه اون پیشرفت های مایا رو که بهتون گفتم تصور کنید برای یک سری انسان های نیمه وحشی دسترسی براشون چقدر می تونه دور از ذهن باشه. در ضمن علت کوچ دسته جمعی مایا رو هم می شه یک فشار روحی قلمداد کرد، فشاری که مایاها برای برگشت خدایان تحمل کردند ولی وقتی دیدن که از خدایان خبری نشد همشون به نوعی روحیه خودشون رو از دست دادن و اونجا رو که به خاطر خدایان آباد کرده بودند و همه جا نشانه هایی از اونها براشون بود ترک می کنند. البته این رو کتاب خیلی بهتر از من تونسته بیان کنه.
پی نوشت 2: کلید واژه هایی که می تونید ازشون برای تحقیق استفاده کنید : Maya Prediction, Maya 2012, Mayan prediction و … متاسفانه منابع فارسی زیادی در دسترس نیست.
پی نوشت سه : ظاهرا مایا اون زمون به علم پر کردن دندون های پوسیده هم رسیده بودند، جالب اینه موادی که برای پر کردن دندون استفاده کردند از اون زمون تا حالا سالم داخل دندون باقی موندن، گفته می شه نوعی سیمان یا چسب ناشناخته می تونه باشه!
نظر شما چیه؟
By امیر حمیدی
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 18:55 |
پایان جهان یا شروع دوباره ؟

پیدایش جهان هستی را كه در تئوری كلاسیك جاذبه كه بر روی فضا – زمان حقیقی پایه گذاری شده است فقط به دو طریق می توان بیان كرد. یا آن كه از بینهایت قبل وجود داشته باشند یا اینكه با بیگ بنگ در لحظه ای با خصوصیت عجیب به نام تكینگی یا نقطه ی یگانه در زمان گذشته آغاز گردیده است ولی حالت سومی هم وجود می تواند داشته باشد كه هر دو حالت قبل را شامل باشد و هیچ كدام به طور مستقل نباشد .یعنی اینكه فضا – زمان از بینهایت قبل وجود داشته باشد ولی در هر بازه ی زمانی معین به نام دوره ی تناوب مسیر معینی را بپیماید . این به معنای حركت فضا در طی زمان میباشد نه به این معنا كه جهان در قالبی در حال حركت است. در تئوری كوانتم جاذبه امكان دیگری نیز وجود دارد زیرا هنگامی كه از زمان و فضای نا اقلیدسی استفاده می كنیم كه در آن جهت زمان و فضا یك نوع هستند . امكان این كه فضا – زمان در حالت انبساط مشخص و معین باشند (یعنی بی نهایت نباشند) موجود است ول در عین حال می توانند هیچ گونه مرز و كناره ای نداشته باشند .فضا-زمان می تواند همانند سطح كره دو بعدی باشد .انبساط و گسترش بر روی سطح كره زمین مشخص است ولی حد و مرزی نداشته باشد به معنای اینكه شما در هر جهت حركت كنید به پایانی نمی رسید علیرغم اینكه زمین محدود است كناره ای وجود ندارد و این به خاطر انحنای سطح كره است و سطح نا اقلیدسی آن .





می توان به طرف غروب رفت و به پایانی نرسید . بنابراین تئوری كوانتمی جاذبه راهی باز نموده است كه در آن فضا-زمان فاقد مرز و كناره باشد و لزومی ندارد كه برای آن لحظه ی بیگ بنگ تكینگی قائل شد تا در آن كلیه ی قوانین فیزیك بی اعتبار و بدون ارزش باشند.

در تئوری كوانتمی جاذبه مفهوم زمان موهومی وارد می شود . زمان موهومی به وسیله ی اعداد موهومی اندازه گیری می شوند .زمان موهومی مفهوم كاملا مشخص ریاضی دارد.اگر ما یك عدد حقیقی را در خودش ضرب كنیم یك عدد مثبت حقیقی حاصل می شود ولی بنا به ضرورت های دنیای ریاضیات و تبعا فیزیك مجموعه ی جدیدی از اعداد با خواص عجیب و نامانوس وارد محاسبات شدند كه تعاریف دقیق ریاضی داشتند . برای مثال حاصل توان دوم این اعداد عددی منفی است یعنی از حاصل ضرب هر عدد این مجموعه در خودش عددی منفی حاصل می شود . برای درك بهتر زمان موهومی به مثال زیر توجه كنید :

نویسنده در 25 فروردین به دنیا آمده است در سال 1369 . حال ما می توانیم چند نتیجه بگیریم :25فروردین سال 69 زمانی است كه نویسنده به دنیا آمده است و یا زمانی كه نویسنده به دنیا آمده است 25 فروردین 1369 است . در نگاه اول این دو جمله یكسان به نظر می رسند ولی در با اندكی تفكر می توان به این نتیجه رسید كه این دو دو اتفاق مجزا هستند كه تحت شرایطی به صورت همزمان رخ داده اند . یعنی یكی تولد و دیگری 25 فروردین سال 1369.حال زمان واقعی را در نظر بگیرید تحت هیچ شرایطی زمان واقعی به عقب بر نمی گردد و همواره جهت خاص خود یعنی از گذشته به آینده را دارد و برگشت در زمان محال است .اگر ما زمان تولد را ما به احتساب ساعت خود جهان حساب كنیم به فرض فرد در سال 17000000001و ماه 1وروز 25 و ساعت .... به دنیا آمده است . در تئوری كوانتمی جاذبه جهان همواره انبساط و انقباض پیدا میكند و اتفاقات یكسانی را طی می كند و در كل می توان گفت كه دوره ی تناوب دارد مشابه آنچه كه در تئوری جهان های تپنده ارائه داده می شود .این به این معناست كه نویسنده یكبار دیگر در سال 470 و ... دو باره متولد می شود حال آیا این به معنای این است كه ما در زمان حقیقی به عقب باز گشته ایم ؟به طور مسلم خیر.تنها نكته اینجاست كه جهان در سال470همانند سال17000000001رفتار میكندوترتیب اتفاقات یكسان است و این نشان دهنده ی زمان موهومی می باشد .یعنی در واقع زمان موهومی تابه حالت رفتار جهان است و اگر در لحظه ای جهان همانند لحظه ی دیگر رفتار كند زمان برای هر دو لحظه نسبت به یك مبدا خیالی یكی است .تفاوت زمان موهومی با زمان حقیقی در این است كه در زمان حقیقی هیچ دو لحظه ای نباید یكسان باشند زیرا برای نشان دادن وضعیت فضا از زمان استفاده می كنیم و چون همواره فضا در حال تغییر است و چون جهت زمان از گذشته به آینده و یكطرفه می باشد پس هیچ دو لحظه ای نباید وضعیت یكسان داشته باشند (از حیث موقعیت فضا).البته این رفتار جهان و رابطه ی بین زمان حقیقی و موهومی را به صورت زیر می توان توجیه كرد.برای مثال اگر ما به فرض جهانی با دوره ی تناوب 30میلیارد داشته با شیم و بخواهیم یك دوره ی 120میلیارد ساله از آن را به احتساب زمان حقیقی بررسی كنیم به شكل زیر می رسیم :


ابعاد این تصویر کوچکتر شده است. برای مشاهده این تصویر در ابعاد واقعی اینجا را کلیک کنید. ابعاد واقعی این تصویر 665 در 329 با حجم 19 کیلوبایت است.
اين عکس تغيير سايز داده شده است. روي اين جايگاه کليک کنيد براي ديدن عکس کامل. تصویر اصلی دارای اندازه 665x329 یا سنگینی میباشد 19کیلو بایت.

همان طور كه در شكل واضح است در حقیقت زمان موهومی زمان احتسابی ما در طول هر تناوب جهان است به نحوی كه بدیهی است كه در آغاز هر تناوب ما زمان را صفر در نظر می گیریم در صورتی كه به هیچ وجه این گونه نیست و در زمان حقیقی صفر محسوب نمی شود .در واقع ما محور را به بردار های كوچكتر تقسیم می كنیم كه همگی یكسانند.و با پایان زمان موهومی زمان موهومی دوباره شروع می شود.در فرضیه ی ((بیكناره))انبساط جهان هستی و خط سیر آن را در یك سطح كروی مانند كره ی زمین / می توان معرفی كرد كه در آن نقطه ی شمال معرف زوامن ومهومی می باشد .جهان هستی از قطب شمال به عنوان نقطهای یگانه شروع می شود و به تدریج انبساط می یابد و به سمت جنوب جابجا میشود به طوری كه دوایر عرض جغرافیایی معرف مراحل انبساط خواهند بود.تا آنجا كه جهان هستی به حداكثر انبساط با زمان موهومی برسدو آن دایره خط استوا است. از آن به بعد جهان هستی شروع به انقباض نموده و این انقباض با زمان موهومی تا نقطه ی یگانه ی قطب جنوب ادامه دارد.


جهان هستی در نقب شمال و قطب جنوب دارای ابعاد ((هیچ))است ول این بدان مفهوم نیست كه این نقاط دارای خصوصیت عجیب یا تكینگی باشند.همان طور كه قطبین شمال و جنوب زمین دارای این حالت عجیب نیستند.

بنابراین قوانین فیزیك در این نقاط كاملا صادق می باشند و همان طور كه این قوانین در قطبین شمال و جنوب زمین نیز صادق است.

در سالهای اولیه ی قرون بیستم همگان به زملن مطلق باور داشتند.هرواقعه می توانست با عددی از زمان مشخص شود.با اعلام تئوری نسبیت انیشتن ایده ی زمان واحد و مطلق رها شد وبه جای ان طبق تئوری نسبیت هر ناظری می توانست زمان خود را اندازه گیری نماید و بدین ترتیب درك زمان نسبی گردید.هنگامی كه سعی می شود تئوری جاذبه را با مكانیك كوانتوم تلفیق نمایند باید زمان موهومی را نیز در ان داخل نمایند.این زمان رابا جهات در فضا اشتباه می شود.اگر به طرف شمال برویم می توانیم به جنوب باز بگردیم بهمین ترتیب اگر در زمان موهومیهم جلو بردیم باید قادر به بازگشت باشیم.این بدان معنی است كه اختلاف مهمی بین رفتن به جلو و برگشتن در زمان موهومی وجود ندارد.از طرف دیگر در زمان حقیقی همانطور كه می دانیم اختلاف بزرگی بینسمت جلو و سمت عقب وجود دارد.این اختلاف بین گذشته و اینده از كجاست؟ چرا ما گذشته را بخاطر می اوریم و اینده به خاطر ما نمی اید؟ در حالی كه قوانین فیزیك وجه امتیازی بین گذشته و اینده قائل نیست.

اختلاف بزرگی بین جهت جلو و عقب ذر زمان حقیقی و زندگی عادی موجود است.تصور كنید یك فنجان از روی میز سقوط كند و خرد و شكسته به صورت قطعاتی روی كف اتاق ریخته شود.اگر ما فیلم این واقعه را ثبت كنیم به راحتی میتوانیم فیلم را در جهت عكس به حركت در آوریم و ببینیم كه قطعات فنجان دوباره به هم می چسبند و ناگهان فنجان از كف اتاق برخاسته و به روی میز می جهد و فنجان سالم بر روی میز قرار می گیرد.

علت این كه ما در زندگی عادی چنین جریانی را نمی بینیم و درك نمیكنیم آنست كه این پدیده به وسیله ی اصل دوم ترمودینامیك منع شده است. اصل دوم ترمودینامیك میگوید آنتروپی یا بی نظمی با گذشت زمان افزایش می یابد.فنجان خرد شده در كف اتاق بی نظمی است .افزایش آنتروپی با زمان مثالی است از آنچه خدنگ زمان نامیده می شود و آن جهت زمان را مشخص می كند. لااقل سه خدنگ زمان وجود دارد.اول خدنگ زمان ترموذینامیك كه در آن آنتروپی افزایش پیدا میكند .دوم خدنگ زمان روانی و اینكه ما در آن جهتی را حس میكنیم كه زمان می گذرد و در آن گذشته به خاطرمان می آید در حالی كه آینده را به خاطر منی آوریم . سوم خئنگ زمان كیهانی و آن جهتی زمانی است كه جهان هستی گسترش و انبساط پیدا میكند .

در فرضیه ی بیكناره در مرحله ی انبساط جهان هستی این سه خدنگ زمان به یك سو و جهت هستند هنگامی كه جهان از انبساط باز می استد و شروع به انقباض كند خدنگ ترمودینامیك بر عكس خواهد بود و بی نظمی با گذشت زمان كاهش می یابد . كاهش بی نظمی این امكان را می دهد كه در مرحله ی انقباض تمامی وقایع عكس مرحله انبساط انجام شود و دو مرحله ی انبساط و انقباض قرینه ی هم گردند . قطعات فنجان خرد شده باز گرد هم آیند و سالم روی میز قرار بگیرند و موجودات زنده زندگی خاص دیگری را تجربه كنند یعنی اول بمیرند و بعد متولد شوند یعنی زندگی دیگری را با مرگ آغاز كنند .

در مرحله ی انبساط با گذشت زمان پروتون ها و نوترون ها در دل ستارگان تبدیل به نور و تشعشعات گردیده و به بی نظمی كامل می رسند . خدنگ ترمودینامیك دیگر نمی تواند دیگر ادامه پیدا كند زیرا جهان هستی به پایان این عامل یعنی بی نظمی كامل رسیده است . پس موجودات زنده با این تعریف فعلی فقط می توانند كه در مرحله ی انبساط جهان هستی زندگی كنند زیرا شرایط انقباض با زندگی ایشان مطابقت ندارد .

جهان هستی در زمان واقعی دارای شروع و پایانی است كه در آن حد و مرزی برای فضا_زمان موجود می باشد و قوانین فیزیك در لحظات آغازی و پایانی بلا اثر است .اما در زمان موهومی نه تكینگی وجود دارد و نه حد و مرزی در صورتی كه جهان به هیچ وجه بی انتها نیست . در حقیقت شایذ آنچه ما زمان موهومی می نامیم از آنچه زمان حقیقی نامیده می شود بنیادی تر باشد زیرا زمان حقیقی ساخته ی فكر خود ما از آنچه جهان هستی را به آن شبیه می دا نیم است . باید به یاد داشت كه تئوری علمی جز یك الگوی ریاضی برای بیان و توجیه و ملاحظات و مشاهده های ما نیست و از اندیشه ی خود ما تراوش میكند و جز آن چیز دیگری نیست .بنابراین اگر سوال كنیم كه زمان حقیقی واقعیتر است یا زمان موهومی پرسشی بی محتوا و بیهوده كرده ایم .

این تئوری از استاد شهیرجهان فیزیك استیون هاوكینگ بود كه در آخر به چیزی منتهی شد كه نوید آغاز زندگی با مرگ را می داد.

در آن روز كه آسمان را چون طومارى در هم مى‏پیچیم، (سپس) همان گونه كه آفرینش را آغاز كردیم، آن را بازمى‏گردانیم; این وعده‏اى است بر ما، و قطعا آن را انجام خواهیم داد. (سوره انبیا آیه 104)

نقل از هوپا
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 18:54 |


ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.

در هشدار ناسا
و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.

اتمسفر زمین می تواند از این برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدی را بر روی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روی زمین وارد می کند.

ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.

در گزارش 132 صفحه ای ناسا
و آکادمی ملی علوم آمده است: "انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال 1859 امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت."

براساس گزارش نیوساینتیست، در سال 1989 شش میلیون نفر در کبک کانادا به مدت 9 ساعت به سبب یک توفان ژئومغناطیسی که 10 برابر ضعیف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه ای مشابه آنچه که در سال 1921 رخ داد تکرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 میلیون نفر افزایش خواهد یافت و تکرار حادثه ای مشابه سال 1859 که بسیار قویتر از توفان 1921 بود دو هزار میلیارد دلار خسارت وارد خواهد کرد.

به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای 2012 و 2013 خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 18:53 |
 
آيا سال 2012 همه چيز تمام مي شود ؟

یه مدتی هست که بحث تموم شدن دنیا توی اینترنت داغ شده. توی یوتیوب میشه فیلمهایی رو پیدا کرد که راجع به این واقعه صحبت میکنن و انمیشنهایی رو نشون میدن. من اولین بار حدود دو ماه پیش از این ماجرا خبر دار شدم. کلی خندیدم وچندتا فحش کوچیک هم به کسایی که این شایعه ها رو رواج دادن نثار کردم. این موضوع اینقدر طرفدار پیدا کرد که یه فیلم هم در بارش ساختن و دیروز اومد توی سینماها. منم که همچنان با این قضیه مشکل داشتم رفتم دنبال تحقیقات و با جستوجو کردن کلمه ی "2012" توی گوگل کارو شروع کردم.
در تاریخ قدیم (چندین سال قبل از میلاد) کسانی بودند که تونستند آینده رو پیش بینی کنن. مثلا گفتن هزار سال دیگه کسی به نام "مسیح" ظهور میکنه, 500 سال دیگه اتفاقی در روم میفته و از این قبیل چیزها که اتفاقا خیلیاشون درست از آب دراومدن. از نظر علمی وقتی کسی در مکانی زندگی کنه که گاز no2 مدام تنفس کنه, مغزش چیزهای عجیب و غریب میبینه. این اشخاص که تعدادشون به 5 تا هم نمیرسه در غاز زندگی میکردن که مدام در حال تنفس چنین گازهایی بودن. بعد از مدتی تصمیم گرفتن که افکارشون رو جایی ثبت کنن که امروز به دست ما رسیده و مارو از اتفاقاتی که 1000 سال بعد از زندگی اونها افتاده با خبر میکنه.
در فرهنگ چینی ها مانند فرهنگ ما ایرانیها فال وجود داره (مثل فال حافظ). با این تفاوت که اونا به جای اشعار از شکل استفاده میکنن. اونا 4 تا سکه دارن. اونا رو 6 بار مثل تاس پرتاب میکنن و شکلش رو روی یک ورق میکشن. بعد شکل بدست اومده رو با اشکالی که توی کتابشون وجود داره تطبیق میدن تا معنی رو پیدا کنن. شخصی به نام "ترنس مکنا" این کتاب رو بر روی یک نمودار رسم کرد و اتفاقی پی به یک الگویی در اون برد. که تمام اتفاقات مهم این قر ن و قرن گذشته در قسمت ماکسیمم نمودار قر ار دارن مثل روز 11 سپتامبر. جالب اینجاست که این نمودار در روز 21 دسامبر 2012 تموم میشه.
در تاریخ باستان روم تقویم بسیار دقیقی وجود داره که در آن زمان مردم از اون استفاده میکردن و حتی با استفاده از اون پیشگویی میکردن. اتفاقا این تقویم یاستانی هم در روز 21 دسامبر 2012 تموم میشه و ادامه نداره.
در سال 1990 برنامه نویسان برنامه کامپیوتری را توسعه دادن به نام "Web.bot".این برنامه برای توسعه دادن و افزایش سهام شرکتها بود بدین طریق که با جستجو کردن کل وب سهام اینده رو پیش بینی میکرد. اما بعد از مدتی برنامه نویسان متوجه شدن که این برنامه چیزی بیشتر از سهام رو پیش بینی مینه. این برنامه به طور نا واضح واقعه 11 سپتامبر و واقعه خاموشی کامل که در سال 2003 در آمریکای شمالی رخ داد رو پیشبینی کرد. بر طبق این برنامه سال 2012 همه چیز نابود میشه و از هم متلاشی میشه.
ناسا موفق به کشف سیاره ای شده به نام "Nibiru" که در یک مدار عظیم به دور منطومه شمسی میچرخه و اندازش یک چهارم زمینه. این سیاره در 21 دسامبر سال 2012 با زمین برخورد میکنه و یک انفجار عظیم به وجود میاره. به طوری که در تمام دنیا آبهای اقیانوسها باعث خرابی کامل میشن(Tsunami) و زمین لرزه ای بسیار عظیم همه چیز رو در هم میکوبه و حیات روی زمین به پایان میرسه.
نظریه دیگری هست که راجع به جا به جا شدن قطبهای شمالی و جنوبی زمین صحبت میکنه (Polar Shift). این نظریه که به طور علمی ثابت شده (انیشتین) بیان میکنه که حدودا در هر 25000 سال قطبهای مثبت و منفی زمین در طی چند روز جابه جا میشن و زمین زندگی جدیدی رو شروع میکنه. بر طبق این نظریه زمین در دسامبر 2012 این واقعه را بعد 25000 سال دوباره تجربه میکنه, 2/3 حیات از بین میره و زمین با شکلی جدید و با 1/3 حیات باقیمانده زندگی و دوران جدیدی رو شروع میکنه.
+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 18:51 |

     رابطه بین گسترش بیماریهای ویروسی و گرمای زمین
  

 براساس تحقيقات جديد محققان دانشگاه «بلژيک»، مشخص شد که ميان گسترش بيماري‌هاي ويروسي و افزايش گرماي زمين رابطه مستقيمي وجود دارد.

به گزارش ايرسا به نقل از پايگاه اينترنتي ساينس‌ديلي، دکتر «يان کلمنت»، يکي از محققان دپارتمان ميکروبيلوژي و ايمن‌شناسي دستگاه بدن انسان از دانشگاه بلژيک که همراه با يک گروه پژوهشي بر روي پديده گرماي زمين و رابطه آن با افزايش بيماري‌هاي ويروسي و ميکروبي مطالعه مي‌کند، براين عقيده است که ميان اين دو عامل، رابطه‌اي بسيار مستقيم وجود دارد؛ به طوري که اگر دماي يک بخش از کره زمين در يک فصل يا ماه سال افزايش يابد، در همان منطقه شاهد افزايش بيماري‌هاي واگير‌دار و ويروسي خواهيم بود.

اين پژوهشگر بلژيکي طي مطالعات خود به اين نتيجه دست يافت که به علت افزايش دماي کره زمين که سبب از ميان رفتن منابع آبي و گياهي مي‌شود، بيماري‌هاي ميکروبي و ويروسي در ميان مردمان نواحي مختلف زمين شيوع بيشتري يافته و افزايش پيدا مي‌کند.

بر طبق گزارشات و مستندات موجود، يک نوع بيماري ويروسي که در اکثر نواحي کره زمين به ويژه در مناطق سردسير شيوع يافته، با نام علمي «نفروپاتيا اپيدميکا» شناخته شده است و به کليه‌ها و ديگر دستگاه‌هاي حياتي بدن، صدمات جبران‌ناپذيري وارد مي‌کند، پيش از سال‌هاي دهه 1990 ميلادي شيوع يافته بود که علت شيوع و گشترش آن، افزايش دما در مناطقي نظير فرانسه، آلمان، هلند، روسيه و لوگزامبورگ اعلام شده است؛ چرا‌که اين کشورها عموما داراي دمايي متعادل بوده و افزايش دما و گرماي کره زمين براي آن‌ها گران تمام شد.

دکتر «کلمنت» در ادامه افزود: گسترش بيماري‌هاي ويروسي در کشور‌هاي جهان با افزايش دما در ماه‌هاي تابستان و پاييز رابطه‌اي بسيار نزديک و متقابل دارد؛ به گونه‌اي که اگر اين روند صعودي در افزايش گرماي کره زمين با همين شدت بالا رود، ساکنان اين کره خاکي، هر روز را بيمار خواهند بود.

وي در ادامه بيان کرد: افزايش گرماي کره زمين بر منابع آبي اين کره اثر نامطلوب گذاشته و باعث رشد ويروس‌ها و باکتري‌هاي مخرب درون منابع آبي جاري و زيرزميني شده و مردم را به شدت بيمار مي‌کند.

اين درحالي است که براساس مطالعات صورت گرفته توسط اين محققان، افزايش گرماي کره زمين، باعث پديد آمدن جوي غبار‌آلود در اطراف کره زمين شده و اگر افزايش اين غبارات روندي صعودي داشته باشد، طولي نخواهد کشيد که جانداران کره زمين با مرگ دلخراشي مواجه مي‌شوند.
 
 


افزايش ورود مواد راديواكتيو در جو،‌ بر افزايش گرماي زمين اثر مي‌گذارد   
?? دي ???? 
 براساس تحقيقات اخير محققان دانشگاه «فلوريدا» در امريكا،‌ افزايش ورود مواد راديواكتيو به داخل جو سبب افزايش گرماي كره زمين خواهد شد.
‌به نقل از شبكه خبري بي‌بي‌سي، در گذشته محققان به اين نكته اشاره مي‌كردند كه ورود مواد راديواكتيو به داخل منابع آبي،‌ سبب آلوده شدن جانداران دريايي شده و به همين دليل مصرف آبزيان به ويژه ماهي‌ها را به شدت منع مي‌كردند؛ ‌چراكه با خوردن آبزيان، راديواكتيو مستقيما وارد بدن انسان‌ها مي‌شد. اما تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه علاوه بر اينكه اين مواد براي انسان‌ها مضر بوده و سبب بروز سرطان‌هاي بدخيم مي‌شود،‌ يكي از عوامل افزايش گرماي كره زمين نيز بشمار مي‌رود.
«سو ناتالي»،‌ يكي از محققان جو‌شناس دانشگاه فلوريداي امريكا و يكي از همكاران اين پروژه تحقيقاتي،‌ در اين باره مي‌گويد: ورود مواد راديو‌اكتيو به داخل جو كه همراه با دي‌اكسيد‌كربن وارد خاك مي‌شود،‌ باعث افزايش گرماي كره زمين شده و اين روند را تا ?? درصد افزايش مي‌دهد.
وي افزود: نمونه‌هاي خاكي كه ما از مناطق مشكوك به راديواكتيو به دست آورده و مورد آزمايش قرار داده‌ايم، ‌به ما اين امكان را مي‌دهد كه به طور دقيق در مورد افزايش راديواكتيو در خاك مطالبي را در اختيار داشته باشيم؛ ‌چراكه خاك، ‌قابليت نگه‌داري و ذخيره ?? درصدي مواد راديواكتيو را در خود دارد و به همين دليل از منابع اصلي در پژوهش‌هاي جو‌شناسي و تغييرات زيست‌محيطي به شمار مي‌رود.
اين درحاليست كه امروزه،‌ انتشار جهاني راديواكتيو از ???? تن به ???? تن در سال رسيده و امكان افزايش روز افزون اين پديده به علت بروز تغييرات مختلف در اين كره خاكي وجود دارد.
دانشمندان، ‌يكي از عوامل افزايش ورود مواد راديواكتيو در جهان را فعاليت‌ها و فوران‌هاي آتشفشاني مي‌دانند؛‌ بطوريكه با هر فوران آتشفشاني، بيش از دو برابر يك كارخانه‌اي كه با سوخت‌هاي فسيلي نظير ذغال سنگ كار مي‌كند، راديواكتيو به جو زمين وارد مي‌شود.
هنگاميكه راديواكتيو وارد جو مي‌شود،‌ از راه باران به زمين بازگشته و تمامي موجودات ريز و درشت و ذره‌بيني موجود در زمين را آلوده مي‌كند. اين درحاليست كه مواد راديواكتيو به داخل آب اقيانوس‌ها، ‌درياها، ‌رودخانه‌ها و درياچه‌ها وارد شده و آبزيان را آلوده مي‌كنند؛ ‌از طرف ديگر،‌ اين مواد در درختان نيز وارد شده و گياهان را نيز آلوده به مواد راديواكتيو مي‌كنند، ‌در اين صورت هنگاميكه درختان به علت افزايش راديواكتيو از بين بروند،‌ ديگر درختي نمي‌ماند تا از تابش مستقيم نور خورشيد به زمين جلوگيري كند و دماي زمين افزايش مي‌يابد و زمين با گرماي بي سابقه‌اي روبرو خواهد شد.
اما محققان با اعمال روش‌هايي تا حدودي توانسته‌اند از افزايش گرماي كره زمين جلوگيري كنند؛ يكي از اين روش‌ها، ماليات بر كربن كارخانه‌ها و ديگري افزايش كاشت درختان در مناطقي با حجم بالاي راديواكتيو است، بطوريكه اگر يك سري از درختان نابود شدند، ‌نسل ديگري جايگزين آنها خواهد شد.
از طرف ديگر محققان علوم زيستي در تلاشند تا گونه‌هايي از درختان و گياهان را كه در مقابل مواد راديواكتيو مقاوم هستند،‌ شناسايي كرده و آنها را پرورش دهند. در غير اينصورت با افزايش حجم راديواكتيو و گازهاي گلخانه‌اي در جو،‌ احتمال افزايش روند گرم شدن كره زمين بسيار زياد خواهد بود. 
 

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 18:48 |
چند عکس از گرم شدن زمین و انقراض حیوانات

 

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 0:42 |

خرس قطبي چگونه جانوري است؟


خرس قطبي فقط در قطب شمال زندگي مي كند و بيشتر عمرش را روي يخهاي شناور مي گذراند. اين حيوان بزرگترين جانور گوشتخوار خشكي و بزرگترين عضو خانواده خرسهاست و با سرماي اقيانوس منجمد شمالي به خوبي سازگار شده است. اين حيوان بين 4 تا 8 سالگي بالغ و آماده توليد مثل مي شود و هر بار يك تا سه توله به دنيا مي آورد و 25 تا 30 سال عمر مي كند.

غذاي خرس را بيشتر ، خوكهاي دريايي تشكيل مي دهند. اما گاهي پستانداران ديگر، تخم پرندگان، لاشه هاي افتاده بر ساحل و سبزيها را نيز مي خورد. بويايي خرس قطبي بسيار قوي است به طوري كه مي تواند بوي لاشه نهنگ يا خوك مرده را از 30 كيلومتري احساس كند.

رنگ خرس قطبي ، سفيد شيري است و بيني و دهان و چشمانش سياه هستند. در يك روز آفتابي با يك دوربين معمولي از فاصله 10 كيلومتري مي توان بيني او را ديد و اگر او را در جايي غير از قطب نگهداري كنند، رنگ موهايش كم كم خاكستري مي شود.

 

خرس قطبي نرِ بالغ حدود 260 سانتيمتر قد و 450 كيلوگرم وزن، و ماده آن حدود دو متر قد و 250 كيلوگرم وزن دارد. جالب اين است كه توله ي او هنگام تولد چندان بزرگتر از يك موش صحرايي نيست و فقط حدود نيم كيلوگرم وزن دارد. توله هاي خرس قطبي دندان ندارند و پوستشان بدون مو است و به مراقبت مداوم مادرشان نيازمندند. آنها پس از سه ماه كه براي نخستين بار از لانه شان بيرون مي آيند حدود 13 كيلوگرم وزن پيدا كرده اند. شير خرس قطبي 9 برابر از شير گاو چربتر است و سبب رشد سريع توله ها مي شود.

خرس قطبي شناگر ماهري است و مي تواند با سرعت 10 كيلومتر در ساعت شنا كند. موهاي ميان تهي خرس قطبي او را در شنا كردن و همين طور در برابر سرماي قطب كمك مي كند. خرس قطبي در شكار خوك آبي مهارت خاصي دارد. او مي گردد و سوراخي را كه خوك براي رفتن به داخل آب روي يخ ايجاد كرده پيدا مي كند و بعد با حوصله منتظر مي ماند تا خوك براي نفس كشيدن به سوراخ برگردد . در اين موقع به راحتي او را شكار مي كند. لازم به ذكر است كه بوميان قطب شمال از پوست و گوشت خرس قطبي استفاده مي كنند

 

 


  • خرس‌هاي قطبي به خوردن يكديگر روي آورده‌اند
     
    تحقيقات دانشمندان آمريكايي و كانادايي نشان مي‌دهد، خرس‌هاي قطبي كه در اثر گرم شدن هوا و طولاني شدن فصل‌هاي گرم (بدون يخ) از غذاي طبيعي خود محروم مانده‌اند اكنون به خوردن يكديگر روي آورده‌اند.

به گزارش پايگاه اينترنتي خبرگزاري آسوشيتدپرس، در اين مطالعه دانشمندان سه نمونه خرس قطبي را كه از ژانويه تا آوريل ? ،?????در شمال آلاسكا و غرب كانادا طعمه يكديگر شده بودند، بررسي كردند.

يكي از اين موارد كشته شدن يك ماده خرس در غار بلافاصله پس از وضع حمل بوده است كه براي اولين بار گزارش مي‌شود.

غذاي اصلي خرس‌هاي قطبي فوك است. اين حيوانات از يخ دريا براي تغذيه، جفت‌گيري و زادوولد استفاده مي‌كنند.

خرس‌هاي قطبي براي تنظيم جمعيت، سلطه جويي و ازدياد نسل يكديگر را مي‌كشند. اما به گفته “استيون آمستراپ” نويسنده اين مطالعه از مركز علوم آلاسكا سازمان زمين شناسي آمريكا كشتن هم نوعان براي غذا در بين اين حيوانات كمتر رايج است.

دانشمندان در مدت ? ???سال تحقيق بر روي خرس‌هاي قطبي در منطقه جنوب درياي “بيوفورت” واقع در شمال آلاسكا و ? ???سال تحقيق در شمال غرب كانادا مواردي از تعقيب ، كشتار يا خوردن خرس قطبي به دست يكديگر را مشاهده نكرده‌اند.

طرفداران محيط زيست مي‌گويند ذوب يخ‌هاي قطبي در اثر گرم شدن هواي كره زمين نسل خرس‌هاي قطبي را تا قبل از پايان قرن حاضر منقرض خواهد كرد.

مركز تنوع زيست شناسي “جوشوا تري” در فوريه ? ،?????از دولت فدرال درخواست كرد خرس‌هاي قطبي را در فهرست گونه‌هاي در معرض خطر انقراض قرار دهد.

اين يافته‌ها تاثير زياد فرايند گرم شدن زمين بر خرس‌هاي قطبي را نشان مي‌دهد.

محققان اولين خرس كشته شده را در ژانويه ? ،?????كشف كردند. در اين حادثه يك خرس نر با هجوم به غاري يك خرس ماده را كشت و لاشه آن را ????? كيلومتر به دنبال خود كشيد و در آنجا قسمتي از لاشه حيوان را خورد.

در آوريل ? ?????دانشمندان با دنبال كردن رد پاي يك خرس قطبي به لاشه يك خرس ماده بزرگسال برخورد كردند كه قسمتي از آن خورده شده بود.

چند روز بعد نيز محققان كانادايي بقاياي خرس ديگري را پيدا كردند كه به دست يك خرس مهاجم كشته شده بود.

 

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/20 و ساعت 0:28 |
سلام

شما می توانید در این وبلاگ مطالب مربوط به بحث پایان یافتن دنیا در سال ۲۰۱۲ و نزاع اقلیمی را دنبال کنید و  و نظرات خود را در این مورد و تاپیک هایی که قرار می دهم بیان کنید

با تشکر

+ نوشته شده توسط خانم بزرگ در 88/09/19 و ساعت 21:23 |


Powered By
BLOGFA.COM